بازگشت به صفحه اول

 

 
 

مراسم 16 آذر انجمن اسلامي دانشگاه نهاوند لغو شد. بنابر اخبار رسيده در اين مراسم كه با چند بار تقاضا و ممانعت روبرو گرديد براي سخنراني ابتدا از برخي چهره هاي ملي مذهبي و در مرحله بعد از برخي چهره هاي جبهه مشاركت دعوت به عمل آمد كه با آن نيز موافقت نشد و پس از آن برنامه مناظره ترتيب داده شد كه از آن نيز جلوگيري بعمل آمد. در پي اين ممانعت اعضاي انجمن اسلامي اين دانشگاه اقدام به پخش بروشور كردند كه بنا بر شنيده ها به درگيري هايي منجر شد. اين مراسم قرار بود از سوي انجمن اسلامي دانشگاه نهاوند و با همكاري موسسه نيايش برگزار شود.

متن زير كه از طريق ايميل ارسال شده، نامه يكي از برگزار كنندگان اين مراسم لغو شده است كه ظاهرا مشكلاتي نيز براي وي در اين ايام پيش آمده است.

 

راه در جهان يکی ست و آن راه راستي ست  (حضرت آشو زرتشت

آنچه شرح می شود چند سطری از زبان واقع و به عين از مراسمی که به ياد سه آذر اهورايي و يادمان باد روز آذر ماه، در روز دانشجو بر دانشجويانی که با به جان خريدن درد، کنايه ها و تهمت ها، از به ظاهر علم انديشانی که در زير بيرق قلم، در معبد گاه علم، جوهر سرخ  بر اين آذران می گیرند و زبانه های آتششان را در کومه های جهالت خاکستر ميکنند. و هر يک از اين آذران، روان بعضي از آقايانی که ترس از کف دادن مسئوليت دارند، مهر (...) بر پيشانی، انگشتري ثنا برای ريا و کيسه ی طمع بر اين محيط دارند را پريشان ساخته؛ هر چند ناگفته ها بغض می شوند، قل و زنجیر بر آنها بسته می شود، و گرد و خاک نامهربانی بر آنها می نشانند.

سکوت قلم از رضایت نیست؛ جوهر فلم را می خشکانند. پس آنجا كه از قلم از توضيح واضحات در مي ماند از خشكيدنش هراسان است.

***

در حین مراسم مقاله ای ناپخته از استادی که ابتدا از 28 مرداد 1332شروع و به اکستازی ختم می شود و با هوی جمعیت همراه می شود.

مقاله ای کوتاه بر گرفته از "بزرگمهر" ایراد می شود که با آمین دانشجويان رو به رو می شود.

هماهنگی برای اجرا ی برنامه ها صورت می گیرد.

...

پخش بروشوري که یک قسمت آن از "بزرگمهر، 16 آذر به روایت تمامیت خواهان، جنبش دانشجویی از بشیریه" و جمله ای از شریعتی و اطلاعيه برای دعوت به میزگردی با عنوان "دانشجو و جنبش دانشجویی" که بعلت وجود افرادی وابسته به برخي نهادها وگروهی خاص، کسی حاضر به شرکت در میزگرد نمی شود.

برخي از مسئولین بچه ها را ترغیب به انجام ندان میزگرد می نمایند. آقایی خارج از سالن كه هویتش برای بچه ها نامشخص است به شدت درخواست به داشتن یک نمونه از بروشور می کند. اعضا با دیدن شرایط و افرادی از برخي ارگانهای خاص با اجرای میزگرد مخالفت می کنند، میزگرد اجرا نمی شود. با اتمام مراسم ظاهرا افرادی خاص از ارگانی خاص یک عضو برنامه را تحت تعقیب قرار می دهند. اما موفق به دسترسی به  این شخص نمی شوند.

صبح روز 17 آذر حراست دانشگاه یکی از برگزاركنندگان را فرا می خواند بعد از بازخواست و توضیحاتي مبنی بر اینکه برای  شما مشکل ایجاد می شود، گفته مي شود كه  شما فعا لیت غیر قانونی انجام داده اید، شما در بروشور از انجمنی اسم برده اید که وجود خارجی ندارد و غیر قانونی بوده.

این در حالی است که انجمن اسلامی با درخواست تعدادی از دانشجویان و موافقت رئیس دانشگاه، حراست و امور فرهنگی  تشكيل شده و فعاليت مي كرد و طبق گفته مسولین تمام مراحل قانوني خود را طي كرده بود. اما پاسخ این می شود که انجمن اسلامی غیر قانونی بوده، شما معنی مجوز را نمی دانید.

با در خواست حراست مبنی بر ملاقات با رئیس دانشگاه و عذر خواهی از وي، در حالي که ما نفهمیدیم چه  گناهی را انجام داده ایم که بايد عذر آن را بخواهیم، اين ملاقات دست مي دهد و توصيه هايي اينچنين: اینکه شما ناپخته اید، شما نباید کارهای سیاسی انجام دهید و شما دست به کارهای بی هدف می زنید، محیطی که من در این دانشگاه می خواهم فقط باید علمی باشد.

يكي از برگزار كنندگان، مورد بحث وانتقاد شدید رئیس دانشگاه قرار می گیرد... مشاجره بالا مي گيرد: شما اجازه ندارید از این لحظه به بعد در این دانشگاه هیچ گونه فعالیتی انجام دهید. شما اگر به این گونه فعالیت ها ادامه بدهید من شما را اخراج و کاری می کنم که از تحصیل باز بمانید. شما در اندازه ای نیستید که از من بخواهید سوال کنید که من می خواهم این فعالیت را انجام بدهم. من با اشخاصی مثل شما آشنا هستم، شما می خواهید در آینده که بزرگ شدید بگویید من انجمن  اسلامی بوده ام و فعالیت سیاسی کرده ام.

ریاست دانشگاه می پرسند شما چه کسی هستید که می گویید "من"؟

دانشجو پاسخ می دهد: آقای رئیس اکنون من نماینده مایی هستم که می خواهند"ما" بمانند.

پاسخ با عصبانیت رئیس دانشگاه: شما در این دانشگاه ممنوع الفعالیت هستید و آنقدرتوانایی دارم که شما را از دانشگاه منع کنم.

که پاسخ دانشجو چنين است: آقای رئیس، شما هر کاری را در قبال من می توانید انجام دهید، اما کارهای شما برگشت خواهند خورد.

دانشجو با این جمله به بیرون از اتاق هدایت می شود.

***

آری، در این آذر ماه، شانزدهمین روز آن مثل باد گذشت و زبانمان در سکوت ماند باز هم سکوت زبان و قلم از رضایت نبود و باز هم جوهرش را خشکاندند. به یاد اخوان می افتم: "جنبشی نیست در این تاریکی، دست ها، پاها در قیر شب است".

آری هم قلمان، به قلم سوگند قلم توتم ماست

قلمم را به دست زورش تسلیم نمی کنم، دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم. حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم اما قلمم را از دست نمی گذارم.

به امید  آذرخشی از آذران اهورایی .

بدرود، بدرود برای 16 آذری دیگر و هزاران آذر............

کاوه ای پیدا نخواهد شد "امید" کاشکی اسکندری پیدا شود.

امضا محفوظ

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام