بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

تشديد نگراني اهالي کتاب از سانسور بي پرده

شهرام رفيع زاده

۱۶ خرداد ۱۳۸۵

در روزهاي اخير اداره کتاب وزارت ارشاد از دادن مجوز انتشار به آثار صادق هدايت خودداري کرد. پيش از اين نيز به دستور مستقيم حسين صفار هرندي، وزير ارشاد چند عنوان کتاب که در دوره احمد مسجد جامعي مجوز انتشار دريافت کرده بود، جمع آوري شد. روند سانسور کتاب، سرعت گرفته و جلسات هيات نظارت بر نشر کتاب، خواب هاي تازه اي براي اهالي کتاب در ايران ديده است.

همزادي به نام سانسور

اگر چه در دهه هاي گذشته همواره سانسور جزيي از سياست هاي حاکم بر حوزه نشر کتاب در ايران بوده است، اما مي توان دوره هاي کوتاهي را سراغ گرفت که سانسور حداقلي بر نشر کتاب، مورد نظر دولت ها قرار گرفته است. دهه بيست تا هنگامه کودتا شايد نخستين دوره سانسور حداقلي بر کتاب و نشر باشد. پس از کودتاي 28 مرداد 32 تا نيمه هاي دهه پنجاه، سانسور کتاب در ايران امري متداول بود که به شدت از سوي حکومت اعمال مي شد.اما از نيمه هاي دهه پنجاه و به دنبال فشارهاي بين المللي بر حکومت پهلوي، دوره کوتاه ديگري از کاهش سانسور آغازشد که در فاصله سال هاي 57 تا شصت با رواج کتاب هاي جلد سفيد به حداقل ممکن رسيد. پس از سال شصت بار ديگرسانسور بر نشر کتاب سايه افکند. در آن هفت سال، بيش از هر چيز سليقه مديران وزارت ارشاد بود که سرنوشت انتشار کتابي را رقم مي زد.

وقتي در سال 67 شوراي عالي انقلاب فرهنگي ضوابط نشر کتاب را تصويب و جهت اجرا به وزارت ارشاد ابلاغ کرد، بررسي کتاب جهت دادن اجازه نشر، به برنامه رسمي وزارت ارشاد تبديل شد. در نخستين سال دهه هفتاد، محمد خاتمي که آخرين ماه هاي وزارتش را سپري مي کرد کوشيد تا گشايشي نسبي در نشر کتاب ايجاد کند. در همان روزها بود که برخي از آثار شاعران و نويسندگان منتقد حکومت، اين امکان را يافت که پس از دو دهه ممنوعيت، بار ديگر چاپ و منتشر شود. همين تلاش، اما مدتي بعد براي خاتمي مشکل ساز شد. او به حدي تحت فشار قدرتمندان حکومتي قرار گرفت که اندکي بعد مجبور شد استعفا را به ادامه کار ترجيح دهد. خاتمي در متن استعفاي خود خطاب به هاشمي رفسنجاني بخشي از فشارهايي را که از جانب سران جناح راست بر او وارد شده بود افشا کرد. او از احمد جنتي و حسين شريعتمداري و برخي از اعضاي موتلفه نام برد که حاضر نشده بودند دلايلش را در ضرورت گشايش نسبي در فضاي فرهنگي، بپذيرند. پس از خاتمي، علي لاريجاني قريب به يک سال، اداره وزارت ارشاد را بر عهده داشت، اما اندکي بعد او به رياست صدا و سيما رسيد و مصطفي ميرسليم يکي از سران موتلفه به وزارت ارشاد رفت تا يکي از سخت ترين دوره هاي اعمال سانسور کتاب را رقم بزند.

عينک سياه مير سليم

مصطفي ميرسليم در مدت کوتاهي پس از آغاز به کار در وزارت ارشاد،عليرضا مختار پور را به رياست اداره کتاب گماشت. مختارپور به همراه يکي از همکارانش به نام دري، اداره کتاب وزارت ارشاد را به اداره ويژه کتاب تبديل کرد. پس از اين بود که بار ديگر فهرستي از نويسندگان، شاعران و مترجمان ممنوع القلم تهيه و سانسور کتاب چنان شدتي به خود گرفت که حتي بسياري از ناشران هم ترجيح دادند تا مدتها دست از کار بکشند. اداره ويژه کتاب با آنکه سانسور را به شدت اعمال مي کرد، هرگز رسما از معيارهايش براي دادن يا ندادن مجوز چاپ به کتاب ها، سخني نگفت. اين اداره البته هرگز ممنوع بودن چاپ هيچ کتابي را هم به ناشر يا نويسنده اش به صورت کتبي ابلاغ نکرد. زبان اداره ويژه کتاب، زباني شفاهي بود. يک ناشر قديمي در باره چگونگي ابلاغ ممنوع بودن چاپ يک کتاب از سوي اداره ويژه کتاب مي گويد: "آنها هرگز به طور کتبي به من اعلام نکردند که اجازه چاپ کتابي را نمي دهند، بلکه فقط شفاهي و به شکل خصوصي به من مي گفتند اگر مي خواهي به کار نشر ادامه دهي بايد از چاپ کتاب مورد نظر خود داري کني." حتي در مواردي که قرار بود با حذف بخش هايي از يک کتاب اجازه نشر آن را بدهند، ناشر را وادار مي کردند با دستخط خودش، نکات مورد نظر اداره کتاب را نبنويسد.و پس از" اعمال تغييرات" بود که کتاب اجازه چاپ مي گرفت.

سانسور قضايي

وقتي مهاجراني به عنوان نخستين وزير ارشاد خاتمي بر صندلي صدارت اين وزارتخانه نشست، يکي از نخستين بخش هايي که تغييرات اساسي در آن صورت گرفت اداره ويژه کتاب بود. خسرو طالب زاده از سوي مهاجراني به رياست اداره کتاب منصوب شد و اندکي بعد فضاي تازه يي بر حوزه نشر حاکم شد. در اين دوره سانسور کتاب به کمترين حد در سال هاي پس از انقلاب رسيد. بسياري از کتاب هايي که تا پيش از آن اجازه چاپ نداشتند، مجوز گرفتند. در همين دوره بود که اجازه چاپ دائم کتاب براي اولين بار صادر شد. تا پيش از آن ناشران مجبور بودند براي هر بار تجديد چاپ کتاب اجازه مجدد وزارت ارشاد را بگيرند. طالب زاده همچنين به قريب به صد ناشر ايراني مجوز داد تا با مسئوليت خود به چاپ کتاب اقدام کنند، کاري که در سه دهه گذشته بي سابقه بود.در همين دوره پيش نويس قانون تازه يي براي نشر کتاب هم تدوين شد. اين پيش نويس قرار بود براي نخستين بار مسئوليت نشر کتاب را به ناشران منتقل کند.

اما همه آنچه دراين سال ها در اداره کتاب شکل گرفت، اندکي پس از استعفاي مهاجراني متوقف شد؛ و وقتي برخورد قضايي با کتاب آغاز شد، مسئولان ارشاد ترجيح دادند بار ديگر سانسور را پر رنگ کنند. فشار هاي قضايي تا جايي پيش رفت که به دستور مقامات قضايي پرونده هايي براي برخي از ناشران و نويسندگان به جريان افتاد. حبيب الله داوران و فرهاد بهبهاني براي نوشتن کتاب در مهماني حاج آقا، توکا ملکي براي نوشتن کتاب زنان موسيقي ايران و مترجم کتاب زنان پرده نشين و نخبگان جوشن پوش به همراه برخي از ناشران و از جمله نشر ني، انتشارات کتاب خورشيد و هم چنين انتشارات طرح نو براي انتشار کتاب مجمع الجزاير زندان گونه اکبر گنجي به دادگاه فرا خوانده شدند. در اثر اين فشارهاي قضايي، حتي بنفشه سام گيس، خبرنگارروزنامه ايران نيز به خاطر معرفي کتاب زنان موسيقي ايران به دادگاه احضار شد. مجيد صيادي مدير کل اداره مراکز و روابط فرهنگي وزارت ارشاد نيز به خاطر صدور مجوز چاپ چنين کتاب هايي، مدتي را در بازداشت بسر برد.

بازگشت سانسور

وقتي فشارهاي قضايي بر نشر کتاب افزايش يافت، احمد مسجد جامعي وزير وقت تصميم گرفت براي کاهش اين فشارها سانسور را پر رنگ کند. در دو سال آخر وزارت مسجد جامعي کتاب هاي بسياري از انتشار بازماندند. مسجد جامعي تلاش مي کرد به گونه اي هم رضايت اهالي نشر را جلب کند و هم رضايت منتقدان قدرتمند خود را. با اين همه وقتي احمدي نژاد به رياست جمهوري رسيد حتي سابقه سال ها دوستي مسجد جامعي با حداد عادل نيز نتوانست او را در وزارت نگهدارد.

وقتي نام حسين صفار هرندي به عنوان وزير ارشاد کابينه احمدي نژاد منتشر شد، بسياري از ناشران پيش بيني کردند که دور تازه يي از اعمال سانسورکتاب در راه است.هرندي معاون فرهنگي وزارت ارشاد را تا پايان برگزاري نمايشگاه بين المللي قرآن در سمتش ابقا کرد، اما اين امر مانع ازتشديد سانسور کتاب نشد تا حدي که روزنامه کيهان چند روز پس از آغاز به کار سردبير سابق خود در سمت وزير ارشاد از "جمع آوري چند کتاب طاغوتي" به دستور مستقيم وزير جديد ارشاد خبر داد. به نوشته اين روزنامه: "مسئولان ارشاد در صددند تا نسخه هاي به فروش رفته اين کتاب ها را نيز جمع آوري کنند."

و حالا در روزهاي اخير خبرگزاري فارس، وابسته به تند روهاي راست، گزارش هايي ازجلسات هيات نظارت بر نشر کتاب مبني بر ممنوعيت چاپ برخي از کتاب هارا منتشر کرده است. بر اساس گزارش هاي اين خبرگزاري، آثار صادق هدايت داستان نويس ايراني که نيم قرن از مرگش مي گذرد، جزو کتاب هايي است که مسولان جديد وزارت ارشاد از دادن اجازه چاپ مجدد به آنها خود داري کرده اند. يک ناشرتهراني که در حوزه ادبيات داستاني به فعاليت مشغول است، در اين باره مي گويد: "با وجودي که اينها براي ما تازگي ندارد، اما من و همکارانم اين روزها بيشتر از هميشه نگرانيم."

اين ناشر که تا کنون 367 عنوان کتاب در کارنامه نشرش ثبت شده، دليل نگراني اش را اعلام ممنوعيت چاپ کتاب ها به صورت رسمي عنوان مي کند: "سانسور کتاب هميشه بوده، در همين نمايشگاه کتاب تهران در ارديبهشت ماه هم حراست ارشاد جلوي عرضه برخي از کتاب ها را گرفت. حدود 14 عنوان کتاب را در آن روزها جمع کردند، ولي هيچ وقت به طور رسمي اين ماجراها عنوان نمي شد. در مديران نسبت به واکنش افکار عمومي يک نگراني بود، ولي حالا به نظر مي رسد که مسئولان ارشاد، ديگر نگران افکار عمومي و اين طور مسايل نيستند. آنها دارند به طور رسمي اعلام مي کنند که برخي از کتاب ها ممنوع هستند."
ظاهرا آقايان ديگر از سانسور احساس شرمندگي نمي کنند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام