بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

فشار بر جهانبگلو ادامه دارد

نوشتن از پشت عينك بازجويان

اسفنديار صفاری

۹ مهر ۱۳۸۵

نوشتن از پشت عينك بازجويان

رامين جهانگبلو، دوباره مي نويسد. جهانبگلو كه ابتداي ارديبهشت 85 در فرودگاه مهر آباد دستگير و بعد از چهارماه در 8 شهريور جلوي خبرگزاري ايسنا آزاد شد، در چند روز گذشته دو مقاله در سايت شخصي خود منتشر كرد. او كه پيش از دستگيري در امير كبير نسبت به قدرت گرفتن پوپوليسم در كشور هشدار داده و گفته بود "اين پوپوليسم است نه دموکراسي" در دو يادداشت تازه اش از مفاهيمي مثل "جنگ هاي صليبي، امنيت فرهنگي، و حكومت اسلامي" دفاع و روشنفكران غرب را به ارائه برنامه براي گسترش "امپراتوري امريكا" متهم كرده است.

نوشتن با سرخط

اولين مقاله تازه رامين جهانبگلو "دموكراسي سازي يا آمريكايي سازي؟" نام دارد. در اين مقاله جهانبگلو با تيتر دوم "چگونه نقادانه درباره جهان بينديشيم" برخلاف گذشته، تلاش ملت ها و روشنکفران براي دستيابي به دموكراسي را در راستاي طرح امريكا براي ايجاد تغييراتي در اين منطقه، يك "پروژه امريكايي براي خاورميانه" ارزيابي كرده است. در دومين يادداشت هم با نام "روشنفكران امپراتوري آمريكايي و مسئوليت ها" رامين جهانبگلو درباره طرح "خاورميانه بزرگ امريكا" سخن گفته و روشنفكران امريكايي را متهم کرده است كه با زمينه سازي تئوريك زمينه اجراي سياست هاي امپراتوري امريكا را فراهم مي كنند.

جهانبگلو نقش روشنفكران خاورميانه را نيز تبيين مي كند و از آنها مي خواهد در برابر "سلطه طلبي امريكا" دست به كار تئوريزه كردن "مقاومت نوين" شوند. احياي جنگ صليبي توسط روشنفكران امريكا و نو محافظه كاران يكي از مفاهيمي است كه جهانبگلو در مقاله دومش مدام آن را تكرار مي كند و در پاسخ به "روشنفكران امپراتوري امريكا" پاسخ اظهارات اخير پاپ بنديكت شانزدهم را هم مي دهد.

دراين مقاله جهانبگلو از مفاهيم و اصطلاحاتي استفاه مي كند كه در چند سال اخير از زبان مسئولان حكومتي نيز بارها تكرار مي شود:

نوع محكوميت حمله به عراق: "مطرح ساختن حمله به عراق به منظور برقراري دموكراسي، بزرگترين عامل مشكل آفرين در طرح مسئله دموكراسي در حال حاضر است. اين ادعا كه قدرتي خارجي مي تواند براي ملت هاي ديگر دموكراسي صادر كند خود نمايانگر اين واقعيت است كه در وسوسه بنا ساختن امپراتوري نوين ايجاد ستونهاي اخلاقي و مراجع جهاني قاطع براي اداره اين امر تا چه حد اهميت دارد. اين گونه نگرش در بردارنده طرز فكري است كه امپراتوري سازي و روند امريكايي شدن جهان عرضه دموكراسي را كلاً نامربوط مي سازد."

دفاع از ارزش ها: "بايد در نظر داشت همچنان كه جامعه جهاني شكل مي گيرد، ارزشها و معيارها نيز از اهميت بيشتري برخوردار مي گردند."

امنيت فرهنگي در برابر تهاجم فرهنگي: "اما درباره دموكراسي در اين سوي جهان: بركسي پوشيده نيست كه مردم خاور ميانه طالب دموكراسي و آزادي هستند. اما در حالي كه خواهان دموكراسي اند - به هر مفهومي كه در ذهن دارند - بسيار نيز طالب امنيت فرهنگي خود اند. وضعيت كنوني عراق آنان را به هراس انداخته است، هراس از اين وضعيت بيش از نگراني از غيبت دموكراسي است. اشكال در درك نادرست دولت كنوني امريكا از تكثر فرهنگي در خاورميانه است در تعريف مفهوم دموكراسي بر مبناي رهيافت استحاله شده برنا لوئيس."

به انقياد كشيدن دولتها و فرهنگها: "اين ادعا كه قدرتي خارجي مي تواند براي ملت هاي ديگر دموكراسي صادر كند خود نمايانگر اين واقعيت است كه در وسوسه بنا ساختن امپراتوري نوين ايجاد ستونهاي اخلاقي و مراجع جهاني قاطع براي اداره اين امر تا چه حد اهميت دارد. اين گونه نگرش در بردارنده طرز فكري است كه امپراتوري سازي و روند امريكايي شدن جهان عرضه دموكراسي را كلاً نامربوط مي سازد.روشن است كه اين گونه برنامه ها به انقياد كشيدن دولتها و فرهنگهاست به دست قدرتمندان سياسي و نظامي دولتهاي ديگر- و نه دموكراسي."

طرح خاورميانه بزرگ: "او ـ برنارد لوئيس كه جهانبگلو در مقاله اش برنا لوئيس ذكر كرده ـ مسلمانان را «بيماران» خوانده است كه دنيا بايد بدون اتلاف وقت در يك «طرح بزرگ با تزريق دوز بالايي از دموكراسي» آنها را مداوا كند. ايده گسترش دموكراسي در خاورميانه بزرگ بخشي از همان «طرح بزرگ» است كه نمونه آن را در اشغال عراق ديده ايم . با اين همه مباحثه پيرامون خاورميانه بار ديگر نشان داد كه دموكراسي قبل از هر چيز امري ملي و مقدم بر همه به عوامل داخلي بستگي دارد."

مهرورزي: "اما مهر فراوان مهر و محبت فراوان به بار مي آورد . الطاف به وفور لطف هاي ديگري را باز مي گرداند و آن كس فروتنانه شريف جلوه مي كند كه همواره حقوق ديگران را مقدم بر خود شمارد."

عدم پاسخگويي امريكا به مجامع جهاني: "اين ديد گاه آمريكا را در مقام پليس دنيا پس از جنگ سرد قرار مي داد بي آنكه پاسخگوي هيچ مرجع بين المللي باشد."

احياي جنگ صليبي: "امپراتوري نوين آمريكايي اكنون احياگر همان مفاهيم «جنگهاي صليبي» و «روند تمدن سازي» است كه تلاش مي كند سلطه نظامي نو محافظه كاران را تحت نام دموكراسي سازي مشروعيت بخشد."

اين بازنويسي تاريخ دموكراسي كوشش ديگري است تا با افزودن بار اخلاقي به قدرت راه را براي «جنگ صليبي» ديگري در خاورميانه بگشايد.

نظامي گري به بهانه جنگ با تروريسم: "حكومت فعلي آمريكا با بكار گرفتن عبارت «جنگ با ترور» خود را در رديف نخست قربانيان بي چون و چراي اين جنگ قرار ميدهد. پس از فاجعه 11 سپتامبر گروهي از نو محافظه كاران مي خواستند با توسل به صليبي هاي مسيحي به عنوان نخستين آورندگان دموكراسي به خاورميانه براي حمله به عراق و لبنان پيشينه تاريخي بسازند."

شكل گيري مقاومت نوين: "اقتدار آمريكا در سده 21 نه فقط كشمكش هاي جديدي به بار خواهد آورد كه نمونه هاي مقاومت نويني را در ناحيه در برابر نفوذ آمريكا در آينده شكل خواهد بخشيد."

محكوميت روشنفكران: "در گذشته كسي را روشنفكر مي پنداشتند كه در لاك خود مشتاقانه در ذهن خود در جست و جوي حقيقت است. اما اگر روشنفكري مدافع رژيم هاي اقتدارگر و بيدادگر باشد چه بايد گفت؟"

بي عدالتي در خاورميانه: "كسانيكه تعهد اخلاقي آنها ذهنيت ما را تغيير مي دهد و مسئوليتها و نحوه تفكر نقادانه عليه امپراتوري سازي و بي عدالتي ها در خاورميانه را ارتقاء مي بخشد."

رابطه تساهل و امنيت: "شكي نيست كه فرهنگ جهاني تساهل و مدارا، تفاهم و گفت و گو يگانه شيوه اي است كه تضادهاي اجتماعي و سياسي اين عصر را التيام مي بخشد و امنيت جهاني را تضمين خواهد كرد. مهمترين مسئله امنيت است، اما بدست نخواهد آمد مگر آنكه جست و جوي امنيت با حركت به سوي دموكراسي همگام گردد."

فعاليت پنهان نهادهاي غير دولتي غرب و امريكا: "نهادهايي چون صندوق دموكراسي يا صندوق كارنگي يا موسسه واشنگتن و مركز وودرو ويلسون.. اين نهادها به اموري بيش از مطالعات تئوريك صرف مي پردازند."

آن هم جهانبگلويي که چندي قبل از بازداشتش در جمع دانشجويان اميركبير نسبت به ظهور فاشيسم و پوپوليسم در ايران هشدار داده و گفته بود: "تاريخ نشان داده است که حق اکثرا با روشنفکران بوده است، مثل وقايع روي کارآمدن نازي ها در آلمان يا انقلاب روسيه که روشنفکران قبل از همه خطر را فهميدند و هشدار دادند."

فشار امنيتي

ديروز ساعاتي بعد از ملاقات كميته تلاش براي آزادي علي اكبر موسوي خوئيني با مهدي كروبي، خبرگزاري ايسنا در متن كوتاهي از ديدار رامين جهانبگلو به اتفاق همسرش با مهدي كروبي خبر داد. هنوز از محتواي اين ملاقات خبري منتشر نشده است. اين دومين اقدام به ظاهر داوطلبانه رامين جهانبگلو از هنگام آزادي از زندان است. جهانبگلو روز 8 خرداد لحظاتي بعد از آزادي و قبل از ملاقات با مادر و زن و فرزندش وارد خبرگزاري ايسنا شد و در برابر چشمان حيرت زده خبرنگاران، خواستار ملاقات با رييس ايسنا شد.

با گذشت سه ساعت از بامداد 9 شهريور خبرگزاري ايسنا در اقدامي بي سابقه متن مصاحبه مفصلي از رامين جهانبگلو را منتشر كرد كه در آن جهانبگلو با "ابراز پشيماني از غلطيدن در دام دشمن" كه آن را نا آگاهانه خوانده بود، ديدار با بعضي از روشنفكران و دانشگاهيان چند كشور بلوك شرق سابق را پذيرفت.

جهانبگلو در عين حال از نحوه بازجويي ها ابراز رضايت كرد و گفت كه در زندان تحت شكنجه و فشار قرار نداشته است. وي برخلاف اظهارات دادستان كل كشور كه چند روز قبل از وجود فيلم اعترافات و رضايت جهانبگلو براي پخش آن خبر داده بود، وجود فيلم اعتراف اجباري را رد كرد.

برخي از بازداشت شدگان سالهاي قبل ولي با اشاره به سكوت خانواده جهانبگلو از هنگام بازداشت تا به امروز، نگرفتن وكيل، حضور داوطلبانه در خبرگزاري براي پذيرش اشتباهات گذشته، و مواردي از اين قبيل را به عنوان شواهدي از تحت فشار بودن جهانبگلو ذكر مي كنند. در طول سال هاي اخير معلوم شد چندين نفر از كساني كه در شرايط مشابه دستگير و به گناهكار بودن خود اقرار كردند، خود و خانواده هايشان تحت فشار قرار داشته اند.

عباس عبدي، علي افشاري، وبلاگ نويسان دستگير شده و حسين قاضيان از جمله كساني هستند كه اعلام كردند در دوران بازداشت يا پس از آن تحت فشار و تهديد بازجويان، نوشته هايي با سرفصلهاي مورد نظر بازجويان نوشتند.

برخي از آنها براي همكاري با چند رسانه خاص نزديك به محافل امنيتي تحت فشار قرار داشتند. آنها همچنين فاش كردند كه چند ماه و يا در برخي مواقع چند سال تحت فشار بازجويان قرار داشته اند. در تماس بازجويان با اين افراد كه به گفته آنها از طريق تلفن، يا ديدار حضوري بوده، بازجويان با دادن سر فصل ها و نقطه نظرياتي به افراد سفارش نگاشتن مقاله با مواردي از اين قبيل را مي دادند.

محمد علي ابطحي معاون پارلماني رييس جمهوري سابق دو سال پيش افشا كرد در جريان پرونده وبلاگ نويسان، دادستان تهران با فشار بر چند تن از وبلاگ نويسان مي خواست آنها را به عنوان شاهد خود به هيات پيگيري قانون اساسي بفرستد. به نوشته ابطحي با حضور روزبه ميرابراهيمي و اميد معماريان در اين هيات و افشاي واقعيت معلوم شد چندين تن از وبلاگ نويسان و خانواده هاي آنان در روزهاي پس از آزادي از زندان نيز همچنان گروگان بازجويان بودند.

ديكته پر غلط

اينكه رامين جهانبگلو بعد از چهارماه زندان و بدون دسترسي به وكيل، به اشتباهات خود پي برده و با انتشار مقالاتي در صدد جبران بيان همان مفاهيمي است كه توسط مقامات ارشد حكومت بيان مي شود؛ و از همان اصطلاحاتي استفاده مي كند كه مورد استفاده نويسندگان روزنامه كيهان قرار مي گيرد بيش از هر چيز نشانگر اين است كه فشار بر جهانبگلو ادامه دارد. وجود اغلاط فاحش املايي، جملات نامفهوم، و اصطلاحات كيهاني در يادداشت يك صفحه اي جهانبگلو كه يک متفکر جهاني و نويسنده ده ها كتاب است دليلي ديگر بر اين مدعا است.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام