|
|
|||
ادامه فشار بر روزنامهنگاران در ايران
گفت و گو با محمدرضا معينى، مسؤول بخش ايران سازمان گزارشگران بدون مرز ايران ما - روند فشار بر روزنامهنگاران و محدود كردن آزادى مطبوعات در ايران ادامه دارد. اين خبر كه قرار است وزارت ارشاد جمهورى اسلامى براى خبرنگاران كارت خبرنگارى صادر كند بحثها و نگرانيهاى بسيارى را برانگيخته است. كيواندخت قهارى مصاحبهگر راديو صداي آلمان در اين خصوص با محمدرضا معينى، مسؤول بخش ايران سازمان گزارشگران بدون مرز گفت و گويي انجام داده است كه در پي مي خوانيد : آقاى محمدرضا معينى، اينكه وزارت ارشاد اسلامى قرار است كه كارت خبرنگارى در ايران براى خبرنگاران صادر كند، به چه معنى است؟ محمدرضا معينى: ما در ايران بعد از انقلاب به هيچ عنوان شفافيت و تعريفى در رابطه با مسائل روزنامهنگارى و مشخص كردن روزنامهنگار نداريم. پيش از انقلاب سنديكاها تصميم مىگرفتند، به هر صورت رژيم سابق در عمل اعمال نظر مىكرد، اما در آن حدود آزاد بودند. پس از انقلاب در عمل با توجه به قانون اول مطبوعات در سالهاى نخستين همان روند پيش از انقلاب پيش مىرفت. اما پس از آن و پس از توقيف مطبوعات كه از سال ۱۳۵۸ آغاز شد، در عمل ديگر امكان تعريف مشخص از روزنامهنگار نداشتيم. ما در ايران نه در قانون اساسى، نه در قانون مطبوعات، در هيچ قانونى تعريفى از روزنامهنگار نداريم كه روزنامهنگار كيست. تا پيش از اين دوران، در دوران باصطلاح اصلاحات، يك سرى روزنامهنگاران بودند كه كارتهايشان را داشتند. ولى اين شامل همه روزنامهنگاران نمىشد. شامل بخشى از روزنامهنگاران مىشد كه با روزنامههاى بخشى از دولت يا اصلاحطلبان همكارى مىكردند. امروز همين بلا را باصطلاح، مسؤولين دولت احمدىنژاد دارند بر سر همه روزنامهنگاران مىآورند. يعنى بطور مشخص امروز روزنامهنگار را وزارت ارشاد معرفى مىكند. وزارت ارشاد تاييد مىكند كه روزنامهنگار كيست. اين در عمل دولتى كردن است. بايد توجه كرد كه تقريبا در تمامى كشورها در جهان امروز نهادهاى صنفى، يعنى انجمنها و سنديكاهاى روزنامهنگاران هستند كه مجازند و روزنامهنگار را به رسميت مىشناسند. براى مثال در فرانسه روزنامهنگارى كه بتواند سه فيش حقوقى خودش را ببرد و مشخص كند كه زندگىاش از راه كار خبرگزارى يا خبرى پيش مىرود، خبرنگار محسوب مىشود. اين را سنديكاى روزنامهنگاران در اينجا تاييد مىكند و كارتش را به او مىدهد. در روزنامه اينترنتى ”روز“ خبرى كوتاه آمده با اين عنوان كه ”آغاز دوباره روند احضار روزنامهنگاران“. آيا ما با آغاز دوبارهاى در اين روند روبرو هستيم؟ محمدرضا معينى: به نظر من نه، اين آغاز دوبارهاى نيست. روند احضار روزنامهنگاران در طى سالهاى گذشته همواره ادامه داشته و هنوز هم ادامه دارد. از شهريور گذشته تا به امروز به نظر من اين روند تا حدودى تشديد شده است. تا حدودى بىسر و صدا اما با بىقانونى بيشترى، مىتوانم بگويم، اين احضارها ادامه دارد. امروز بنابر اطلاعاتى كه داريم مىدانيم كه از تبريز تا سنندج، تا مشهد و تا خود تهران تعداد بسيار زيادى از روزنامهنگاران تهديد، احضار و تلفنى بازجويى و تهديد شدهاند. اين مجموعه احضارها ادامه داشته و دارد و روند جديدى نيست. به نظر من كمى تشديد شده است. اين را در رابطه با خود روزنامهها و ممنوعيتهاى جديد بيشتر مىتوان ديد. هم اكنون وضعيت مطبوعات و روزنامهنگاران را چگونه ارزيابى مىكنيد؟ محمدرضا معينى: واقعيت اين است كه ما مطبوعات به مفهوم واقعى و تعريفى كه بشود در رابطه با مطبوعات و آزادى و استقبلال آن داشته باشيم در ايران تقريبا هيچوقت نداشتهايم. در دوره اصلاحات بخشى از مطبوعات آزاد بودند. تا حدودى آزاديهاى نسبى در بيان وجود داشت. اما امروز در عمل چيزى به نام مطبوعات در ايران نداريم. روزنامهاى كه براى آن دادستان تهران، وزارت ارشاد، مقامات رسمى امنيتى تصميم مىگيند كه تيترش را به چه موردى اختصاص بدهد و تيتر اول روزنامه را جه بزند و چه مطالبى نبايد بيايد، اين ديگر از حد قانون و خطهاى قرمزى كه بود گذشته است. ما امروز در عمل مىتوانيم بگوييم كه ايران از داشتن مطبوعات، حتى مطبوعات نسبتا آزاد محروم است. |
||||
|