وصیتتان را بکنید

لائیسیته نه نفی دین است و نه تحقیر مذهبیان. اگر شاهد بوده ایم که مردم در زمانی و در کشوری سر در پی روحانیت گذاشته اند، نه از سر جنون بوده و نه معلول بی خدایی، به دلیل ظلم و بعضاً فجایعی بوده که اینها مرتکب شده بوده اند

شیعه قرار نیست سنی بشود

اگر مقصود هماهنگ کردنش با دمکراسی باشد که بنا به ادعاها ظاهراً هست، با جدایی دو اقتدار سیاسی و مذهبی ممکن میگردد، نه با ادعای دمکراسی ساختن با اسلام که نهایت درجۀ اختلاط این دو اقتدار است

سوقات کلن

اگر بخواهیم حرف اساسی مصدقی ها، یعنی شاگردان مکتب مصدق را، به حد اعلی خلاصه کنیم، نوعی دمکراسی خواهی رادیکال خواهد بود

تقویت روحانیت لازمۀ جدایی است

روحانیت هیچگاه در برابر دستگاه دولت در موضع قدرت قرار نداشته و دخالتش در سیاست، به مقدار زیاد محض جبران ضعف سازماندهی انجام گشته است. پس باید پس از کوتاه کردن دستش از قدرت، این نقط ضعف معین و خاص را تقویت کرد

چرا جمهوری اسلامی قادر نیست از پیروزی های میدانیش بهره برداری بکند؟

قدرت جمهوری اسلامی محدود است. از بابت اقتصادی که سالهاست ایران متکی به درآمد نفت است و گرفتار آن. از دورۀ اقتصاد بدون نفت مصدق که بگذریم، همه مدعی رفتن به سوی این هدف شده اند، ولی کسی گامی در این راه برنداشته

چرا آمریکا دائم از جمهوری اسلامی شکست میخورد؟

آمریکا با سیاستهای نادرستش، بیشترین یاوری را به نظامی که چهل سال است که میخواهد از جا بکند، کرده است. اکنون به نظر میاید که از بابت نظامی هم به حد نهایی کارآیی خود رسیده است

عفو عمومی و عفو خصوصی

اصلاح طلبان و همهُ ساده لوحانی که دنبال خود راه انداخته اند، عادت دارند مردم را با استدلال بچگانهُ انتخاب بین بد و بدتر به سوی خود بکشند، باند خود را در جمهوری اسلامی تقویت کنند و البته به همان نسبت هم بر عمر نظام بیافزایند

به آن خنگی هم که میگویند نیستند

مثل همیشه، صحبت از این است که باید به که رأی داد و بخصوص به که نباید رأی داد و راه که را باید بست. به هر صورت، خالی بودن چنته از دستاورد، راهی جز همین استفاده از بغض معاویه باقی نمیگذارد

نبرد نمادها

نظام، از آبان تا اسفند، دلمشغول گردهمایی ایرانیان بر مزار کورش بود و در جستجوی چاره. بعد از این مدت، فکری کرد که نه بکر است و نه کارساز: دفن دو شهید گمنام در محوطهُ پاسارگاد

کیست وارث شیخ فضل الله؟

شیخ فضل الله که با پیروزی انقلاب مشروطیت و اعدام به جرم مخالفت با انقلاب مردمی و همراهی با محمدعلیشاه، از یادها رفته بود، با قدرتگیری خمینی، دوباره نام آور شد

همراه یا متحد یا حریف؟

اگر آزادیخواهان این بار هم، به جای تحلیل سرد موقعیت و عمل کردن با واقعبینی، باز طبق عادت، به خیالات آشتی و مدارای بی حساب، دل بدهند و نرمخویی را روش سیاسی بشمارند، بدترین رفتار را نه فقط در حق خانوادۀ سیاسی خود، بل در حق کشورشان ایران، پیشه کرده اند

سرشکن کردن خطا

حلقهُ پشیمانان که از حاشیهُ دایرهُ انقلابیان شروع شده، هر سال به مرکز آن نزدیکتر میشود و کسانی که اصلاً به آنها ظن انتقاد از خود نمیرفت، فوج فوج، به صرافت برائت از ذمه میافتند

این حرفها جواب نشد

مشکل کار جنبش سبز و کلاً اصلاح طلبان، در سیاست خارجی شان است که بارها به آن اشاره کرده ام. آنها، بر خلاف سیاست داخلی شان که به دلیل اصرار در حفظ نظام، اساساً با حرفهای اصولگرایان تفاوتی ندارد

آیا انقلاب بعدی ایران طبقاتی خواهد بود؟

بعید نیست که به محض شروع روند فروپاشی، خشونتی بسیار شدید، متوجه اشرافیت اسلامگرا بشود، در حدی که به انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب اکتبر، پهلو بزند

هر کتابی به یکبار خواندن نمیارزد

هر کتاب خوبی دیر یا زود قدر نویسندۀ خویش را به دیگران میشناساند و اگر هم در زمان حیات برایش نام و نانی به ارمغان نیاورد، پس از مرگ نامش را بر زبان و نانش را بر دامان دیگران میاندازد

مرد آزما

اگر از اکثر آنهایی که مترصدند هر چه زودتر از حوزۀ سیاست بیرونش بیاندازند، بپرسید که پیدایش این وضعیت زادۀ چیست، به احتمال قوی دو پاسخ خواهید گرفت: عیب از اسلام است که بین سیاست و دین تفکیک قائل نشده؛

چه کسی از دانشجویان میترسد؟

سالگرد ۱۶ آذر به برخی فرصت داده تا مانوری برای پس راندن دانشجویان از صحنهُ سیاست در پیش بگیرند، با تظاهر به خیرخواهی، با آشفته سازی گفتار تاریخی و طبعاً با استفاده از امکانات رسانه ای مافیای اصلاح طلبان در دو سوی مرز. سردمدارشان از کسانی است که کارنامهُ دانشجوییش به گروگانگیری ختم میشود

فساد از کی نهادینه شد؟

ظرف چهل سال گذشته، شاید این اول بار در عمر جمهوری اسلامی باشد که اخبار دزدی بر جنایت غالب شده است و این تصور را پیش آورده که تغییری اساسی در رفتار حکومت رخ داده. سؤالاتی از نوع «فساد چطور نهادینه شده» اخیراً رواج گرفته است. باید دید چطور

خط الماس

امروز کلمۀ فدرالیسم تبدیل به محوری شده برای تبلیغاتی که در نهایت تجزیۀ ایران را نشانه رفته است. گروه های چند نفره ای که خود را، بدون هیچ پشتوانه به غیر از کمکهایی که از دولتهای خارجی میگیرند، نماینده مردم این و آن منطقه قلمداد میکنند

دو کلمه

نبرد با اسلام ستیزی ارزانی هر کسی که دلبستۀ اسلام است، ولی نبرد با مسلمان ستیزی وظیفۀ همۀ ما و همۀ کسانی است که با تبعیض مخالفند و حاضرند در راه رفعش از خود مایه بگذارند

دولت فولکلوریک و مجلس فولکلوریک

پیدایش فراکسیون قومی، تمامی این ساختمانی را که مجلس و نمایندگی بر آن بنا شده است، متزلزل میکند. چون وحدت را از صورت یکپارچه به صورت سهامی درمیاورد. اینهایی که در چنین فراکسیونی جمع شده اند و ظاهراً خودشان هم نفهمیده اند چه کرده اند، پا در این راه گذاشته اند و آنی هم که به به کرده و گفته بقیه هم بازی، اصلاً نه میداند خودش کیست و نه میداند کجا دارد حرف میزند

از مجلس ملی به مجلس قومی

نه میان زمین و هوا. گرد آمدن در قالب ملت و برقراری آزادی توسط دولت ملی، ایدئولوژی نیست، خیلی اساسی تر از این حرفهاست، اینها شروط اصلی حیات آزاد در دنیای امروز است

آبی و قرمز

ظاهراً شباهت بیش از حد دو حزب و سیاستهایشان به یکدیگر، مردم آمریکا را به حدی به تنگ آورده است که حاضر شده اند خطر کنند و به نامزدی رأی بدهند که از او انتظار ایجاد بیشترین تغییرات میرود

جمهوری فرقه بازان

مشکل اصلی فرقه های متنوع در این است که نمیتوانند فقط با قبول جایی که برایشان تعیین گشته، همینطوری حرفشان را بزنند و کار خود را پیش ببرند. ارجاع اجباری به مذهب، خواه ناخواه محتاج روحانیتشان میکند

ولیعهد مخلوع و سلطنت طلبان جمهوریخواه

تا به حال جمهوریخواهان دائم به سلطنت طلبان یادآوری میکردند که برتری اصلی راه و روش آنها بر مخاطبانشان در این است که هر گاه از سوی کسی که به رهبری برگزیده اند، خطایی مشاهده کنند، میتوانند وی را کنار بگذارند و رهبری جدیدی برای خود انتخاب کنند، در صورتی که سلطنت طلبان قادر به این کار نیستند

چه کسی از مرگ رجوی میهراسد؟

اگر جسد رجوی به خاک هم سپرده شده باشد، از نظر ایدئولوژیک بر زمین مانده، زیرا راهی برای تبیین مرگ وی و آیینی برای معلق نگاه داشتنش بین هستی و نیستی پیدا نشده است