|
|
|||
فشار به خانواده زندانيان سياسي ادامه داردفعالين در زندان، خانواده ها در تهديداسفنديار صفاری ۱۶ مرداد ۱۳۸۵
پس از بازداشت پدر و مادر اکبر محمدي در فرودگاه مهر آباد و دفن اکبر محمدي بي سر و صداي اکبر محمدي، تهديد همسر احمد باطبي توسط اعضاي وزارت اطلاعات، منوچهر محمدي برادر اکبر نيز به گفته نزديکان اين خانواده روز گذشته مجددا بازداشت شد تا مراسم بزرگداشت اکبر محمدي در تهران برگزار نشود. همچنين روز گذشته پدر و مادر پير رضا عباسي، دانشجوي زنداني در زنجان نيز براي دومين بار از زمان بازداشت فرزندشان به اداره اطلاعات زنجان احضار شدند و از آنها خواسته شد از هرگونه مصاحبه و اطلاع رساني خودداري کنند. ديگر خبرهاي انتشار يافته در هفته هاي اخير نيز از افزايش فشار بر خانواده زندانيان سياسي، عقيدتي خبر مي دهد. شايد در همين راستاست که خانواده رامين جهانبگلو از هنگام بازداشت او در سه ماه پيش تا به حال از هرگونه اظهار نظر و حتي گرفتن وکيل براي او امتناع مي کنند. تهديداتي که عمل شد يک روز بعد از مرگ مشکوک اکبر محمدي در زندان اوين، هنگامي که پدر و مادرش از ترکيه به فرودگاه مهرآباد تهران وارد شدند، علاوه بر نزديک به دويست نفر از دوستان فرزندانشان، ماموران نيز انتظار آنها را مي کشيدند. محمد محمدي پدر و گلجهان اشرف پور مادر اکبر محمدي پيش از آنکه اجازه خروج از سالن فرودگاه را پيدا کنند توسط ماموران بازداشت و از در ديگري از فرودگاه به ماشينهاي ماموران منتقل شدند. آنها را شبانه به آمل بردند تا جنازه فرزندشان را تحت تدابير شديد امنيتي در گورستان يکي از روستاهاي اطراف آمل بدون حضور فرزند ديگرشان دفن کنند. نسرين محمدي خواهر اکبر در مصاحبه اي با راديو فردا ساعتي بعد بازداشت والدينش گفت: "مادرم اينها وقتي رسيدند به فرودگاه مثل اينکه وزارت اطلاعات از در پشتي خانواده من را ميبرد بيرون و مادرم زنگ زده بود به دائي يک دقيقه با او صحبت کرده بود و گفته بود هشت ماشين وزارت اطلاعات به زور اينها را ميخواهند ببرند آمل، چون دائيام گفته بود که جلوي در اصلي فرودگاه منتظر آنها بودند و جمعيت زيادي آمده بودند به استقبال... بعد از آن نه ما توانستيم با پدر ومادرم تماس بگيريم نه دائيام... مامان در آن لحظه که با دائيام صحبت کرده بود، گفته بود دارند به زور ما را ميبرند با هشت تا ماشين وزارت اطلاعات". در حالي که به گفته رضا محمدي والدينش خواهان کالبد شکافي فرزندشان و حضور منوچهر در مراسم تدفين اکبر بودند، ماموران "جنازه اکبر را به شصت کيلومتري آمل بردند ... و او را دفن کردند". جمال کريمي راد وزير دادگستري و سخنگوي قوه قضاييه ولي يک روز بعد بازداشت خانواده اکبر محمدي را تکذيب کرد و گفت: "آنها بازداشت نشده بودند". اين در حالي است که تيرماه سال 82 و به دنبال قتل زهرا کاظمي خبرنگار کانادايي ايراني الاصل در زندان اوين،درحالي که مادر پير او در ايران و فرزندش استفان در کانادا خواهان انتقال جنازه به کانادا و کالبد شکافي و تحقيقات در اين باره بودند، جنازه او نيز دچار همين سرنوشت شد و تنها با هدايت تحت الحفظ مادرش توسط ماموران در گورستاني در شيراز دفن شد. منوچهر محمدي برادر ديگر اکبر که از زمان فاجعه کوي دانشگاه تاکنون در زندان به سر مي برد پس از تدفين برادر از زندان مرخص شد، اما روز گذشته برخي از نزديکان خانواده اش اعلام کردند که ماموران اطلاعات مازندران با مراجعه به منزل ايشان بارديگر او را بازداشت و تحويل دادستان آمل دادند. نزديکان خانواده محمدي مي گويند مقامات امنيتي پيشتر به خانواده او هشدار داده بودند که از مصاحبه با رسانه ها بپرهيزند و از برگزاري مراسم در تهران براي فرزندشان خودداري کنند.نزديکان خانواده محمدي ديروز گفتند ماموران به دنبال انتشار نامه خانواده محمدي درباره مشاهده آثار شکنجه بر جنازه فرزندشان و تدارک براي برگزاري مراسمي در تهران، تهديد قبلي خود مبني بر بازداشت منوچهر محمدي را عملي کردند. و تهديدها ادامه دارد اين تنها مورد تهديد خانواده زندانيان سياسي و عقيدتي نيست. چند روز پيش سميه بينات همسر احمد باطبي نيز خبر داد که به دنبال بازداشت مجدد باطبي و اعتراضش به اين روند، مامورات وزارت اطلاعات با او تماس گرفته و تهديدش کرده اند که نبايد درباره وضعيت احمد باطبي با رسانه ها سخن بگويد. سميه بينات که چهارشنبه پيش در مراسم سازمان ادوار تحکيم وحدت به مناسبت در گذشت اکبر محمدي سخن مي گفت تاکيد کرد: "حق من است كه بدانم همسرم كجاست، و آخرين خبري كه از احمد گرفتم امروز تماس وزارت اطلاعات بود و تهديد و احضار من كه چرا مصاحبه مي كنم، چرا فرياد مظلوميت شوهرم را دارم به گوش جهان مي رسانم. من چيزي براي از دست دادن ندارم. دو روز قبل از اينكه من عازم شهرستان بشم براي گذراندن طرح دندانپزشكي ام به داخل خانه من ريختند و همسر من را بدون دليل بعد از يك سال و نيم بازداشت كردند و بعد از 5 روز اعتصاب غذاي احمد هيچ جوابي به من نمي دهند". همسر احمد باطبي با تاکيد بر اينکه "موظفند كه به خانواده احمد جواب بدهند" از فشار اطلاعات بر خود پرده برداشت و گفت: "امروز وقتي وزارت اطلاعات به من زنگ زد و تهديد و احضار كرد،فقط جواب دادم، من ديگه چيزي براي از دست دادن ندارم. شوهر من را گرفتيد زندگي من رو گرفتيد ، طبابت من را گرفتيد، خود من را هم بگيريد". اخبار منتشره ديگر نيز تشديد فشار برخانواده دانشجويان زنداني و ساير زندانيان سياسي توسط بعضي مراکز و نهادها را تاييد مي کند. ادوارنيوز ديروز خبر احضار پدر و مادر پير رضا عباسي دانشجوي زنداني در زنجان رابه اداره اطلاعات منتشر کرد. به نوشته اين سايت خبري "در حالي که رضا عباسي پنجاهمين روز بازداشت خود را در قرنطينه زندان مرکزي زنجان در بلاتکليفي سپري مي کند پدر و مادر پير او به اداره اطلاعات زنجان احضار شده اند". نزديکان به اين خانواده نيز مي گويند که آنها ديروز براي دومين بار از زمان بازداشت فرزندشان در اداره اطلاعات زنجان حاضر شدند. در همين حال ادوارنيوز تاييد کرد که "در مدت بازداشت رضا عباسي پدر و مادر او بارها بوسيله تلفن از طرف ماموران اطلاعاتي مورد سئوال و جواب قرار گرفته اند". ماموران در صحبت هاي خود غالبا ضمن بدگويي از فعالين آذربايجان در زنجان به خانواده عباسي در مورد اطلاع رساني سايت هاي اينترنتي و مطبوعات استان هشدار داده اند."آنها ضمن منع اين خانواده نسبت به هر گونه تماس با رسانه ها و سازمان هاي حقوق بشري پس از اختيار وکيل براي رضا عباسي، خانواده عباسي را تهديد به ادامه بازداشت وي کرده اند". البته اين فشارها تنها از سوي نهادهاي امنيتي نيست.ديروز پس از مراجعه خانواده رضا عباسي به دادگاه زنجان، قاضي مربوطه هم از ثبت نامه ايشان خودداري کرد و براساس خبر ادوارنيوز"به خانواده عباسي گفت تنها در شرايطي نامه شما را خواهم پذيرفت که در آن نامه صراحتا قيد کنيد که براي اولين بار به دادسرا مراجعه کرده ايم و پيش از اين تاريخ هيچ مراجعه اي نداشته ايم". جمعي از فعالان حقوق بشر نيز اواخر خرداد ماه به نقل از منيژه فيض مهدوي و کامبيز چراغي از اعضاي خانواده ولي الله فيض مهدوي يکي ديگر از زندانيان سياسي خبر دادند که "اين دو در تاريخ 16/03/85 به اداره پيگيري واقع در خيابان انقلاب تهران احضار و توسط فردي به نام حاج علي نورمنش مورد تهديد و بازجويي قرار گرفتند". خانواده يک زنداني سياسي، عقيدتي ديگر در اهر نيز ارديبهشت ماه گذشته از تهديد خود خبر دادند. يکي از نزديکان خانواده صالح ملاعباسي که پس از بازداشت در اهربه تبريز منتقل شد، اوايل ارديبهشت فاش کرد که اعضاي اين خانواده يک هفته پس از دستگيري فرزندشان در حالي که پيگير وضع او بودند،توسط ماموران تهديد شدند. ماموران از خانواده ملاعباسي خواستند که ساکت باشند و از تماس با سازمانها و گروههاي حقوق بشر خودداري کنند. چند پرسش بعضي از فعالان حقوق بشر در کشور معتقدند تهديد خانواده و آزار خانواده زندانيان سياسي و عقيدتي در سالهاي اول، از جمله روشهاي دائمي در جريان سرکوب مخالفان بوده که چند سالي به خاطر شرايط جديد و تاکيد بعضي از مقامات کشور بر حقوق شهروندي کمتر به کار گرفته شده است. اما در سه سال گذشته موارد مشابهي از تهديد و فشار و بازداشت اعضاي خانواده زندانيان سياسي، عقيدتي توسط مراکز خاصي درکشور ديده شده است. دي ماه گذشته در جريان اعتصاب رانندگان سنديکاي شرکت واحد، ماموران پيش از برگزاري اعتصاب به منازل کارگران هجوم بردند و همسر و فرزندان بعضي از اعضاي سنديکا را دستگير کردند.22 خرداد گذشته نيز"پس از اتمام تجمع فعالان حقوق زنان نيروهاي امنيتي با حمله به منزل اين فعالان ازجمله نوشين احمدي خراساني،شهلا انتصاري، پروين اردلان و... اقدام به تفتيش و تخريب اموال شخصي و منزل مسکوني آنان کردند". تهديد اعضاي خانواده اما تنها به زندانيان سياسي و عقيدتي محدود نيست.چند ماه پيش در جريان استيضاح وزير دفاع پس از سقوط هواپيماي سي 130 ارتش و مرگ دهها خبرنگار که براي گزارش يک مانور نظامي به منطقه رفته بودند،يک نماينده مجلس از تهديد خانواده قربانيان آن حادثه خبر داد. محمدرضا تابش، يکي از استضاح کنندگان وزير دفاع در گفت و گو با خبرگزاري آفتاب فاش کرد که "نمايندگان خيلي نمي توانستند در موضوع علل سقوط هواپيما وارد شوند و بعضا خانواده هاي شهداي اين حادثه نيز در جلسات فراکسيون عنوان کردند که تهديد شده اند تا موضوع را پيگيري نکنند." علي اکبر موسوي خوئيني دبيرکل سازمان ادوار تحکيم هم که به دليل عضويت در کميته بازرسي از زندان هاي مجلس ششم، با فشارهاي وارده به زندانيان سياسي، عقيدتي و خانواده هايشان آشنايي داشت پنج روز قبل از بازداشت خود در نامه اي به رييس قوه قضاييه با اشاره به بخشنامه حقوق شهروندي صادر شده از سوي هاشمي شاهرودي از او پرسيده بود: "آيا تعقيب،تهديد و ارعاب شهروندان از مصاديق نقض حقوق شهروندي نيست؟ اگر نيست پس ابلاغ چنين بخشنامه اي چه کارکردي داشته و جلوي کدام بي قانوني را گرفته است؟ جايگاه امنيت و حقوق شهروندي در ميان تحقير، تعقيب، تهديد و ارعاب کجاست؟ اگر نقض حقوق بشر در کشور هاي غربي مورد اعتراض مسئولين محترم نظام جمهوري اسلامي است آيا نقض آشکار حقوق شهروندي توسط نيرو هاي امنيتي متکي به نظام حساسيت مسئولين محترم براي برخورد با چنين اعمال خلاف قانون و دفاع از حقوق شهروندان ايراني را بر نمي انگيزد؟ آيا اين اعمال مورد تائيد جنابعالي نيز قرار دارد؟ " حالا مي شود همان سئوال را دوباره از رييس قوه قضاييه بازپرسيد: آيا تعقيب،تهديد و ارعاب شهروندان و فراتر از آن تهديد و بازداشت خانواده زندانيان سياسي، دانشجويي، اجتماعي و مطبوعاتي از مصاديق نقض حقوق شهروندي نيست؟
|
||||
|