|
|
|||
طنزی نه چندان شوخیفقط قدیمی ها آقازاده اند!؟
حافظ سهیلی
۱۰ مهر ۱۳۸۴ آقای احمدی نژاد، با شعارهای مدیریت جوان و بانشاط و حذف فامیل بازی و...، اینگونه به افکار عمومی القاء کرد که در شانزده سال گذشته آقای هاشمی و خاتمی، با فامیل بازی و بکار گماردن افراد فامیل خود، مدیریت خانوادگی به وجود آورده اند و مانع چرخش قدرت در میان مدیران شده اند. آقای احمدی نژاد همه توان خود را در حذف لایه قدرت و مدیریت با مردم قرار داده بود. اگر همین امروز از ایشان پرسیده شود که مقصود ایشان چه بوده است؟ لابد خواهد گفت: «مقصود همین بود! رئیس جمهور بشوم تا با دیدن کوفی عنان با دستپاچگی چنان تعظیمی بکنم که دل هر ایرانی را به درد بیاورم.» ایشان می گفتند که اهل رفیق بازی و فامیل بازی و باج دادن نیستند و فقط برای خدا و حذف لایه قدرت و مدیریت با مردم وارد کارزار شده اند. پروین اعتصامی (درگذشته به سال 1334) از نخستین زنانی بود که علیه تحجر به پا خواست و از پیشگامان حرکت زنان آزادیخواه و حق جویی است که برای برابری حقوق زن و مرد در آن سالها مبارزه کرد. او قطعه زیبایی دارد که با این مصرع شروع می شود: ابلیس شبی رفت به بالین جوانی... داستانی که پروین به صورت شعر درآورده حکایت جوانی است که شیطان از او سه کار می خواهد: یا شراب بنوشد، یا پدرش را بکشد یا مادرش را. جوان که از ابلیس ترسیده بود، نوشیدن شراب را بر کشتن پدر و مادر خود ترجیح داد و به باده گساری پرداخت و در مستی، هم پدر را کشت و هم مادر را. حالا شده حکایت آقای احمدی نژاد. به چند چشمه توجه کنید: سید ابراهیم نبوی تعبیر زیبایی از آقای احمدی نژاد دارد: «رییس جمهور منتخب شورای نگهبان»! دار و دسته احمدی نژاد شایعه کردند که احمدی نژاد داماد آقای جنتی است. بعداً گفتند که جنتی دختر ندارد. سن و سال آقای جنتی بهانه شایعه سازان بود که دختری در سن و سال جوانی احمدی نژاد نداشته است و زمانی که احمدی نژاد داماد شده است، آقای جنتی عضو شورای نگهبان بوده و احمدی نژادِ دانشجو قدرت حرکت در کوچه آقای جنتی را، که ناگهان قدَر قدرت شده است، نداشته؛ چه رسد به دامادی او. آقای احمدی نژاد به حقوقدانان شورای نگهبان یک امتیاز جانانه داده است: آقای الهام را رییس دفتر خود کرده است. البته این هم درست است که الهام استحقاق عضویت در شورای نگهبان را ندارد و آرای یک رقمی او در مجلس ششم گواه این مدعاست. وقتی آقای الهام سخنگوی قوه قضاییه شد، نشان داد که می تواند داربست خوبی برای هر ساختمانی باشد و چون تشنه قدرت بود، منتظر ماند و با مجلس هفتم به شورای نگهبان رفت و سخنان بی سر و ته او در هر دو پست، سخنگویی قوه قضاییه و شورای نگهبان، بر مردم پوشیده نیست. ایشان سیاسی بازی است که حقوق را دستمایه بازی های سیاسی خود کرده است. تاریخ بر ما خواهد خندید که چگونه این دور باطل را تحمل کردیم. کسی حقوقدان شورای نگهبان باشد- حالا این فرد الهام باشد یا فرد دیگر، فرقی ندارد- به هر حال، او صاحب یک رأی است و باید به لوایح دولت، که در مجلس تصویب شده، مهر تأیید یا مخالفت بزند. ایشان باید از صبح زود وقت منشی رییس جمهور باشد (رییس دفتر همان سکرتر است با محاسن فراوان!)، او باید وقت رییس خود را تنظیم کند و لوایح آماده ارسال به مجلس را مهیا کند. اما بعد از ظهر، این سکرتر با محاسن، شده است بالادست رییس رسمی خود! در واقع، ایشان باید لوایح رییس صبح خود را عصرها تأیید یا رد کند. مسخره نیست؟! حتی اگر این رویه غلط در گذشته متداول بوده باشد، این عیب بزرگی است که یک نفر این گونه به کار گمارده شود - آن هم نه به خاطر تخصص یا حتی تعهد- بلکه به خاطر باج خواهی شورای نگهبان از رییس جمهور منتخب خود. اینان اکل از قفا می کنند و بدترین نوع راهِ نفوذ یا اعمال سلیقه در تشکیلات رییس جمهور را برگزیده اند و آن این است که یکی از اعضای خود را تحقیر کرده و به مقام رییس دفتری رییس جمهور رسانده اند. واقعاً دلم به حال ایرانیان می سوزد. باید این مطلب را در تاریخ بنویسند تا آیندگان نگویند که پدران و مادران آنان خیلی خوب می فهمیدند، اما رییس جمهور و شورای نگهبان واهمه ای از فهمیدن مردم، آن هم خوب فهمیدن، ندارند. این شایسته سالاری و ایجاد شغلی است که آقای احمدی نژاد لطف فرموده اند. راستی، آیا کسی هم سطح آقای الهام نبود که رییس دفتر آقای احمدی نژاد شود تا شورای نگهبان هم مجبور نشود که ان قلت اصل 141 قانون اساسی و محدودیت دو شغل را با سریشم لایتچسبک به هم وصل نکند؟! این ناتوانی شورای نگهبان و ناتوانی احمدی نژاد یا بی اعتمادی آنها نسبت به یکدیگر را می رساند- که لابد کاری که چشم می کند، حتماً ابرو نخواهد کرد. باج دوم آقای احمدی نژاد به شورای نگهبان هم مستقیماً برمی گردد به دبیر این شورا. آقای علی جنتی، فرزند برومند و یقیناً توانمند! آقای جنتی، به پست معاونت سیاسی آقای وزیر کشور منصوب شدند، یعنی شورای نگهبان هم در خانه رییس جمهور عضو دارد که لوایح مورد علاقه شورای نگهبان را مهیا کند و هم اصل برگزاری انتخابات را مستقیماً به دست گرفته است- لازم به توضیح است که نام وزیر کشور را برای جلوگیری از ایجاد رعب و وحشت ذکر نکردم. مسئول انجام انتخابات در وزارت کشور معاون سیاسی وزیر کشور است. کینه ای که از مصطفی تاج زاده به دل بعضی ها تا عمق فرو رفته است، با تعیین آقای علی جنتی به عنوان مسئول انتخابات بیشتر برملا شد. حالا پدر می بُرد و پسر می دوزد و نور چشمی پدر، یعنی الهام، بر تن این و آن می کند. این یکی از سه کاری که شیطان از جوان خواسته بود. دومین کار، پرهیز از فامیل بازی است. لابد کسی که از نزدیکان رییس جمهور بود و با انبوهی از شب نامه علیه هاشمی رفسنجانی دستگیر شد و چاپخانه هم شناسایی شد و می گفتند برادر آقای احمدی نژاد است، برادر دیگرش بوده است؛ وگرنه مسئولیت حراست و بازرسی دفتر رییس جمهور که به برادر خاطی و متخلف او واگذار نمی شود. می شود؟ استغفرالله! لابد وقتی احمدی نژاد نوک حمله خود را به هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی نشانه رفت- که اقوام خود را مسئول کارهای ارتباطی با مردم کرده بودند- معنی برادر یا فرزند را نمی دانست، مثلاً محسن هاشمی یا علی خاتمی. خیلی برادر و خیلی فرزند هستند و لابد برادر او کمتر برادر است؟ مقاله نویس دست چندم «کیهان»، که قربان دست و پاهای بلوری فرزندش می رود، این انتخاب را بهترین گزینه دانست. برویم سراغ شورای شهر. اعضای شورای شهر تهران حتی نمی توانند بمیرند، چون در این صورت، مجبورند جای خود را به مصطفی تاج زاده، که عضو علی البدل این شورا است، بدهند. جالب تر اینکه اگر مصطفی تاج زاده هم این پست را نپذیرد، علیرضا رجایی قانوناً وارد این شورا می شود. اما چون رییس جمهور شایسته سالار است و شورا هم خوشبختانه هیچ مخالفی ندارد، نمی خواهند که تاج زاده یا رجایی بحران سازی کنند. به قول فروغ فرخزاد، «کور شوم اگر دروغ می گویم» که این شورای فشل چقدر اختلاف سلیقه دارد، اما قرار است به مردم بگویند: «آسوده بخوابید که ما بیداریم!» مهدی چمران هم بین دوراهی گیر کرده است. از یک طرف پدرخوانده احمدی نژاد است و او را از معلمی به شهرداری و سپس به ریاست جمهوری رسانده است و طبعا کمترین پست او معاون اولی است- تا بتواند رییس کابینه باشد- اما این مصطفی تاج زاده همه چیز را به هم ریخته است. از طرفی، چمران هم به گوشش نمی رود که معاون اولی کابینه از ریاست شورای شهر مهم تر است. اما نکته بسیار جالب این است که ایشان همه جا، در تهران و خارج از آن، در مجلس و هیأت دولت، در گرمابه و گلستان، همراه آقای احمدی نژاد است- مرا یاد مرحوم مارلون براندو در فیلم «پدر خوانده» می اندازد- انگار او احمدی نژاد را همراهی می کند و می پاید تا قواعد پدرخواندگی از بین نرود. راستی، چرا کسی نمی پرسد که رییس شورای شهر تهران چه نسبتی با رییس جمهور منتخب شورای نگهبان دارد؟ اگر گفتند مشاور امور شهرداری ها و شوراهاست بپرسيد خب چرا بايد همراه باشد اين مشاور. آقای احمدی نژاد رفیق باز نیست. ایشان نه معاون امور مالی خود در شهرداری را- که از نفت تنها سوختن آن را در چراغ موشی در روستاهای تبریز دیده بود- به عنوان وزیر نفت، که وظیفه دارد نفت را به سر سفره مردم بیاورد، معرفی کرد؛ نه سخنگوی شورای نگهبان و فرزند رییس شورای نگهبان را پستی در خور داد؛ نه هیچ کار دیگری کرد که در آن حتی رگه هایی از رفیق بازی وجود داشته باشد! راستی، ایشان دور از چشم پدرخوانده مهدی چمران، آقای محمد علی آبادی را به سِمت معاونت خود و رییس سازمان تربیت بدنی انتخاب کردند. باید فاتحه ای برای ورزش کشور قرائت کرد. ایشان، با پشتوانه تجربه آسفالت کردن چاله چوله های تهران در ظرف 40 روز، که به کوری چشم عابران، دیگر چاله ای در شهر موجود نیست، ورزش ایران را به خوبی آسفالت خواهند نمود. آقای احمدی نژاد، رییس جمهور جوان ایران، به پیشنهادات شیطان لبیکی جانانه
گفتند!
|
||||
|