جشن نيروي دريايي يا عزاي دريا دلان؟
مانور نظامي که قرار بود نشان قدرت و صلابت نيروهاي مسلح و آمادگي ارتش در برابر
تهديدات خارجي باشد، به صحنه ضعف و ناکارآمدي ناوگان هوايي کشور به دليل تحريم
خارجي بدل شد. به اين ترتيب با مرگ ده ها خبرنگار عکاس و تصويربرداري که قرار بود
قدرت رزمي کشور را به تصوير بکشند، رزمايش آبي- خاکي ارتش بدون پوشش گسترده خبري
برگزار شده و تمام تبليغات چند هفته اخير به گونه اي نقش بر آب شد. جشني
که عزا شد نخستين بار امير دريادار کوچکي فرمانده نيروي دريايي ارتش،
حدود يک ماه پيش در اولين سخنراني اش در مراسم صبحگاه نيروي دريايي، خبر از مانور
مشترک و بزرگي داد که به زودي در خليج فارس و درياي عمان برگزار مي شود. با اينکه
خبر فوق به وسيله روابط عمومي نيروي دريايي به رسانه هاي خبري اعلام شد، با اين حال
روز ششم آذر فرمانده نيروي دريايي در يک کنفرانس مطبوعاتي، حاضر نشد جزييات اين
مانور نظامي را اعلام کند و تنها به اين بسنده کرد که رزمايش بزرگ و مشترکي در
دستور کار قرار دارد. وي فقط از برپايي جشن بزرگي براي خانواده هاي نيروي دريايي
سخن گفت و اينکه همزمان با برگزاري رزمايش آبي- خاکي در جنوب، خانواده هاي ارتشي
نيز در تهران به جشن و سرور خواهند پرداخت. اين جشن البته نه تنها هيچگاه برگزار
نشد، که براي خانواده هاي نظامي به عزايي تبديل شد. مانور سري
آنها که اخبار نظامي و مسائل مربوط به نيروهاي مسلح را تنها در سطح راديو و
تلويزيون هم پيگيري مي کردند، به خوبي مي دانستند که نيروي دريايي ارتش همه ساله در
هفتم آذر ماه به بهانه روز نيروي دريايي، مانور بزرگي را در آب هاي جنوب کشور
برگزار مي کند. اما امسال مشخص نبود چرا مانور امسال با حساسيت هاي ويژه اي همراه
است و فرماندهان ارتش قصد ندارند نسبت به برگزاري آن اطلاع رساني مناسبي انجام
دهند. لذا همه چيز در خفا پيش مي رفت و هيچ فرمانده اي حاضر نبود حتي اشاره کوچکي
به آن داشته باشد. گويي همه چيز از مرکز خاصي کنترل مي شد. سرانجام تاريخ
برگزاري مانوري که قرار بود به محوريت نيروي دريايي انجام شود، توسط فرماندهان
نيروي زميني اعلام شد. در اين ميان از گوشه و کنار خبر مي رسيد که صبر و انتظار
مسئولان به دليل جلسه شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي است. چه آنکه برخلاف
هرسال، هفته اول آذر ماه سپري شده اما خبري از مانور نبود. به اين ترتيب ناظران
اين گمانه را مطرح کردند که تهران قصد دارد چگونگي پوشش خبري اين مانور را با توجه
به جلسه شوراي حکام تعيين کند. يعني اگر قطعنامه تندي عليه ايران صادر شد، ارتش و
سپاه، ساز و برگ جنگي خود را به رخ بکشند و بخش گسترده اي از توان رزمي خود را به
نمايش بگذارند و اگر جلسات شوراي حکام با ابراز خوش بيني نسبت به پرونده هسته اي
ايران پايان يافت، تنها به برگزاري يک رزمايش نظامي در سطح معمول اکتفا شود. در
نهايت براي مسئولان امر مشخص شد که با توجه به وضعيت مناسب ايران پس از اجلاس شوراي
حکام، نيازي نيست قدرت نظامي و دريايي ايران با تبليغات گسترده و رعب آور به رخ
کشيده شود، به ويژه آنکه هرگونه احساس خطري از جانب کشور هاي حاشيه اي خليج فارس،
مي توانست درنهايت به ضرر جمهوري اسلامي تمام شود. اخبار رسيده نيز حکايت از آن
داشت که نيروي دريايي قصد ندارد از شناور هاي مطرح خود در مانور استفاده کند و تنها
به برگزاري رزمايشي در حد تمرين نظامي و به دور از بهره برداري تبليغاتي مي انديشد.
اما اين مانور، البته يک ويژگي نيز داشت و آن مشارکت نيروي هوايي و زميني در انجام
آن بود. همچنان غير پاسخگو سقوط فاجعه بار هواپيماي C-130
پايان آن همه برنامه ريزي و تدارک براي نشان دادن قدرت و ابهت سپاه اسلام بود.
نيروهاي نظامي در منطقه آرايش گرفته اند. مهناويان و درجه داران حاضر بر روي عرشه
ناوچه ها و شناورهاي دريايي آماده شنيدن رمز آغاز رزمايش هستند. فرقي هم نمي کند
"يا زهرا، يا زهرا، يا زهرا" باشد يا سه بار الله اکبر؛ مهم اين است که ديگر نه
تنها کسي براي پوشش خبري مانور در منطقه حضور ندارد، بلکه ديگر کسي علاقه اي به
شنيدن اخبار مربوط به در هم کوبيدن دشمن فرضي از خود نشان نمي دهد. در مقابل همه به
دنبال پاسخ به سئوالاتي مي گردند که تا به حال هيچ مسوولي به آنها اشاره نکرده
است. از لحظه وقوع حادثه تاکنون روايت هاي مختلفي از"پرنده مرگ" و علل وقوع نقص
فني در آن منتشر شده است. سيستم حفاظت اطلاعات ارتش اما به گونه اي است که باعث شده
به هيچ کدام از سئوالات مطرح شده پاسخ در خوري داده نشود. سازمان هواپيمايي کشوري
از زمان وقوع سانحه از خود سلب مسوليت کرد، فرماندهان ارتش نيز بي آنکه علل وقوع
حادثه را تبيين کنند، تنها هر چند ساعت يکبار با انتشار بيانيه هايي، احتمالات مطرح
شده از جانب آگاهان را تکذيب مي کنند. از سويي گفته مي شود معاون ستاد مشترک
ارتش هم تنها به شرط سئوال نکردن مجريان صدا و سيما حاضر به گفتگوي تلفني مي شود،
چرا که وي در بخش هاي مختلف خبري حاضر مي شود و تنها به ذکر يک داستان تکراري از
نحوه بلند شدن هواپيما و نقص فني مي پردازد. با اين حال وي به اين سئوال پاسخ
نمي دهد که چرا هواپيماي سانحه ديده پس از گذشت هشت دقيقه از پرواز و رسيدن به
اتوبان تهران قم، به جاي آنکه در فرودگاه امام خميني فرود بيايد و يا آنکه در
بيابان هاي جنوب غربي تهران بر زمين بنشيند، که حداکثر سه دقيقه زمان مي برد، به
تصميم مسوولين دوباره به فرودگاه مهرآباد برمي گردد که هشت دقيقه ديگر وقت مي برد؟
آن عهم در حاليکه هواپيماي C-130 با توجه به ويژگي هاي خود اين قابليت را داشت که
در دشت و بيابان نيز بر زمين بنشيند، و يا حتي بدون باز شدن چرخ با سينه فرود آيد و
معلوم نيست برج مراقبت به چه علتي اصرار بر فرود در فرودگاه مهرآباد
داشت. رزمايش غير شفاف طي 36 ساعت گذشته لحظه به لحظه بر
حجم اطلاعات و اخبار دريافتي از هواپيماي سانحه ديده افزوده مي شود. مسوولاني که تا
پيش از اين حاضر نبودند در رابطه با جزئيات برگزاري مانور ارتش توضيحاتي ارائه دهند
حالا به سکوت خود از نوعي ديگر ادامه مي دهند و از پاسخگويي نسبت به اين حادثه طفره
مي روند. سيستم حفاظت اطلاعات ارتش هم دست آنها را در اين زمينه باز گذاشته است. به
اين ترتيب همزمان با انتشار حرف هاي در گوشي و شايعات تاييد نشده، رزمندگان آماده
مي شوند تا قدرت و صلابت خود را در مصاف با دشمن فرضي به جهانيان عرضه کنند.
پاسخگويي و شفافيت هم در اين مانور جايگاهي نخواهد داشت.
|