|
|
|||
وضعيت نشر در دولت جديدمرا آشفته مي دارد چنين آشفته بازاريسيامک بهرامي ۱۲ بهمن ۱۳۸۴ سال 83 و بعد از برپايي نمايشگاه بين المللي کتاب تهران، ناشران در حالي که اميد به آغاز سالي خوب داشتند، ناگهان با شوکي عجيب رو به رو شدند: کم شدن ناگهاني کاغذ در بازار. در آن شرايط کتاب هايي که آماده چاپ بودند، يا چاپ نشدند، يا اينکه گران تر از چاپ هاي قبلي به بازار آمدند؛ و مسلم است در کشوري که سرانه مطالعه هر شخص از روزي 2 دقيقه بيشتر نمي شود، خريد کتاب با قيمت بالا، امري است محال. به هر حال با تمهيدات دولت خاتمي، موضوع کاغذ تا حدودي رفع شد، گرچه هنوز هم گلايه هاي زيادي وجود داشت. اما با کنار رفتن دولت خاتمي و روي کار آمدن دولت جديد، مشکل جديدتري براي ناشران به وجود آمده است: اين بار خود دولت، تا جايي که مي تواند جلوي نشر کتاب ها سنگ اندازي مي کند. باز هم بررسي از سوي ديگر از مجلس هفتم هم خبرهاي خوبي به گوش نمي رسد. کميته اي که براي تحقيق و تفحص از وضعيت چاپ کتاب ها در دوره وزارت مسجد جامعي تشکيل شده، اعلام کرده است که بيش از 78 درصد کتب منتشر شده در دوره وي مشکل داشته اند و بايد دوباره "بررسي" و "مميزي" شوند. از طرف ديگر هر روز نيز از گوشه و کنار مجلس تهديدي يا دشنامي نثار کتب "ضاله" اي مي شود که در زمان دولت قبلي منتشر گرديده و باعث انحراف جوانان شده است. اين گونه است که ناشران، نااميد از وجود فريادرسي، سکوت پيشه کرده اند تا بعد از انتخابات اتحاديه ناشران، شايد بتوانند با مذاکره يا راه حل هاي ديگر، روزني براي برو نرفت از اين مشکل بيابند. روزنه اي که پيدا کردن آن بسيار بعيد مي نمايد، زيرا ناشران در چند ماه اخير به خوبي متوجه شده اند که چشم ياري داشتن از دولت، پنداره اي غلط است. اما اکنون وضعيت چاپ و نشر چگونه است؟ دريغ از پارسال اولين انتشاراتي که طرف سئوال ما قرار مي گيرد، انتشرات اختران است. انتشاراتي که در مدتي کوتاه توانست با چاپ کتاب هاي سنگين، نظر مخاطبان اهل فرهنگ را به سوي خود جلب کند. اما دليل اينکه اول از همه سراغ اختران رفتيم چيزي نبود جز شايعه اي که خبر از خمير شدن ده عنوان از کتاب هاي آماده توزيع اختران مي داد. آيا اين شايعه صحت داشت: "نه، ما کتابي از آقاي شاکري در دست چاپ داشتيم که در ليتوگرافي مشکلي پيش آمد و چند صفحه آن تکراري بود. به همين دليل اين کتاب را از سطح کتاب فروشي ها جمع کرديم تا دوباره آن را صحيح و سالم، منتشر کنيم. اينکه ده عنوان کتاب ما خمير شده است، شايعه اي بيش نيست." وي در مورد اعمال فشار بر ناشران در مورد بر عدم چاپ کتاب با موضوعات خاص يا از افراد خاص مي گويد: "تاکنون چنين چيزي به طور رسمي به ما اعلام نشده است و من چيزي نديده ام." اما بحث اصلي هنوز باقي است. بحث مجوز انتشار کتاب هايي که قبلا چاپ شده اند: "بعد از اين تغيير و تحولات، اتفاقات جديدي رخ داده است. مثلا براي چاپ کتاب هاي قديمي بايد دوباره مجوز بگيريم. اين به اين معناست که دوباره کتاب بايد بررسي شود. در حالي که در گذشته چنين روالي وجود نداشت. ما براي سه کتاب درخواست تجديد چاپ کرديم، جواب يکي از آن ها را به ما داده اند. در مورد دو کتاب ديگر هيچ صحبتي نيست." اما وقتي با مدير انتشارات آ گاه تماس گرفتم و موضوع گزارش را به او گفتم، گفت: "لازم نيست شما سئوالي بپرسيد. اجازه دهيد خود من مختصر و مفيد جريان را توضيح دهم. سال 83 به دليل بحران کاغذ، اوضاع خراب شد. در سال 84 بدتر شد و در حال حاضر اوضاع بد از بدتر شده است. از اين بهتر مي شد توضيح داد؟" از او در مورد عدم صدور مجوز چاپ کتاب در زمينه هايي چون فلسفه، جامعه شناسي و علوم سياسي مي پرسم. پاسخ او جالب است: "اين چه حرفي است آقا؟ کتاب هاي سياسي؟ الان به کتاب هاي شعر و داستان هم مجوز نمي دهند. بخصوص به کتاب هايي در زمينه ادبيات داستاني." او وقتي با اصرار من براي معرفي حداقل يک مورد رو به رو مي شود، مي گويد: "يکي از دوستان ناشر ما کتابي را در دولت قبلي چاپ کرده بود. بعد از استقبالي که از کتاب شد تصميم به تجديد چاپ آن گرفت. وقتي به ارشاد رفت، از او درخواست کردند مجوز چاپ را برايشان ببرد. بعد از اينکه مجوز چاپ را برد، مجوز را از او گرفتند و گفتند اين آخرين باري بود که اين کتاب را چاپ کردي!" با اصرار بيشتر پاپي مي شوم تا ببينم اين بلا سر کدام انتشاراتي آمده است. بالاخره متوجه مي شوم بايد سراغ مدير نشر چشمه بروم: "اتفاق خاصي نيفتاده است. يعني ما خبر خاصي نداريم." جريان را تعريف مي کنم. مشخص است که فرد پشت تلفن به شدت يکه خورده است. مي گويد: "بله، درست است. اين اتفاق براي ما افتاد. ولي به طور کلي ناشران تصميم گرفته اند تا زمان انتخابات اتحاديه ناشران سکوت و بعد از انتخابات، فعاليت هاي خود را در اين زمينه شروع کنند. ضمن آنکه در حال حاضر پدر من که صاحب اصلي انتشاراتي هستند، نيستند. شما بايد با خودش تماس بگيريد تا اگر صلاح دانست جواب شما را بدهد." و او هم مانند بقيه سکوت مي کند، سکوتي که سرشار از ناگفته هاست. آشفته بازار کتاب ايران، با روي کار آمدن دولت مهرورزي، آشفته تر از هر زماني شده است. به نظر مي رسد همه ناشران در پي يافتن راه حلي هستند اما هر چه بيشتر مي گردند کمتر مي يابند و بيشتر با درهاي بسته رو به رو مي شوند. شايد بد نباشد کسي از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي که زماني سردبير کيهان بود بپرسد: به کجا چنين شتابان؟
|
||||
|