|
|
|||
تکليفي که روشن شد
حسين باستاني
۲۰ مهر ۱۳۸۵ سخنان سه شنبه شب رهبر جمهوري اسلامي ايران در جمع مسوولان نظام، از اهميت زيادي برخوردار بود. در اين سخنان، دو نکته مشخص – و متصل – وجود داشت که عبارت بودند از نوع دفاع رهبري از رئيس جمهور و شيوه موضع گيري ايشان در مورد پرونده هسته اي. چهارچوب دفاع آيت الله خامنه اي از رئيس دولت، بسيار شفاف بود: "همه بايد رئيس جمهور را مورد تکريم قرار دهند. اگر کسي درباره عملکرد دولت حرفي دارد بايد آن را از طريقي به گوش دولت يا مسوولان برساند. اما تبليغ ناکار آمدي دولت، حتي اگر واقعيت داشته باشد، صحيح نيست؛ چه برسد به اين که واقعيت ندارد و غير منصفانه است." به عبارت ديگر، از نظر رهبري، در صورتي که جريان هاي سياسي – يا حتي مسوولان نظام – دولت آقاي احمدي نژاد را در عمل به وظايفش ناکارآمد بدانند، نهايت کاري که مجاز به انجام آن هستند گلايه خصوصي به رئيس جمهور و همکارانش است. هرچند شخص آقاي احمدي نژاد و تيم همراهش، با بي سابقه ترين لحن ممکن در تاريخ جمهوري اسلامي، مستمراً در حال حمله به منتقدان خود هستند و در اين مسير، به کرات تا مرز متهم کردن آنها به "فساد" و "خيانت" نيز پيش مي روند. از سوي ديگر، براي درک بهتر آن که حتي انتقاد خصوصي به رئيس جمهور و همکارانش اساسا تا چه حد امکان پذير است، کفايت مي کند تجربه عزت الله ضرغامي مدير کل صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه را – که تصادفاً ساعاتي پيش از سخنان آيت الله خامنه اي منتشر شده – مرور کنيم. آن گاه گفته است وقتي خواسته در پاسخ به حملات احمدي نژاد به صدا و سيما (به اتهام عدم تبليغ براي دولت) به دفاع خصوصي و غير علني از دستگاه خود بپردازد (همان طور که توسط رهبري توصيه شده) نتيجه اين شده است: "پس از سخنان ايشان سعي کردم با برخي از مسوولان حوزه رياست جمهوري تماس بگيرم و در خصوص مواردي که ذکر شد سوال کنم. اما موفق نشدم و دفتر ايشان پاسخگو نبودند." به عبارت ديگر، با وجود آن که آقاي ضرغامي، که خود منصوب مستقيم رهبري و از عالي رتبه ترين مقام هاي نظام است، قصد تماس با دفتر رياست جمهوري (و حتي نه شخص آقاي احمدي نژاد) را داشته تا در مورد مصاديق مشخص اتهامات رئيس جمهور به صدا و سيما "سوال کند" (و نه آن که "انتقاد کند") اساساً کسي حاضر به پاسخگويي به وي نشده است. و البته با اين قياس، تکليف نحوه پاسخگويي به منتقدان کم نفوذ تر - يا از آن بدتر، "غير هم جناح" با دولت آقاي احمدي نژاد - روشن است. نکته مهم تر اظهارات ديروز آيت الله خامنه اي، اشارات ايشان در مورد پرونده هسته اي ايران است. آنجا که با اشاره به "تصميم دو سال قبل درباره تعليق غني سازي" گفته اند: "اگر آن راه را تجربه نمي کرديم شايد امروز خود را سرزنش مي کردم که چرا آن روش را امتحان نکرده ايم. اما اکنون با دلي محکم و تسلط کامل به پيش مي رويم و ديگر هيچ کس نمي تواند دليل قابل قبولي درباره اشتباه بودن راه هسته اي کشور ارائه کند؛ چرا که ما آن راه ديگر را تجربه کرده ايم... البته دو سال قبل هم نتيجه آن کار معلوم بود." اشاره اين سخن رهبري نيز روشن است: ايشان توقف غني سازي توسط ايران را به چشم عملي که تنها خاصيت آن، اثبات مسير "برعکس" (ادامه غني سازي) بوده است ديده و در همين راستا لازم به تأکيد مي دانند که از همان دو سال قبل نتيجه (بي حاصل) سياست هاي دولت خاتمي در توقف غني سازي معلوم بوده است. اکنون هم، درست بودن سياست هاي هسته اي دولت احمدي نژاد آن قدر روشن است که: "هيچ کس نمي توند دليل قابل قبولي در باره اشتباه بودن راه هسته اي کشور ارائه کند." البته ما مي توانيم در مورد سياست هاي دولت احمدي نژاد - و مشخصاً سياست هسته اي آن - هر تحليلي داشته باشيم. اما در هر صورت، به نظر مي رسد کمتر ترديدي باقي نمانده باشد که شخص اول کشور، پس از دوره اي تلاش براي نمايش بي طرفي ميان "صداهاي مختلف" در سطح محافظه کاران، اکنون راه خود را در پذيرفتن مسووليت سياست هاي کلان دولت جديد - و مشخصاً سياست هسته اي آن - برگزيده است. اين، انتخابي استراتژيک است که به وضوح، مورد شناسايي رئيس جمهور نيز قرار گرفته. آنجا که وي، در فرداي سخنراني رهبري نظام (که در آن به لزوم پرهيز مسوولان از حمله به يکديگر هم اشاراتي شده بود) ضمن تاکيد بر عزم دولتش به ادامه غني سازي اورانيوم، با لحني تند به انتقاد از سياست خارجي دولت سيد محمد خاتمي در زمينه هستهاي پرداخته و گفت: "دولت گذشته براي جلب اعتماد قدرتها قدم به قدم از مواضع خود عقب نشست و تصور ميکرد با تعطيل كردن تاسيسات هستهاي دل آنها به رحم خواهد آمد ... اين شيوه با انتخابات سال گذشته به پايان رسيد". منطقا آقاي احمدي نژاد، پس از حمايتي که روز سه شنبه از وي و سياست هايش انجام شد، جز به اين شيوه نيز نبايد سخن مي گفت. اکنون، شفاف تر از هميشه، "تکليف" خيلي چيزهايي که با انتخابات سال گذشته به پايان رسيده اند، روشن شده است. |
||||
|