بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

 

همسر عبدالفتاح سلطاني:

اسلام را اجرا نکنيد، کم ظلم کنيد

مريم کاشاني
m.kashani@roozonline.com

۲۶ دی ۱۳۸۴

اسلام را اجرا نکنيد، کم ظلم کنيد

"انتظار ندارم اسلام را اجرا بکنند، انتظار عدالت ندارم، فقط انتظار دارم کم ظلم بکنند." اين را همسر عبدالفتاح سلطاني مي گويد و پس از طرح وثيقه هشتصد ميليوني. با وي و دکتر توانا، يکي از وکلاي سلطاني در اين مورد گفت و گو کرده ايم.

عاقبت، تبديل قرار عبدالفتاح سلطاني، عملي شد، اما به شيوه سعيد مرتضوي، دادستان تهران. خانم سلطاني براي توصيف اين شيوه به يک روايت، متوسل مي شود: مي گويند براي مادر سالخورده يک پسر جوان، شوهر پيدا شد. پسر به خواستگار پيشنهاد مهريه اي چند صد ميليوني داد. اطرافيان با تعجب دليل را پرسيدند. گفت: نمي خواهم مادرم را شوهر بدهم. حالا اين شده است حکايت آقاي سلطاني و تبديل قرار او. نمي خواهند آقاي سلطاني بيرون بيايد.

از خانم سلطاني درباره ميزان وثيقه اوليه مي پرسم:
اول گفتند ده ميليون، بعد صد ميليون، و حالا هشتصد ميليون. من که حقوق سرم نمي شود، ولي حقوقدانان بگويند که واقعا چنين چيزي درست است؟ بالاخره وثيقه هر متهمي ـ حتي اگر جرمش هم ثابت بشود ـ يک تعريفي دارد، مگر مي شود تا اين حد سليقه اي باشد؟ بين ده ميليون تا هشتصد ميليون؟ واقعيتش اين است که من وقتي عدد هشتصد ميليون را شنيدم، حتي اين عدد به ذهنم هم خطور نمي کرد. اگر تمام فک و فاميل من هم جمع شوند و خانه هايشان را بگذارند، هشتصد ميليون نمي شود. مگر آقاي سلطاني چه جرمي مرتکب شده؟ اگر وثيقه يک آدم بيگناه هشتصد ميليون باشد، آدم گناهکار وثيقه اش چقدر است؟

خانم سلطاني در برابر اين وضعيت، حتي نمي داند چه بايد بکند:
فقط مي توانم به بازپرس بگويم انصافتان کجاست؟ من از شما انتظار ندارم اسلام را رعايت کنيد، انتظار عدالت هم ندارم، کم ظلم کنيد، همين و بس.

قرار در تاريخ 18 دي ماه تبديل شده و دو روز بعد، در زندان، به آقاي سلطاني ابلاغ شده است. او هم به خانه زنگ زده و گفته:
برويد با وکلاي من صحبت کنيد، با بازپرس حرف بزنيد، ببينيد اين چه برنامه ايست. و دکتر توانا، يکي از وکلاي وي، مي گويد:
صحبت هايي کرده ايم که وثيقه را تبديل کنند.

و او بيش از اين چيزي نمي گويد، زيرا مايل نيست بحثي را مطرح کند که "به نفع آقاي سلطاني" نباشد. او اگر چه تاکيد دارد که "وثيقه بايد بر اساس نوع و اهميت جرم باشد" ولي اين را نيز مي افزايد که:
سليقه ايست. منتها بايد متناسب و موجه باشد.

و درست اينجاست که خانم سلطاني مي پرسد:
سلطاني چه گناهي کرده؟ چرا بايد از زندگي ساقط بشود؟ چرا بايد شش ماه تمام فرزندانش از ديدن او در خانه محروم باشند؟ مفسدين اقتصادي، کساني که باعث فقر و فلاکت مملکت شدند را همين قدر اذيت کرديد؟ ما خيلي ها را داشته ايم که در اين مملکت ظلم کردند، اما نديديم اينقدر اذيت بشوند. به من بگوييد جرم سلطاني چيست. دادگاه علني بگذاريد. من حق دارم بدانم همسرم چه کرده. من حق دارم بدانم چرا وقتي براي ملاقات به زندان مي رويم، يک بار ملاقات ما شيشه اي مي شود، يک بار تلفني. چرا يک وقتي هوس مي کنيد هر چه براي زنداني مي بريم بگيريد، يک وقت هيچ چيزي را نمي گيريد؟ همين هفته گذشته يک سر سوزن از ما خوراکي قبول نکردند. يک ماه است ما به سلطاني مواد غذايي نرسانده ايم. او بايد 15 روز معطل بماند که از بيرون برايش يک چيزي بخرند. حتي روزنامه اي که به آنها مي دهند روزنامه مورد نظرشان نيست. پولش را از زنداني مي گيرند ولي روزنامه دلخواه خودشان را به زنداني مي دهند.

و معلوم است که:
کيهان مي دهند، ايران و همشهري.

و تازه اين همه داستان نيست:
با وجودي که مي گويند طبق فرمايشات آقاي شاهرودي، آقاي سلطاني مي تواند لباس زنداني نپوشد و مي تواند چشم بند نداشته باشد، ولي همچنان دارند با او همين رفتار را مي کنند. پس حرف هاي آقاي شاهرودي کي عملي مي شود؟ حقوق شهروندي کي مي خواهد اجرا شود؟ آخر دليل بياوريد که چرا با او اين رفتار را مي کنيد. اتهامش اين است که رايگان مشاوره کرده! در اين صورت همه شهيدان، همه جانبازان، همه آنهايي که به جبهه رفتند، مجرمند، چون جانشان را رايگان دادند. آقاي سلطاني رايگان زندگيش را داده است. بله، او از بي بضاعت ها پول نمي گرفت، با کساني که مي گفتند بعد حق الوکاله را مي دهيم، سخت گيري نمي کرد، آيا خدا را خوش مي آيد که کسي به اين دليل در زندان بماند؟

کسي به اين سئوال ها پاسخ مي دهد؟

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام