بازگشت به صفحه اول

از گويا

 
 

معجزه جديد دانشگاه اوين

علی کشتگر

چرا جهانبگلوی پيش از اوين با جهانبگلوی بعد از اوين تا به اين حد با هم تفاوت پيدا کرده اند؟ برای ما که مصاحبه فرج سرکوهی در فرودگاه پس از بازگشت دروغين از ترکمنستان را ديده ايم،معنا و مقصود گفتگوی جهانبگلو با ايسنا را می شناسيم

رامين جهانبگلو پس از چندين ماه زندان انفرادی که برای اعتراف به همکاری با بيگانگان عليه منافع ملی کشور زير فشار قرار داشت و با اعتراضات وسيع ايرانيان و نهادهای مدافع حقوق بشر در سراسر جهان همراه بود، آزاد شد. اما به جای آن که اول به خانه اش مراجعه کند، راهی خبرگزاری ايسنا شد تا هرچه زودتر درباره حقايق نوينی که پيش از ورود به اوين هرگز به مغزش خطور نکرده بود، همگان را با خبر کند. و اعجاز دانشگاه اوين را ببين! دانشگاهی جستجوگروسرشناسی مثل جهانبگلو طی سالها تفحص و پژوهش ابدا متوجه نمی شود که دارد با بيگانگان، مخصوصا با آمريکا عليه منافع ملی کشور خويش اقدام می کند، که با ماموران صهيونيسم سروکار دارد و...اما پس از ورود به اوين و تبادل افکار با بازجويان "مهربان" به ناگاه چشم و گوشش بر حقايق باز می شود، تئوری توطئه مورد علاقه رهبر را راهنمای خود می سازد، متوجه اقدامات ضد ملی خود می گردد و از کرده خويش پشيمان می شود. او به ديگران نيز هشدار می دهد که گويا همه دانشگاهيان و روشنفکران- در خطر افتادن به تور بيگانگان اند. مگر آن که با حکومت و حکومت گران خودمان به تعامل و تبادل انديشه بپردازيم. يعنی راه رستگاری آن است که مخالفت با فاشيسم مذهبی را کنار بگذاريم و با خودکامگی دينی از درهم کاری درآئيم.
به اين اعترافات که گويا "آزادانه" بيان شده اندکی توجه کنيد:
" چون مدت ۵ سال با اين نهادها ارتباط داشتم ديدم که چگونه نتيجه کار تحقيقی بنده به يک کار استراتژيک تبديل شده است...آمريکا سعی می کند که با نخبگان و فرهيختگان و متخصصان ما تماس گرفته و آنها را شناسايی کرده و در حلقه هايی قرار دهد و با آنها ارتباطات مستمر داشته باشد و به جاهائی بکشاند. اين در زمينه های ديگر شايد شديدتر از زمينه هائی باشد که برای من اتفاق افتاده است."
" من در حقيقت تا لحظه دستگيری اين ارتباطات را داشتم و اصلا فکر نمی کردم که يک کار سياسی انجام می دهم. فکر می کردم دارم يک کار روشنفکری انجام می دهم... ولی می بينم نتيجه کار عليه آن چيزی است که من به آن فکر می کنم. يعنی... می بينم که از کارهای من از نظر سياسی سوء استفاده شده است."
" آنها مرا در مسيری قرار داده بودند که من آخرالامر متوجه شدم در اين زنجيره افتادم و اين مساله ممکن است برای کسان ديگری هم صورت بگيرد. در کنفرانس هايی شرکت می کردم که ماموران اطلاعاتی و عناصر صهيونيستی در آن جا حضور داشتند.خيلی از ماموران اطلاعاتی آمريکائی يا اسرائيلی دانشگاهی اند و در واقع در پشت يک چيزی خود را پنهان می کنند و برای همين می گويم شما را در يک مسير قرار می دهند." در ادامه جهانبگلو می پذيرد که عليه منافع ملی ناآگاهانه اقدام کرده است و...
جهانبگلو البته اصرار دارد که خود او داوطلبانه خواهان انتشار اين اعترافات است.
اما برای هر خواننده ای اين پرسش ها مطرح می شود که :
بازجويان مودب و محيط زندان اوين با جهانبگلو چه کرده اند که او يکباره به اين حقايق پی برده و خود را موظف به انتشار آن برای آگاهی عموم ديده است؟ و چرا اين حقايق درست همان چيزهائی هستند که روزنامه هائی مثل کيهان و يا رسانه ها و سخنگويان ديگر دستگاههای اطلاعاتی و قضائی رژيم هر روز به آن اشاره می کنند؟ با او چه کرده اند که اعترافاتش تا به اين حد با تئوری توطئه و تفکر بيمارگونه رهبر و احمدی نژاد شباهت پيدا کرده است؟ چرا جهانبگلوی پيش از اوين با جهانبگلوی بعد از اوين ۱۸۰ درجه با هم تفاوت پيدا کرده اند؟
جهانبگلو در مصاحبه با ايسنا مرتبا اصرار دارد که "تحت هيچ فشار جسمی و روحی نبوده است" که بازجويان با وی خيلی مودبانه رفتار کرده اند و هنگامی که خبرنگار ايسنا می پرسد که پس اين کاهش وزن شما برای چيست می گويد: " به خاطر اين است که تجربه زندان نداشتم. غذايم عوض شده بود و به اين دليل که دور از خانواده بودم".
بدين ترتيب رژيم بار ديگر برای عبرت ديگران و ارعاب روشنفکران و دانشگاهيان به وسيله کهنه و شناخته شده اعتراف گيری و نادم سازی روی آورده است، اما اين بار با توجه به تجربه های شکست خورده و رسوای قبلی به جای پخش تلويزيونی اعترافات زندانی، مصاحبه مطبوعاتی آنهم پس از آزادی از زندان ترتيب داده می شود. اما برای ما که با جنايات بازجويان و شکنجه گران وزارت اطلاعات آشنائيم و جناياتی از قبيل قتل سيرجانی در زندان گرفته تا نقشه پرت کردن روشنفکران و نويسندگان به دره وفجايعی مثل قتل های سياسی را می شناسيم، برای ما که صحنه سازی مصاحبه فرج سرکوهی در فرودگاه پس از بازگشت دروغين از ترکمنستان را ديده ايم، معنا و مقصود گفتگوی جهانبگلو با ايسنا را می شناسيم.
بايد اين روش های جنايتکارانه را به جهانيان بشناسيم و از همگان بخواهيم که آن را محکوم کنند.

۱۰ شهريورماه ۸۵
علی کشتگر

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام