شاهین دادخواه: چرا داعش از سوریه راهی عراق شده؟

موضوع داعش در حال تبدیل شدن به یک تهدید برای کشورهای منطقه ای و حتی قدرت های جهانی است. تصادفی نیست که عده ای معتقد هستند ظهور تهدید داعش بهترین فرصت برای همکاری ایران و آمریکا در منطقه است. ظهور ناگهانی دولت اسلامی عراق و شام تحلیل انگیزه، اهداف این گروه وشیوه عملکرد آن را دشوار کرده است.

اولین پرسش این است که چرا داعش از سوریه راهی عراق شده ؟ در جواب میتوان به چند دلیل اشاراه کرد. – نخست آنکه با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سوریه موازنه قوا به نفع دولت بشار اسد تغییر کرد و امیدواری نسبت به موفقیت داعش و سایر گروههای اپوزسیون کمتر شد. در چنین شرایطی داعش در معرض فشار بود و برای رهایی از این فشار ونشان دادن اینه هم چنان یک آلترناتیو جدی برای آینده سوریه است ناگزیر از قدرت نمایی بود و برای این کار عراق بهترین مکان بود. آنهم در شرایطی که اختلافهات سیاسی و فرقه ای در این کشور دوباره اوج گرفته بود.

– دوم اینکه عملکرد ضعیف و البته افراطی داعش در سوریه باعث کاهش محبوبیت آن در بین مردم و نیروهای اپوزسیون شده بود و این کار باعث شده بود حمایت پیدا و پنهان غرب از این گروه کمتر شود. در چنین شرایطی داعش با حمله به عراق درصدد ارسال این پیام بود که اگر غرب و سایر کشورهای منطقه ای فشار جدی برای تغییر رژیم بشار اسد اعمال نکنند بحران سوریه میتواند به سایر کشورهای منطقه سرایت کرده و کل منطقه حساس خاورمیانه را ناآرام کند. پیام داعش این بود که اگر غرب تصمیم خود برای تغییر رژیم بشار اسد را عملی نکند بحران سوریه میتواند کل منطقه را ناامن کند.

-سومین نکته این است که داعش میخواهد بگوید در هر سناریویی در مورد آینده سوریه نمیتوان آن را حذف کرد.

اما اگر بخواهیم عملکرد داعش را در ارتباط با نیروهای منطقه ای وفرا منطقه ای بررسی کنیم میتوانیم این پرسش را مطرح کنیم که آمریکا و یا عربستان چه منافعی در حمایت از داعش میتواندند داشته باشد؟ یک فرضیه میگوید عربستان نگران تقویت هلال شیعی و قدرتمند تر شدن شیعیان در عراق است و حمایت ایران از شیعیان عراق نیز این نگرانی را دو چندان کرده است. البته واقعیت امر این است که نباید نقش سیاست های دولت احمدی نژاد را در بروز و ظهور وضعیت فعلی دست کم گرفت. روحانی در این زمینه هم از میراث قبلی ضرر کرده است. اقدامات نسنجیده برخی نهادهای موازی با وزارت خارجه در عراق زمینه ساز و تقویت کننده ایران هراسی در بین اهل سنت در خاورمیانه بوده است. این در حالی است که اصوا گرایان تندرو میخواهند به زور هم که شده سیاست ایران در عراق را نمونه موفقی از مدیریت اصول گرایان جلوه دهند. واقعیت امر گسترش ایران هراسی نه تنها در عراق بلکه در کل منطقه خاورمیانه است و داعش هم از این شرایط بهره برداری میکند. اقدامات تندروها در سوریه و برخی کشورهای دیگر هم مزید بر علت بوده است. ایران هراسی به قدری بوده است که حتی نوری مالکی در انتخابات پارلمانی هم کوشش کرد فاصله خود را با ایران حفظ کند. اکنون باید اصول گرایان پاسخ دهند در عراق چه سیاستی را تخاذ کرده اند که امروزه ماحصل آن شکل گیری یک ائتلاف ضد ایرانی در عراق بوده است ؟ این در حالی است که آنها هم چنان اصرار دارند که دولت روحانی در عراق دست آنها را باز بگذارد تا سیاست گذشته خود را ادامه دهند. روابط ایران با عربستان در دوران احمدی نژاد به قدری متشنج شد که هنوز درست نشده است. فراموش نکنیم برخی نزدیکان محمود احمدی نژاد دیدگاهی آخر الزمانی نسبت به مسایل داخلی عربستان داشتند که مانعی در راه بهبود روابط به شمار میرفت. نسبت دادن داعش به عربستان فارغ از صحت و سقم آن سرپوش گذاشتن بر اشتباهات اصولگرایان در سیاست خود در قبال عراق است. تبلیغات اصولگرایان در مورد حمایت آمریکا از داعش را نیز باید در همین راستا دید. آنها میخواهند با این کار زمینه همکاری احتمالی میان دو طرف در مورد داعش را به حداقل برسانند چون میدانند این همکاری به حل وفصل سریع تر مساله هسته ای ایران کمک کرده و موقعیت دولت روحانی را در داخل کشور تقویت خواهد نمود.

افراط گری داعش روی دیگر سکه افراط گرایی در کل منطقه و از جمله در داخل ایران است. امری که به ضرر نیروهای میانه رو طرفدار تغییر در منطقه است. هر چه داعش قوی تر شود جریان افراط گرا در منطقه گسترش بیشتری پیدا خواهد کرد و لذا در داخل ایران تندروها خیلی نگران قدرتمند تر شدن داعش نیستند. زیرا این اقدامات افراطی میتوانند توجیه کننده برخی سیاستهای گذشته آنها درمنطقه و ار جمله عراق باشد. بی دلیل نیست که آنها میگوشند داعش را مخالف شیعیان و نه برخی سیاستهای اصول گرایان تندرو تصویر کنند. در چنین شرایطی است که همه نیروهای میانه رو در منطقه اساس خطر کرده اند و به این باور رسیده اند که بدون همکاری یکدیگر نمیتوانند با این معضل کنار بیایند. امروز منطقه بیشتر از هر موقع دیگری از افراط گرایی ضرر کرده است.

اما پرسش این است که ایران و آمریکا میتوانند درعراق علیه داعش همکاری کنند؟ به نظر میرسد هر دو طرف تردیدهای جدی در این زمینه دارند. نخست اینکه این همکاری میتواند با مخالفت بخش قابل توجهی از عراقی ها مواجه شود که خواهان داشتن استقلال سیاسی اند. ایران و آمریکا هیچ کدام حاضر نیستند تصویر خود را در بین مردم عراق منفی تر کنند. مانع دوم این است که این همکاری احتمالی میتواند به حمایت شیعیان و مخالفتت با سنی ها تعبیر شود و این یعنی بدتر کردن شرایط موجود و تعمیق شکاف شیعه و شنی در عراق . چیزی که آمیکا و ایران تمایلی به تحقق آن ندارند. سوم آنکه حداقل طرف ایرانی خاطره خوشی از همکاری با آمریکا در مبارزه با تروریسم ندارد و لذا نسبت به عواقب این همکاری احتمالی بدبین است. چهارم اینکه همکاری آمریکا با ایران در عراق میتواند باعث تیرگی در روابط آمریکا با اعراب محافظه کار در مقطع فعلی شده به روی گرداندن آمریکا از اعراب تعبیر شود و این مطلوب واشنگتن نیست. به نظر میرسد که شرایط برای همکاری ایران و آمریکا علیه داعش در مقطع فعلی فراهم نیست. هرچند این امر نافی برخی همکاری های غیر نظامی نیست. ایران و آمریکا میتواندد تجارب خود را مشترکا در اختیار دولت عراق قرار دهند یا در راستای تشکیل یک دولت ملی فراگیر همکاری لازم را داشته باشند. آمریکا و ایران از تجزیه عراق سودی نمیبرند. ضمن اینکه شروع جنگ داخلی در عراق به نفع هیچ کدام نیست. بنابراین حتی اگر ایران و آمریکا بخواهند در موضوع داعش همکاری کنند این همکاری نه استراتژیک و بلند مدت بلکه تاکتیکی و کوتاه مدت خواهد بود. البته برخی ها در داخل ایران نگران آن هستند که ورود ایران به این همکاری منجر به گرفتار شدن ایران در دامی میشود که ممکن است آمریکایی ها پهن کرده باشند. کمااینکه ورود ایران به موضوع سوریه تا کنون به یک نتیجه روشن و قطعی در حمایت از اسد منجر نشده است.

ظهور داعش این واقعیت را بیش از پیش آشکار کرده است که غرب نباید نیروهای معتدل و طرفدار تغییرات دموکراتیک در منطقه خاورمیانه را تضعیف کند. اختلاف و کشمکش میان نیروهای میانه رو و تندرو در منطقه بسیار عمیق و جدی است و غرب نمیتواند در این کشمکش بی تفاوت باشد و یا با اتخاذ برخی سیاست ها نیروهای میانه رو را تضعیف کند. سیاستی که در دوران جرج بوش پسر اتخاذ شد و باعث تضعیف اصلاح طلبان و تقویت تندروها در داخل ایران شد.از این نظر غرب اکنون در یک موقعیت حساس قرار گرفته است و نمی تواند همه نیروهای اسلام گرا را مخالف دموکراسی تلقی کند. کم هزینه ترین شیوه برای ایجاد تغییرات این است که نیروهای میانه رو بتوانند خود را تقویت کنند و این مستلزم آن است که غرب از دولت هایی که مخالف نیروهای میانه رو هستند حمایت نکند و اجازه دهد این نیروها فارغ از فشار غرب استراتژی خود را پیش ببرند. البته غرب باید تاحد امکان از اتخاذ معیارهای دوگانه خودداری کند.

شاهین دادخواه
زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین
مشاور پیشین شورایعالی امنیت ملی به ریاست حسن روحانی
عضو سابق تیم مذاکره کننده هسته ای در دولت اصلاحات

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.