جبهه ملی ایران بمناسبت ۱۴ اسفند: مصدق نمادی از آزادی و استقلال ایران

دکتر محمد مصدق نخست وزیر ملی و محبوب ایران، پس از کودتای ننگین و بیگانه ساخته ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به محاکمه کشیده شد و به زندان افتاد و تا پایان عمر، در حبس خانگی به سر برد و سرانجام در روز ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در سن ۸۴ سالگی چشم از جهان فروبست. او در سراسر زندگی خود در راه آزادی و استقلال ایران مبارزه کرد و در طی سال ها مبارزه خود از هیچگونه تلاش و کوششی در راه آرمان های آزادیخواهانه و استقلال طلبانه خود باز نه ایستاد و بارها تاحد نثار کردن جان خود پیش رفت. و به همین جهت دکتر مصدق به حق نمادی از آزادی و استقلال ایران شناخته میشود.

او در آبان ماه ۱۳۲۸ برای نیل به اهداف والای خود سازمان جبهه ملی ایران را بنیان گذاشت و با مبارزه ای که برای تحقق انتخابات آزاد آغاز کرد، توانست به همراه چند تن از یارانش به مجلس شانزدهم شورای ملی راه یابد و در همان مجلس بود که با تلاشی سخت و نفس گیر موفق شد قانون ملی شدن نفت را به تصویب برساند. او در اردیبهشت ۱۳۳۰ وقتی برای اجرای قانون ملی شدن نفت پست نخست وزیری را قبول کرد، برنامه دولت خود را در دو جمله خلاصه نمود اول اجرای قانون ملی شدن نفت و دوم اصلاح قانون انتخابات. او باکمال هوشیاری و خردمندی اهداف استقلال طلبانه و آزادیخواهانه خود را در همین دو ماده برنامه دولت ملی گنجانید.

او با اجرای قانون ملی شدن نفت میخواست بساط استعمار مکار انگلیس را که در تمام شئون کشور ما پنجه انداخته بود برچیند و استقلال از بین رفته ایران را بازسازی کند و با اصلاح قانون انتخابات در صدد بود که از اعمال نفوذ بیگانگان و ایادی داخلی آنها در امر انتخابات جلوگیری نموده و از طریق انتخابات آزاد حاکمیت ملی مردم ایران را محقق سازد. راستی و صداقت، فداکاری و شجاعت، ادب و نزاکت، پاک دستی وامانت، پایبندی به قانون وعدالت، اعتقادعمیق به آزادی واستقلال، ساده زیستی و دوری جستن از خودنمائی و خودمحوری از مشخصات بارز شخصیت مصدق بود و او با این ویژگی ها و طرز تفکر، مکتبی را ابداع کرد که باید از آن به عنوان مکتب مصدق نام برد. آموزه های این مکتب باید برای پیروان واقعی این بزرگ مرد تاریخ ایران الگوی رفتارها و کردارها باشد.

جبهه ملی ایران چهل و هشتمین سالگرد درگذشت دکتر محمد مصدق را گرامی میدارد. و تاسف شدید خود را از عملکرد حاکمیت جمهوری اسلامی نسبت به در حصر نگاهداشتن آرامگاه دکتر مصدق و جلوگیری از حضور مردم بر سر مزار او در سالروز درگذشت آن مرد بزرگ ابراز می نماید. حاکمیت جمهوری اسلامی که همواره در صحنه بین المللی، آمریکا را به علت دخالت در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ و برکناری دولت ملی مصدق مورد سرزنش قرار داده و محکوم میکند، هیچگاه توضیح نمیدهد که چرادر داخل کشور از ادای احترام ملت نسبت به این نماد آزادی واستقلال ایران ممانعت به عمل می آورد و چرا پیروان و معتقدان به راه مصدق را زیر سنگین ترین فشارها و تهاجمات و محدودیت ها قرار میدهد؟

تــهران – جــبـهه ملـــی ایـــران
چهاردهم اسفند ۱۳۹۳

توسط -

سایت ملیون ایران در تاریخ

5 دیدگاه

  1. نویسنده این بیانیه به جاى ابراز تاسف از درگذشت مصدق ،،سالروز مرگ پیشواى نهضت ملى را گرامى داشته است !!!!!

    1. گرامی داشتن به معنی محترم دانستن وحرمت گذاشتن است ودرمورد روزجشن ویا روز درگذشت یک شخصیت مورد احترام ومورد علاقه به کارمیرود.
      کاربر سایت ملیون ایران

    2. برای آشنایی شما با احترام از لغت نامه های مختلف گرامی داشتن یک رویداد را برای شما و سایرین توضیح می دهم:
      در فرهنک لغت عمید:
      گرامی شمردن: (مصدر متعدی) عزیز شمردن؛ محترم دانستن
      گرامی داشتن: (مصدر متعدی) عزیز داشتن؛ محترم داشتن
      در فرهنگ لغت دهخدا:
      گرامی شمردن: (مص مرکب ) عزیز شمردن . عزیز داشتن
      در فرهنگ فارسی معین:
      (مص م .) عزیز داشتن ، محترم داشتن

      اما در خصوص واژه گرامی

      در فرهنگ لغت عمید گرامی به معنی: عزیز؛ مکرم؛ محترم؛ ارجمند است.
      در فرهنگ فارسی معین گرامی به معنی: عزیز، محبوب ، مکرم ، بزرگ است.
      در لغت نامه دهخدا:
      گرامی . [گ ِ ] (ص ) در پهلوی گرامیک از گرام . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). عزیز. مکرم و محبوب و بزرگ . (برهان ) (آنندراج ) (جهانگیری ). نیازی . کریم . نجیب . معزز. مکرم : اکرام ؛ گرامی کردن . (زوزنی ). فخم ؛ مرد بزرگ قدر و گرامی . انجاب ؛ گرامی گردیدن و فرزندان گرامی آوردن . نجیب ؛ گرامی گوهر. ماجد؛ بزرگوار و گرامی . تهشیم ؛ گرامی کردن و بزرگ داشتن . (منتهی الارب ). گرامی در پهلوی گرامیک بمعنی ارجمند و محترم و در کارنامه ٔ اردشیرو مینوخرت استعمال شده ، و این واژه از ریشه ٔ گر اوستایی به معنی پرستش و تقدیس و احترام آمده است و ایک در پهلوی علامت نسبت است .

      و در خصوص اصطلاح گرامی داشتن در فرهنگ دهخدا آمده است:
      گرامی داشتن . [ گ ِ ت َ ] (مص مرکب ) عزیز داشتن . بزرگ داشتن . محترم داشتن . تکریم . اکرام . (ترجمان القرآن ). تبجیل . (دهار). اعزاز. (منتهی الارب ) :
      گرد کردند و گرامی داشتند
      تا به سنگ اندر همی بنگاشتند

      متن زیر از ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی است:
      خدای تعالی ، پیغمبران گرامی را به هجرت مبتلا کرد و از خان و مان گریختند.

      پس سالروز درگذشت بزرگ مردی را گرامی داشتن به هیچ وجه نشان خرسندی و شادی از مرگ نیست بلکه به معنی بزرگداشتن و محترم داشتن آن است.
      بنابراین شایسته است بدون مطالعه سخن نگوییم و از هول عقرب جراره در چاه ویل نیافتیم!

  2. مرگ ضایعه ى تاسف بارى است که وقوعش سوگوارى مى طلبدو نه بزرگ داشت . وگرامى صفتى است که از واژه گرامیک پهلوى گرفته شده ومعنى تجلیل وتبجیل ونکو داشت مى دهد ودر فرهنگ دهخدا که به همت ادیب آزاده بالاستحقاق زنده یاد علامه دهخدا تدوین یافته و خوشبختانه به عنوان مرجعى معتبر در دسترس همگان است ،نمونه هاى مورد استعمال وموارد کاربرد واژه گرامى در نظم ونثر فارسى با شواهد مثال متعدد مندرج است ،ودر هیچ یک از موارد مورد اشاره مرگ را گرامى
    نداشته است . از موارد مورد مثال او دو بیت زیر است .
    از تواضع گرامیت سازند وز تکبر به خاکت اندازند
    تواضع مر ترا دارد گرامى زکبر آید بدى در نیک نامى

  3. پرگوبیهوده گوست ،نیازى به این شرح مفصل بى حاصل وشواهد مثال نافى مقصود نبود . اگر به جاى این سیر وسیاحت لغوى لجوجانه به توضیح قبلى از سر دقت توجه شده بود ،دیده مى شد ،در چند کلمه به اختصار یاد آور شده ام ،که واژه
    گرامى به معنى بزرگداشت وتجلیل وتبجیل ونکو داشت است ،ولى ضایعه مرگ وسالروز وتجدید خاطره اش چنانکه جمهور اهل عالم واقف اند واقعه اى نیست که وقوع حزن انگیزش هیچ، خردمندى را به تجلیل وتبجیل وبزرگداشت ونکو داشت وادارد .از این رو لجاج در به کار بردن واژه اى در معنایى که براى آن وضع نشده و جا انداختن معناى مغایرش امرى نادرست ونامیسر است .که بیش از آنکه جنبه نو آورى وابتکار نویسندگى داشته باشد ،جنبه اخلال در ساختار زبان فارسى وکوشش در جهت تسرى بى سوادى دارد ،وزیان اخلال در ساختار زبان فارسى که مهم ترین عامل همبستگى ملى ماست از ضرر اخلال در تمامیت ارضى کشور کمتر نیست . از این روست که پاسدارى از زبان فارسى ورعایت ظرائف دستورى ولغوى وحفظ ساختار نحوى اش ازاهم وظائف نیروهاى ملى است وجا دارد در جبهه ملى نیز که منادى نداى ملى گرایى است ،همان طور که در همه ممالک گیتى رسم است بیانیه ها وسخن رانى هاى سیاسى توسط کسانى نوشته شود که از دقت ادبى وتشخیص تاثیرات سیاسى وروانى نوشته هاى خود بى بهره نباشند وبا انتشار بیانیه هایى مغلوط ومشحون از لغزش هاى نگارشى موجبات وهن جبهه ملى ایران را فراهم نیاورند . در بیانیه فوق موارد نادرست زیر نیز دیده مى شود .
    ١- به محاکمه کشیده شد به جاى محاکمه شد .
    ٢-محاکمه نمود به جاى محاکمه کرد
    ٣- با تلاشى نفس گیرموفق شد قانون ملى شدن نفت را به تصویب رساند به جاى با تلاشى خستگى ناپذیر موفق شد قانون ملى شدن نفت را با تصویب قوه مقننه اجرا کند
    ۴- برنامه خود را در دو جمله خلاصه نمود به جاى برنامه خود را در دوجمله خلاصه کرد
    ۵- بساط استعمار مکار انگلیس را که در تمام شئون کشور پنجه انداخته بودبرچیند .به جاى بساط استعمار مکار انگلیس را که در تمام شئون کشور سایه گسترده بود برچیند .
    ۶-تا حد نثار کردن جان خود پیش رفت . حدنثار کردن هنگامى است که کشته شدن به وقوع پیوسته باشد ، مانند دکتر فاطمى که تاحد نثار کردن جان خود پیش رفت ،در حالى که مصدق از سرطان دهان درگذشت . در این مورد نیز واژه نثار در معنى دقیق لغوى به کار نرفته است
    ٧-از هیچ کوششى باز نه ایستاد به جاى از هیچ کوششى باز نایستاد ، ب زینت و ن نفى باید متصل به فعل نوشته شود

    اگر این بیانیه توسط یکى از محرران دم دادگسترى نوشته شده بود ،به هیچ وجه با صرف وقت عزیز مصدع اوقات گرامى خوانندگان تارنماى ملیون ایران نمى شدم اما دریغم آمد که در نیک نام ترین تشکیلات سیاسى ایران که روزى در راس
    رهبرانش افرادى مانند دکتر صدیقى قرار داشتند که از شدت علاقه ودقت به ظرائف زبانى وبیانى نام جبهه ملى را با فتح
    جیم تلفظ مى کردند،امروز شاهد وناظر چنین بیانیه هایى باشیم که از سر بى دقتى نوشته مى شود وموجبات تاسف علاقه مندان زبان فارسى را فراهم مى آورد زبانى که سد سدید همبستگى ملى ماست ونثر فخیمش علاوه بر آنکه شیرازه بند کتاب فخر تاریخى ما به شمار مى رود ،هنگامى که بر نوک قلم هر یک از ما جارى مى شود رکن رکین شخصیت فردى مارا نشان مى دهد .
    در پایان لازم است به نویسنده محترم جوابیه نیز توصیه کنم من بعد علاوه بر دقت کردن هنگام خواندن اظهار نظرها ، نیفتیم را نیافتیم ،ننویسند بین نفى افتادن ویافتن تفاوت قائل شوند، واژه خرسندى را نیز در معناى عامیانه آن به کار نبرند وبدانند معنى قناعت مى دهد ونه شادى ،فرهنگ عمید را هم منبع پژوهش هاى لغوى خود قرار ندهند وگر نه هلیم را حلیم خواهند نوشت .

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.