|
|
|||
فرمان آتشمهرداد شیبانی ۱۰ مرداد ۱۳۸۴ خاتمی آخرین جلسه دولت خود را ترک می کند و احمدی نژاد لیست وزای پیشنهادی را برای مشورت به مجلس می دهد، و درست در همین روز یکشنبه نهم مردادماه هزار و سیصد و هشتاد و چهار که مصادف با ۳۱ جولای ۲۰۰۵ میلادی است، فرمان آتش صادر می شود تا شکی باقی نماند آنکه می رود هیچ کاره است و آنکه می آید از همین حالا مجری دستورات"مرکز فرماندهی" است. فرمان آتش در سیاست خارجی، در روزی اعلام می شود که در عمل، دولتی وجود ندارد و همه دنیا حتما این پیام را به روشنی تمام دریافت می کند که اکنون"نظام" بر همه امور تسلط کامل دارد. نظامی که همیشه فرامین آتش آن از کیهان صادر می شود و پرونده هسته ای هم از این امر مستثنی نیست. گزارش حسن روحانی، دبیر فعلی شورای امنیت ملی و مسئول این پرونده از جانب ایران به محمد خاتمی، که بعد از صدور فرمان آتش" انتشار می یابد، هم بهترین سند برای جهان معترض است که با آن ثابت کند جمهوری اسلامی در آستانه دستیابی به سلاح هسته ای است و هم پرده از مهم ترین حادثه روز بر می دارد. حادثه ای که به استناد همین گزارش، مانند افغانستان و عراق، می تواند مهم ترین سکوی پرش برای حمله نظامی به ایران باشد. در گزارش حسن روحانی، شرح داده شده که پیشنهاد اروپا به ایران"حداقلی" خواهد بود و راه را برای مذاکره با دولت جدید باز خواهد گذاشت. طبق ادعای روحانی ایران در لحظه کنونی"تهدید" را به" فرصت" تبدیل کرده است و بنابراین ادامه مذاکره می تواند مفید باشد. خاتمی هم در جواب تاکید می کند"هنوز تهدید و خطر وجود دارد" و برنظر روحانی صحه می گذارد. اما، طرفداران نظریه"افراط" می کوشند به بهانه چند روز تاخیر در ارائه طرح، غنی سازی را از همین فردا آغاز کنند. سفیر انگلستان در تهران از این امر تعجب می کند و وزیر خارجه آمریکا که مسلما انتظار چنین عمل نابخردانه ای را می کشد، تاکید می کند که ایران نباید غنی سازی را از سر بگیرد. ماجرایی حیرت انگیز است که یکی از مهم ترین "سیاست" های اقتدارگرایان را که با آینده ایران ارتباط تنگاتنگ دارد، نشان می دهد؛ و همکاران ما با ارائه گزارشی در این شماره روز، آن را بررسی کردهاند. فرمان آتش در داخل، که زودتر و بلافاصله بعد از برکشیدن احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، صادر شده است، از سرکوب اجتماع مسالمت آمیز برای نجات جان گنجی تا امروز، هر روز بر حجم آتش افزوده است. گروهی که شب تا سحرگاه در مقابل خانه گنجی می گریند، به آخرین حربه، یعنی" دعا" متوسل شده اند. در میان این جمع سعید حجاریان هم هست. با شلیک گلوله به شقیقه او در بهار دوم خرداد بود که سرنوشت امروز تدارک دیده شد.اکبر گنجی ثانیه به ثانیه به مرگ نزدیک می شود، و همه جهان آزادی او را می طلبد و"نظام" لبخند بیرحمی بر لب؛ از حال مناسب"مددجو" خبر می دهد. رئیس مجلس که پیش تر لباس علم به تن داشت، می گوید:" ایشان حالشان آن طور که در برخی روزنامه ها و سایت ها گفته شده خیلی وخیم نیست." و درهمان صبح یکشنبه، شایعه مرگ اکبر گنجی دهان به دهان می چرخد و همسر او چاره ای جز اعلام تحصن در برابر سازمان ملل نمی بینبد. او از جهان نجات جان همسرش را می طلبد که جرمی جز گفتن عقیده اش ندارد. دستگیری عبدالفتاح سلطانی، آن هم به اتهام"افشای اسرار پرونده جاسوسان هسته ای" پیامی است به وکلای مدافع که از حقوق انسانی موکلان خود دفاع می کنند. تهدید شیرین عبادی توسط سردار جزایری ـ سازمان دهنده بسیج برای برکشیدن احمدی نژاد ـ و زدن اتهام رابطه با مقامات آمریکایی توسط معاون سعید مرتضوی، اولین ایرانی برنده جایزه نوبل را در معرض خطر جدی نشان می دهد. تدارک برای تغییر مسئولان دو خبرگزاری ایرنا و ایسنا، و مدیر مسئول روزنامه ایران، در ادامه سیاست گسترش آتش در داخل است. پاسخ آتش هم جز آتش نیست. در سفر تیم ملی ایران به انگلستان، پرچم جمهوری اسلامی ایران در استادیوم به آتش کشیده می شود. همان کاری که"نظام" باب کرد و حالا از زبان عضو مجلس هفتم به آن سخت اعتراض میکند. و در این آتش بازی که تازه شروع شده، نه کنگره حزب اصلاح طلب به چشم میآید و نه تغییر دبیرکل جبهه مشارکت. محمد رضا خاتمی به شیوه ای دمکراتیک شکست را میپذیرد و کنار میرود. مصطفی معین به جای او میآید .
|
||||
|