|
|
|||
كانون وكلا و نامه موكلان عبدالفتاح سلطانى
گفتگوی رادیو صدای آلمان با حبیب الله ییمان ایران ما = شمارى از موكلان عبدالفتاح سلطانى با انتشار نامهاى و مراجعه به كانون وكلا خواستار آزادى آقاى سلطانى شدند. اما كانون وكلا از پذيرش و گفتگو با اين افراد خوددارى ورزيد. دكتر حبيب الله پيمان در گفتگوى با رادیو صدای آلمان از برخورد ناپسنديده كانون وكلا طی سخنانی انتقاد مىكند که در پی می خوانید . آقای پیمان، اخیرا نامهی ۳۵ نفر از موکلان آقای سلطانی منتشر شده است و در این نامه خواهان آزادی آقای سلطانی شدهاند، و شما هم یکی از کسانی هستید که این نامه را امضا کردهاید. اگر ممکن است توضیحات بیشتری در این رابطه در اختیار شنوندگان ما قرار بدهید؟ پیمان: حقیقتاش اینست که وقتی ما به دادگاه انقلاب احضار شدیم و آن اتهامات ناروا به ما زده شد، که ما در شرایط بسیار بدی بودیم، آقای سلطانی و برخی دیگر از وکلا حاضر شدند وکالت ما را بپذیرند و آمدند و از حقوق ما، حقوقی که در چارچوب قانون بود، دفاع کردند. البته در اینکار مسایل و منافع شخصیشان را هم نادیده گرفتند و دچار عواقبی هم شدند، از جمله خود آقای سلطانی را، قبل از این مورد اخیر که بازداشت شدند، به دلیل انعکاس بیرونی اظهارات من در دادگاه، مبنی براینکه ما تحت آزار و شکنجه قرار گرفتهایم، محاکمهشان کردند و به رغم اینکه ما شهادت دادیم که ایشان فقط اظهارات ما را بیان کرده و از خودشان چیزی نگفتهاند، ایشان را محکوم کردند که در زندان بودند و آزاد شدند. علت دستگیری آقای سلطانی را برای بازداشت مجدد «فعالیتهای جاسوسی» و یا «افشای اسرار امنیتی جمهوری اسلامی» اعلام کردهاند. میخواستم نظر شما را پیرامون این قضیه بدانم. پیمان: اتهاماتی که به ایشان در مورد جاسوسی زده شده بود، بنا به صحبتهایی که خانوادهی ایشان بکرات با قاضی داشتند، آنها گفته بودند که موردی ندارد. بنابراین، به نظر میآید که بیشتر جنبهی سیاسی دارد و حساسیتی که نسبت به ایشان پیدا شده بود به دلیل دفاعیست که وی از متهمین سیاسی، دانشجویان و دیگران کرده بود. آنوقتی که ایشان وکیل بودند و آزاد، از ما دفاع کرده بودند. اما حالا ایشان گرفتار شدهاند و ما که وکیل نبودیم که بتوانیم از ایشان دفاع بکنیم. پس تنها کاری که توانستیم انجام بدهیم این بود که به کانون وکلا برویم نامهای خطاب به آقایان وکلای بنویسم، که همکار ایشان بودهاند و ایشان هم عضوی از هیات مدیره بود، تا برای آزادی ایشان و دفاع از حقوقی که تضییع شده است اقدامی انجام بدهند. آقای پیمان در ارتباط با همین موضوعی که گفتید که به کانون وکلا مراجعه کردید، در برخی از سایتهای اینترنتی مطالبی منتشر شده است که حکایت از این دارد كه کانون وکلا آنگونه که باید و شاید برخورد مناسبی با شما نداشته است و حتا نامه را از شما نپذیرفتهاند. ممکن است توضیح بیشتری پيرامون اين موضوع بدهید؟ پيمان: متاسفانه آقایان جلسه داشتند و وقتی پیام به آنها رسید از قبول ما در آنجا یا آمدن برای دیدار، چه جمعی و چه حتا فردی، خودداری کردند. بعد مدتی گذشت و ما در آنجا صحبتی کردیم که تجمع ما در اینجا هیچ هدف خاصی ندارد، جز درخواست برای حمایت از آقای سلطانی که وکیل و همکار آقایان هست و کانون وکلا که یک نهاد مدنی ست و خودش را در کنار جامعه تعریف می کند و در مدافع حقوق کسانی که مورد تعدی و ستم قرار میگیرند. بنابراین، می باید که همیشه در کنار مظلومان باشد و سخن کسانی را که بهر جهتی آمدهاند و شاکی هستند گوش بدهد. و اینکه آقایان حتا حاضر نیستند به سخن افراد گوش بدهند، جای بسیار شگفتی ست، بخصوص که کانون وکلا، حتا، دولتی نیست. و بطور تعجب آوری وقتی ما به نهادهای دولتی و قضایی در رابطه با مسایلی مانند مسئلهی آقای سلطانی و یا مشابه آن رجوع میکردیم، دیگر به اینصورت نبود که ما را نپذیرند، نمایندهای از ما نخواهند و با ما صحبت نکنند. اما، اینها که یک نهاد مدنیاند و حکومتی نیستند، از این حداقل خودداری کردند. بعد، البته، رییس هیات مدیره تشریف آوردند و گفتند که چه میخواهید. ما هم موضوع را گفتیم.... آقای ثابت قدم را میفرمایید؟ پیمان: نخیر، رییسشان آقای جندقی بودند که اول آمدند و بعد هم یکی از همکارانشان آقای ثابت قدم که گفتند، آیا شماها وکالتنامه دارید که ما بگوییم شماها موکلاید. گفتیم، خیر! افراد اینجا شناخته شده هستند. بعد من بلند شدم و گفتم، ما از همهی اینها صرفنظر کردیم، ولی سخنی با شما دارم. اینکه شما کانون وکلا هستید و خواستم همان مطالب را در جایگاه آقایان، جایگاهی که دارند و وظیفه و مسئولیتی که بردوش دارند، بگویم که ایشان از نام من پرسیدند و وقتی شناختند، البته رفتارشان عوض شد و من را به جلسه دعوت کردند. اما من گفتم که من اینجا تنها نیامدهام، رفتار شما با این جمع رفتار درستی نبوده و برخوردتان با کسانی که بهرحال درخواستی دارند با معیارهایی که بهرحال باید یک وکیل داشته باشد، و بعلاوه حتا یک انسان عادی، اصلا تناسب نداشته، تند و اهانت آمیز بوده است. و من از رفتن به جلسه خودداری کردم و گفتم که مشکل ما، مشکل جمع ماست و شما وضعی نامناسب برای خودتان ایجاد کردهاید، در حالیکه خیلی راحت و آسان کافی بود یکنفر بیاید، این نامه را بگیرد و برود و هیچ اتفاقی هم نیفتد. طبیعتا دوستان ما هم، چون از این بابت بشدت ناراضی و ناراحت بودند، تصمیم گرفتند که نامه را هم ندهند و دفتر کانون هیات مدیره را ترک کنند.
|
||||
|