|
|
|||
خونش ريخته شود، بدون محاکمه ...مواضع آيت الله مصباح يزدي و شاگردان وي در مورد جمهوريت، در هفته گذشته در کانون توجه رسانه هاي ايراني قرار داشت. اين توجه، عمدتاً از اين زاويه صورت گرفت که محمد تقي مصباح يزدي، تئوريسين اصلي جرياني محسوب مي شود که در پي انتخابات رياست جمهوري اخير، بر کشور حاکم شده است. ما در اين مجال، قصد پرداختن به عقايد فلسفي آيت الله مصباح را نداريم. ولي بي مناسبت نمي دانيم به مرور برخي از مواضع "کاربردي" نامبرده بپردازيم که زيربناي عملي جريان فکري مشخصي را تشکيل مي دهند که از وي تبعيت مي کنند. مواضع آقاي مصباح در نفي جمهوريت، به اندازه کافي در يکي – دو هفته گذشته مورد بررسي قرار گرفته اند. تنها از بابت يادآوري، دو مورد از ده ها اظهار نظر شاخص ايشان در مورد "رأي" مردم را ذکر مي کنيم. اولي سخنراني مصباح يزدي "موسسه آموزشي – پژوهشي امام خميني" است که تعبير خود از انتخابات را چنين بيان مي کند: "انتخابات رياست جمهوري اعتبارش به رضايت ولي فقيه است ... آنها [مردم] دارند پيشنهاد مي کنند و مي گويند ما اين فرد را مي خواهيم. اما "الامر عليکم" [دستور با شماست] شما بايد نصيب کنيد، نخواستي نصب نکن." [پرتو سخن، 20 مهر 84] دومي، نگاه وي در مورد "اکثريت" مردم است که صراحت دارد: "اکثريت که هستند؟ يک مشت اوباشي که عرق مي خورند پول مي گيرند که بيايند و رأي بدهند؟ هر چه اينها بگويند مي شود قانون ممکلت؟ و حاکم بر اسلام؟!" [آفتاب يزد، 14 آبان 81] زاويه مهم ديگر ديدگاه آيت الله مصباح، ديدگاه خاص نامبرده در مورد کاربرد "زور" است. او در همين ارتباط، تأکيد دارد [يا لثارات، 4 بهمن 79] که در دوره خاتمي، دگرانديشاني در فضاي افکار عمومي به بيان ديدگاه هاي خود پرداخته اند که "تفاوتي با کسروي ندارند." [کسروي، نويسنده اي بود که به علت توهين به مقدسات توسط گروه فداييان اسلام ترور شد.] وي حتي با اشاره اي به برخي افراد داراي افکار انحرافي که "سيد و روحاني" هستند [خاتمي؟] تهديد مي کند: " مگر جلوي اسم هر کس سيد بود مصونيت ايجاد مي کند؟ کسروي هم سيد بود و هم روحاني، که بزرگان و علما گفتند خونش مباح، مرگ او واجب و همسرش بر او حرام است." [مبين، 1 بهمن 79] مصباح در همين راستا با اشاره به هاشم آغاجري، استاد منتقد دانشگاه، وي را از "شمر و يزيد" قاتلان امام سوم شيعيان بدتر دانسته و يادآور مي شود که مردم بايد "تکليف" خود را در برابر اين افراد بدانند. [پرتو سخن، 6 مهر 79] مصباح، به صراحت فتوا مي دهد: "اهانتگر به اسلام بايد خونش ريخته شود و محاکمه نيز نمي خواهد." [سخنراني پيش از خطبه هاي نماز جمعه تهران، 11 شهريور 78] فتواهاي آقاي مصباح، تاکنون در مواردي نيز منجر به عمليات قهرآميز مشخص شده اند. مثلاً، در جريان محاکمه عاملان قتل هاي زنجيزه اي 5 نفر در کرمان، يکي از متهمان که عضو بسيج است در توضيح انگيزه قتل ها علنا به دادگاه توضيح مي دهد: "بر اساس گفته و گوي حضوري با آيت الله مصباح يزدي که در قم داشتيم، اين تصميم را گرفتيم. بر اساس نظر ايشان، مرحله سوم، خون اين فرد مباح است." [مهر 83] آيت الله مصباح، در روز پيش از ترور سعيد حجاريان مشاور سياسي سيد محمد خاتمي و مدير مسوول روزنامه منتقد "صبح امروز" نيز با تأکيد بر آن که برخي از کارهايي که مطبوعات انجام مي دهند "هزار بار" از "آدم کشتن" بدتر است، هشدار مي دهد: "دلخوش نباشند که تسلط پيدا کرده اند. روزي به حساب اينها رسيدگي خواهد شد." [19 اسفند 78] مصباح يزدي به لحاظ ارزشي، اساساً معتقد است: "ما بايد نسبت به دشمنان خود و اسلام هيچ ملاحظه اي نداشته باشيم" و اينکه: "شيعيان نبايد به هيچ وجه با دشمنان خود همسايه و هم کاسه شوند" [7 آذر 84]. وي حتي با اشاره به تاکيد بسياري از مقام هاي عالي رتبه ايران به لزوم وحدت در کشور براي مقابله با تهديدات خارجي، تعريف خود را از وحدت چنين ارائه مي دهد: "اگر ميان چند گروه مساله مشترک جهت اتحاد وجود نداشته باشد، چاره کار آن است که ديگر افراد که روي موضع خود کمتر استوار هستند، با کسي که روي نظر و موضعش خيلي پافشاري دارد، هم نظر شوند و با هم متحد گردند!" [نوروز، 29 مهر 80] ... و البته حتي اين نوع "اتحاد" نيز، در مورد نيروهاي داخلي حکومت موضوعيت دارد، چون تکليف بقيه، بسيار روشن است: "هنگامي که حکومت حق مبتني بر دين اسلام در جامعه تشکيل شد، مخالفان آن بايد از کشور بيرون بروند... اگر مي خواهيد در اين کشور زندگي کنيد بايد حکومت اسلامي را بپذيريد، ولو اين که حکومت به زور متوسل شده باشد." [نوروز، 5 خرداد 80] اين نوع مواضع، در شرايطي از سوي آيت الله مصباح اتخاذ مي شود که اين روحاني، حتي محافظه کاران حاکم بر حکومت را نيز به کوتاه آمدن در زمينه اجراي احکام اسلام متهم مي کند. به عنوان مثال، وي در مورد وجود بهره در بانک هاي ايران به صراحت مي گويد: "ما بدترين نوع ربا را در مملکت اعمال مي کنيم." [پرتو سخن، 15 تير 1384] وي در جاي ديگر با انتقاد به نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم، شوراي محافظه کار نگهبان – که مسوول بررسي صلاحيت کانديداهاي نمايندگي مجلس است – را به "خواب بودن" متهم مي کند: "چرت زدن برخي ها باعث ورود يک مشت شيطان به مجلس ششم شد." [ايسنا، 18 بهمن 82] نامبرده حتي اقدتمي در حد نظرسنجي تشکل هاي موسوم به "اصول گرا" در ميان چند کانديداي محافظه کار براي بررسي جايگاه اجتماعي آنها را مخالف اصول گرايي دانسته و انتقاد مي کند که: "در ايام انتخابات ... اصولگرايان هر روز نظر سنجي مي کردند که مشخص کنند چه کسي شانس بيشتري براي رأي آوردن دارد تا از همان حمايت کنند. آيا اين شد اصولگرايي؟!" [همايش هماهنگي نيروهاي انقلاب، 30 آذر 84] مصباح حتي هنگامي که حکم قضايي اوليه اعدام هاشم آغاجري در مرحله تجديد نظر لغو شد، به شدت به قوه قضاييه محافظه کار حمله مي کند که: "اگر به هر دليلي حکم مرتد [اعدام] را اجرا نکنيد، ده تا و هر يک ده تاي ديگر خواهند شد... اگر يک نفر را مجازات کنيد ديگران جرأت نمي کنند چنين مسائلي را بر زبان آورند." [پرتو سخن، 18 آذر 81] او در انتقاد به مقامات حکومت ايران، که آنان را به سستي در اجراي احکام الهي متهم مي کند، تا به آنجا پيش مي رود که در يک اظهار نظر علني، اتهام "خريده شدن مقامات ايراني توسط جاسوسان آمريکايي با 500 ميليون دلار پول!" را مطرح مي نمايد [جرايد تهران، 17 خرداد 82] ... نهايت آن که اکنون، شاگردان آيت الله مصباح يزدي، که چنين ديدگاه هاي دارد، حاکم بر ايران شده اند. در حالي که نامبرده اعتقاد دارد که کار اسلامي کردن کشور هنوز تمام نشده و به پيروان خود هشدار مي دهد: "فکر نکنيد با روي کار آمدن رئيس جمهور مکتبي همه چيز تمام شده است." [همايش "هماهنگي و همدلي نيروهاي انقلاب"، 30 آذر 84]... و تمام اينها در حالي است که در گردهم آيي نيروهاي داوطلب "عمليات استشهادي"، فرمانده "قرارگاه عاشقان شهادت" به مخالفان مصباح هشدار مي دهد: "هر کس در هر لباس و هر مقامي عليه اين شخصيت بزرگ اسلامي [آيت الله مصباح] موضع بگيرد، عليه اسلام موضع گرفته و ما وظيفه داريم پاسخ او را بدهيم." اين که آينده ايران، در شرايط حکومت شاگردان محمد تقي مصباح يزدي بر کشور به چه سمت و سويي مي رود، موضوعي است که قضاوت در مورد آن را، به خوانندگان مي سپاريم!
|
||||
|