|
|
|||
|
روزنامهنگاران محروم از كار سازمان گزارشگران بدون مرز در آخرين بيانيه خود اسامى بخشى از روزنامه نگاران ايرانى را كه از فعاليت هاى مطبوعاتى محروم شده يا ممنوع القلم هستند، منتشركرد.در اين اطلاعيه تاكيد شده كه احضار و دستگيرى روزنامهنگاران در ايران ادامه دارد و افراد دستگير شده پس از مدتى بدون حكم قطعى يا بدون تعيين زمان محاكمه آزاد مىشوند اما پروندههاى باز آنها همانند شمشير داموكلسى فراز سرشان میماند و مانع از ادمه زندگى حرفه اى آنها میشود. در فهرست گزارشگران بدون مرز، نام مسعود باستانى روزنامه نگار جوان اراكى نيز به چشم میخورد. آقاى باستانى در مورد اينكه چگونه ممنوع القلم است و محروميتاش از كار چگونه به وى ابلاغ شده مىگويد: ” من پس از اينكه سر پرونده آقاى گنجى دستگير شدم و سر پرونده قبلىام كه بخاطر سردبيرى روزنامه نداى اصلاحات بود و به دليل حمايت از محكومين پرونده نظرسنجى كه متهم اصلىاش آقاى عبدى بود، به شش ماه زندان محكوم شدم. در حكمى كه توسط قاضى به من داده شد، نوشته بودند كه من پنج سال از فعاليت روزنامهنگارى محروم هستم“. مسعود باستانى ادامه میدهد كه چون براى كار ديگرى جز روزنامهنگارى آموزش نديده و تجربه ندارد، كماكان به شيوهاى غيرمستقيم به قلم زدن مشغول است. ”من علاوه بر كارهاى پژوهشى و ديگر كه براى امرار معاش مجبورم انجام دهم، فعلا در حد انتقال خبر و كارهاى سخت افزارى روزنامه كار مىكنم اما يادداشت و نقطه نظر تحليلى و مقاله اجازه ندارم بنويسم“. عباس عبدى كه نام او نيز در فهرست گزارشگران بدون مرز قيد شده، ضمن اظهار بىاطلاعى از ممنوع القلم بودن خود مىگويد: ” از نظر قانونى من زندان رفتم و تبرئه شدم. ممنوع القلم هم نيستم چون مطلب در سايتام مى نويسم و روزنامهها هم چاپ مىكنند و ظاهرا مشكلى نيست. اما اگر منظور كار است، خوب معلوم است كه ما كار نمىكنيم. كار ما پژوهش است و آقاى احمدى نژاد اصلا نياز به پژوهش ندارد. من ممنوع الكار نيستم اما حكومت به كار من نياز ندارد. بنابراين ما در خانهمان سرگرم مطالعه هستيم.“ وقتى از عباس عبدى پرسيديم شايد منظور از ممنوع القلم بودن شما، نوشتن مقاله و تحليل به طور رسمى نه در سايت تان بلكه در روزنامهها باشد، در پاسخ گفت: ”قضيه اصلا پاك شده و روزنامهاى وجود ندارد كه ما بنويسيم. اينها هم كه هستند روزنامه نيستند خانم!!!“ محمد قوچانى سردبير روزنامه توقيف شده شرق هم مختصر گفت كه اطلاعى از ممنوع القلم بودن خود ندارد و همين امروز مقالهاى براى انتشار در روزنامه اعتماد ملى نوشته است. از ديگر سو اما عيسى سحرخيز مدير مسئول ماهنامه آفتاب كه به دليل انتشار مطالب عليه قانون اساسى و تبليغ عليه نظام اسلامي به ۴ سال زندان و ۵ سال ممنوعيت از فعاليت هاى مطبوعاتى محكوم شده، در گفتگوى چند روز قبل خود با راديو دويچه وله گفت: ” در عمل من الان ممنوع السفر، ممنوع الخروج، ممنوع الكار، ممنوع القلم و حتى ممنوع الخبر هستم در تعدادى از نشريات. شما مىبينيد كه حتى خبر اين موارد را هم درج نمىكنند. فضا را تنگ كردهاند، امكان زندگى وجود ندارد، امكان داشتن شغل مناسب وجود ندارد، امكان روزنامه نگارى واقعى براى من وجود ندارد. به گونهاى كه من الان در زندانى به اسم ايران محبوس هستم. حالا فرق نمىكند دايره اين زندان را محدودتر بكنند و بقول خودشان ببرند در يكى از سوئيتهايى كه در نظر گرفتهاند يا در بندهاى عمومى زندان اوين بخواهند من آنجا باشم. در عمل فكر مىكنم بين اين زندان و آن زندان تفاوت چندانى نيست.“ عنوان آخرين اطلاعيه سازمان گزارشگران بدون مرز پيرامون وضعيت روزنامه نگاران مستقل ايرانى چنين است: ايران زندان بزرگ روزنامهنگاران، روزنامه نگارانى كه ”آزاد” اما از كار محروم هستند. مهيندخت مصباح
|
||||
|