سرمايه: محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام دیروز بیانیه ای خطاب به مردم گفت: «نباید کاری کنیم که عدالت در مقابل عدالت قرار گیرد. جمهوریت در مقابل اسلامیت نظام قرارگیرد. جمهوری اسلامی در مقابل آزادی قرار گیرد. نظام در مقابل انقلاب اسلامی قرار گیرد و ادامه انقلاب اسلامی در حصارهای سیاست زندانی شود و یا دینداری در مقابل اخلاق قرار داده شود. ادامه این وضعیت ما را به سوی فروپاشی می برد.»در قسمتی از این بیانیه آمده است: «اکنون که مبارزات انتخاباتی به پایان رسیده است، وظیفه خود می دانم که از مشارکت گسترده و تاریخی شما مردم ایران در تعیین سرنوشت خویش تشکر نمایم.»
در ادامه این بیانیه آمده است: «در این انتخابات حوادث تلخ و شیرین فراوانی به وجود آمد و پرسش ها، ابهامات و دغدغه هایی در ذهن نگران جامعه و نخبگان پدید آمدکه باید در فرصت های مناسب تری به آنها بپردازیم. درس های بزرگی در این حوادث برای ملتی که می خواهد به الگویی برای دیگران تبدیل شود و پایه های یک تمدن جدیدی را بگذارد، وجود دارد. به کار گرفتن این درس ها برای ساختن آینده سرمایه بزرگی است که به بهای سنگینی به دست آمده است. به همین دلیل باید این درس ها را پاس بداریم و با صبر و حوصله به مطالعه آنها بپردازیم تا در طراحی مسیر آینده ایران اسلامی، بتوانیم از آن بهره کافی بگیریم.» در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «این روزها کسانی هستند که به من و امثال من مراجعه می کنند و در رابطه با آزادی ها و مردم سالاری و انتخابات در آینده سوال می کنند. دغدغه های خود را می گویند. از دلسردی ها حرف می زنند. من معتقدم که جمهوری اسلامی بدون آزادی و مردم سالاری دینی مفهومی ندارد و به همین دلیل با اطمینان می گویم که این ارزش های بنیادین که از مهم ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی هستند در آینده با شدت و قوت ادامه خواهد داشت اما مسائل اساسی وجود دارد که مورد غفلت قرار گرفته است و نیازمند توجه و تامل است: اولاً آنچه که باعث شده این سوالات به وجود آید حوادث پیرامون انتخابات ریاست جمهوری بوده و بر کل نظام تاثیر گذاشته است. انتخاباتی که به هر حال در کنار اوج گیری جنبش حماسی ملت ایران یک نزاع سیاسی هم در درون آن بین نامزدها اوج گرفت. این عامل در کنار مدیریت انتخاباتی و ساختارهای ناقص آن، بی تدبیری ها، کج سلیقگی ها و... در فرآیند برگزاری انتخابات از یک سو و سوءمدیریت مطالبات و اعتراضات مدنی هواداران موجب شد تا محیط سیاسی و جنبش اجتماعی مردم تحت الشعاع قرار گیرد و به سوی بحران و سوءاستفاده غرب کشیده شود.» محس رضایی در ادامه با اشاره به دیگر قوای نظام در کنار ریاست جمهوری می پردازد و در ادامه می افزاید: «راس همه این قوای حکومتی، رهبری نظام، که از مدافعان وسنگربانان آزادی و مردم سالاری طی سی سال انقلاب بوده است قرار دارد. شخصیتی که در دوران انسداد سیاسی می گفت خدا لعنت کند آن کسانی را که می گویند دانشجو نباید سیاسی باشد و در مقابل تغییر قانون اساسی برای اینکه ریاست جمهوری سه دوره چهارساله شود مقاومت کرد، آیا ممکن است اجازه دهد که آزادی ها و مردم سالاری دینی ضعیف شود؟ فردی که در دوران سکوت چپ و کنار رفتن از سیاست به آنها گفت که اگر به صحنه نیایید، نظام و جامعه نمی تواند با یک جناح اداره شود و ناچار خواهیم شد از فعالان و نخبگان سیاسی بخواهیم یک چپ جدیدی را به وجود آورند، چگونه ممکن است راضی شود که تنها یک گروه و سلیقه خاص در صحنه سیاسی کشور فعال باشد؟ فردی که استقلال کشور را در دوران اصلاحات حفظ کرد و از رفتن کشور به سوی جنگ با آمریکا در چند سال اخیر جلوگیری کرد، آیا حاضر است جمهوری اسلامی را فدای یک گروه خاص یا خدای نکرده سلیقه خویش کند، آن طوری که در تحلیل عده ای آمده است لذا من مطمئن هستم که آزادی ها و مردم سالاری و استقلال، مثل گذشته در کشور با قدرت تمام ادامه خواهد یافت و همه فعالان سیاسی، احزاب و جناح ها می توانند و باید در صحنه باشند.»
این بیانیه با اشاره به موقعیت ایران اینگونه ادامه پیدا می کند: «فرصت هایی وجود دارد که اگر از دست برود ممکن است تا سیصد سال دیگر تکرار نشود لذا امانتی از همه آن نسل هاست که در اختیار ماست و پر مسلم است که نباید به آن خیانت کنیم. نادیده گرفتن چنین موقعیت تاریخی و تعقیب منافع شخصی و گروهی و جناحی خود در چنین شرایطی خیانتی بزرگ به صدها میلیون ایرانی است که طی سه قرن آینده می آیند و می روند.» در بخش دیگر، این بیانیه اینگونه ادامه پیدا می کند: «شرایط منطقه ای و بین المللی ایران هم بی نظیر است. دریایی از فرصت ها برای ما به وجود آمده است. ندیدن و استفاده نکردن از این فرصت ها نیز یک گناه نابخشودنی است. برای استفاده از این فرصت های تاریخی و منطقه ای و بین المللی نیاز به وحدت داریم. مهم ترین وحدت در شرایط امروز وحدت مفهومی و ارزشی است. وحدت کلمه است. نباید کاری کنیم که عدالت در مقابل عدالت قرار گیرد. جمهوریت در مقابل اسلامیت نظام قرارگیرد. جمهوری اسلامی در مقابل آزادی قرار گیرد. نظام در مقابل انقلاب اسلامی قرار گیرد و ادامه انقلاب اسلامی در حصارهای سیاست زندانی شود یا دینداری در مقابل اخلاق قرار داده شود. ادامه این وضعیت ما را به سوی فروپاشی می برد. سند چشم انداز بیست ساله کشور می تواند وحدت کلمه ما باشد. این سند از چنین ظرفیتی برخوردار است که عدالت، آزادی، مردم سالاری، اسلام و انقلاب را در کنار یکدیگر و همراه با توسعه و شکوفایی و تعالی پیگیری کند.
از طرف دیگر ما به وحدت عملی و رفتاری دوطرفه نیازمند هستیم. کسانی که در حوادث اخیر اشتباه کرده اند جبران نمایند و کسانی که آسیب دیده اند گذشت کنند و البته خسارت های وارده به آنان جبران شود. نیاز به بازگشت اخلاق و ارزش ها و تقوی به عرصه سیاست داریم. نیاز به همکاری و برادری داریم. نیاز به احترام به مردم و رعایت حقوق آنها داریم. من معتقدم عدالت سیاسی مقدم بر عدالت اقتصادی است. اگر نمی توانیم جای خود را به دیگران بدهیم و دیگران را در اداره کشور مشارکت بدهیم، بسی بیراه رفته ایم.» این بیانیه اینگونه ادامه می یابد: «امروزه جامعه ایران و نیروهای طرفدار جمهوری اسلامی دچار اختلافات شده است. خانواده انقلاب را تهمت باران می کنند. عده ای به برخی از اعضای این خانواده منافقین جدید لقب می دهند. عده ای دیگر بخشی از این خانواده را به عنوان خوارج لقب می دهند. آیا این یک توطئه نیست که نیروهای طرفدار نظام را به جان هم بیندازند و یک فروپاشی درونی صورت بدهند؟ من معتقدم پشت سر این فتنه یک توطئه است. در اوج اقتدار جمهوری اسلامی در داخل ایران و منطقه و در زمانی که دولت بوش و صهیونیست ها نتوانستند از طریق جنگ و تحریم به تنهایی کاری انجام دهند، به فکر انفجار از داخل افتادند تا با کمک آن ایران را ابتدا ضعیف سازند و سپس با کمک تحریم های جدید و احیاناً حمله از بیرون ایران را تسلیم کنند. مهم ترین ابزار توطئه گران در ایجاد فتنه استفاده از جهالت برخی و احساسات برخی دیگر است. در ضمن تقویت انحرافات در این میان نقش مهمی ایفا می کند. تاثیر اشتباه کاری های جاهلانه و بروز تعصبات و احساسات غیرمنطقی در حوادث اخیر کمتر از تاثیر دخالت بیگانگان در آن نبوده است.
من معتقدم ادامه روش برخی از فعالان سیاسی ما را به عقب می برد و با شکست مواجه می کند و تاکنون هم آسیب هایی وارد کرده و ادامه روش برخی دیگر ما را به سراشیبی می برد و آسیب می رساند. آسیب هایی که از هر دو طرف وارد شده قابل اصلاح است، اگر عزمی برای اصلاح باشد این روش ها باید اصلاح شود. با این حال معتقدم آقایان میرحسین موسوی، احمدی نژاد و کروبی و سایر فعالان سیاسی راهی جز کنار هم نشستن برای منافع ملی ندارند. اگر طی ماه های آینده دولت بخواهد در مذاکرات هسته ای شرکت یا مذاکرات با قدرت های بین المللی را شروع کند آیا نباید در آن ملت ایران با حمایت و همکاری همه، سربلند از این مذاکرات بیرون آید یا اگر طی ماه های آینده اسرائیل قصدی علیه ایران داشته باشد، آیا نباید با وحدت در مقابل آنها دفاع کنیم.
اگر امروز نتوانیم از احساسات و عواطف عبور کنیم و به عصر عقلانیت پا بگذاریم نه تنها به خود خسارت وارد کرده ایم بلکه به ملت ایران خسارت های نابخشودنی وارد می کنیم. مبارزه برای پاسداری از آزادی و دموکراسی با وحدت امکان پذیر است نه با نزاع و دعوا. مبارزه با مفاسد اقتصادی با وحدت امکان پذیر است نه با تهمت و افترا. تجربه نشان داده ما باید نقد و نصیحت و مبارزات خود در درون جامعه را برای اصلاح آن با مبارزات با دشمنان برای دفاع یا کسب حقوق خود تفکیک کنیم. در اولی باید با مهر و محبت و گذشت و نه با خشونت ولی در دومی باید با شدت و بدون گذشت برخورد کرد. نقد و نصیحت و مبارزات سیاسی در جامعه باید در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر صورت گیرد نه با جنجال و تخریب. امر به معروف و نهی از منکر همراه با اصلاح و وحدت است ولی نزاع و دعوا به فساد و تفرقه کشیده می شود. چرا علما و روحانیون و اسلام شناسان ما اجازه داده اند این فریضه مهم دینی متروک شود؟ یا آنکه محدود به ظواهر شود؟ آن هم به یک یا دو مورد؟ اگر دولتمردان و نامزدهای انتخابات، حوادث پس از انتخابات را در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر می دیدند و صف معترضان را از اغتشاشگران یا صف ملت را از دشمنان جدا می کردند، آیا به مردم اهانت می شد، آیا کسی زخمی و کشته می شد، آیا به نظام اهانت می شد، آیا دشمنان ما می توانستند در خارج به آبرو و اعتبار ایران و نظام جمهوری اسلامی خدشه ای وارد کنند. در فرصت های مناسب تحلیل مفصل تری را از حوادث اخیر ارائه خواهم کرد.
من معتقدم روش های مرسوم و جاری نقد و مبارزات فعالان سیاسی در جامعه، کارخانه بزرگی ساخته است که سال هاست دوستان را به دشمنان تبدیل کرده و هر روز هم تکنولوژی آن را نو و مدرن می سازند. محصولات زهر آلودی تولید و به جامعه تزریق می کند و از دوستان می کاهد و بر دشمنان می افزاید و نشاط و شادابی و اعتماد و امید به آینده را ضعیف می سازد. باید این کارخانه را تعطیل کرد. این کارخانه در شرایط کنونی سم مهلک برای جامعه و نظام اسلامی است.
از طرف دیگر خوش بینی نسبت به مخالفین و دشمنان نظام نیز تاکنون خسارات عظیمی به بار آورده است. البته دشمن تراشی در خارج از ایران هم نباید تبدیل به کارخانه دیگری شود. اگر کسی دست دوستی به سوی ملت ایران دراز کند نباید دست او را زخمی کرد و اگر کسی هم خنجری پشت خود مخفی کرد، نباید ناشیانه با آن دست داد.
در اینجا سخن حکیمانه رهبری انقلاب قابل توجه است که «مردم و نخبگان و همه جناح ها باید مراقب باشند تا دوست و دشمن را اشتباه نگیرند و رفتاری را که باید با دشمن داشته باشند، با دوست انجام ندهند.
مبادا دشمن را با دوست اشتباه بگیریم و دوست را به خاطر یک خطا، دشمن به حساب بیاوریم.
.... از آن طرف عده ای هم، باید مراقب باشند تا دشمن معاند را دوست تصور نکنند و فریب حرف های او را نخورند.»
برای دستیابی به یک وحدت دوطرفه نیاز به همکاری مردم و نهادهای حکومتی و فعالان سیاسی با یکدیگر می باشد که طرح زیر می تواند در این رابطه راهگشا باشد.» محسن رضایی در پایان این بیانیه راهکار خود را برای برون رفت از وضعیت فعلی چنین برمی شمرد: «تفکیک مردم معترض و ناراضی از ضدانقلاب و اغتشاشگر توسط نهاد های حکومتی و فعالان سیاسی و خود مردم و تعامل و برخورد متناسب با آنها، تفکیک مردم و فعالان سیاسی معترض از دخالت بیگانگان و عوامل آنها در داخل، تعامل و تفاهم بین معترضین و نهادهای حکومتی و مشارکت همه در حفظ منافع ملی و انجام فعالیت های سیاسی، فعالان سیاسی حقوق خود و مردم را از طریق قانون پیگیری کنند و نهادهای حکومتی هم شکایات مردم و فعالان سیاسی را با جدیت و بدون واهمه از کسی پیگیری نمایند، نهادهای حکومت وظایف خود را در برقراری نظم و حفظ حقوق مردم طبق قانون انجام دهند، سیره عملی امام و رهنمودهای رهبری، پایان بخش اختلافات (که در مراحل قبل حل نشده) باشد.»