بازگشت به صفحه اول

 

 
 

هزینه‌های پنهان حوادث اخیر بیشتر از خسارات آشکار آن است

۲۱ تير ۱۳۸۸

در برخی اقشار خاص مانند طیف متدین شاهد ظهور شکاف در اعتماد و اعتقاد به شخصیت‌های موافق و مخالف سلامت انتخابات بودیم و به دلیل آن‌که اعتماد به این شخصیت‌ها، فراتر از پدیده‌ای سیاسی است و گاه جنبه دینی دارد، عملاً این اختلاف به بروز تناقض ذهنی یا واقعی میان دو یا چند عضو خانواده، همکار و دوست گردیده است

آينده نيوز: آسیب‌های واردشده به جامعه در حوادث اخیر، پیامدهایی دارد که خود را در درازمدت و به اشکال مختلف نشان خواهد داد و خسارت این پیامدها قطعاً بیشتر از ضایعات مالی و سیاسی حوادث بعد از انتخابات خواهد بود.

یک کارشناس حوزه اجتماعی در گفتگو با «آینده»، ضمن بیان مطلب فوق افزود: واقعیت این است که در حوادث اخیر علاوه بر وارد شدن آسیب جدی به اعتماد عمومی به حاکمیت، پیوندهای جاری در لایه‌های اجتماعی که موجب استحکام خانواده‌ها، اقوام، اقشار و طبقات فرهنگی می‌شد نیز به شدت آسیب دید و نتیجه این آسیب‌ها اگر چه در کوتاه‌مدت قابل رویت و اندازه گیری نیست، اما قطعاً در درازمدت صدمات جبران‌ناپذیری به قوام اجتماعی ایران خواهد زد.

این کارشناس افزود: ظاهر این حوادث اعتراض چند میلیونی به نتیجه انتخابات و ناآرامی‌های پراکنده خیابانی بود، اما باطن آن برهم خوردن توازن عقیدتی و آسیب دیدن پیوندهای اجتماعی بود.

وی توضیح داد: تنش ایجاد شده حاصل از سالم دانستن کامل انتخابات از سوی حکومت و باطل دانستن آن از سوی بخشی از جامعه و نخبگان، موجب شد تا این تضاد به درون ذهن، روابط خانوادگی و اقشار گوناگون کشیده شده و موجب ضربه خوردن پیوندهایی شود که به صورت سنتی قوام اجتماعی ایجاد می‌کردند.

این کارشناس در ادامه گفت: به طور مثال در برخی اقشار خاص مانند طیف متدین و معتقد به اصل نظام، شاهد ظهور شکاف در اعتماد و اعتقاد به شخصیت‌های موافق و مخالف سلامت انتخابات بودیم و به دلیل آن‌که اعتماد به این شخصیت‌ها، فراتر از پدیده‌ای سیاسی است و گاه جنبه دینی دارد، عملاً این اختلاف به بروز تناقض ذهنی یا واقعی میان دو یا چند عضو خانواده، همکار و دوست گردیده و عملاً بخشی از ساختار غیررسمی که موجب شکل‌دهی جامعه می‌گردد را متزلزل می‌کند.

وی خاطر نشان کرد: در صورتی که تدبیری جدی برای حل این مشکل ریشه‌ای اندیشیده نشود، به تدریج این شکاف موجب فروپاشی جامعه از درون می‌گردد و از این پس به جای درگیری قومی یا قشری، شاهد درگیری‌های مبتنی بر مراجع متضاد اجتماعی خواهیم بود.

وی ادامه داد: یکی از نمونه‌های بارز این تنش تشکل‌هایی مانند بسیج بود که تا پیش از این هویت اعتقادی و فرهنگی داشت، اما با سرایت تنش به داخل این مجموعه که ناشی از تضادهای جامعه و عملکرد این تشکل داشت بخش قابل توجهی از بدنه بسیج که با عملکرد فرماندهی و فضای قالب بر آن همراهی نداشتند، به سمت حذف و یا خروج از مجموعه پیش می‌روند و به جهت سوابق و پیوندهای عمیق فرهنگی، مذهبی و خانوادگی میان این افراد، بدنه باقیمانده را به سوی دوراهی تعصب و تزلزل سوق می‌دهد. و یا در حوزه روحانیت و مراجع دینی به جهت آن‌که بخش قابل توجهی از مراجع دینی، ‌روحانیون منتقد و اساتید اخلاق جامعه فضای موجود را تأیید نکرده و حتی به صورت تلویحی یا تصریحی به انتقاد از آن پرداختند، مقلدان و معتقدان به این چهره‌ها که عموماً ‌در بدنه وفادار به نظام در جامعه قرار دارند، دچار تناقض شده و بین دوراهی قطع ارتباط اعتقادی و فکری با این چهره‌ها و زیر سوال رفتن وفاداری خود به حاکمیت، دچار تردید می‌شوند.

این کارشناس توضیح داد: اگر تصور شود در این دوراهی، مثلاً دوطرف یک خانواده جوان، هر یک یکی از راه‌ها را برگزینند، دامنه این اختلاف به درون خانواده کشیده می‌شود و موجب درگیری روابط، استرس و تنش‌های عاطفی و حتی جدایی می‌شود.

وی در خاتمه گفت: به نظر می‌رسد مسئولان جامعه، رسانه ملی و طرفین دعوای سیاسی که خود بانیان اصلی این شکاف عمیق هستند، خود باید تدبیری برای ترمیم آن بیابند، وگرنه در درازمدت فراتر از مسایل سیاسی و حکومتی، این جامعه ایران است که هزینه سنگینی بابت آن خواهد پرداخت.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به متفرقه