|
|
|||
نگاه ابزاري به کارگرانبازي باخت - باخت دولت با خودششروين اميدوار ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۵
مقامات کشور در ماه هاي اخير با تشکل هاي مستقل کارگري به شدت برخورد کرده و چندين تجمع اعتراضي آنان را در استان هاي مختلف و در تهران با استفاده از قدرت قهريه برهم زده اند. همزمان اخراج کارگران نه تنها در کارخانه هاي دولتي، بلکه از سوي کارفرمايان بخش خصوصي نيز شدت بيشتري يافته است. بر اساس آمارهاي منتشر شده تنها در فروردين ماه گذشته، سياست هاي نادرست اقتصادي دولت اخراج بيش از 7000 هزار کارگر را به دنبال داشته است. برخورد دستوري براي تحقق شعارهاي انتخاباتي با اتکاء به افزايش در آمد نفتي کشور، به تدريج گره هاي تازه اي در کار مسئولين انداخته، تا جايي که نرخ بيکاري در کشور تنها در طول سه ماهه پاييز و زمستان گذشته رشد يافته، و از 10. 9 درصد به 12. 1 درصد رسيده است. اين در حالي است که جواد فرشباف، معاون برنامهريزي منابع انساني و سياستگزاري اشتغال وزارت كار، اعلام کرده است که در سال جاري 12 درصد از شاعلان نيز به جمع بيکاران کشور افزوده خواهند شد. بسياري از کارشناسان در روزهاي اخير، افزايش 53 درصدي حقوق كارگران كشور نسبت به سال گذشته را که با هدف تحقق شعارهاي عدالت ورزانه رييس دولت، ناگهاني و بدون کارشناسي صورت گرفته، ضربه سنگيني به بخش صنعت و البته خود کارگران دانسته اند. از هنگام ابلاغ اين دستور، موجي تازه از اخراج کارگران توسط کارفرمايان آغاز شده است. موجي باعث تشديد بحران هاي داخلي خواهد شد. خبرهاي بد يک روز براي پي بردن به عمق فاجعه تنها کافي است نگاهي بياندازيم به خبرهاي يک روز مربوط به اخراج، بيکاري و عدم دريافت حقوق کارگران: نماينده کارگران گيلان ديروز اعلام کرد که "بيش از 1200 كارگر گيلاني از ابتداي سال 85 تاكنون اخراج شده اند." محمد يعقوبي درباره دليل اخراج کارگران گفته است: "دو نرخي شدن دستمزد كارگران در سال 85، عدم توان مالي كارفرمايان در پرداخت حقوق حقه كارگران و بحران مالي كارخانجات كه در پي بارش برف سال 83 گيلان شدت بيشتري يافته است، از دلايل اخراج كارگران اعلام شده است." نماينده کارگران قزوين ديروز اعلام کرد که "در ابتداي سال 85 تعداد 300 كارگر
شركت فرش پارس از سوي مديريت مجبور به ترك محل كار خود شده اند." عيدعلي كريمي
درباره چگونگي اخراج اين کارگران گفته که: "كليه اين كارگران قراردادي بودند كه
مديريت در سال 85 نسبت به تمديد قرارداد آنها اقدامي نكرده است." نماينده كارگران ايلام ديروز اعلام کرد که: "شركت "غرب تابلو" ايلام به دليل بحران مالي و كمبود نقدينگي در ابتداي سال جاري تعطيل شد و بيش از 100 كارگر شغل خود را از دست دادند." علي غياثي اين کارخانه را تنها يکي از 20 واحد توليدي و صنعتي استان ايلام برشمرد که در ابتداي سال 85 تعطيل و كارگران آن اخراج شده اند . رئيس كانون هماهنگي شوراي اسلامي كار استان گلستان، روز گذشته اعلام کرد که:
"شركت زرين نخ گرگان از آخرين ماه سال 84 به دليل مشكلات مالي و ركود بازار فروش
تعطيل شده، و هيچ فعاليتي ندارد." به گفته علي فارسياني "70 كارگرشاغل در اين شركت
در بلاتكليفي وسرگرداني به سرمي برند." اگر چه برقراري عدالت، رفع فقر، بيکاري و تبعيض در طي شعارهاي انتخاباتي سال گذشته، بيش از همه از سوي محمود احمدي نژاد مورد استفاده قرار گرفت، اما اکنون و با گذشته قريب به ده ماه از آغاز به کار دولت جديد، لااقل براي کارگران هنوز چنين شعارهايي معنا نشده اند. برخورد دستوري با مسايل پيچيده اقتصادي نه تنها نتوانسته شرايط زندگي کارگران را بهبود ببخشد، بلکه آنها را با مشکلات تازه اي نيز مواجه کرده است. خبرگزاري مهر در نخستين روزهاي ارديبهشت ماه گزارشي را به نقل از مرکز آمار ايران منتشر کرد که بر اساس آن نرخ بيکاري از 10. 9 درصد فصل پاييز به 12. 1 درصد در فصل زمستان سال گذشته رسيده است. اين مرکز همچنين اعلام کرد که "بررسي تغييرات فصلي نرخ بيکاري حاکي ازافزايش 1. 3 درصدي اين نرخ درکشور از پاييز به زمستان است". براساس گزارش اين مرکز، بررسي نرخ بيکاري جوانان 15-29 ساله نشان مي دهد که در فصل زمستان 21. 9 درصد ازجمعيت فعال 15-29 ساله بيکار بوده اند اين شاخص در بين زنان نسبت به مردان و در نقاط شهري نسبت به نقاط روستايي بيشتر بوده است. بررسي تغييرات فصلي نرخ بيکاري جوانان 15-29 ساله افزايش 2 درصدي اين نرخ از پاييز به زمستان را نشان مي دهد. درهمين حال واحد اطلاعات اكونوميست نيز پيشبيني كرده که ايران درسال جاري نيروي كاري معادل 24 ميليون و 400 هزار نفر خواهد داشت و نرخ بيكاري در كشور به 12 درصد خواهد رسيد. بر اساس اين پيش بيني شمار نيروي کاردر كشور درسال آينده افزايش 2. 8 درصدي خواهد داشت و به 25 ميليون نفر خواهد رسيد، و نرخ بيکاري نيز نيم در صد افزايش خواهد يافت. سالهاي 87 و 88 كشور شاهد نيروي كار 25 ميليون و 700 هزار نفري و 26 ميليون و 400 هزار نفري خواهد بود كه به ترتيب 2. 7 و 2. 6 درصد رشد خواهد داشت. نرخ بيكاري در سالهاي فوق به ترتيب 13 و 13. 4 درصد خواهد بود. نيروي كار ايران در سال 89 با حدود سه ميليون افزايش نسبت به سال جاري به 27 ميليون و 100 هزار نفر و نرخ بيكاري به 15 درصد خواهد رسيد. همزمان با انتشار اين گزارش، جواد فرشباف، معاون برنامهريزي منابع انساني و سياستگزاري اشتغال وزارت كار، نيز در سخنان چند روز پيش خود، آمارهاي ارائه شده از سوي مرکز آمار ايران را تاييد کرد. او علاوه بر اين اعلام کرد که فرصتهاي شغلي ايجاد شده در سال 84 را براساس آخرين آمار و اطلاعات حدود 700 هزار شغل يعني 200 هزار شغل كمتراز 900 هزار فرصت شغلي بوده که قرار بوده دولت تا پايان سال 84 ايجاد کند. نکته مهم تر در سخنان معاون وزارت کار اما اشاره او به بيکار شدن 12 در صد از شاغلان کشور در تا پايان سال جاري بود. فرشباف گفت: "به واسطه افزايش دستمزدها و تعديل نيروي كار بنگاهها برآورد ميكنيم 12 درصد از نيروي شاغل، شغلشان را از دست بدهند، البته درصد معمولي آن حدود 10 درصد است ولي در سال جاري اين عدد سه چهار درصد بنابه دلايل ذكر شده افزايش مييابد." بحران کارگري بحران کارگري اما بيش ازآنکه محصول سياست هاي کلان اقتصادي کشور باشد، معلول سياست هاي جاري و تصميمات کوتاه مدت است. وقتي در واپسين روزهاي سال گذشته دولت تصميم گرفت براي تحقق شعارهاي انتخاباتي محمود احمدي نژاد، در حرکتي نمايشي و با افزايش 53 درصدي، دستمزدها را از 124 به 180 هزارتومان برساند شايد نه تنها فکر نمي کرد که باعث بيکاري هزاران کارگر خواهد شد، بلکه احتمالا رييس دولت به وضوح تصوير هزاران کارگر را مي ديد که تصاوير او را در دست دارند، و يک صدا او را مرد عدالت گستر خطاب مي کنند. اينها البته تنها سرابي بود که از نخستين روزهاي آغاز سال جاري با اخراج بيش از هفت هزارکارگر درکشورمحو شد. اگر چه آمار دقيق کارگران اخراج شده بي گمان بسيار بيشتر از اين رقم بوده، اما تا همين جا هم مي توان به آن به بحران کارگري تعبير کرد که در ماه هاي آينده گسترده تر نيز خواهد شد؛ چرا که حتي مقامات دولتي نيز تاييد کرده اند که 12 درصد شاغلان که اکثريت آن را کارگران کارخانه ها و کارگاه ها تشکيل خواهند داد، از مشاغل خود اخراج خواهند شد. کارگراني اخراجي اما با بيکاران تفاوت هاي ذاتي دارند چرا که آنها معتقدند حقوقي دارند، و از دولتي که با شعار رفع فقر، عدالت گستري، و رفع تبعيض به قدرت رسيده، انتظار خواهند داشت که چنين حقوقي را به آنها بدهد و به جاي حمايت از کارفرما در کنار کارگران بايستد. دولت اما در چند ماه گذشته نشان داده که ظرفيت چنين توقعي را ندارد. ضمن آنکه تصميمات اخير دولت بيش از آنکه کارگران را در برابر دولت قرار دهد، کارفرمايان را در برابر آن قرار داده است. بحراني که دولت به وجود آورده، گريبان خود آن را نيز خواهد گرفت. استفاده ابزاري به هر حال تيغي دو لبه است. يک لبه آن بازي باخت ـ باخت دولت با خود است.
|
||||
|