بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

خرگوش ها هنوز خرس مي شوند

اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com

۱۴ تیر ۱۳۸۵

اظهارات وزير اطلاعات درخصوص اينکه "رامين جهانبگلو يكي از افرادي است كه در راستاي تلاش‌هاي آمريكا براي وقوع انقلاب مخملي و نرم در ايران، دستگير شد"، در حالي که افکار عمومي در انتظار خبراميدوارکننده اي از وضعيت اين محقق ايراني به سر مي برد، نه تنها حرف تازه اي نبود، بلکه برنگراني ها افزود.

از اين جهت تازه نبود که طي سالهاي گذشته همه کساني که کلمه "دگر انديش" مناسب حالشان بوده است، با چنين اتهامي روبرو بوده اند. براي مسئولان امنيتي کشور، عبارت "هرکس با مانيست، با دشمن ماست"، مصداقي عيني دارد. پردازش واژه دشمن در همه ابعاد و پيراهني اهريمني برتن آن کردن، وچسباندن آن به هرکسي که جامه کوتاه تحمل دولت را به تن نمي کند، سنتي جا افتاده است و با خود تعجبي به همراه نمي آورد.

اگرچه همه نظام هاي سياسي به دليل تضاد منافعي که درعرصه بين المللي دارند، دشمنان يا رقبايي هم دارند، اما نسبت دادن همه صداهاي مخالفت ومتفاوتي که از درون جامعه به گوش مي رسد به آنچه "دشمن" خوانده مي شود، برخلاف حرف هاي آقاي محسني اژه اي که درخصوص عملکرد وزارت اطلاعات مي گويد "ارزيابي من مثبت است"، داراي نکات تاريکي است.

در واقع اين ضعف دستگاه اطلاعاتي- امنيتي است که نمي تواند حلقه آنچه "دشمنان نظام" مي نامد را از کساني که تنها ديدگاه هاي مختلفي با آنها دارند، تميز دهد. اين ضعف دستگاه اطلاعاتي است که خوشنام ترين فرزندان اين مرز وبوم که علائق قدرتمندي به تماميت عرضي و استقلال کشورشان دارند را به بهانه هاي مختلف به گوشه زندان مي فرستد و خوشبيني شان را به بدبيني مفرطي بدل مي کند که هيچ دشمني راياراي مقابله با آن نيست. اين ضعف دستگاه اطلاعاتي است که به جاي ارتقاي نگرش خود نسبت به نيروهاي سياسي واجتماعي در داخل وبازيگران بين المللي واستفاده مطلوب از فرصت هايي که در هر دو حوزه فراهم است، منتقدان خود را به بدترين شکلي از اميد به حکومت بستن مي راند... و اين ضعف دستگاه امنيتي است که براي "کسب" اطلاعات واقعي، زندانيان را از داشتن حق دسترسي به وکيل و شرايط مناسب زندان دور نگه مي دارد و با روش هايي نخ نمايي که هيچ کس اعتباري براي آن قائل نيست، زنداني را به اعترافات اجباري و دروغ وا مي دارد.

سالهاست که دستگاه هاي امنيتي، توهم وواقعيت را با يکديگر مخلوط کرده اند .از نتايج اين توهم است که بهاي ناتواني تحليل شرايط وتغييرات جهاني، تشخيص موقعيت خود و بازيگران حوزه هاي مختلف داخلي وخارجي را با تحت فشار گذاشتن مردم، از آنها مي گيرد. بازداشت هاي تصادفي به اين اميد که "شايد" ته آن چيزي در آيد، با نخ نمايي مضحکش، مولود اين ناتواني است. لذت بردن از آنکه با تحت فشار گذاشتن متهم، ذهن او را همسو با تحليل ها وعقايدشان کنند نيز بخشي ازاين توهم است. تلاش براي اينکه مردم هم اين "توهم" را "واقعيت" قلمداد کنند، هرچند براي مدت کوتاهي، نيز نشانه ضعف وناتواني است.

هنگامي وزير اطلاعات مي تواند از "ارزيابي مثبت" سخن بگويد، که در صورت وجود مواردي که امنيت ملي را به خطر مي اندازد، دستگاه هاي امنيتي در چارچوب قانون بتوانند کسي را متهم کنند ومتهم هم در چارچوب قانون از خود دفاع کند و در نهايت جامعه دريابد که ماجرا از چه قرار است.

از زمان انقلاب هاي مخملي در گرجستان و اوکراين مدت زمان زيادي نمي گذرد. اما به اندازه همه عمر انقلاب، "دگر انديشان" متهم به ارتباط با خارج براي صدمه به هستي نظام جمهوري اسلامي بوده اند. بسياري با هياهو به گوشه زندان رفته اند و بدون آنکه چيزي ثابت شود، بدون سروصدا بيرون آمدند و کسي نپرسيد هزينه اين "توهمات امنيتي" نسبت به برخي از پاک ترين افراد جامعه را چه کسي بايد پرداخت کند؟

سه سال پيش بود که دستگاه هاي اطلاعاتي قدرقدرت ايراني، يک استاد دانشگاه برکلي آمريکا را به جرم جاسوسي بازداشت کردند وآيت الله مصباح يزدي هم که معلوم نبود چطور به اطلاعات بازجويي ها دسترسي داشته است، در سخنراني اي گفت که فردي از آمريکا آمده است با يک چمدان و 5 ميليون دلارپول نقد تا ميان اصلاح طلبان و براندازان توزيع کند. بعد از چهار ماه زندان انفرادي وهزار چيز ديگر بدون سر و صدا، او با وثيقه آزاد شد.

چرامهمترين خواست و دغدغه مسئولان امنيتي وزندان همواره از زندانياني که زندان آزاد مي شوند، غالبا با تهديد و ارعاب، اين است که از دوران زندان با کسي سخن نگويد؟ چرا مي خواهند نگويد که چگونه بازجويي شده است؟ شرايط زندان چگونه بوده است؟

آقاي وزير چه خوب است که پرونده ها وپروژه هاي دستگيري مشابه رامين جهانبگلو را که توسط دستگاه هاي مختلف موازي وغيرموازي تشکيل شده وبه پايان رسيده است را مرور کنند. از آغاز تا انجام. بعد ببينند که هم از لحاظ رويکرد به پديده "دشمن"، دانشگاهيان ومحقيقن وروزنامه نگاران وغيره، وهم به لحاظ روش وهم از لحاظ نتايج وتبعات، تا چه ميزان دستگاه هاي امنيتي خسارت هاي محسوس و غيرمحسوس به بار آورده اند. آنگاه شايد هنگامي که خبرنگاري از ايشان مي پرسد عملکرد وزارتخانه خود را چگونه قضاوت مي کنيد، بتوانند قضاوت را به مردم واگذار کنند.

آقاي وزير محترم، داستان دستگاهي که شما مسئوليت آن را به عهده داريد، هنوز داستان خرگوشي است که زير فشار بازجويي، به "خرس" بودن خود اعتراف کرد! داستاني که ظاهرا، پاياني بر آن متصور نيست.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام