|
|
|||
|
روزمرهگی در تصميمهای دولت گفتگو با سعيد شيركوند امسال ۵ ميليارد دلار صرف واردات بنزين میشود. مجلس ايران ديروز با
تقاضاى دولت برای اختصاص دو ونيم ميليارد دلار ديگر بودجه براى واردات
بنزين موافقت كرد. به اين ترتيب امسال ۵ ميليارد دلار هزينه واردات
بنزين میشود. اين رقم هنگفت در شرايطى به واردات بنزين تعلق میگيرد
كه براى بسيارى طرحهاى عمرانى اساسى ديگر بودجهاى ناچيز درنظر گرفته
شده. گفتگويى با دكتر سعيد شيركوند استاد دانشگاه و معاون وزير اقتصاد
در دولت خاتمى درباره اين تصميم مجلس و نتايج آن. آقای شیرکوند، چرا مجلس حاضر شد ۵/۲میلیارد دیگر را برای واردات بنزین در نیمه دوم امسال در اختیار دولت قرار بدهد؟ مگر قرار نبود بجای اختصاص مبلغ هنگفتی از پول نفت به واردات بنزين سیاست سهمیهبندی بنزین و دونرخی شدن آن پیش برود؟ سعيد شیرکوند: ببینید، اینکه چرا مجلس مجبور شد یا تمایل پیدا کرد که به این لایحه دولت رای بدهد، اساسا مجلس در شرایطی نبود که بتواند تصمیمهای آلترناتیو دیگری بگیرد. شرایطی که امروز بر مصرف بنزین و توزیع بنزین در داخل کشور حاکم شده، شرایطیست انباشته از انتظارات و توقعات، كه به بغرنج بودن مسئله افزوده شده است. لذا در شرايط فعلی اساسا مجلس امکان این را نداشت که بخواهد با این درخواست دولت مخالفت بکند یا حتا آن را کاهش بدهد. مصرف بنزین و قیمت بنزین در داخل کشور ما در حدود سه سال است که در در چنين شرایطی قرار دارد. مجلس هفتم و همچنین دولت نهم که بالاخره در عرصه اقتصادی از همفکریهای زیادی برخوردار بودند و اساسا از یک طیف فکری هم برخواسته هستند، هر دو نهاد کشور ما اجازه ندادند این سیاست دچار تغییر بشود یا ادامه روند فعلی که بدترین روند هم هست دستخوش تغییر بشود. لذا در موقعیت فعلی هم اصلا چنین امکانی برای دولت یا برای مجلس وجود ندارد که بخواهند تغییری ایجاد بکنند، چون بالاخره هر تغییری که بخواهند انجام بدهند، چه بخواهند بنزین را سهمیهبندی بکنند، چه بخواهند بنزین را دونرخی بکنند، چه بخواهند نرخ مصرف بنزین، یعنی قیمتاش را در شرایط فعلی افزایش بدهند، یک ریسک بسیار بزرگ، یک جراحی بزرگی باید در اقتصاد اعمال بکنند و لذا برای این جراحی چنین توانایی ندارند، چنین اتاق عملی را نمیتوانند اساسا ایجاد بکنند و محیطی که این تصمیمگیری بخواهد در آن اجرا بشود در کشور ما فعلا مهیا نیست. و لذا، این صحبتهایی هم که میشد و مجلسیها بعضیهاشان میگفتند ما موافقت نمیکنیم یا موافقت میکنیم و یا دولتیهای میگفتند ما سهمیهبندی را اعمال خواهیم کرد، به نظرم یک تعارفاتیست که صورت میگیرد. در مقام تصمیمگیری این جراحی با هزینههایی که در پی آن خواهد آمد، به نظر من، نیاز به یک اقناع در افکار عمومی هست و یک توافقی بین ملت و بین تصمیمگیرندگان و چون چنین توافقی مکانیزمهایش را الان ندارد، لذا من فکر میکنم بیشتر شعار هست، ولی در عمل آن بودجه مورد نیاز دولت داده میشود و حتا اگر مجلس در پایان سال احساس بکند که بازهم دولت به پول بیشتری نیاز دارد برای واردات بنزین، با آنهم باز موافقت خواهد کرد. دولت تقاضای ۶میلیارد دلار در این خصوص کرده بود که مجلس یک میلیارد دلار آن را به طرحهای عمرانی داد، طرح هايى نظیر توسعه حمل و نقل عمومی شهری و راهآهن، تجهیز بیمارستانها، ترمیم مدارس و یا مثلا بودجه پژوهشی مرکز آموزشی و غیره. چرا ۵میلیارد دلار برای واردات بنزین و فقط ۱میلیارد دلار برای ۱۷ رقم نیازهای پایهای کشور تصویب میشود؟ این با کدام معیار و ضابطه صورت میگیرد و نتیجهاش چه هست؟ چون بعنوان مثال همین امروز وزیر آموزش و پرورش اعلام کرده که بعضی از دانشآموزان در مدارسی درس میخوانند که سقفشان هرآن ممکن است بریزد. سعيد شیرکوند: ببینید، اساسا تصمیمگیریهایی که در حال حاضر توسط دولت صورت میگیرد ادامه یک مجموعهای از سیاستهای مقطعی و روزمره و به تناسب حاد بودن مشکل هست. به دلیل اینکه در سیاستهای اقتصادی دولت استراتژی معین و تعیین شدهای دیده نمیشود که در اقداماتی که دولت انجام میدهد ما ببینیم که آیا در چارچوب این استراتژی دارد کارها پیش میرود تا بعد آنوقت بتوانیم نقدش بکنیم. لذا آنچیزی که الان دارد اتفاق میافتد عمدتا در چارچوبه همین روزمرگی این سیاستهاست. چون در شرایط فعلی تامین بنزین مورد نیاز جامعه ضرورت جدی و حاد امروز جامعه ما هست، دولت این را درخواست میکند و براساس این نیاز حاد مجلس هم با او همراهی میکند و بودجه در اختیارش میگذارد و بنزین وارد میکنند. طبیعیست که اگر فردا یک مشکل خاصی در جای دیگری پیدا بشود، یا دولت احساس بکند که در جای دیگری باز باید بخشی از منابع ارزی را اختصاص بدهد و یا بودجهای را تخصیص بدهد، بازهم آن تصمیم را خواهد گرفت و اجرا هم خواهد کرد. لذا به این شکل نیست که ما احساس بکنیم، خب ۶میلیارد دلار درخواست شده و در نتیجه فقط ۱میلیارد دلار باقی مانده است برای فعالیتهای دیگر. آیا این تخصیص بهینه صورت گرفته؟ آیا ۱میلیارد دلار پاسخگوی آن نیازها خواهد بود؟ من چنین استراتژیی را نمیبینم که براساس آن بخواهم تحلیل بکنم! چون تصمیمات عمدتا روزمره و به اقتضای شرایط صورت میگیرد، لذا کاملا این تصمیم از نظر من با استانداردهای دولت نهم هماهنگ است و اتفاق عجیبی هم رخ نداده. حالا اگر یک ماه دیگر جایی دیگر نیاز به پول داشت، آن را دوباره درخواست میکنند و مجلس هم موافقت میکند. اما ممکن است حالا برخی از نمایندگان یا برخی از فراکسیونها صحبتهایی را مطرح بکنند و اعتراضاتی را هم در ارتباط با نحوه درخواستهای دولت یا عدم پاسخگوییاش بیان دارند، ولی در نهایت آنچه دولت بخواهد شاکله این مجلس با آن موافقت میکند و در اختیارش هم قرار میگیرد و این دولت هم تصمیماتش را بر اساس نیازهای روزمره و مقطعی خودش میگیرد و اعلام میکند. آقای شیرکوند، چه کسانی از این روزمرگی، یعنی صرف منابع ثروت کشور برای واردات سود میبرند؟ حالا واردات هرچیزی، امروز بنزین، فردا بقول شما یک چیز دیگر. و این سیاست به زیان چه بخشى از مردم و یا کدام بخشهای اقتصاد کشور تمام میشود؟ سعيد شیرکوند: آنچیزی که دارد در کشور ما هزینه میشود، چون بخش عمدهاش را ما باید یارانه تلقی کنیم، یعنی کمکهایی که دولت از محل ثروت ملی به تودههای مردم دارد واگذار میکند. طبیعیست برای اینکه یارانهها به هدف خودشان اصابت بکنند، در همه کشورها یک مکانیزم تعریفشدهای وجود دارد و لذا خیلی هدفمند گروههای مورد نظر دولت مشخص هستند و سهم یارانه آنها معلوم میشود و توسط دولت در اختیارشان قرار داده میشود. یک اجماعی هم به لحاظ نظری وجود دارد که یارانههای اعطایی توسط دولت عمدتا منفعتاش باز به طبقات برخوردار میرسد و طبقات کمدرآمد یا ضعیف جامعه حداقل این سهم را در اختیار میگیرند یا حداقل منفعت به گروههای ضعیفتر جامعه میرسد. بنزین از جمله آن یارانههاست و کالاهای دیگر هم مشابه همین بنزین. یعنی حالا در حال حاضر طبقات برخوردار و متمول جامعه ما بیشترین بنزین را مصرف میکنند و یعنی بیشترین یارانه را میگیرند. در حالیکه باید طبقات ضعیف جامعه از یارانه بهرهمند باشند.
|
||||
|