|
|
|||
تشنج در دانشکده علوم اجتماعياوين دانشگاه شد و دانشگاه زنداننويد احمدی ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۵ "من هيچکدام شما را نمي شناسم، شما اگر کارت دانشجويي اين دانشکده را داريد مي
توانيد وارد شويد". اين را يکي از چندين مامور حراستي مي گويد که به صورتي غيرعادي
دانشکده علوم اجتماعي را در اختيار گرفته اند. و ماموران ديگري از بقيه دانشجويان
که پشت در مانده اند مي خواهد"از سد معبر بپرهيزند". ساعت به 9 صبح نزديک شده است، همان ساعتي بود که برگزار کنندگان سمينار علمي"دموکراسي و زيست روز مره" به عنوان زمان افتتاح سمينار اعلام کرده اند. هنوز کسي نمي داند چرا در آهني دانشکده قفل است. يا اين ماموران حراست از کجا
آمده اند؟ حتي دانشجويان دانشکده علوم اجتماعي نيز آنان را نمي شناسند. آن هم
دانشکده اي که از جمله غير امنيتي ترين دانشکده هاي تهران بود، هر چند طي روز هاي
اخير در همه دانشکده هاي تهران سختگيري هاي بيشتري اعمال ميشود. طبق اخباري که در ميان دانشجويان به سرعت رد و بدل مي شود، نيروهاي نظامي و همچنين ماموران حراست دانشگاه طبق در خواست دکتر جمشيدي ها، رياست دانشکده به اينجا آمده اند تا دانشجويان را کنترل کنند. سخنرانان پشت در ساعت چند دقيقه از 9 گذشته است، چند استاد دانشکده علوم اجتماعي نيز اکنون به جمع کساني که نمي توانند وارد دانشکده شوند افزوده شده است. دکتر حاتم قادري استاد همين دانشکده که قرار بود سخنراني افتتاحيه سمينار را انجام دهد پشت در مانده و کسي به او اجازه ورود نمي دهد. دکتر معيد فر معاون دانشکده اکنون در جلوي در ايستاده تا دانشجويان را شناسايي کند، البته او بسياري را نمي شناسد وهر چه سعي مي کند برخي دانشجويان و حتي استادان را به خاطر نمي آورد. در سالن ابن خلدون دانشکده که قرار بود سمينار برگزار شود دانشجويان زيادي جمع شده اند.همه تصميم به تحصن در مقابل دفتر دکتر جمشيدي ها، رياست دانشکده مي گيرند. او ابتدا سعي مي کند نشان دهد که آستانه تحملش بالاست. البته برخي استادان همچون دکتر تقي آزاد ارمکي هم از جمشيدي ها مي خواهند با دانشجويان مدارا کند تا وضع خراب تر نشود. اما تحمل دکتر جمشيدي ها زياد نيست. عصباني مي شود و به سه دانشجو تعرض مي کند، دو پسر و يک دختر. رئيس دانشکده، با دانشجويان دست به يقه مي شود. دختر دانشجو سعي مي کند زماني که دکتر جمشيدي ها يقه اش را گرفته و او را به ديوار چسبانده، خود راکنترل کند. شايد هم مي خواهد حرمت استاد را نگاه دارد. جمشيدي ها مي گويد:"اصلا شما حق نداريد سميناري تحت نام انجمن اسلامي برگزار
کنيد، شما انجمن قانوني نيستيد". اکنون ديگر اعضاي انجمن اسلامي جديد دانشکده که با چراغ سبز رياست دانشکده دو
ماه زود تر از موعد مقرر فقط با 14 راي انتخاب شده اند خود را محق مي دانند که وارد
شوند. بسيج دانشجويي هم ديگر وارد عمل شده است. اما هنوز درگيري خاصي ايجاد نشده جز
همان که يک سويش دکتر جمشيدي ها بود. رضا عليجاني هم يکي از سخنرانان است. در همين موقع مي رسد. ماموران حراست به او
اجازه نمي دهند وارد دانشکده شود. او هم از طريق موبايل براي دانشجوياني که در بوفه
دانشکده تجمع کرده اند سخنراني مي کند و از جمله مي گويد: "حرکت دموکراسي خواهي در
ايران يک دو ماراتن است نه دو صد متر، وي در پايان ضمن ابراز تاسف از برخورد هايي که مي شود مي گويد: "متاسفم از اينکه شعار جوان گرايي داده مي شود، اما با بهترين جوانان اين کشور به اين صورت بر خورد مي کنند". هزينه هاي دانشجويي* ساعت از يازده گذشته است، دانشجويان اکنون در تالار ابن خلدون، همانجا که قرار بود سمينار دموکراسي و زيست روزمره برگزار شود جمع شده اند و براي هم صحبت مي کنند. مجتبي بيات که عضو شوراي مرکزي تحکيم وحدت است نيز براي دانشجويان حرف مي زند. خبر مي رسد که شب گذشته دکتر جمشيدي ها، رئيس دانشگاه شخصا به برخي از مدعوين سخنران مراسم تلفن زده و از آنان خواسته به سمينار نيايند. مي گويند او برخي را حتي تهديد به برخورد شديد کرده است. با پخش اين حرف ها، اعتراض دانشجويان بالا مي گيرد. دانشجويان بيشتر از پانصد نفر هستند، و حدود 50 نفر هم نيروهاي نگهباني دانشگاه که با لباس سرمه اي و واکسيل در اطراف چرخ مي زنند. البته بيست نفري هم لباس شخصي هستند که کسي آنها را نمي شناسد. تقي آزاد ارمکي آمده است تا دانشجويان را باز هم به خويشتن داري فرا خواند. ارمکي که قبلا رياست همين دانشکده را به عهده داشته در مقابل تهديد دکتر جمشيدي ها در مورد تعطيلي انجمن، گفته است :"هيچکسي نه حق دارد و نه مي تواند در انجمن را ببندد". وي حالا با دانشجويان حرف مي زند: "بياييد گله ها را تمام کنيم، به متشنج شدن فضا کمک نکنيم، گفت و گو کنيم و اين را در نظر داشته باشيم که همه چيز تمام نشده است بلکه هزار روز ديگر براي اعتراض دانشجويي زمان باقي است". دکتر آزاد در خاتمه جمله اي مي گويد که دانشجويان برايش هورا مي کشند: "من مي خواهم اعلام کنم حضورم در اينجا بدان علت است که اگر قرار است دانشجو امروز هزينه اي متحمل شود اين هزينه بايد براي استاداني مثل من هم باشد". در پايين و روي صندلي هاي تالار دکتر توسلي، دکتر فکوهي و برخي استادان ديگر نشسته اند. آزاد اين را گفت و رفت تا به گفت و گو با استادان و رياست دانشکده بپردازد. در اين فاصله از معتمدي، دانشجويي که با 14 راي خود را رئيس شوراي مرکزي انجمن اسلامي مي داند درخواست شد تا نظراتش را بگويد. او و برخي از دوستان همراهش به شدت به دانشجويان پرخاش مي کنند و آنان را با الفاظ زشت خطاب قرار مي دهند. اعضاي بسيج دانشجويي هم به شدت براي رئيس جديد کف زده و تشويقش مي کند. عاقبت معتمدي سخن مي گويد و از جمله اينکه: "ما هيچ تخلفي نکرديم، تخلف از اين انجمن عضو تحکيم بود. شما در حال ايجاد جو کاذب هستيد. کارهاي غير قانوني اين انجمن عضو تحکيم 8 ماه است که ادامه دارد. حالا ما آمديم و قانوني هم هستيم ". او اشاره اي به اين نکته نمي کند که شوراي مرکزي جديد با راي 14 دانشجو از ميان 1300 دانشجوي دانشکده انتخاب شده است. در اين حال دکتر جمشيدي ها در حاليکه دکتر اباذري، دکتر آزاد، دکتر غفاري و حدود 50 نفر ماموران حراستي او را در بر گرفته اند وارد شد و مستقيما به سوي تريبون مي رود و مي گويد:" دانشجويان شما نبايد اينقدر تند عمل مي کرديد. حالا مثلا اين سمينار را برگزار نمي کرديد چه مي شد؟" دانشجويي فرياد زد: "امروز شما به دختر دانشجويي اهانت کرديد. به علت اين کار
حداقل بايد استعفا داد". او در حالي سخن مي گويد که دانشجويان فرياد مي زنند: "تهديد تلفني سخنرانان مراسم امروز، ندادن مجوز به مراسم امروز، اهانت به سه دانشجو، دعوت از نيروهاي امنيتي و لباس شخصي به داخل دانشگاه، دعوت از نيروي انتظامي براي حضور در مقابل دانشگاه، آوردن نيرو از کوي، برگزاري انتخابات صوري با 14 نفر و.. اينها همه يک اشتباه بود؟" دکتر جمشيدي ها خطاب به آنان مي گويد: "بچه ها من مامور اجراي قوانيني هستم که
کسان ديگري در بيرون از اينجا و توسط مقامات بالاتر تصويب کرده اند. تصميمات را
ديگران مي گيرند ما فقط اجرا مي کنيم". حالا نوبت يک دانشجوست که سخن بگويد و پشت ميکروفن. دکتر جمشيدي ها قصد رفتن دارد، اما به خواست اباذري و ارمکي مي ماند و به حرفهاي دانشجوي دختر گوش مي دهد که از خرد دانشجويي مي گويد. دانشجويي از بسيج دانشجويي مي پرسد:" مگر بسيج ماموريت محافظت از دکتر جمشيدي ها را برعهده دارد؟" پاسخ مي گيرد: "خير، ما نمي خواستيم در گيري شود. قصد محافظت از کسي را نداشتيم". عاقبت مهدي شيرزاد، عضو انجمن پشت تريبون قرار مي گيرد و از درخواست هاي دانشجويان براي خاتمه دادن مي گويد: "از دکتر جمشيدي ها مي خواهيم مسايل اين دانشکده در همين جا حل شود، براي انتخابات انجمن اسلامي هيات نظارتي تشکيل شود تحت رياست دکتر جمشيدي ها و يک استاد هم عضو آن باشد، دکتر جمشيدي ها نظرات اين انجمن را به رسميت بشناسد، تشکيل هيات 5 نفره دانشجويان با مسووليت مجتبي بيات و تحت نظر دکتر ارمکي که خواسته هاي دانشجويان را دنبال کند". شيرزاد همچنين ادامه مي دهد: "ما حداقل 1300 دانشجو داريم که حدود 500 نفر آنهاعضو انجمن اسلامي هستند، آنوقت چگونه مي توان انتخاباتي با حضور تنها 14 نفر را به رسميت شناخت؟" سپس دکتر اباذري تريبون را در دست مي گيرد و حرکت دانشجويان را ناشي از شور و ناپختگي مي داند و مي افزايد: "شما مثل همان رقصندگان هستيد در رمان ميلان کوندرا. پس برقصيد و به اين عصيان تن پاسخ دهيد". وي همچنين مي گويد:" شما امروز استادانتان را به هيچ گرفتيد. اشکالي ندارد. شايد من هم دلم مي خواست در آنجا پيش شما باشم، اما بياييد با هم صادق باشيم، در مورد اين اعتراض بزرگتر که شديد به هيچ مي انگاريدش، امروز روز شما بود، مبارکتان باشد". مجتبي بيات، که از سخنان دکتر اباذري ناراحت شده بود گفت: "ما نمي رقصيم و اين حرکت ما را به تمسخر نگيريد. شما اگر خيلي شجاع بوديد از همکار و هم صنف خودتان دکتر جهانبگلو دفاع مي کرديد". فريد هاشمي آخرين دانشجو بود که حرف زد و گفت:" تعجب مي کنم که وقتي نبايد هيچ دانشجو و هيچ خبرنگاري را راه بدهند طبق آن دستور از بالا عمل مي شود،اما خبرنگار صدا و سيما و ماموران لباس شخصي به راحتي و بدون کارت مي توانند بيايند و بروند و در دانشگاه هر کار مي خواهند بکنند". وي افزود:" ما شنيده بوديم که اوين دانشگاه شده است، اما نمي دانستيم که دانشگاه مي تواند زندان شود. اين را هم از چند روز قبل فهميديم و ديديم، موتور سواراني با تهديد دربان به داخل دانشگاه مي آيند و قصد دارند همينجا در حياط دانشگاه به دست دانشجويي که معلوم نيست جرمش چيست و آن مامور از کجاست دستبند بزنندو...". هاشمي اضافه مي کند: "همه را اخراج مي کنند اما کسي چيزي نمي گويد چرا؟ ما هيچ انجمني که توسط خود دانشجويان انتخاب نشده باشد را به رسميت نمي شناسيم". ساعت به 4 عصر نزديک شده است. با انتشار بيانيه انجمن اسلامي دانشکده، که ميزبانان اين سمينار برگزار نشده بودند، همه چيز تا يکشنبه خاتمه يافت. در قسمتي از اين بيانيه آمده است: "دانشجويان در مقابل اين اقدامات کار شکنانه منفعل نخواهند بود، دانشجويان خواهان تجديد نظر در رويه مسوولين دانشکده هستند و در صورت عدم تغيير در رويه فعلي باز خورد آن اقدامات ديگري از سوي دانشجويان خواهد بود".
|
||||
|