STANDPOINT  (Iran Dailey, Oct. 11, 2004, p2)

By: Kourosh Zaïm


The fuss about Iran's nuclear activities!


There is no doubt that the fuss about Iranian development of nuclear technology is mostly politically motivated. Our interest in learning the science and developing the technology is not new. It started way back in the 1960's when Iran first built the Amirabad reactor for research. An IAEA member from the beginning, Iran also   was a voluntary signer of the NPT in 1968, two years before it took effect.  

     People of Iran do not believe nuclear weapons will make them any safer. Using nuclear weapons in the dense and close quarters of the crowded Middle East is spitting upward, even if you could deliver it to target. The relatively minute radioactive fallout of the Chernobyl reactor reached south over a thousand kilometers contaminating our fields. Imagine what a bomb detonation closer by,   with hundreds of times more fallout, will do. Whatever the delivery system, it is also unlikely that it could pass the network of satellite detection and tracking defense systems installed by the superpowers. It will all be a waste of money and our scientists' valuable time. One must not pay much attention to the bullying of some misguided and unwise politicians who might insinuate threats just to feed their own ego. It's simple logic that you can never use a nuclear weapon without hurting yourself.

     The science and technology, though, is a different matter. No one has the right to deny a nation the right to learn and develop a certain branch of science. Nuclear science has only little to do with nuclear bombs, just like the science of chemistry has little to do with chemical weapons or blacksmithing with swords. You can always find evil uses for any technology. We have the right, and the duty, to develop nuclear technology to the fullest. A government ignoring this important technology, or   succumbing to pressure to stop doing so, betrays the nation and must be held accountable. 

     We also know that, according to IAEA reports, out of 181 members of NPT, some 54 countries have had violations of the protocol over the years, some more serious than those of Iran. No fuss has ever been made about any of those, except in the cases of Libya and North Korea.


Now, why Iran has been singled out to be the only problem child, it has to do with what the international community or, better said, the powerful members of the international community expect of us. The expectations, valid or not, have to do with our general behavior as a member of the international community and the developing global village, and with our unofficial foreign policy. Notwithstanding the quality and the time-logic of our foreign aims and wants, and whether they are targeted for local consumption or not, a sovereign country has the right to formulate its own norm of behavior so long as it is not in breach of its international commitments and does not adversely affect other sovereign states' national interests.

     Another reason for the international concern about Iran's nuclear program is the fear that the multiple centers of policy-making might increase the risk of the program going a different path than internationally acceptable.

     But, above all, I think that the bulk of the opposition to Iran's nuclear program, whether strictly peaceful or not, is due to the pressure from the United States,  which itself is under pressure for the fiasco in Iraq and the never-ending Palestinian crisis and the Israeli belligerency. The Americans think they can force Iran to make a deal on these issues. That is, help American policy in Iraq by not undermining the American-designed program for democratization, and not opposing or undermining the so-called "Road map", or what's left of it, for Palestine; all in return for easing of pressures on Iran on the nuclear issue by looking the other way.

     In response, I believe that Iran should steadfastly stand for and promote a world free of nuclear weapons. We should stand not just for non-proliferation of nuclear weapons, but for destruction of all nuclear weapons around the globe, and a new world treaty by which no country shall be permitted to use nuclear technology for weapons and offensive purposes. 


Sept. 29, 2004





ترجمه فارسي:


هياهو درباره فعاليت های هسته ای ايران

از: کورش زعيم


ترديدی نيست که هياهو درباره فعاليتهای ايران در تکنولوژی هسته اي، انگيزه سياسی دارد. علاقه ما به يادگيری دانش و برخورداری از تکنولوژی هسته ای چيز تازه ای نيست. فعاليتهای ايران در دهه 1960، هنگاميکه نخستين رآکتور پژوهشی در اميرآباد ساخته شد، آغاز گشت. ايران که از آغاز بنيانگذاری سازمان انرژی اتمی جهانی عضو آن شد، در سال 1968 هم که پيمان عدم گسترش (NPT)  مطرح شد، يعنی دو سال پيش از رسمی شدن آن، از امضاء کنندگان داوطلب آن بود.


مردم ايران معتقد نيستند که سلاح هسته ای به امنيت آنان خواهد افزود. کاربرد سلاحهای هسته ای در محيط پرجمعيت و متراکم خاورميانه مانند تف سربالاست، حتا اگر بتوان آنرا به هدف رسانيد. نشت به تناسب ناچيز راديواکتيويته رآکتور چرنوبيل از بيش از يکهزار کيلومتر فاصله به ما رسيد و کشتزارهای ما را آلوده کرد. تصور کنيد يک بمب هسته ای با اثرات صدها بار بيشتر که در نزديکی ما منفجر شود، چه خواهد کرد. هروسيله پرتابی هم که بکار ببريم، تصور نميرود بتواند ازچشم شبکه دفاعی آشکارسازی و رديابی ماهواره ای قدرتهای بزرگ پنهان بماند. بنابراين، چنين اقداماتی دورريختن سرمايه اين کشور و هدر دادن وقت گرانبهای دانشمندان ما خواهد بود. البته نبايد به سخنان کنايه آميز برخی سياستمردان گمراه و بی خرد توجهی کرد که با لحن تهديدآميز فقط نيازهای روانی خود را تغذيه می کنند. اين يک منطق ساده است که هيچ کس نمی تواند از سلاح هسته ای استفاده کند بدون اينکه بخودش آسيب برساند.


داشتن دانش و تکنولوژی هسته ای، مسئله ای جداگانه است. هيچکس حق ندارد يک ملت را ازحق آموختن وتوسعه شاخه ای از دانش محروم سازد. دانش هسته ای ارتباط کمی با بمب اتمی دارد، همانگونه که دانش شيمی ارتباط کمی با سلاحهای شيميايی دارد يا آهنگری با شمشير. هميشه می توان برای هر تکنولوژی کاربرد اهريمنی ايجاد کنيد. ماهم حق وهم وظيفه داريم که در تکنولوژی هسته ای تا حد ممکن آن پيشرفت کنيم. دولتی که از اين تکنولوژی مهم چشم پوشی کند يا تسليم فشارهای خارجی برای توقف آن شود به ملت خيانت کرده و بايد پاسخگو باشد.


ما همچنين می دانيم که، طبق گزارشهای سازمان انرژی اتمي، از 181 عضو سازمان حدود 54 عضو تا کنون مرتکب تخلفاتی شده اند که برخی از آنها مکرر و برخی حساس تر از تخلفات ايران بوده است. هيچ هياهويی تا کنون درباره اينها نشده، البته بجز درموارد ليبی و کره شمالي. حالا چرا ايران بعنوان يک بچه مسئله ساز انگشت نما شده، بايستی با آنچه جامعه جهاني، يا در واقع  اعضای قدرتمند جامعه جهاني، از ما انتظار دارند مرتبط باشد. اين انتظارات، چه موجه باشد و چه نباشد، با رفتار کلی ما به عنوان يک عضو جامعه بين المللی ودهکده جهانی درحال تکوين، وسياست خارجی غير رسمی ما، ارتباط دارد. درهرحال، صرفنظراز کيفيت ومنطق زمانی هدفها وخواستهای خارجی ما، واينکه آيا آنها صرفا برای خوراک داخلی ابراز می شوند يا نه، يک کشور مستقل حق دارد اصول رفتاری خود را تدوين کند تا جايی که در تخلف تعهدات بين المللی خود نباشد و به منافع کشورهای مستقل ديگر تاثير سوء نگذارد.


دليل ديگر نگرانی بين المللی درباره برنامه هسته ای ايران، ترس ازاينست که مراکز متعدد سياستگذاری ممکن است ريسک بيراهه رفتن برنامه را از آنچه برای جامعه جهانی پذيرفتنی باشد افزايش دهد.


ولي، بيش از همه چيز، من فکر می کنم که عمده مخالفت با برنامه هسته ای ايران، چه کاملا صلح آميز باشد يا نباشد، بعلت فشارهای امريکاست که خود بعلت خرابکاريهايش در عراق، بحران پايان نيافتنی فلسطين و ياغيگری اسراييل زير فشار است. آمريکا فکر می کنند که می تواند ايران را وادار به معامله روی اين مسايل کنند. به اين معنی که ايران بابرنامه ای که آمريکا برای دموکراتيزه کردن عراق  طراحی کرده ستيز نکند و با طرح "نقشه راه" صلح فلسطين، که ديگر چيزی از آن باقی نمانده مخالفت نکند؛ همه اينها در ازای کاهش فشار روی ايران و زير سبيلی در کردن مسئله هسته اي.


در پاسخ، عقيده دارم که ايران بايستی براين موضع سخت بايستد که همه جهان بايستی عاری از سلاحهای هسته ای باشد. ما همچنين بايد اعلام کنيم که ايران نه تنها پشتيبان پيمان عدم گسترش سلاحهای هسته ای و پروتکل الحاقی است، بلکه پيشنهاد می کند که همه سلاحهای هسته ای در سراسر جهان بايد نابود شوند. پيمان نوينی بايد تدوين و توسط همه کشورهای جهان امضاء شود که هيچ کشوری اجازه ندارد تکنولوژی هسته ای را برای توليد سلاح و هدفهای تهاجمی بکار برد.

(روزنامه ايران ديلي، 20 مهر 1383، ص2)