گروه خبر – از روزی که محمود احمدی نژاد بر کرسی ریاست قوه
مجریه نشانده شد یک واژه بار دیگر در زبان سیاسی کشور رواج یافت. " دولت اسلامی " و
حکومت اسلامی کلمه ای بود که طرح دوباره اش چالش های فراوانی را در پی داشت. اما
این چالش ها ریشه های کهنه ای داشت که به زمان انقلاب 57 باز می گشت. پس از آن و با
تاکید آیت الله خمینی بر کلمه "جمهوری اسلامی " تا مدتها قائلان به حکومت اسلامی
نیت خود را در نفی جمهوریت علنی نمی کردند و در سیاست صبر وسکوت به سر می
بردند.
همزمان با فوت آیت الله خمینی و در آستانه تغییر و تحولات مسئولان یک بار
دیگر این موضوع از سوی برخی از اعضای سرشناس هیات موتلفه در نشریه هفتگی آن تشکل
مطرح شد که با واکنش شدید نیروهای دیگر و بخصوص همراهان و مریدان آیت الله خمینی
مواجهه شد و برای مدتی به بایگانی سپرده شد.
اما زمانی این ایده از سوی طراحان
آن یکبار دیگر برای طرح مساعد دیده شد که محمود احمدی نژاد با شعارهایی خاص و با
پشتیبانی های نامرئی بر کرسی ریاست تکیه زد.
وقتی حامیان وی خود را پیروز میدان
دیدند شال و کلاه کرده و بر اسب تحقق حکومت اسلامی نشستند. البته مواضع و ادبیات
شخص احمدی نژاد هم مزید بر علت بود. وی هرگز و در هیچ موضع گیری – چه قبل و چه پس
از انتخاب - از واژه " جمهوری اسلامی" استفاده نکرد و حتی در برنامه تقدیمی خود به
مجلس هفتم برای گرفتن رای اعتماد هم کلمه ای حتی شبیه به این کلمه استعمال
نکرد.
این موضوع آنقدر عیان بود که مورد اعتراض برخی از نمایندگان اقلیت مجلس
هفتم قرار گرفت اما از سوی وی پاسخی به آن داده نشد و رویکرد جدایی رئیس قوه مجریه
از مفاهیمی چون جمهوریت را بیش از پیش شفاف کرد.
از سوی دیگر زمزمه هایی از سوی
شاگردان مروج ایده "حکومت اسلامی منهای جمهوریت" یعنی محمد تقی مصباح یزدی در مورد
لزوم جوانگرایی در مجلس خبرگان رهبری مطرح شد که در کنار اخبار پیش از آن در مورد
برنامه ریزی جریان بظاهر پیروز انتخابات نهم برای انتخابات مجلس خبرگان ، تفسیر می
شد.
در کنار این اخبار ، زمزمه هایی که هر روز جدی تر شد درباره اقدامات صورت
گرفته از سوی برخی نمایندگان مجلس هفتم برای بازنگری در قانون اساسی منتشر
شد.
هر چند در قانون اساسی جمهوری اسلامی دو اصل جمهوریت و اسلامیت از اصولی است
که غیر قابل تغییر ذکر شده اما آگاهان وصاحب نظران معتقدند که اراده ای به دنبال
خالی کردن محتوای قانون اساسی از مفاهیمی چون جمهوریت است تا به ظاهر حکومت جمهوری
اما در واقع حکومتی فردسالار باشد.
حتی در این بین به ترویج ایده جامعه
"خداسالار" در کنار ایده دولت اسلامی پرداختند و حتی دولت های پیشین را غیر اسلامی
دانسته و جامعه را پیش از این غیر دینی خواندند که باید از هم اکنون و با سکانداری
هواداران جامعه خداسالار و دولت اسلامی احیا شود. هر چند این موضوع اعتراض افراد
سرشناسی چون دو رئیس جمهور پیشین را به همراه داشت و حتی به خطبه های نماز جمعه
تهران هم کشیده شد.
با تمام این تفاصیل همین جبهه گیری ها کافی بود تا همه
نیروهای حامی آیت الله خمینی از در حمایت از تفکرات وی به میدان بیایند و ساز مخالف
خوانی سر دهند. اما دولت اسلامی راه خود را آغاز کرده و در مسیری که تئوری پردازان
حکومت اسلامی تبیین کرده اند در حال حرکت است.
به گونه ای که حتی آیت الله خامنه
ای هم در دیدار اخیر خود با اعضای هیات دولت جدید انتخاب واژه دولت اسلامی را
انتخاب هوشیارانه ای خواند و در مقابل منتقدان دولت جدید به دفاع از آن
پرداخت.
بهر حال باید منتظر ماند و نظاره گر تحولات آینده بود تا شاید در میدان
جدل بر سر مفاهیمی این چنینی چه بر سر حقوق مردم و مفاهیمی چون مردم سالاری با تمام
کمی و کاستی هایش خواهد آمد.
آیا مروجان ایده جامعه خداسالار و حکومت اسلامی در
اجرای طرح خود در جمهوریت زدایی از ساختار نظام موفق خواهند بود یا مخالفان سر سختی
از مریدان آیت الله خمینی در مقابل شان خواهند
ایستاد؟!