افزایش ۲۵درصدی هزینه خانوار در سال ۹۲

یکشنبه, 22ام تیر, 1393
اندازه قلم متن

maskan

مسکن و گوشت، پرهزینه‌های سبد معیشت

شرق: جدیدترین گزارش مرکز آمار حکایت از آن دارد که هزینه یک خانوار شهری در سال ۹۲ نسبت به سال ۹۱ حدود ۲۵درصد و هزینه‌های خانوار روستایی ۸/۱۹درصد افزایش یافته است. در کنار افزایش هزینه‌ها، در بین خانوارهای شهری درآمد حدود ۲۲درصد و در خانوارهای روستایی ۴/۱۹درصد افزایش داشته است؛ آماری بسیار کلی که کارشناسان معتقدند چندان قابل‌اتکا نیست و احتمالا تنها نشان می‌دهد هزینه‌ها تفاوت چندانی با درآمدها ندارد. اما بخش دیگر گزارش این موضوع را رد می‌کند. آن‌هم توجه به هزینه خوراک افراد و سهم بالای آن در سبد هزینه‌های خانوار است. در شهر ۲۱درصد هزینه خانوار خوراک است و در روستا ۴۵درصد که این آمار بیانگر افزایش سهم خوراک در سبد هزینه خانوار است و نشان از فقیرترشدن خانوارها دارد. اما نکته قابل‌توجه این است که بر اساس این گزارش هم در شهر و هم در روستا، مسکن پرهزینه‌ترین قلم هزینه‌های غیرخوراکی است. اما در شهر گوشت بیشترین سهم را در سبد هزینه‌های خانوار دارد و در روستا آرد و غلات.

مرکز آمار ایران در جدیدترین گزارش خود متوسط هزینه و درآمد سالانه یک خانوار شهری و روستایی در سال ۹۲ را اعلام کرد که بر اساس آن، متوسط هزینه ماهانه خانوار شهری حدود یک‌میلیون‌و۷۱۷هزارتومان و درآمد خانوار شهری حدود یک‌میلیون‌و۷۰۳هزارتومان شده است. به عبارت دیگر یک خانوار شهری در سال ۹۲ حدود ۲۰میلیون‌و۶۰۰هزارتومان هزینه دارد و ۲۰میلیون‌و۴۰۰هزارتومان درآمد. با این تفاسیر با تکیه بر گزارش مرکز آمار به‌طور متوسط هزینه یک خانوار شهری تنها ۲۰۰هزارتومان کمتر از درآمد است. این در حالی است که آمارهای کارشناسان بیانگر شکاف و فاصله بسیار بیشتری میان هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی است.

خوراک و مسکن، اقلام پرهزینه شهری

موضوع دیگری که در این گزارش به آن اشاره شده این است که از کل هزینه سالانه خانوار شهری ۷/۲۶درصد یعنی حدود ۵۴میلیون‌و۹۳۴هزارریال مربوط به هزینه‌های خوراکی و دخانی است و ۳/۷۳درصد هزینه‌ها معادل ۱۵۱میلیون‌و۱۰۰هزارریال مربوط به هزینه‌های غیرخوراکی بوده است. جالب این است که در بین هزینه‌های خوراکی و دخانی، گوشت ۹/۲۱درصد رقم هزینه‌ها را به خود اختصاص داده و در بین هزینه‌های غیرخوراکی بیشترین سهم با ۲/۴۵درصد مربوط به مسکن بوده است. همچنین گزارش مرکز آمار ایران حاکی از آن است که متوسط درآمد اظهارشده سالانه یک خانوار شهری ۲۰۴ میلیون‌ و ۴۱۰ هزار ریال بوده که نسبت به سال قبل، ۲/۲۲درصد افزایش داشته است. منابع تامین درآمد خانوارهای شهری نشان می‌دهد که ۹/۲۹درصد درآمد از مشاغل مزد و حقوق‌بگیری، ۶/۱۶درصد از مشاغل آزاد کشاورزی و غیرکشاورزی و ۵/۵۳درصد از محل درآمدهای متفرقه خانوار تامین شده است.

مسکن و آرد اقلام پرهزینه روستایی

در همین حال، متوسط کل هزینه خالص سالانه یک خانوار روستایی ۱۲۹میلیون‌و۶۱۰هزارریال بوده است که نسبت به سال قبل ۸/۱۹درصد افزایش نشان می‌دهد. از کل هزینه سالانه خانوار روستایی ۵۶میلیون‌و۱۰۳هزار‌ریال با سهم ۳/۴۳درصد مربوط به هزینه‌های خوراکی و دخانی و ۷۳میلیون‌و۵۰۷هزارریال با سهم ۷/۵۶درصد مربوط به هزینه‌های غیرخوراکی بوده است. در بین هزینه‌های خوراکی و دخانی، بیشترین سهم با ۸/۲۴درصد مربوط به هزینه آرد، رشته، غلات، نان و فرآورده‌های آن و در بین هزینه‌های غیرخوراکی، بیشترین سهم با ۷/۲۷درصد مربوط به مسکن بوده است. متوسط درآمد اظهار شده سالانه یک خانوار روستایی ۱۲۰میلیون‌و۹۵۵هزارریال بوده که نسبت به سال قبل، ۴/۱۹درصد افزایش داشته است. منابع تامین درآمد خانوارهای روستایی نشان می‌دهد که ۴/۲۷درصد از مشاغل مزد و حقوق‌بگیری، ۳/۲۹درصد از مشاغل آزاد کشاورزی و غیرکشاورزی و ۳/۴۳درصد از محل درآمدهای متفرقه خانوار تامین شده است. بر اساس نتایج طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوار سال ۱۳۹۲، ضریب جینی در مناطق شهری ۳۵۱۳/۰، در مناطق روستایی ۳۲۴۳/۰و در کل کشور ۳۶۵۰/۰است.

طبقه متوسط فقیر شده، روستایی‌ها فقیرتر

حسین راغفر . اقتصاددان

متوسط هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی مدت‌هاست که توسط مرکز آمار اعلام می‌شود اما چند نکته اصلی در مورد این آمار قابل‌ذکر است. اولین و مهم‌ترین نکته این است که این آمار مرکز و محل استناد نیست. در این آمار به میانگین هزینه و درآمد کل جامعه استناد شده است. در یک جامعه ناهمگون مانند ایران که هر بخشی از آن از نظر توسعه‌یافتگی با بخش دیگر متفاوت است نمی‌توان میانگین محاسبات را مبنا قرار داد چون در این حالت بخش بسیار زیادی از اطلاعات از بین می‌رود و نادیده گرفته می‌شود. ما تعداد بسیاری شهر کوچک داریم با جمعیت چندهزارنفری و در مقابل کلانشهرهایی با جمعیت چندمیلیونی داریم که هزینه‌های زندگی در آن به‌شدت متغیر است. دستمزدها در نواحی مختلف متفاوت است. بر این اساس اعلام میانگینی از هزینه‌ها و درآمدها هیچ تصویری از جامعه ایران به دست نمی‌دهد. از طرفی اصلا مشخص نیست که این هزینه و درآمد برای یک خانوار چندنفره است. این آمار حتی در تعیین خط فقر هم موثر نیست. چون ما دارای یک خط ملی فقر نیستیم و این خط در مناطق مختلف بسیار متفاوت است. از طرفی مبنای محاسبه درآمد طرح خوداظهاری است که در روش خوداظهاری انصراف یارانه، حدود ۹۰درصد جامعه اعلام کردند درآمد ماهانه‌شان زیر یک‌میلیون تومان است. پس چگونه اکنون متوسط درآمد حدود یک‌میلیون‌و۷۰۰هزارتومان عنوان شده است. یا این‌ آمار اشتباه است یا آن آمار.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.