|
|
|||
|
سانسور اينترنت در ايران، قاعده به جاى استثناء! سانسور اينترنت در ايران در هفتههای اخير به اوج خود رسيده است
سازمان گزارشگران بدون مرز، در آخرين اطلاعيه مطبوعاتى خود به تاريخ سه شنبه ۱۴ آذر ماه با اشاره به مسدود شدن سايتهاى ”يوتوب“ و سايت ”روزنامه نيويورك تايمز “ در ايران، نگرانى عميق خود را از آينده اينترنت در ايران اعلام كرده است. اين سازمان میگويد سانسور اينترنت در ايران به جاى استثناء به قاعده آن تبديل شده است. ”با همه امكانات و بودجه كلانى كه اين دولتها خرج مىكنند تا جلوى توليدات فرهنگى ديگر ملل را بگيرند، در انزوا قرار دادن ملتها، نه تنها حركتى بر عليه آينده آن كشورهاست بلكه اساسا براى وب و اينترنت خطرناك و تهديد آميز است“. بسيارى مىپرسند مگر ويژگى سايت ”يوتوب“ يا به ويژه سايت ”نيويورك تايمز“ در چيست كه دولت ايران آنها را مسدود مىكند؟ آيا مقالههاى نيويورك تايمز، موضعى تند يا افشاگرانه در قبال دولت جمهورى اسلامى دارند؟ آيا سايت ”يوتوب“ كه معمولا كليپهاى ويدئويى گوناگون و متمايزى در آن وجود دارد، جلوهاى سياسى يا خطرناك دارد كه از دهم آذر ماه تاكنون مسدود شده است؟ ”واقعيت اينست كه سايت نيويورك تايمز نه به شكل دايم و ثابت، بلكه گاهگاه بسته میشود چون سياست عمومى دولت بر سانسور است و متاسفانه بخشى از شركتهاى خدمات دهنده اينترنت خودشان زودتر و پيشتر هم اقدام مىكنند. مثلا در مورد نيويورك تايمز چندين ISP كه در ايران كار میكردند، سايتاش را محدود كردند اما در مورد يوتوب، اين سايت همه رقم فيلم ويدئوئى نشان میدهد. حتى بخشهايى از سخنرانىهاى آقاى خمينى هم در اين سايت هست. فيلمهايى از گذشته انقلاب و شخصيتهاى قبل و بعد از انقلاب در آن هست. مسدود كردن ”يوتوب“ و ويكىپديا به تهاجم فرهنگى جمهورى اسلامى ربط پيدا مىكند. يعنى بر اين اساس كه جمهوری اسلامى میگويد مورد تهاجم فرهنگی قرار گرفته و طبعا بايد با هر فرآورده فرهنگى مقابله كند و دست به سانسور بزند." آيا ممكن است روزى در ايران آن مطالبى كه از طريق اينترنت در اختيار همگان نيستند، مثلا روى سىدىها در بساط دستفروشها باشند يا به اشكال ديگرى دردسترس قرار گيرند؟ محمد رضا معينى : بله! عملا هم الان هست. امروز به هيچ عنوان مثلا جلوى ارسال ايميلها را نمىتوان گرفت و سايتهايى هستند كه مطالب خود را بصورت ايميل ارسال مىكنند. همانطور كه دولت ايران از دولت چين تقليد ميكند، كاربران چينى هم تجاربى دارند كه میتواند به كاربران ايرانى منتقل شود. عملا اين بودجه و فشار و توانى كه صرف اين محدوديتها مىشود، براى كارى است كه تقريبا غيرممكن است.“ مهيندخت مصباح
|
||||
|