بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

توبيخ "جامعه روحانيت"

حسين باستاني
h.bastani@roozonline.com

۲۳ فروردین ۱۳۸۵

پيش از سال جديد ايراني، در جريان ديدار جامعه روحانيت مبارز، مهمترين تشکل سياسي روحانيون محافظه کار، با رهبر جمهوري اسلامي، اتفاق قابل توجهي رخ داده که خبر آن، تاکنون منتشر نشده است. در اين ديدار، آيت الله خامنه اي به گونه اي غير منتظره به گلايه از اعضاي جامعه روحانيت مبارز پرداخته و آنها را به خاطر عدم حمايت از رئيس جمهور مورد انتقاد قرار داده است. به گفته منابع خبري، اين رويکرد به قدري براي اعضاي شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز غير منتظره بوده که پس از خروج از جلسه، برخي از آنها صراحتا به بيان سخناني حاکي از نارضايتي پرداخته اند.

مدتي پس از برگزاري جلسه فوق، وزير کشور دولت آقاي احمدي نژاد طي سفري به قم و ملاقات با مهمترين تشکل ايدئولوژيک روحانيون محافظه کار، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، خواستار حمايت بيشتر اين روحانيون از قوه مجريه گرديده که در مقابل، با انتقادات تعدادي از حاضران جلسه به رفتارهاي حساب نشده دولت احمدي نژاد مواجه و جلسه به تنش کشيده شده است.

اين دو اتفاق در شرايطي به وقوع پيوسته که اخيراً نيز، علي اکبر ناطق نوري، از اعضاي تصميم گير جامعه روحانيت مبارز و کانديداي اصلي محافظه کاران در انتخابات رياست جمهوري سال 76، طي اظهارات بي سابقه به علني کردن برخي انتقادات خود به رئيس جمهور پرداخته و طرح هاي او را براي اداره کشور، "فضايي" (در واقع: "خيالي") توصيف کرده است. انتقاداتي که بلافاصله، با واکنش جمعي از هواداران رئيس جمهور مواجه شد که با انتشار مطلبي در وب سايت "عارف نيوز"، به افشاگري در مورد ثروت شخصي ناطق نوري پرداختند.

اين نوع اتفاقات نوظهور در فضاي سياسي کشور، نمود هاي کم رنگ شدن بي سابقه نقش روحانيت سنتي در حکومت جمهوري اسلامي ايران هستند. فرايندي که نقطه اوج گيري آن، انتخابات رياست جمهوري اخير بود، که با حمايت نهادهاي نظامي از کانديداي اختصاصي خود (محمود احمدي نژاد) و مقاومت آنها در مقابل ساير کانديداهاي مطرح در "شوراي هماهنگي" تشکل هاي محافظه کار (به رياست ناطق نوري) خودنمايي کرد.

فرآيند مزبور، در يکي – دو ماه اخير با پشتيباني صريح رهبر جمهوري اسلامي ايران از رئيس جمهور و تأکيد شخص اول نظام بر لزوم تبعيت کامل جناح محافظه کار از آقاي احمدي نژاد، وارد مرحله کاملا جديدي شده است. به نظر مي رسد مهمترين دليل شکل گيري مرحله جديد، تحولات مرتبط با پرونده هسته اي ايران باشد. پرونده اي که نه تنها در حال شکل دادن فضايي متفاوت در روابط ميان ايران و جامعه جهاني است، که به تدريج فضاي داخل ايران را نيز دستخوش تغييرات بنيادين مي کند.

ظاهراً مقام هاي عالي رتبه حکومت ايران، به هر علت متقاعد شده اند که در وضعيت بحراني موجود، تنها جناح نظامي - امنيتي نزديک به رئيس جمهور است که "کارآمدي" لازم براي نجات جمهوري اسلامي را دارد. جناحي که تنها راه حفظ حکومت در مقابل تهديدها را "بازدارندگي از طريق ايجاد هراس" مي داند و در اين راه، حتي حاضر نيست در آستانه مذاکرات ديپلمات هاي محافظه کار با آمريکا، از اقدامات به اصطلاح "بازدارنده" خود چون "اعلام پيوستن عملي به باشگاه اتمي" چشم پوشي کند.

در چنين فضايي، نقش ساير زير مجموعه هاي "ناکارآمد" جناح محافظه کار، مستمراً در مقابل جايگاه جناح نظامي- امنيتي رنگ باخته است و اين فرآيند، تا به آنجا گسترش يافته که حتي به تدريج، روحانيت سنتي را نيز در بر مي گيرد.

وضعيت موجود، البته ممکن است در کوتاه مدت به تحولات بحران گونه نينجامد. اما انرژي انباشته ناشي از افزايش نارضايتي هاي داخلي جناح محافظه کار، احتمالاً در نخستين مقطعي که نظام، بر سر پرونده هسته اي مجبور به اتخاذ "چرخش"هاي بزرگ (در جهت سازش يا تعامل) باشد، آزاد خواهد شد. در آن مقطع، حکومت جمهوري اسلامي ايران نيازمند به ايجاد نوعي "اجماع حداقل" (حداقل در سطح طيف محافظه کار) خواهد بود. اما امکان حصول اين اجماع، با توجه به شکاف رو به گسترش ميان هواداران آشتي ناپذيررئيس جمهور با ساير بخش هاي جناح محافظه کار، روز به روز دور از ذهن تر به نظر مي رسد.

اين، به معني اجتناب ناپذير شدن "بحراني" است که در پي چرخش بزرگ نظام بر سر پرونده هسته اي، مي توان وقوع آن را انتظار داشت.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام