|
|
|||
هزينه هاي اظهارات احمدي نژاد در لبنانزمان برخورد با حزب الله لبنان رسيده؟۱۵ آبان ۱۳۸۴ محکومیت سیاسی و رسانه ای سخنان رئیس جمهور ایران، به طور آشکار چشم پوشی ها و مداراهای سیاسی را نمایان می سازد. این گونه چشم پوشی ها برای حزب الله، یار کوچک پاسداران انقلاب اسلامی بسیار سودآور است. در کنفرانس تهران، جایی که احمدی نژاد خواستار محو اسرائیل از صفحه روزگار می شود، رئیس حزب الله سیدحسن نصرالله، پیام خود را به شخصی می دهد که به واقع شخص دیگری حاضر به روخوانی آن نبود. حسن نصرالله اظهار داشت:"ما کلیه امکانات و توانایی های خود را یکپارچه خواهیم کرد تا رژیم اشغالگر قدس را نابود کنیم."[منبع: آژانس فرانس پرس] در حقیقت، همان طور که بی بی سی و پارلمان استرالیا اظهار داشته اند، حزب الله نیز به مانند ایران، نابودی دولت اسرائیل را درنظر دارد. در واقع باید خاطرنشان ساخت که حزب الله، ارگانی است که از بطن جمهوری اسلامی برخاسته و حتی موفقیت آمیزترین پیامد این انقلاب نیز تا به امروز بوده است. در سال 1982 در جنوب لبنان، این پاسداران جمهوری اسلامی بودند که درپی حمله اسرائیل سرمنشا حزب الله شدند. از آن پس، ایران این یار کوچک خود را حمایت مالی نموده، پرورش داده و مسلح کرده است. با این وجود، درخصوص اظهارات رئیس جمهور ایران، همان قدر که دیپلماسی فرانسه از بعضی جهات نسبت به سوریه سخت گیر است، نسبت به حزب الله نرم است.این مساله در عکس العمل هفته گذشته دیپلماسی فرانسه نسبت به گزارش رودلارسن که مسئول پیگیری و اجرای ماده تصمیم شماره 1559 شورای امنیت سازمان ملل است، به خوبی آشکار بود. رودلارسن گواهی کرده بود که حزب الله روند خلع سلاح خود را آغاز نکرده است. سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه، جایگاه فرانسه را نسبت به این مسائل این طور خلاصه کرد:"در ماده تصمیم 1559 شورای امنیت، خلع سلاح کلیه افراط گرایان لبنانی و غیرلبنانی مکتوب شده است. امید آن می رود که مقامات لبنانی بتوانند کنترل و اختیار سراسر کشور را در دست گیرند. درعین حال، از موجودیت سیاسی حزب الله نمی توان چشم پوشید. می دانیم که آنها حتی در پارلمان نیز نماینده دارند و آرزوی این را داریم که تحولاتی صورت پذیرد." از این سخنان به خوبی پیداست که فرانسه هرگز اشتیاقی برای اجرای ماده 1559 درخصوص افراط گرایان ندارد و به هیچ وجه در این زمینه عجله نمی کند و در برابر یک موجودیت حقیقی اظهار آرزو می کند. به واقع، فشار خاصی از طرف جامعه بین الملل بر حزب الله اعمال نمی شود، حال آن که باتوجه به قدرت تسلیحاتی حزب الله و این که به راحتی می تواند ایجاد رعب و وحشت کند، این فشار لازم و ضروری است. مثال دیگری از چشم پوشی های فرانسه: - وجه تمایزی که وزارت امور خارجه فرانسه بین فعالیت های نظامی از یک طرف و فعالیت های سیاسی اجتماعی از طرف دیگر قائل است. - وجه تمایزی که برای تاکید پیچیدگی این مساله از یک طرف و کلاسه نمودن اسم آن در لیست سازمان های تروریستی اتحادیه اروپا از طرف دیگر قائل می باشد. این وجه تمایزات بارها دستخوش تغییر شده اند و
به عنوان مثال می توان به گزارش سال 2004 نیروهای اطلاعاتی و امنیت
داخلی هلند که نمونه ای بارز است، اشاره نمود. صفحه 19 این گزارش
به طور شفاف و به زبان ساده بیان می کند که: می توان افزود که نه تنها بین بخش های مختلف این سازمان ارتباط وجود دارد، بلکه همگی درراستای فعالیت های تروریستی گام برمی دارند. فعالیت های اجتماعی این سازمان که ازطرف ایران حمایت کامل مالی می شوند به حزب الله این امکان را می دهد تا حمایت صدها هزار شیعه تهیدست را جلب کند. حمایت این افراد برای حزب الله، پایگاهی به وجود می آورد تا فعالیت های نظامی خود را تضمین کرده و به آنها دوام بخشد. همچنین آنها می توانند اهداف جنگ ستیزانه [مانند نابودی اسرائیل] خود را که ازطرف تهران دیکته می شود و ازطرف دمشق تصویب می گردد به لبنان تحمیل کند. زمانی دولت لبنان مجبور شد تا براساس ماده تصمیم 1559، حزب الله را خلع سلاح کند در حالی که مدرکی داریم دال بر این که 2 عضو این دولت به این گروه تروریستی تعلق دارد. این اغماض فرانسه به حدی غیرقابل فهم و غیرقابل قبول است که زمانی شاهد بودیم که حتی حزب الله توطئه های تروریستی برعلیه فرانسوی ها انجام داده است، مانند توطئه دراکار در بیروت در سال 1983 که طی یک اقدام انتحاری جان 53 نظامی فرانسوی را گرفت. این در حالی بود که تمامی آنها از اعضای نیروی چندملیتی برقراری صلح در جهان بودند. قابل تامل است که دیپلماسی فرانسه از طرفی مبادرت به خارج کردن سوریه از لبنان می کند که درنتیجه، این افول سوری ها به نفع سیاست های ژئوپلیتیکی آمریکا در منطقه خواهد بود و از طرف دیگر اقدام به رعایت حال سازمانی می کند که به طور مقتدرانه می تواند همین منافع آمریکا را در منطقه به خطر اندازد. زمانی که حزب الله از این گونه ترفندها بهره می برد، او نیز به نوبه خود دربرابر فرانسه چشم پوشی های متقابلی را به کار می بندد. جمعه گذشته، در سالگرد "روز قدس"، حسن نصرالله سخنرانی بسیار جالبی را در رابطه با این نقطه نظر ایراد کرد. وی صدای خود را در دفاع از سوریه بالا برد و بارها سازمان ملل، گزارشات رودلارسن، آمریکا و اسرائیل را مورد خطابه های تند خود قرار داد ولی فرانسه با این که با سوریه مخالف تند و تیز است اصلا توسط نصرالله نام برده نشد. پس می توان این سوال را مطرح کرد: آیا پیمان یا توافق نامه ای بین حزب الله و فرانسه مبنی بر عدم تعرض وجود دارد که در آن هر یک دیگری را ملاحظه کند؟ البته در گذشته، فرانسه و حزب الله روبروی هم قرار گرفته بودند. حزب الله سازمانی است که از غرب متنفر است و دست هایش به خون فرانسوی ها آلوده می باشد. فرانسه نیز مجبور بود تا کانال تلویزیونی المنار را که به پخش برنامه های ضدیهودی می پرداخت در کشور خود ممنوع کند. این برنامه همچنین از منافع سوری ها در لبنان برعلیه فرانسه دفاع می کرد. فرانسه ای که حمایت از گروه های بسیار افراط گرای فلسطینی را برعلیه محمود عباس برعهده داشت و درعین حال به تقویت محمود عباس نیز می پرداخت. حزب الله از همان ایدئولوژیی متولد شده است که منشا سخنان رئیس جمهور ایران است. با این وجود، فرانسه موقعیت حزب الله را ملاحظه می کند، ولی اکنون زمان آن فرارسیده تا این مساله متوقف شده وخاتمه یابد. منبع: آگوراوکس، 2 نوامبر 2005 |
||||
|