روز جهاني کارگر در گفت و گو با محسني، پنجکي، صادقي و شايق
کارگران وضع نامطلوبي دارند
سهيل آصفي – بابک مهدی زاده
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۵
به مناسبت اول ماه، روز جهاني کارگر با مريم محسني، فعال کارگري و عضو انجمن
فرهنگي حمايتي کارگران، پرويز احمدي پنجکي، رييس هيات مديره کانون عالي شوراهاي
اسلامي کار، حسن صادقي، معاون خانه کارگر و عشرت شايق، منشي هيات رئيسه کميسيون اصل
نود (که بخش مهمي از شکايات کارگران به آنجا ارسال مي شود)، گفت و گو کرده ايم. با
هم مي خوانيم.
محسني: بيش از صد واحد توليدي تعطيل شده
خانم محسني در سالهاي اخير از نزديک با جنبش کارگري ايران در ارتباط
بوده ايد. شمايي کلي از سالي که بر کارگران کشور گذشت را در اول ماه مه براي ما
ترسيم کنيد. به نظر من سال گذشته هم اوج فعاليتهاي کارگري بود و هم
سالي سخت براي آنها. اول سال گذشته مراسم هاي مختلف اول ماه مه را به همت تشکل هاي
مستقل کارگري برگزار کرديم. سخنراني ها، اعتراضات به اشکال گوناگون بر ضد موج خصوصي
سازي، اعتراض به بالا رفتن درصد حوادث شغلي، اعتراض به اخراج هاي دسته جمعي
و...
در سال گذشته از منظر آماري وضع واحدهاي توليدي کشور به چه شکل
بود؟ در سال گذشته آنگونه که ما از آمارهاي رسمي درآورديم بيش از صد
واحد توليدي و خدماتي کوچک و بزرگ شرايط حاد و بحراني داشتند که بيشتر اين واحدها
تعطيل شدند. تعدادي از آنها هم در آستانه تعطيلي قرار دارند. خب،اعتصاب، تحصن و
تجمع کارگران براي جلوگيري از اخراج و بسته شدن کارخانجات زياد بوده، ولي اين حرکت
ها آنگونه که بايد موثر نبوده اند.
چطور؟ يعني يک مدت کارگران اعتراض مي کنند، مي روند، مي
آيند، شکايت مي کنند و به اشکال مختلف صداي اعتراض خود را مي رسانند ولي در نهايت
کارخانه بسته مي شود و تعديل نيرو صورت مي گيرد. اين مساله مهم است.
در سال جديد چي؟ در اين سال هم ما با اخراج هاي زيادي مواجه
هستيم.
مقامات حکومتي به افزايش دستمزدها در سال جاري اشاره مي
کنند... افزايش دستمزدها اتفاق افتاده اما روند اخراج ها بسيار بيش از
گذشته در جريان است. به عنوان مثال در يک واحد توليدي گفته اند بياييد چهل و هفت
درصد به حقوق شما اضافه کنيم ولي به شکل قراردادي کار کنيد يا بيست و دو درصد اضافه
شود رسمي تان مي کنيم. کارگراني که سالهاست از قراردادي بودن رنج مي برند و مي
خواهند رسمي بشوند، بيست و دو درصد و رسمي شدن را پذيرفتند.
اينجا پاي تعهد هم از سوي کارفرما در ميان بوده؟ بله. در
عين حال کارفرما از اينها تعهد گرفته است. شما مي دانيد که اگر کارفرما سه اخطار
بدهد مي تواند کارگر را اخراج کند. فوقش کارگر به اداره کار شکايت مي کند و آنجا در
شوراي حل اختلاف مساله او بررسي مي شود. طبق آمار رسمي که من از روزنامه دولتي "کار
و کارگر" در آورده ام، هشتاد درصد اين پرونده ها به اخراج کارگران منتهي شده است.
فوقش کارفرما يک خسارت مي دهد.
به اين ترتيب ظاهرا شعار لغو قراردادهاي موقت کار، بلااثر شده
است... بله.اين شعار در وضعيت فعلي تقريبا بلااثر شده است و ما شاهد نا
امني شغلي به گونه اي ديگر در سال جاري هستيم.
با چه شدت و حدتي نسبت به قبل؟ گسترده تر از سالهاي گذشته
است و تنها بخش کارگران صنعتي در کارخانه هاي توليدي را در بر نمي گيرد بلکه تمام
اقشار حقوق بگير را در بر مي گيرد. معلم هاي قراردادي، پرستارهاي قرارداي و... همه
به شکل حادتري با ناامني شغلي مواجه شده اند،هر چند که ظاهرا اينگونه است که مي
گويند بياييد رسمي بشويد. ولي رسمي شدن اولا با تعهد است. ثانيا در واحدهاي توليدي
کارگر خوشحال شده که حقوقش امسال بيشتر از گذشته افزايش پيدا مي کند ولي وقتي رفته
حقوق را بگيرد کارفرما گفته اين کارگاه اصلا براي ما صرف نمي کند و حتي حقوق تو را
هم نمي توانيم بدهيم. متوجه هستيد؟
بله. سال گذشته براي کارگران چگونه سالي بود؟ سال سختي بود.
اين سال خصوصا براي کارگران سنديکاي شرکت واحد سخت تر بود. هر چند که تولد سنديکا
با تلاش هاي آنها خود يک پيروزي بزرگ براي جنبش کارگري ايران بود، ولي همانطور که
خبر داريد در بهمن ماه گذشته شدت عمل زيادي در برخورد با فعالين سنديکايي انجام
گرفت هر چند خوشبختانه همه اين فعالين سنديکايي به جز آقاي منصور اسانلو پيش از عيد
آزاد شدند. دومين مساله حکم دادگاه فعالين کارگري سقز بود که به زندان محکوم شدند،
هر چند به شکل تعليقي. سوم مساله اي بود که براي انجمن ما اتفاق افتاد. بعد از هفته
ها تلاش براي به دست آوردن مجوز براي برگزاري مراسم سالگرد اولين روزنامه کارگري
ايران "حقيقت" که به گمان ما بسيار مهم بود ناکام شديم. بعد از سه هفته که در چرخه
بوروکراسي و بهانه جويي هاي مختلف به رغم قرارداد کتبي نتوانستيم در يک سالن رسمي
مراسم را برگزار کنيم با هزينه بالايي، البته براي انجمن ما که بضاعتي ندارد [دويست
و پنجاه هزار تومان]. تصميم گرفتيم در سالني خصوصي مراسم را برگزار کنيم و قرار
نبود اتفاقي بيفتد. ولي باز در لحظه آخر گفتند نمي شود. مراسم فرهنگي بود. قرار بود
آقاي سيد علي صالحي بيايند شعر بخوانند. آقاي دکتر رئيس دانا، آقاي علي اشرف
درويشيان و.... مراسم عکس و شعرخواني بود. از شروع مراسم در همان لحظه جلوگيري به
عمل آمد و تلاش هاي ما به ثمر ننشست. هر چند که مدير سالن فقط مي گفت تهديد شده و
مراسم نبايد در آنجا برگزار شود.
اتفاق خوشي هم افتاد در اين سال؟ علاوه بر تولد سنديکاي
شرکت واحد که براي جنبش کارگري ايران در چنين برهه اي از تاريخ ميمون و مبارک است،
اتفاق ديگري هم افتاد که من اينجا مي خواهم به آن اشاره کنم. به هر حال بعد از
سالها که طبق آمار رسمي، مرتب حوادث کارگري در محيط هاي کار افزايش پيدا کرده است
اتفاق خوشي افتاد. طبق آماري که سال گذشته روزنامه دولتي کار و کارگر نوشت حوادث
کارگري نسبت به سال گذشته سي و پنج درصد افزايش پيدا کرده. اين آمار رسمي است. در
طول همه اين سالها هيچگاه، هيچ کارفرمايي به خاطر بي توجهي به امنيت جاني و بهداشت
کار مورد مواخذه جدي قرار نگرفته بود. که در پرونده اي در مورد شرکت باب نيزو و
حادثه وحشتناکي که براي معدنچيان آنجا اتفاق افتاد، مساله به نفع کارگران به پايان
رسيد و اين اميد بخش است.
احمدي: تشکل هاي کارگري متحد شوند
مهم ترين مشکلات کارگران ايران را چه مي دانيد؟ مهم ترين
مشکلات کارگران ما بحث قراردادهاي موقت کار است. نه حق و حقوقشان را کامل مي دهند
نه امنيت شغلي دارند. مشکل ديگر بحران کارخانجات است. مستحضر هستيد که به علت
سوءمديريت، ورود کالاهاي قاچاق و کمبود نقدينگي و مشکلات ديگر باعث شده که
کارخانجات ما با بحران بزرگي مواجه شوند. نظارت هم متاسفانه روي هيچ کدام از واحدها
نبوده و همين امر باعث مي شود که تعداد زيادي از کارگرها اخراج و بازخريد شوند و به
بيکاران ديگر جامعه اضافه بپيوندند.
مشکل اساسي ديگر کارگران بحث اشتغال است. خانواده هاي کارگر پرجمعيت هستند و
داراي فرزنداني که خدمت سربازي را انجام داده و الان وارد بازار کار شده اند، ولي
مي بينند کار وجود ندارد. دغدغه رييس خانواده باعث مي شود که حتي در محل کار هم به
فکر اشتغال فرزندانش باشد. متاسفانه اين مشکل به خانواده ها کشيده مي شود. مسئولين
کشور ما با برنامه ها و طرح ها و جلسات و سمينارها و دادن وام هاي کوتاه مدت و
بلندمدت براي ايجاد اشتغال سعي کردند که مشکلات را حل کنند اما نتوانستند. به عنوان
مثال الان طرح قراردهاي موقت کار در مجلس است و هنوز کارگران امنيت شغلي ندارند و
به موجب اين قانون هروقت کارفرما بخواهد مي تواند کارگران را اخراج کند. مشکل ديگر
بحث خروج کارگران از شمول قانون کار و تامين اجتماعي است. الان حتي بحثش هست که
کارگاه هاي بالاي 30 نفر ، 40 نفر را از شمول قانون کار و تامين اجتماعي خارج کنند
و حتي بعضي از کارفرماها به دنبال اين هستند که نرخ بيمه را کاهش دهند و به دولت هم
دارند فشار مي آورند. اين اگر اتفاق بيفتد مشکلات عديده اي را براي جامعه کارگري
ايجاد مي کند. ما معتقديم که سهم بيمه روي قيمت تمام شده تاثير چنداني ندارد. چون
اگر کارگاه هاي بزرگ را حساب کنيد حدودا 2 درصد قيمت تمام شده است و کارگاه هاي
کوچک هم اگر اشتباه نکنم 4/0 درصد است. اگر نرخ سهم بيمه کارفرما کاهش پيدا کند
سازمان تامين اجتماعي با مشکل مواجه خواهد شد. آن وقت چه کسي بايد کسري نرخ سهم
کارفرما را پرداخت کند. اگر دولت مي خواهد پرداخت کند که خودش الان بابت همين 3درصد
ها چيزي بالاي 5هزار ميليارد تومان به سازمان تامين اجتماعي بدهکار است. اگر اين
کار عملي شود حدود 6ميليون کارگر بيمه شده سازمان تامين اجتماعي با مشکل مواجه مي
شوند. در کنارش هم خانواده هاي کارگران هستند که بالاي 27 ميليون نفر هستند که
اينها هم با مشکل روبرو خواهند شد. وقتي بررسي مي کنيم مي بينيم بيشتر طرح هايي که
آقايان دادند به خاطر عدم پختگي و عدم کار کارشناسي کارگران را با مشکلات بيشتري
مواجه کرده است. کارهاي سخت و زيان آور نيز يکي ديگر از مشکلات کارگران است. مشکل
اين بخش هم مشکل آيين نامه کارهاي سخت و زيان آور است. کارگري هست که 25 سال کار
سخت و زيان آور کرده اما نمي تواند از مزاياي اين قانون استفاده کند.
مشکل ديگر بحث تشکل هاي کارگري است. وزارت کار به صورت انحصاري دارد فقط تشکل
هايي را که با وزارت همسو هستند حمايت مي کند. تشکلاتي هستند که سال هاي سال براي
اين نظام و اين کشور کار کرده اند اما به يک نوعي دارند توسط وزارت کار از صحنه
خارج مي شوند. حمايت يک جانبه وزارت کار از تشکل همفکر خودش موجب تضعيف تشکل هاي
کارگري، شوراها و نمايندگان کارگران شده است. حتي در بسياري از جاها صلاحيت عضويت
کساني را که مي توانند از حقوق کارگران دفاع کنند باطل کرده اند يا در کارهايشان
دخالت مي کنند.
برخورد وزارت کار با تشکل هاي کارگري که اينگونه است. برخورد شما با
سنديکاها چگونه است؟ اسم براي ما مهم نيست. هرکسي بخواهد براي کارگر،
به نام کارگر حرکتي انجام دهد و حمايت کند و از حقوق صنفي نيروهاي کار در کشور
حمايت کند ما هم بايد از او حمايت کنيم. فرقي هم نمي کند که چه تشکلي باشد. مي
خواهد انجمن صنفي باشد يا سنديکا باشد يا حزبي باشد که به خاطر مرامنامه اش جزء
احزاب کارگري محسوب مي شود. چه از آن تشکل هايي که ثبت شده در قانون هستند و چه از
تشکل هاي ديگري که به فکر کارگران هستند بايد حمايت کنيم و انتظار هم داريم ديگران
هم از اين عزيزان حمايت کنند تا بتوانند راحت تر از کارگران عزيزما دفاع کنند. فرقي
در اسم ها نبايد باشد. شايد بين سنديکايي ها که قبل از انقلاب بودند و اما
نتوانستند بعد از انقلاب فعاليت کنند و شوراها درگيري هايي در سال هاي گذشته وجود
داشته، اما مسبب اين هم وزارت کار بوده است. وگرنه بخش کارگري مشکلي باهم ندارند.
همين ديروز [شنبه] تشکل هاي مختلف کارگري را دعوت کرديم و قرار هم شد اين جلسات به
صورت ماهانه ادامه پيدا کند. از همه تشکل هايي که مدعي نمايندگي کارگران در هر صنفي
هستند دعوت کرديم. چه نمايندگان کارگري، چه سنديکايي ها و چه شوراهاي اسلامي کار.
حتي احزابي مثل حزب اسلامي کار و خانه کارگرهم در جلسات هستند. به هرحال همه آدم ها
هم حسن دارند و هم عيب. اگر بخواهيم همديگر را تضعيف کنيم و اجازه ندهيم ديگران عرض
اندام کنند نمي توانيم در احقاق حق کارگران موفق شويم.
چطور مي شود مشکلات عديده کارگران را حل کرد؟ اگر همه تشکل
هاي کارگري و همه نمايندگان کارگاه هاي مختلف چه کوچک و چه بزرگ بنشينند و همسو
شوند و اختلاف نظرها را کنار بگذاريم مي توانيم آسان ترين راه و راحت ترين راه را
براي رفع مشکلات کارگران پيدا کنيم. اگر در کنار هم نباشيم کارگران موفق نخواهند
شد. حتي بايد با کارفرماها هم جلسه داشته باشيم و حرف ها و مشکلات آن ها را هم
بشنويم تا مشکلات هردو طرف را حل کنيم. به هرحال اگر کارگران حقوق بيشتري بگيرند
بهتر مي توانند براي کارفرماها کار کنند و محصولات هم باکيفيت تر خواهد شد.
تکليف اين خيل عظيم بيکاران چه مي شود؟ ما نتوانستيم
نيروهاي شاغل را حفظ کنيم و آنها را هم به خيل عظيم بيکاران اضافه کرديم. دولت اگر
مي خواهد در بحث اشتغال موفق شود بايد با شرکاي اجتماعي اش مشورت کند و نظراتشان را
گوش کند. در دولت هاي مختلف اين بحث اشتغال مطرح است. از زماني که بحث خصوصي سازي
در کشور مطرح شد تعديل ها هم شروع شد. در همان دوران هم ما به عنوان نمايندگان
کارگران گفتيم که اين راهکارهاي آقايان غلط است. تازه به حرف ما رسيدند. خب چرا
آقايان از نظر ما به عنوان يک کارگر استفاده نکردند و امروز هم که به حقانيت ما پي
بردند استفاده نمي کنند. ما انتظار داريم در هفته کارگر و روزجهاني کارگر به ما
توجه بيشتري شود. در تمام دنيا تشکل هاي کارگري در اين روز جشن مي گيرند ما هم بايد
اين روز را جشن بگيريم.
فکر مي کنيد تشکل هاي کارگري در ايران چقدر با همتايان خود در دنيا
فاصله دارند؟ فاصله ها زياد است و بايد کار شود. به علت دخالت بعضي از
وزارتخانه ها در کار تشکل هاي کارگري اين تشکل ها نتوانسته اند قوي باشند. نماينده
کارگران را بايد خود کارگران انتخاب کنند نه اينکه دولت در انتخاب ها دخالت کند.
وزارت کار بايد به مردم اجازه انتخاب کردن بدهد نه اينکه چون از فلان آقا خوشش نمي
آيد يا فلان کس به آقاي رييس سلام نگفت او را کنار بگذارد. اين باعث مي شود تشکل
هاي ما ضعيف شوند. طبق همين قانون قرارداد موقت حقوق هزاران تن از کارگران موقت ما
پايمال شده است و سختي هاي آنان صدها برابر شده است اما همين ها نمي توانند بيايند
نمايندگان خود را آزادانه انتخاب کنند چون مثلا کارفرما مي گويد اگر فلان کس را
انتخاب کني اخراجت مي کنم. مشکلات کارگران بسيار زياد است. فردا روز جهاني کارگر
است اما شما ما را مقايسه کنيد با کارگران کشورهاي ديگر. فاصله ها بسيار زياد است.
شما علاوه بر تعطيلات رسمي کشور 11 ارديبهشت به عنوان روز جهاني کارگر براي کارگران
روز تعطيل است اما خيلي از کارفرماها و حتي آقاياني که مدعي نمايندگي کارگران هستند
نمي گذارند کارگران در برنامه هاي اين روز شرکت کنند. اگر کارگري مي خواهد شرکت کند
بيرونش مي کنند و قراردادش را لغو مي کنند. به هرحال روز کارگر را تبريک مي گويم
اما دوست داشتم که اين طرح قراردادهاي موقت که در مجلس است به عنوان يک عيدي به
کارگران در هفته کارگر به نفع کارگران تصويب مي شد، اما خب نشد.

صادقي: کارگر ارزشي براي دولت ها ندارد
حسن صادقي، معاون خانه کارگر مشکلات کارگران ايران را اينگونه تشريح مي کند:
مشکلات کارگران را بايد به دو دسته تقسيم کرد. يکي علت ها و ديگري معلول ها. در
کشور ما بيشتر به معلول ها پرداخته مي شود و علت ها که ريشه مشکلات طبقه کارگر است
جدي گرفته نمي شود. به همين جهت است که نگاه به مشکلات کارگري دچار يک نوع دور
تسلسل باطل شده است. هرچقدر طبقه کارگر تلاش مي کند بازهم روي نقطه صفر است. به
همين دليل امروز شاهد مشکلاتي مثل قراردادهاي موقت کار هستيم و علي رغم شعارهاي
وزير هنوز چيزي تغيير نکرده است. قرار بود با نام دوگانگي در تصويب دستمزد، براي
کارگران امنيت شغلي تعريف کنند. اما نه تنها نتوانستند، بلکه ناامني شغلي را هم
بيشتر کردند. در همين 40 روز اول سال 85 اخراج کارگران نسبت به 40 روز اول سال 84
بين 30 تا 33 درصد و در برخي از استان ها هم خيلي بيشتر افزايش داشته است. اين مويد
اين است که با بالا بردن دستمزد نمي توانيم حاشيه امنيتي براي طبقه کارگر ايجاد
کنيم. آن چيزي که امنيت شغلي براي طبقه کارگر به وجود مي آورد، تعادل در بازار عرضه
و تقاضاي کار است که اين در کشور ما وجود ندارد. ورودي ما در بازار کار 10 به يک
است. يعني يک نفر خارج مي شود 10 نفر مي خواهند ورود کنند. علتش هم جوان بودن جمعيت
ايران است. پيامد چنين بازار آشفته اي امنيت شغلي براي طبقه کارگر خواهد بود؟ اين
شرايط قدرت چانه زني کارگر را افزايش مي دهد؟ نه. نکته مهمي که کمتر مورد توجه قرار
گرفته اين است که واقعا نگاه دولتمردان ما به اقتصاد چه نگاهي است؟ اقتصادي که
امروز ما با آن مواجه هستيم اقتصاد صنعتي نيست، اقتصاد توليدي نيست. اقتصاد تک
محصولي است. اقتصاد معيشتي است. در اقتصاد معيشتي شغل استمرار ندارد، موقت است.
ميرايي اش فراوان است، ماندگاري اش صفر. در کشورهاي صنعتي و توليدي شغل استمراري
است. ميرايي اش صفر، ماندگاري اش صد. اينها دلايل ناامني شغلي طبقه کارگر
است. دولت ما نوع نگرشش توليدي نيست. شما ببينيد چگونه بودجه را تنظيم مي کنند.
اين بودجه اي که تنظيم شده مربوط به يک اقتصاد صنعتي است؟ چند درصد اين بودجه اي که
رشد عجيب و غريبي هم دارد براي عرصه سرمايه گذاري در صنعت است؟ نکته ديگري که تاييد
کننده عرايض بنده است اينکه الان شما بررسي کنيد در يک دهه گذشته از 75 تا 85 ،
خروجي واحدهاي صنعت نساجي ما از گردونه توليد چند بوده و ورودي چند ؟ يعني در مقابل
هر 10 واحد نساجي ما که دچار مرگ مي شدند چند واحد افتتاح شده؟ يا در واحد صنعت کفش
مان. يا صنعت الکترونيکي لوازم خانگي مان. آنهايي هم که ماندند دارند يواش يواش از
گردونه خارج مي شوند. با اين آمار چگونه مي خواهيد اشتغال را در کشور بسامان کنيد؟
با چه چيزي مي خواهد امنيت شغلي به وجود بيايد؟ما اول بايد شغل به وجود بياوريم بعد
بگوييم امنيتش را ايجاد مي کنيم. الان ديگر شغلي نمانده. قديمي ها که دارند
بازنشسته مي شوند. کمااينکه نزديک 200هزار نفر يا بازنشسته شدند يا در حال
بازنشستگي هستند. آن چيزي که براي نيروي کار ناامني به وجود آورده، نوع سرمايه
گذاري دولت در بخش صنعت است که بسيار نامهربانانه است.
چرا اينگونه است؟ به اين دليل که دولت اعتقادي به اقتصاد
صنعتي و توليدي ندارد. بحمدالله دولت باتوجه به منابع زير زميني و نفت بشکه اي 70
دلار نيازي ندارد به اينکه به اقتصاد صنعتي فکر کند. در چنين جايگاهي ارزش طبقه
کارگر هم پايين مي آيد. در جامعه اي که حاصل تلاش نيروي کارش افزايش درآمد سرانه
ملي نباشد و نقشي در ارزآوري کشور نداشته باشد ارزش طبقه کار هم کم مي شود. به اين
دليل است که کارگران علي رغم تمام اين بدبختي ها جرات جيک زدن هم ندارند. جرات نفس
کشيدن ندارند. آنها حتي از استيفاي حقوقشان عاصي هستند. مثل بره شده اند، يعني تابع
محض. اداره کل، راحت کارگران را با ابزار ترس از مديران دارد مي کشد و کسي هم نيست
جلويش را بگيرد. قانون را کنار گذاشته اند و با رويکرد شخصي دارند با مسايل کارگران
در دستگاه دولت برخورد مي کنند. هيچ کس هم نيست به اينها چيزي بگويد. چرا؟ چون صداي
طبقه کارگر نمي آيد. چرا صدا نمي آيد؟ چون پايگاه اجتماعي اش سست است. اصلا ارزشي
ندارد. احساس مي کند دادش به جايي نمي رسد. در اقتصاد معيشتي طبقه کارگر مطرود است.
در اقتصاد صنعتي هست که کارگر ژاپني اعتراض مي کند. علت هم اين است دولت ژاپن
نيازمند تلاش کارگر است و محصول کارگر ارزآور براي دولت و کشور است. در اقتصاد
صنعتي هست که کارگر آمريکايي داد مي زند و دست از کار مي کشد. در اقتصاد صنعتي هست
که کارگر ترک که از ما هم در صنعتي شدن عقب تر بودند امروز راحت دست از کار مي کشد
و ناز مي کند و نازش را مي خرند. در اقتصاد صنعتي هست که کارگر نساجي پاکستاني دست
از کار مي کشد.
اگر در ايران کارگران دست از کار بکشند چه اتفاقي مي
افتد؟ اتفاقي نمي افتد. مي دانيد چرا؟ اگر همه کارگران ايران هم اعتصاب
کنند هيچ اتفاقي نمي افتد. چون نقشي در اقتصاد کشور ندارند. اصلا اقتصاد کشورباتوجه
به درآمد سرشار نفتي نيازي به اينها ندارد.
پس خانه از پاي بست ويران است. احسنت. آفرين. عمده ترين
مشکل ما اين است. علت اصلي اين است که اقتصاد ما اقتصاد منبعث از کار و صنعت نيست.
در يک مقطعي نفت شد 6 دلار و 7 سنت، دولت آقاي هاشمي يک برنامه اي طرح کرد به عنوان
اقتصاد بدون نفت داد به دولت آقاي خاتمي و به امضاي مقام معظم رهبري هم رساند. يک
سال گذشت، به محض اينکه نفت رسيد به 12 دلار اين طرح بايگاني شد. و هنوز هم در
بايگاني تاريخ دارد گرد مي خورد. هيچ دولتي هم حاضر نيست برود بازش کند. شما ببينيد
اين بودجه، بودجه نفتي هست يا نيست؟ خب پس ديگر چه مي گوييد. در بودجه نفتي کارگر
کجاي نفت قرار دارد. آن کارگر صنعت نفت را هم کارمند کردند که در واقع آن فرهنگ نيم
بند کارگري را که اين بخش از آن برخوردار بود با تبديل به فرهنگ کارمندي از بين
ببرند، تا هيچ حرکت و تحرکي در اين زمينه ايجاد نشود.
خب قيمت نفت که پايدار نيست. اگر قيمت نفت کاهش پيدا کند يا ايران تحريم
شود آن وقت چه مي کنند؟ آن وقت دوباره برمي گردند. مي گويند الان ديگر
اقتصاد بدون نفت. مي روند روي لحاف ملا را بر مي دارند ببينند جنازه بو نگرفته تا
بکشندش بيرون.
شايق: بخش اعظم قانون کار اجرا نشده
خانم شايق، در آستانه اول ماه مه، روز جهاني کارگر، وضعيت کارگران کشور
را چطور مي بينيد؟ طيف عظيم کارگران ايراني در عرصه هاي صنعت و توليد و
کارهاي فصلي نقش بسزايي در جامعه دارند...
و وضعيت آنها؟ از وضعيت مطلوبي برخوردار نيستند.
چرا؟ اين مساله، به موارد متعددي بازمي گردد. وقتي در بخش
خصوصي کارفرما مورد حمايت قرار نمي گيرد، کارگران نيز با مشکل مواجه مي شوند. وحدت
رويه در ادارات، دستگاهها و نهادهاي ذيربطي که خدمت رسان کارگران هستند مشاهده نمي
شود. هر کدام مانند جزيره اي مستقل و منفک کار خودشان را انجام مي دهند... هر چقدر
وضعيت کارگران مطلوب تر باشد، رونق توليد ما و رشد و ارتقاي صنعت ما، در بخش عمران
و.. بهبود مي يابد و اثرات مثبت خود را روي اقتصاد کشور مي گذارد. ولي اگر شما دقت
بفرماييد در وزارت کار و امور اجتماعي، در سازمان تامين اجتماعي، در خدمات درماني،
در وزارت صنايع و معادن و در حوزه هاي مختلفي که به نوعي به کارگران کشور مربوط مي
شود، وحدت رويه مشاهده نمي شود.
يکي از معضلات کارگران کشورمان مربوط به برخي مفاد قانون کار فعلي
نيست؟ ببينيد بنده قانون کار را بارها مرور کرده ام. بخش کمي از قانون
کار اجرا شده، اما بخش اعظم آن بر زمين مانده است.
برخي در مورد قانون اساسي هم چنين چيزهايي مي گويند. بله.
بسياري از قوانين ما اينگونه است. قوانين ما در انبارهاي اداري و وزارتي تلنبار شده
است. شده است موزه تاريخي. اين صحيح نيست. در قانون کار، کار مستمر و غير مستمر،
نحوه خدمت رساني، تامين اجتماعي و... عملياتي نشده است. شعارهاي زيبايي داده شده،
اما اين شعارها در کوچه پس کوچه هاي اداري منجر به کاربردي شدن قانون نشده
اند.البته شايد جاهايي از قانون کار خلا وجود داشته باشد و نياز به تغيير باشد که
اين شامل همه قوانين کشور مي شود.
رئيس جمهور در شعارهاي انتخاباتي شان تاکيد زيادي به بهبود معيشت مردم
خصوصا فرودستان داشتند، در اين ماه ها که گذشت چه شد؟ دولت جديد که
تحويل گرفته شد، وارث کارکرد دولت هاي قبل است. هنوز کارکرد اين دولت بيرون نيامده
است.
کي قرار است بيرون بيايد؟ ببينيد هشت ماه از عمر اين دولت
مي گذرد. در طول اين هشت ماه مباحثي در هيات وزيران و شوراي عالي کار مطرح شده
است.
و خب چه شده است؟ هنوز ثمره آن کارها بيرون نيامده است که
بنده بخواهم اظهار نظر کنم.
سير صعودي اعتراضات کارگري اخير را چطور ارزيابي مي
کنيد؟ در هفته کارگر اعتراضات مرسوم است.
مقصود ماه هاي اخير است، نه هفته کارگر. وقتي دستمزد دريافت
نمي کنند، وقتي در بخش خصوصي مشکلاتي وجود دارد، وقتي تعديل نيرو انجام مي گيرد،
اعتراض مي کنند. بايد تعادل بوجود بيايد. ما نمي توانيم يک وزنه سنگين را فقط بر
گردن کارفرما بيندازيم. اگر گردن کارفرما بشکند که نمي تواند کارگران را حمايت کند.
آنها را تعديل مي کند، اخراج مي کند و قانون کار هم تا بيايد از کارگر حمايت کند
زندگي او به هم ريخته است. اگر ما حقوق و دستمزد را بالا مي بريم بايد در ديگر عرصه
ها نيز همين کار را انجام دهيم.
اقدام عاجل اين دولت در قبال رسيدگي فوري به مسائل کارگري چه مي تواند
باشد؟ انقلاب پولي و مالي که سياست هاي پولي و مالي اين مملکت را همگون
و سياستهاي رفاه و تامين اجتماعي دولت را هماهنگ کند. هم اکنون نابساماني است و تا
زماني که وضع اينگونه است ما انتظار داريم انقلاب خدمت رساني که دولت با عنوان
عدالت و مهرورزي از آن ياد مي کند، از حالت شعاري به شکل عملياتي در آيد تا مردم
احساس کنند. در زندگي خودشان لمس کنند.
حالا با سياستي که در ديپلماسي خارجي دولت دنبال مي شود، با اعمال تحريم
هاي احتمالي عليه ايران، امکان مهرورزي با مردم چقدر است؟ ما نگران
تحريم نيستيم. ما در تحريم صاحب انرژي هسته اي شده ايم و توانستيم موشک هاي قاره
پيماي خود را آزمايش کنيم. در تحريم بچه ها و جوانان دانشمند ما خود را باور کردند
و وارد عرصه هاي علم و دانش و پژوهش شدند. از تحريم نمي ترسيم . اصلا در همين تحريم
خودمان را پيدا کرديم.
خب با اعمال تحريم هاي احتمالي وضعيت معيشت توده فرودست مردم مي
شود؟ اينکه آيا تحريم اثراتي خواهد گذاشت يا نه را بايد خود دولت
پاسخگو باشد. طبيعتا بي اثر که نخواهد بود. اما دولت در هر مقطع زماني بايد با
تدبير کار خود را پيش ببرد.
|