بازگشت به صفحه اول

 

 
 

بيانيه‌ي دو گروه فعال در حوزه‌ي ميراث فرهنگي خطاب به نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري

ديده بان يادگارهاي فرهنگي ايران: «به‌رغم اين‌که ميراث فرهنگي و طبيعي يکي از مهم‌ترين ثروت‌ها و دارايي‌هاي هر کشوري است و در دنياي جديد تلاش مي‌شود، اهميت و جايگاه واقعي آن شناخته شود و مورد استفاده قرار گيرد، در کشور ما مورد بي‌اعتنايي قرار گرفته است. متأسفانه در برنامه‌هاي نامزدهاي دهمين دوره رياست جمهوري نيز اين بي‌توجهي آشکارا به‌چشم مي‌خورد و از آنجا که خصوصا ميراث فرهنگي امري «بازگشت‌ناپذير» است، بيم آن مي‌رود، باز هم شاهد فرصت‌سوزي در اين حوزه باشيم. لذا انتظار مي‌رود، در تدوين برنامه‌هاي دولت آينده موارد زير مورد توجه و عنايت قرار گيرند:

1ـ ميراث فرهنگي ايران وضعي بحراني دارد. ادغام دو سازمان «ايران‌گردي و جهان‌گردي» و «صنايع دستي» با سازمان «ميراث فرهنگي» منجر به پديد آمدن سازماني نوظهور با نام «سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري» شده است که آسيب‌هاي آن در حوزه ميراث فرهنگي غيرقابل توصيف است. انتظار مي‌رود که «ميراث فرهنگي» به جايگاه واقعي خود بازگردد و عوارض منفي حوزه «گردشگري» که ماهيتي بازاري و پول‌محور دارد، از حوزه ميراث فرهنگي مرتفع گردد و از ادغام هر نوع سازمان يا مرکز جديد (هم‌چون حج و زيارت و ...) به اين مجموعه پرهيز شود.

2ـ تهديد برنامه‌هاي توسعه‌اي و عمراني از يک سو و ناکارآمدي گروه کثيري از مديران حوزه ميراث فرهنگي (که با نگاهي غيرکارشناسي و تخصصي از حوزه‌هايي غيرمرتبط منصوب شده‌اند) از جمله مهم‌ترين علل و عوامل وخيم شدن وضعيت ميراث فرهنگي چه در عرصه حفاظت و صيانت و چه پژوهش و آموزش بوده است. قويا خواستار انتصاب مديريت متخصص در حوزه ميراث فرهنگي هستيم که به جاي مسامحه‌کاري، متخصص، کارآشنا، آگاه و متعهد به قوانين و خلاق و پويا باشند.

نمونه آشکار اين مسامحه‌کاري را مي‌توان در رفتار بسياري از مديران رده‌بالاي اين سازمان چه در مرکز و چه در استان‌ها شاهد بود. براي مثال مي‌توان از عدم پي‌گيري پرونده عاملان واقعي نابودي آرامگاه‌هاي عيلامي در جوبجي رامهرمز و ساير محوطه‌هاي باستاني تخريب‌شده در اين شهرستان، تخريب‌کنندگان کتيبه خارک، عاملان به آب بستن منظر فرهنگي دره بُلاغي با آب‌گيري سد سيوند و مجريان احداث راه‌آهن اصفهان ـ شيراز که هستي مجموعه منحصربه‌فرد و جهاني نقش رستم را به خطر انداخت، ياد کرد. مسؤولان و آمران اين تخريب‌ها مصون از هر پي‌گردي و با توسل به پيشبرد برنامه‌هاي عمراني خودسرانه هرچه خواستند کردند و مي‌کنند! بر اين‌ها بايد ايجاد پل در برابر مجموعه باستاني اردشيرخوره (فيروزآباد)، عبور راه‌آهن اصفهان ـ بوشهر از تنگاب فيروزآباد، مصادره زمين‌هاي شهر و مجموعه باستاني ايوان کرخه (ايرانشهر شاهپور) و عاملان بي‌توجهي به تخريب و تسطيح شهر ساساني ـ اسلامي گُندي‌شاپور را هم افزود.

هم‌چنين بايد به سکوت معنادار «سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشور» و «وزارت امور خارجه» در قبال سرقت از مجموعه جهاني تخت جمشيد توسط کاردار سوم سفارت کره جنوبي و خدشه‌دار شدن غرور ملي ايرانيان در موضع‌گيري‌هاي مسؤولان اجرايي کشور در برابر زياده‌طلبي‌هاي کشورهاي سواحل جنوبي خليج فارس اشاره كرد. در همين راستاست که شهر بندري و مهم ساساني ـ اسلامي سيراف نيز در جريان بي‌توجهي مديريت کلان ميراث فرهنگي کشور در معرض نابودي و ويراني قرار دارد.

3ـ مديران ارشد سازمان ميراث فرهنگي در چند سال گذشته، همواره به نظرات کارشناسي چه کارشناسان درون اين سازمان و چه کارشناسان بيرون از سازمان بي‌توجه بوده‌اند و در بسياري از امور خود مستقلا تصميماتي گرفته‌اند که منجر به وارد آمدن آسيب‌هايي به ميراث فرهنگي و تاريخي کشور شده است. براي نمونه در طي يک سال گذشته به‌رغم نظرات کارشناسي درباره اين‌که ساخت هتل در عرصه مجموعه باستاني شوش در خوزستان منجر به نابودي آثار کهن و نيز پديد آمدن مشکلات جدي براي ثبت جهاني آن مي‌گردد، مديريت سازمان ميراث فرهنگي هم‌چنان بر اين اقدام نادرست تأکيد دارد و در راه اجراي آن مي‌کوشد.

هم‌چنين مديريت سازمان ميراث فرهنگي در موضوع فعاليت‌هاي عمراني و آسيب‌هاي ناشي از اجراي اين طرح‌ها بر پيکره ميراث فرهنگي و معنوي کشور در ارائه راهکارهاي مناسب و پاي فشردن بر آن‌ها و دفاع از حقوق فرهنگي و فکري و معنوي ملت ايران اهمال کرده است. براي مثال مي‌توان به غفلت از نقش تاريخي انديشمندان، عرفا و دانشمندان ايراني هم‌چون مولانا جلال‌الدين بلخي، بيروني، ابن سينا و ... در سطح جهاني اشاره کرد که در اثر ناکارآمدي و ناتواني مديريت کلان ميراث فرهنگي ما، به نام و کام ديگران معرفي و بهره‌برداري مي‌شوند. بايد به ماجراي تخريب ميراث ملموس خصوصا در مورد متروي اصفهان، قطار شهري اهواز، راه‌آهن اصفهان ـ بوشهر يا سدسازي‌هاي متعدد در نقاط مختلف کشور نيز اشاره کرد که منجر به نابودي ثروت‌هاي فرهنگي و معنوي ايرانيان شده است. در همين راستا، هيچ کوشش جدي‌اي براي جلوگيري از برخي آسيب‌هاي آشکار به محوطه‌هاي باستاني صورت نگرفته است. براي نمونه هيچ اقدام جدي‌اي براي توقف تبليغ و توزيع دستگاه‌هاي فلزياب انجام نمي‌گيرد و با عاملان آن‌ها برخورد قانوني نمي‌شود.

4ـ سازمان ميراث فرهنگي به رييسي کارآشنا و متخصص يا دست کم آشنا به مباحث اين حوزه نياز دارد، نه شخصيتي سياسي که پيوسته در محافل و برنامه‌هاي سياسي حضور داشته باشد و اظهار نظرهاي تند سياسي کند و امور مربوط به اين سازمان را به جانشيني واگذارد که نه از دانش کافي برخوردار است و نه نقدپذير است و همواره بر آن بوده که مسايل ميراث فرهنگي را به شيوه استبدادي و خودمحورانه حل و فصل كند؛ حکم به ممنوع‌المصاحبه شدن کارشناسان دهد و از هيچ اقدامي در راستاي «کنترل» کردن اخبار و جلوگيري از شفاف بودن فضاي اين حوزه فروگذار نکند.

در پايان اميدواريم در چهارسال آينده، وضعيت حفاظت و صيانت از ميراث فرهنگي و معنوي کشور بهبود يابد و از قابليت‌هاي تاريخي، فرهنگي و تمدني ايران براي حضور در صحنه‌هاي جهاني و رسيدن به استقلال فکري و فرهنگي به‌درستي استفاده شود.»

دیده بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران
اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویان باستان‌شناسی سراسر کشور

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به متفرقه