|
|
|||
صف آرايي مصباح و شاگردانش براي تشکيل حکومت اسلاميميزان رأي ملت نيستشروين اميدوار ۱۲ دی ۱۳۸۴
همزمان با انتشار سخنان محسن غرويان از مدرسان "موسسه امام خميني" در قم، بار ديگر بحث "حکومت اسلامي" به جاي "جمهوري اسلامي" بالا گرفت. آقاي غرويان گفته است: [امام خميني در نجف قائل به جمهوري نبودند و درسهايشان درباره حكومت اسلامي بود و كتابي با نام "حكومت" اسلامي دارند، آن هنگام هيچ بحثي بر سر كلمه "جمهوريت" نبود اما بعدها به فراخور زمان اصطلاح جمهوريت مطرح شد]. اين سخن واکنش برخي از نزديکان آيت الله خميني از جمله آيت الله موسوي بجنوردي را به دنبال داشت که در پاسخ به اظهارات غرويان، از جمله گفت: "تعجب ميكنم كساني پيدا شوند و بگويند امام به جمهوري و رأي ملت معتقد نبوده است، من ربع قرن با امام بودم و اغلب نظرات علمي ايشان را ميدانم اما جرات نميكنم مسالهاي را به امام نسبت بدهم و بگويم امام اين گونه ميگفت." هفته نامه پرتو وابسته به "موسسه امام خميني" که ارگان مصباح يزدي به شمار مي رود، در شماره اخيرش با انتشار يکي از سخنراني هاي اخير مصباح يزدي از قول او نوشت: "تشکيل حکومت اسلامي يک واجب عمومي و از ضروريات دين است. هم چنين حفظ نظام و جلوگيري از اختلال آن يکي از واجبات عقلائيه به شمار مي آيد. زيرا بدون وجود حکومت اسلامي احکام اسلام اجرا نمي شود ودين حفظ نمي شود. مخصوصا در اين زمان که جهان وضع نابساماني دارد." اين هفته نامه همچنين به نقل از مصباح يزدي مي نويسد: "ملاك اعتبار قانون اساسي و مصوبات مجلس خبرگان، رضايت ولايت فقيه است." هوشياري نيروهاي انقلاب اين اظهارات در حالي صورت مي گيرد که از چند ماه پيش و به دنبال روي کار آمدن دولت جديد، که بيش از هر کس خود را تابع نظرات مصباح يزدي نشان مي دهد و بسياري از اعضاي آن به شاگردي او افتخار مي کنند، بسياري از ناظران از برنامه او و شاگردانش براي تسخير مجلس خبرگان رهبري خبر مي دهند. اين اخبار زماني مورد تاييد قرار گرفت که مصباح در جمع شاگردانش در نشستي غير علني در مشهد ضمن "انتقاد شديد از ساير اصولگرايان، خواستار هوشياري نيروهاي انقلاب در مساله انتخابات خبرگان رهبري شد." او همچنين در اين اجلاس تاکيد کرد که: "فكر نكنيد كه با روي كار آمدن رييس جمهور مكتبي همه چيز تمام است، سرچشمههاي قدرت دست ديگران است و در حال مقدمه چيني و مهره چيني هستند تا از آن استفاده كنند. مگر يك نفر تا چه اندازه ميتواند مراقب همه باشد؟" همزمان با اين سخنان مصباح يزدي، مدير کل بازرسي و نظارت شوراي نگهبان نيز در همايش ناظران اين شورا در قم اعلام کرد: "ناظران شوراي نگهبان به اذعان دوست و دشمن عاملي موثر در ايجاد شرايط موجود در کشور پس از انتخابات مجلس هفتم و انتخابات رياست جمهوري بوده اند." لطفي هم چنين گفت: "اگر اين ساختار وجود نداشت نتيجه اي هم که اکنون شاهد آن هستيم وجود نداشت." او از ناظران شوراي نگهبان خواست کار را تمام شده فرض نکنند و بدانند که "ماموريت آنها براي آينده تازه شروع شده است." خبرنگاران نمي فهميدند اگر چه سخنان محسن غرويان از نزديکان مصباح يزدي درباره لزوم برقراري حکومت اسلامي در هفته گذشته مخالفت هايي را بر انگيخت، اما به نظر مي رسد طيفي از روحانيان در صددند تا به دنبال دردست گرفتن زمام اجرايي کشور و يکدست شدن قوا، کار را يکسره کرده و با تغيييراتي، حکومت اسلامي مورد نظر خود را در کشور مستقر کنند. دور جديد تلاش براي تشکيل حکومت اسلامي در هفته هاي اخير زماني علني شد که يک سايت نزديک به طيف مصباح يزدي و شاگردان او سخنان محسن غرويان را درباره نظر بنيانگذار جمهوري اسلامي درباره حکومت اسلامي منتشر کرد. غرويان در سخنانش گفته بود: [امام خميني در نجف قائل به جمهوري نبودند و درسهايشان درباره حكومت اسلامي بود و كتابي با نام "حكومت اسلامي" دارند، آن هنگام هيچ بحثي بر سر كلمه "جمهوريت" نبود اما بعدها به فراخور زمان اصطلاح جمهوريت مطرح شد.] او درباره چگونگي مطرح شدن "جمهوري اسلامي" گفت: [هنگامي كه امام خميني در نوفللوشاتو بودند، خبرنگاران از ايشان پرسيدند كه مدل حكومت شما چيست؟ ايشان گفتند: "حكومت عدل علوي." اما خبرنگاران نميفهميدند و به امام راحل ميگفتند مدلي بگوييد كه در جهان آشنا باشد، امام امت هم فرمودند: "جمهوري اسلامي" و حكومتي كه بر اساس حضور و تمايل مردم باشد.] غرويان تاکيد کرده که: "جمهوري به معنايي كه در غرب وجود دارد و مشروعيت حكومت
را ناشي از رأي مردم ميداند، به هيچ وجه در ذهن و فكر امام خميني نبوده است، حتي
ايشان هنگامي كه ميخواهند روز 12 فروردين 58 به جمهوري اسلامي رأي بدهند،
ميگويند من فردا به جمهوري اسلامي رأي آري ميدهم، هر كس هم به اسلام علاقه
دارد، بايد رأي آري بدهد." اين مدرس موسسه تحت مديريت مصباح يزدي در قم هم چنين
گفته: "معتقدم اگر امام خميني واقعا به رأي مردم متكي هستند و مشروعيت را از رأي
مردم ميگيرند، بايد ميگفتند هرچه رأي مردم باشد، آن را ميپذيرم و قبول دارم."
او خاطرنشان كرده: [فرمايش امام مبني بر اينكه "ميزان رأي ملت است"، در اوج تبليغات
و خرابكاريهاي رواني جهان غرب بر ضد انقلاب مطرح شد. امام خميني هم از سر درك
شرايط زمان گفتند "ميزان رأي ملت است"، يعني ميزان رأي ملت امام خميني در برابر
مخالفين غربي ايران مطرح شد، نه اينكه ميزان در مشروعيت، رأي ملت است و نتيجه
مشروعيت حكومت در ديدگاه امام، رأي مردم نيست. در حالي كه در نظامهاي سياسي غرب
ملاك مشروعيت حكومت، رأي مردم است.] غرويان همچنين گفته: "متاسفانه حوزههاي علميه
ما آن چنان كه بايد مطلوب نظاممان باشد، سياسي نشدهاند. به گونهاي كه برخي
همچنان در دروس خارج فقه به بحثهاي عبادي بسنده ميكنند." واکنش ها اظهارات محسن غرويان اما با پاسخ تند برخي از نزديکان رهبر پيشين جمهوري اسلامي
مواجه شد. رييس دفتر آيت الله خميني در پاسخ به غرويان گفت: [كساني كه اعتقادي به
جمهوري اسلامي ندارند و از اول با امام و جمهوري اسلامي مخالف بودند، امروز مباحثي
در خصوص "حكومت اسلامي" بدون "جمهوريت" را مطرح ميكنند.] آيتالله محمد توسلي
ضمن رد سخنان غرويان همچنين گفت: "امام از ابتدا معتقد به جمهوري اسلامي بود و لذا
وقتي به بهشت زهرا آمد، جمهوري اسلامي را مطرح كرد و فرمودند؛ جمهوري اسلامي نه يك
كلمه كم و نه يك كلمه زياد." صدوقي، نماينده ولي فقيه و امام جمعه يزد هم به در پاسخ به اظهارات غرويان گفت: "امام به جمهوريت و آرا مردم معتقد بودند و هيچ گاه بدون شناخت دقيق از يك موضوع صحبت نميكردند." او ضمن رد نا آگاهي آيت الله خميني از مفهوم جمهوريت گفت: "امام با علم بر اينكه جمهوريت چيست و نقش آرا مردم در نظام جمهوري اسلامي چيست، بر جمهوري اسلامي تاكيد كرد." تند ترين پاسخ به محسن غرويان اما از سوي آيتالله سيدمحمد موسوي بجنوردي داده شد.او گفت: "تعجب ميكنم كساني پيدا شوند و بگويند امام به جمهوري و رأي ملت معتقد نبوده است، من ربع قرن با امام بودم و اغلب نظرات علمي ايشان را ميدانم اما جرات نميكنم مسالهاي را به امام نسبت بدهم و بگويم امام اين گونه ميگفت. بنابراين بايد مواظب صحبتهايمان باشيم و تقوي را پيشه خود كنيم." عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز و از نزديکان آيت الله خميني هم چنين گفت: "اساسا هر صاحبنظر و شخصيت بزرگ علمي يك سيره نظري و يك سيره عملي دارد كه در خصوص سيره نظري افراد نظرات خود را در مجلس درس و سخنراني بيان و شرح ميدهند، لذا بر اساس آن نظرات ميتوانيم نسبت دهيم كه تئوري ايشان چيست، سيره عملي نيز مبين و مفسر نظرات اين شخصيت علمي است." وي افزود: "امام جز شخصيتهاي جامعالاطرافي بود كه هم سيره نظري و آرا و انديشههايش را در درسها، جلسات، مصاحبهها و سخنرانيهايش بيان ميكرد و هم عملكردش بيانگر انديشهاش بود." موسوي بجنوردي با بيان اينكه يكي از انديشههاي مهم در بين فقهاي شيعه در دوران اخير مساله سيستم حكومت اسلامي است، گفت: "مرحوم ميرزا نائيني حكومت اسلامي را در مدل سلطنت مشروطه بيان كرد، يعني اصل حكومت اسلامي را بيان و با مدل سلطنت مشروطه تطبيق داد كه آخوند خراساني نيز همين نظر را داشت، اما امام مساله حكومت اسلامي را با مدل جمهوريت تطبيق داد." وي با تاكيد بر اينكه آيت الله خميني جمهوريت را در مقابل حكومت اسلامي قرار نداد، اظهار داشت: "حكومت اسلامي يعني اسلام در امر حكومت پياده شود و قوانين و مقررات بر اساس كتاب، سنت و اسلام بوده، حاكم، عادل باشد و اساس كار مديران جامعه عدالت باشد." عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز خاطر نشان كرد: [امام نظريه تازهاي در مورد حكومت اسلامي در مقابل همه فقها بيان كردند، در اسلام سيستم حكومت داريم، در نظام اسلامي و حكومت اسلامي، سيستم حكومت، "قانون" است و آن كسي كه در جامعه اسلامي حكومت ميكند، قانون است؛ قانوني كه بر اساس كتاب، سنت و موازين اسلام تدوين شده است.] وي افزود: "قواي سهگانه شاكله حكومت اسلامي را تشكيل ميدهند و ولي فقيه به معناي مجتهد جامعالاشرايط، عادل، مدير، شجاع و آگاه به امور زمان در راس حكومت اسلامي قرار ميگيرد." موسوي بجنوردي در ادامه مي گويد: "هر مجتهد جامعالاشرايطي كه اين صفات را دارد، صلاحيت دارد وليفقيه شود اما مجتهدي كه مردم با او بيعت ميكنند، حاكم ميشود و بقيه فقها لازم است از او تبعيت كنند." وي تاكيد كرد: "ولي فقيه عبارت است از مجتهد جامعالشرايط آگاه به امور زمان، شجاع و مدبر كه انتخاب و بيعت مردم با او باشد كه امام به اين اصل معتقد بود و آن را در سيره عملياش پذيرفته بود." او همچنين با اشاره به سخنان غرويان گفت: "امام فردي نبود كه آرايش را به شكلهاي مختلف بيان كرده و ملاحظات سياسيون دنيا و افراد مختلف را بكند، امام مماشات نميكرد و نظرات و تئوريهاي خود را بر اساس سياستهاي خارجي دنيا عوض نميكرد." وي با بيان اينكه مدير مجله فيگارو در حضور من نزد امام آمد و با ايشان مصاحبه كرد، گفت: "مدير اين مجله از امام پرسيد؛ اگر شما به قدرت رسيديد و خواستيد حكومت تشكيل دهيد، سيستم حكومتتان چه خواهد بود كه امام فرمود، حكومت عدل علي و اسلامي و متعاقب آن فرمود جمهوري اسلامي. خبرنگار پرسيد جمهوري به كدام معنا؟ آيا مردم راسا انتخاب ميكنند يا اينكه مردم پارلمان را انتخاب ميكنند و پارلمان رييسجمهور را؟ كه امام فرمودند، همان سيستم خودتان كه مردم انتخاب ميكنند." وي افزود: "شخصيتهاي بزرگي كه در جوامع اسلامي و دنيا منشا اثر هستند، اين گونه حرف نزنند كه امام اين را ميگفت و آن را قبول نداشت، اين گونه حرف زدن خيلي جرات ميخواهد." موسوي بجنوردي با اشاره به ظهور طيفي از روحانيان که با آيت الله خميني نيز نزديکي نداشته اند، ادامه داد: "اگر عقيده شخصي خودشان است، بگويند ما از بيانات امام، اين گونه فهميدهام اما آن را به امام نسبت ندهند. متاسفانه اين يكي از بدبختيهاي ماست كساني كه بعد از رحلت پيامبر حرفهايي را به ايشان نسبت ميدادند كه بزرگاني چون علي و ابن عباس ميگفتند ما اينها را نشنيدهايم. اين يكي از مشكلات ماست و بايد ترتيبي داده شود تا هر كس نتواند به امام هر چيزي را كه ميخواهد نسبت بدهد. ما بايد بدانيم تمام حركات و سكنات نخبگان ما ثبت ميشود و فردا بايد پاسخگو باشيم كه اميدوارم خداوند همه ما را به طريق مستقيم هدايت كند." موسوي بجنوردي با تاكيد بر اينكه امام اهل تعارف نبود، گفت: [زماني كه امام ميفرمايد، "ميزان راي ملت است"، اين تعارف نيست. امام به اين حرف معتقد بود. امام جمهوري اسلامي را به راي مردم گذاشت. اگر عقيده نداشت ميگفت حكم ميكنم، زيرا علاوه بر رهبر جامعه بودن، مرجع تقليد مردم هم بود اما امام اين مساله را به رأي ملت گذاشت. مردم آزاد بودند بگويند آري يا نه. امام آن موقع ميتوانست حكومت اسلامي را بدون جمهوريت هم به راي بگذارد اما امام، جمهوري اسلامي را مطرح كردند.] وي ادامه داد: "بعد از اينكه مردم به جمهوري اسلامي رأي دادند و مجلس خبرگان قانون اساسي را انتخاب كردند، عدهاي از علما، دانشمندان و معتمدان ملت، قانون اساسي را كه از اسلام ملهم بود، نوشتند، اما امام همين را نيز به رأي ملت گذاشتند. امام به رأي ملت معتقد بود و هيچكس نميتواند اين مساله را زير سئوال ببرد." حکومت اسلامي مصباح رييس "موسسه آموزش و پژوهشي امام خميني" همچنين با اشاره به تصويب قانون اساسي توسط آيت الله خميني خاطرنشان مي کند: "اينکه امام قانون اساسي را تصويب کرد يعني اينکه من دستور مي دهم که اين گونه عمل کنيدو اعتبار پيدا مي کند چون او امضا کرده است. و اگر امضا نکرده بود هيچ اثري نداشت. اگر تمام مردم هم رأي مي دادند هيچ اعتبار قانوني و شرعي نداشت." مصباح درباره آينده جمهوري اسلامي مي پرسد: "بعد از امام چه بايد کرد؟راهکار عقلايي اينجا رجوع به خبرگان است.دو راه وجود دارد: مراجعه به آراي عمومي که مردم بيايند مستقيم رأي بدهند و کسي را تعيين کنند.يا چند مرحله اي باشد و مردم خبرگان را تعيين کنند و خبرگان رهبري را معرفي کنند. فعلا اين راه در قانون اساسي آمده و امام اين را تاييد کرد. ما خيالمان راحت است اعتبار قانون اساسي به اعتبار امضاي اوست... چون امضاي ولي فقيه بوده معتبر است مادامي که ولي فقيه ديگري آن را تغيير ندهد." برخي ناظران مي گويند انتشار سخنان اخير مصباح و برخي از همفکرانش توسط رسانه هاي نزديک به او نشان مي دهد که مصباح يزدي و نزديکان او در صدد علني کردن روياي خود براي تشکيل حکومت اسلامي هستند، حکومتي که راي ملت در آن ميزان نخواهد بود: [حاکم اسلامي دستور مي دهد که راي بدهيد چه کسي رئيس جمهور باشد، انتخابات رياست جمهوري اعتبارش به رضايت اوست، اما حقيقت آن است كه آنها دارند پيشنهاد ميكنند و ميگويند كه ما اين فرد را ميخواهيم اما "الامر عليكم"، شما بايد نصب كنيد ، نخواستي نصب نكن.]
|
||||
|