بازگشت به صفحه اول

 

 
 

مالِ زی و مال مرگ؛ گزارشی از مالزی

احمد آرین خو

شنبه، ۱۸ دی ۱۳۸۹

چند شب پیش با چند تا از دوستانم رفته بودم که مراسم تحویل سال جدید میلادی رو با هم ببینیم. تو خیابونهای کوالالامپور که راه می رفتم و از بین جمعیت انبوه رد می شدم فقط یک چیز می دیدم و اون هم شادی تک تک افراد این شهر برای یک اتفاق تازه و البته تکراری به نام سال نو بود. نکته ی جالب توجه برام این بود که پلیس چندتا خیابون رو بست تا مردم بتونن توی اون منطقه جمع بشن و شادی کنن. وقتی این صحنه ها رو می دیدم با خودم گفتم یعنی میشه توی ایران هم یه روز برای شادی مردم خیابونا رو ببندن؟؟؟؟؟؟؟ یا اینکه تا همیشه قراره برای رفاه حال عزاداران یا برگزاری راهپیمایی های خودجوش برای اعلام انزجار از یه چیزی یا برای تجمع و قرائت قطعنامه بر ضد خائنین به ملت یا برای نماز جمعه و نماز عید فطر (البته اون هم از نوع قانونی) و یا برای تشییع پیکر شهدا خیابونا بسته بشن؟؟؟؟


راستش نمی خواستم در مورد این مسائل مطلبی بنویسم ولی از روزی که اومدم اینجا به مواردی توجه کردم که قبلا بهش کمتر دقت کرده بودم آخه این بار قراره مدت بیشتری بمونم و به همین دلیل هم دارم دقیق تر به دور و برم نگاه می کنم.
 


من از بدو ورود به اینجا با یک خلاء بزرگ مواجه شدم و اون هم فقدان دشمن و توطئه است. انگار این کشور هیچ دشمنی تو دنیا نداره، انگار هرگز علیه مالزی توطئه ای در شرف شکل گرفتن نیست. همش حس می کنم که چرا مالزی در شرایط حساس کنونی نیست؟ چرا نمی خواد تو دهن شرق و غرب بزنه؟ یکم براشون نگران شدم که نکنه اینا ساده لوح و بی فکرند و نمی تونن توطئه ها رو خنثی کرده و به دشمن برگردونن؟


اما چرا اینجا یه جورایی همه چیز آرومه؟ و عمدتا خوشحال اند؟ و با اینکه مشکلات زیادی دارن اما مسیر رشد رو دارن طی می کنن؟


حتما دلایل بسیاری رو میشه برای این مساله ذکر کرد اما یکی از چیزهایی که به نظر من خیلی مهم اومد این بود که در کشور مالزی از مدیران گذشته و سیاستمدارانی که در دوره های قبلی حکومت کردند به این سادگی نمی گذرند. به طور مثال ماهاتیر محمد که چندین سال نخست وزیر مالزی بود بعد از بازنشستگی با سمت مشاور در دو شرکت بزرگ ملی مالزی یعنی شرکت نفتی پتروناس و شرکت خودروسازی پروتون مشغول به کار شد و طرح های مختلفی برای توسعه ی این دو شرکت بزرگ ارائه کرد.
 


اما وقتی به پشت سر خودم و کشوری که ازش اومدم نگاه کردم دیدم که چقدر اوضاع تو مملکتم فرق داره با اینجا، مثلا با خودم فکر کردم که سیاستمدارا و مدیرای قدیمی کشورم الان دارن چیکار می کنن:
 


میرحسین موسوی
 

سمت: نخست وزیر دوران جنگ

وضعیت کنونی: یکی از سران فتنه


مهدی کروبی

سمت: نماینده و رئیس مجلس در دوره های مختلف

وضعیت کنونی: ضلع دیگر فتنه و یکی از سران


سید محمد خاتمی

سمت: نماینده مجلس، وزیر ارشاد و رئیس جمهور ایران

وضعیت کنونی: ضلع سوم مثلث فتنه


بهزاد نبوی

سمت:وزیر صنایع و نماینده مجلس جمهوری اسلامی

وضعیت کنونی: حبس


ابراهیم یزدی

سمت: وزیر خارجه دولت موقت انقلاب و نماینده مجلس

وضعیت کنونی: حبس


عبدالله رمضانزاده

سمت: استاندار کرمانشاه و سخنگوی دولت

وضعیت کنونی: حبس


محسن صفایی فراهانی

سمت: ریاست فدراسیون فوتبال، نماینده مجلس

وضعیت کنونی: حبس


خلاصه به هرکی فکر کردم دیدم که یا خارج از ایرانه یا اگر داخل مونده تو زندانه و خب یکم برام روشن تر شد که چرا مالزی داره یه کارایی می کنه که ما نمی کنیم.

به امید روزی که ایران هم مال زی باشد نه مال مرگ. 

منبع:ندای آزادی

 

 

 

بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به متفرقه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران