|
|
|||
"بيضائی بايد خودش اجرا را متوقف کند و توضيحی هم ندهد"ناگفتههايي از توقيف نمايش بيضاييبهروز سیدی ۱۰ مرداد ۱۳۸۴
شب آخر "مجلس شبيه در ذکر مصائب استاد نويد ماکان و همسرش مهندس رخشيد فرزين" اثر بهران بیضایی در حالی برگزار شد که نه مرکز هنرهای نمایشی و نه کارگردان در باره علت متوقف شدن این نمایش توضیح ندادند اما مردمی که با حضور خود پرفروشترين نمايش تاريخ تئاتر ايران را به وجود آوردند آيا باور کردهاند. در شب پایانی هنگامی که مدیر روابط عمومی تئاتر شهر داشت از خبرنگاران فعال حوزه تئاتر تقدیر میکرد ، زنی از میان جمعیت به توقف تئاتر بیضایی اعتراض کرد. اما مدیر روابط عمومی پاسخی به این اعتراض نداشت و در سکوت به کار خود ادامه داد . بیضایی درباره علت توقف تئاترش توضیحی نمیدهد " نمی دانم چرا تعطیل شد" ؛ در حالی که واقعیت این است که این تئاتر تعطیل نشده است ، بلکه توقیف شده است . روزی که یکی از روزنامهها این تئاتر را در تیتر اول خود با اشاره قتل های زنجیرهای مطرح کرد ، برخی از مدیران مرکز هنر های نمایشی نگران توقف این تئاتر شدند ، و وقتی همان شب نمایندگان وزارت اطلاعات به دیدن تئاتر مذکور رفتند این نگرانی ادامه داشت ، اما نمایندگان این وزارت به نمايش ايرادی نگرفتند و مانند دیگر تماشاگران تا پایان نمایش ماندند و شاید حتی از آن خوششان هم آمد . پس از این بود که تئاتر شهریها و عوامل نمایش بهرام بیضایی نفسی به راحتی کشیدند ، چه پیش از این نیز شنیده می شد که مسوولان وزارت ارشاد اجرای این نمایش را با وزارت اطلاعات هماهنگ کردهاند. اما این نفس راحت زیاد طول نکشید . دست اندر کاران هنر و فرهنگ می گويند در سال های اخير در حوزه فرهنگ وزارت اطلاعات مانعی برای کارها به وجود نیاورده است و آن ها که مانع به وجود می آورند در جای دیگری خانه کردهاند . بنا به نشانهها مشکل تئاتر بیضایی نیز از وقتی جدی شد که اطلاعات موازی با این تئاتر مشکل پیدا کرد . ازآن روز تهدیدها شروع شد و عوامل نمایش هر روز منتظر بودند که عدهای سر برسند و در پایان یا حتی نیمه تئاتر به آنان دست بند بزنند و راهی بازداشتگاهشان کنند که پیش از این حداقل دوبار در همین سالهای نزدیک چنین صحنههایی را به یاد داشتند ؛ نخستین بار یک روز پیش از زلزله بم فرزانه کابلی و گروهش را سر صحنه تئاتر بازداشت کردند و بار دیگر اعضای هیات مدیره خانه سینما را پس از جشن خانه سینما . باری بعد از پيامهائی که از دور و نزديک می رسيد نمايش در ميان ترس و لرز مسوولانش ادامه يافت اما کارگردان تمام هنر خود را به کار برده بود که هنرپيشه ها و اعضای گروه به راحتی و به خوش خيالی کار کنند و از فشارهای بيرون چيزی به آن ها منتقل نمیشد. می گويند یک شب یکی از قضات نزدیک به سعید مرتضوی که در بسیاری از پرونده های مطبوعاتی دست دارد ، به تماشای تئاتر بیضایی رفت . قصد قاضی تقریبا از پیش مشخص بود ، زیرا در همه این سال ها کم تر پیش آمده است که یکی از ماموران دادستانی یا قضات صاحب نام برای تماشای تئاتر به تئاتر شهر بیایند علت توقف آگاهان خبر می دهند که پس از این ماجرا بود که رای دادستانی بر این قرار گرفت که این تئاتر متوقف شود ؛ اما این همه حرف دادستانی نبود . دادستانی کارگردان و عوامل نمایش و مدیران تئاتر شهر را تهدید کردند که اگر خودتان به نمایش پایان ندهید ، با همه این عوامل برخورد شدیدتری صورت خواهد گرفت . تهدید دادستانی بند دیگری نیز داشت و آن این بود که هیچ کس حق ندارد این خبر را اعلام کند و باید توقف نمايش" مجلس شبيه در ذکر مصائب استاد نويد ماکان و همسرش مهندس رخشيد فرزين" عادی و طبیعی جلوه داده شود و مسئولیت خود بیضایی البته در این زمینه جدی تر از بقیه است، به همین دلیل او جداگانه تهدید شد که نه گفتوگویی در این باره بکند و نه توضیحی بدهد . روز سه شنبه اين تصمیم قطعی شد، سه روز فرصت بود و بلیت های نمايش برای بيش از يک هفته پیش فروش شده بود و برای جمع و جور کردن ماجرا در سه شب پایانی تئاتر از کسانی که قبلا بلیت خریده بودند، دعوت شد در سالن حضور یابند و سالن پر بود از تماشاگر صدنفری ايستاده. حتی پله های میانی و اطراف سالن و بالکن نیز پر از تماشاگر بود. شب آخر در پرده بیستم بغض تماشاگران شکست و با پایان گرفتن نمایش تشویقها بی پایان شد . نمايش بیضایی دیگر اجرا نمیشود. اما آیا اجرای آخر ماجرای برخورد با این نمایش نیز در شب پایانی تئاتر بیضایی به پایان رسید؟ آنگونه که خبرنگاران از مرکز هنرهای نمایشی گزارش میدهند تازه آغاز این نمایش است و هرروز نمایندگانی از نهاد های امنیتی به تئاتر شهر می روند تا در این چند روز پایانی، مسوولانی که روزهای پايان خدمت خود را میگذرانند، از جمله خسرو نشان مدیر مرکز هنرهای نمایشی، دست از پا خطا نکند.
|
||||
|