ادوارنیوز: دکتر ابومحمد عسگرخانی، استاد روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد تهران جنوب، که به دعوت بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق شب گذشته در اين دانشگاه حاضر شد، طی یک سخنرانی با عنوان تشريح قطعنامه 1737، به ابراز عقیده پرداخت .
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز، در متنی از سخنرانی این استاد دانشگاه که بر روی خبرگزاری فارس منتشر شده است، وی با تاکید بر اینکه تعهدات بین المللی ایران در معاهدات منع گسترش تسلیحات در سالهای گذشته اشتباه بوده است با متهم کردن گروهی در وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی موسوم به " باند نیویورکی" به خیانت در سیاست های خارجی جمهوری اسلامی و همچنین در اشتباه دانستن گروه های اپوزوسیون مانند نهضت آزادی در مورد هدف آرمیکا در تغییر رژیم ، از دولت خواست تا چنانچه دارای قدرت هسته ای است ، هر چه سریعتر این توانایی خود را اعلام کند .
شایان ذکر است، در هفته پیش از سوم تیر (انتخاب احمدی نژاد) در یک مناظره رادیویی که در رادیوفردا میان طرفداران سه موضع تحریم، رای به هاشمی و رای به احمدی نژآد برگزار شد وی به شکل غیر منتظره ای به دفاع از برنامه های احمدی نژاد پرداخت و پس از آن تاکنون در هیچ صحنه ی رسمی عقاید خود را بیان نداشته بود . این در حالی است که این گمانه وجود دارد که با توجه نوع دیدگاه های عسگرخانی، سیاست های تهاجمی و پیشدستانه دولت نهم به نوعی از تفکرات و نظریات وی اقتباس شده باشد. به طوری که وی در میان دانشجویان از تحلیل خود مبنی بر لزوم بمب اتمی برای ادامه حیات جمهوری اسلامی بی پروا دفاع می کند. و به گفته خود بارها در "کنفرانس های علمی" به اساتید اسرائیلی گفته است که مانند آنها ایران حق داشتن بمب اتمی را دارد.
به گزارش خبرگزاری فارس، که توسط اداره فرهنگی سپاه اداره می شود، وی در دانشگاه امام صادق گفته است : من طي سالهاي گذشته پيشبينيهايي درخصوص وقايع مختلف سياسي انجام دادم و تاكنون تقريباً همه آنها به حقيقت پيوسته است. درخصوص بحران بالكان، حمله آمريكا به افغانستان و حمله آمريكا به عراق سالها قبل از وقوع آن پيشبيني كرده بودم و جالب اينكه وقتي در وزارت امور خارجه مطرح ميكردم كه آمريكا به افغانستان حمله خواهد كرد، نظريهام مورد تمسخر واقع ميشد.
وي با بيان اينكه پيروزي احمدينژاد در انتخابات را نيز قبل از برگزاري دور اول انتخابات پيشبيني كرده است، تصريح كرد: الان هم مطمئن هستم كه ايران، هستهاي خواهد شد و در ليست كشورهاي هستهاي قرار خواهد گرفت، اما يك نكته بسيار مهم وجود دارد و آن در جريان قرار دادن مردم ايران درخصوص ماهيت تحريمهاي پيشبيني شده شوراي امنيت است.
عسگرخاني همچنین درخصوص قطعنامه اخير شوراي امنيت عليه ايران اظهار داشته است : اين قطعنامه اگرچه به لحاظ اقتصادي اهميت ندارد، اما شروع يك بدعت و حاصل دو دهه تلاش رسمي كشورهاي داراي تسليحات عليه كشورهاي ندار است و ممكن است به قطعنامههاي سختتري تبديل شود.
اين استاد دانشگاه تهران ادامه داده است : درصورت بياعتنايي به قطعنامه 1737 قطعنامههاي بعدي صادر خواهد شد كه بر اساس بند 41 فصل 7 منشور ملل است و به اين معني خواهد بود كه درخصوص تحريم يا اقدام نظامي عليه ايران تصميمگيري ميكنند كه البته اثر تبليغاتي اين قطعنامهها بسيار بيشتر از واقعيت خود قطعنامه است.
وي با بيان اينكه ممكن است نظر به اين قطعنامه، كميتهاي تشكيل شود كه به صورت تخصصي به مسدود كردن اموال شركتها و افراد بپردازد، تصريح كرد: در اين ميان ممكن است حتي 70 تا 80 نفر از فيزيكدانان يا حتي تجار ايراني هم بنا به تفسيري كه از قطعنامه ميشود، اموالشان مسدود شود و يا حتي مورد بازجويي قرار گيرند.
به گفته عسگرخاني، ابراز اين مطلب كه قطعنامه غيرقانوني، بيخطر، بيفايده، يا ضعيف است، مشكلي را حل نميكند بلكه بايستي به طور واقعي مردم را در جريان قرار داد كه تحريم چيست و شوراي امنيت چه اهدافي را از تحريم دنبال ميكند. بايد به مردم گفته شود كه ما چارهاي جز هستهاي شدن نداريم؛ چرا كه غير از انرژي، امنيت ما نيز به اين مسئله گره خورده است.
اين استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران با بيان اينكه اين قطعنامه راه بازگشت را نيز براي ايران گذاشته است، اظهار داشت: اما اين راه بازگشت منوط به تعليق كامل فعاليتهاي هستهاي شده است و هدف كشورهاي غربي هم به اين سمت است كه براي هميشه به صورت كامل فعاليت هستهاي ايران را متوقف كنند.
وي با تاكيد بر اينكه ابعاد رواني اين قطعنامهها بسيار بيشتر از اهداف اقتصادي آن است، اظهار داشت: تحريم اقتصادي چيزي نيست كه بتواند ايران را دچار مشكلات حاد كند اما تبليغات و بزرگنمايي كه همراه با تحريم وارد كشور ميشود، ممكن است اهداف صادركنندگان قطعنامه را اجرايي كند؛ يعني ممكن است آنقدر فشار رواني به مردم وارد شود كه مخالفتهايي از سوي برخي اقشار با اين مسئله صورت گيرد. به همين منظور لازم است كه مسئولان جمهوري اسلامي مردم را از ماهيت اين تحريمها مطلع كنند و در جريان واقعيات بگذارند.
اين كارشناس مسايل خلعسلاح و رژیم های بین المللی با بيان اينكه غربيها در صورت عقبنشيني مقامات ايران از بحث هستهاي به توقف فعاليتهاي هستهاي هم رضايت نخواهند داد، يادآور شد: درصورتي كه به فرض، ايران در بحث هستهاي از مواضع عقبنشيني كنند، اين بار كشورهاي غربي از جايگاهي پيروز مسائلي چون تروريسم، حقوق بشر و قوميتها را مطرح ميكنند.
عسگرخاني با بيان اينكه هدف غرب از فشار بر ايران به تغيير رژيم سياسي خلاصه نميشود، خاطر نشان كرد: من تاسف ميخورم كه اپوزيسيون چه در خارج و چه در داخل، سلطنتطلبها، جبههملي، نهضتآزادي، بعضي از اصلاحطلبها و حتي برخي از راستيها كه اصلاً رهيافت نظري به تحولات بينالملل ندارند، تصور ميكنند كه هدف آمريكا تغيير رژيم است و مثلاً اگر پسر شاه يا نهضت آزاديها در ايران به حكومت برسند، مشكلات حل ميشود؛ در صورتي كه آمريكا ديگر نيازي به قدرت منطقهاي ندارد.
به گفته اين استاد روابط بينالملل، غربيها در صددند حكومت جهاني را بر چهار اصل «قدرت اجباري، استفاده از قدرت نهادها، قدرت ساختاري و قدرت توليدي» ايجاد كنند. آنها ميخواهند ايران را تجزيه كنند، از قم يك واتيكان بسازند، چند استان نفتخيز را به دست خود بگيرند و بقيه استانها را به حال خود رها كنند كه بر اين اساس، قوميتها خود كنفدراسيونهايي تشكيل دهند و به اين صورت، ايران را تجزيه كنند؛ همان طور كه درصدند اين بلا را بر سر عراق هم بياورند.
وي با بيان اينكه حقايق روابط بينالملل بايستي به مردم كشورمان گفته شود و مردم در جريان اهداف قدرتهاي هستهاي قرار گيرند، تصريح كرد: اگرچه بحث تحريم مشكلاتي را براي هر كشوري ايجاد ميكند، اما در مقابل، هستهاي شدن ايران معادلات را به كلي عوض خواهد كرد.
اين كارشناس مسائل خلع سلاح با اشاره به لزوم تسريع در فعاليتهاي هستهاي ايران خاطرنشان كرد: اگر مقامات ايران فاصله كمي تا تكميل پروژه هستهاي ايران دارند، بايستي آن را اعلام كنند؛ چرا كه خود اين مسئله بازدارنده است.
عسگرخاني با اشاره به اعتراضات خود در دهههاي گذشته، به قرار گرفتن ديپلماسي ايراني در مسير اهداف قدرتهاي هستهاي خاطرنشان كرد: اگر 4 سال قبل چنين مواضعي اتخاذ ميكرديم، اكنون اين مشكلات را نداشتيم؛ چرا تعليق را پذيرفتيم و چرا پيشنهاد داديم با سه كشور اروپايي انگليس، فرانسه و آلمان ميخواهيم مذاكره كنيم؟ به خاطر همين بوده كه ديگر نميتوان پاي اين سه كشور زيادهخواه را از پرونده هستهاي بيرون كشيد.
وي تصريح كرد: چرا زماني كه فرانسه و چين در پيوستن به CTBT ترديد داشتند، ما پرچم را بلند كرديم و به آنها هم پيشنهاد داديم كه همگي به CTBT - اين معاهده مداخلهكننده در امور داخلي كشورها- بپيونديم؟ ما آهسته آهسته به داخل گرداب اين معاهدات رفتيم و امنيت خود را توسط اين معاهدات به دست غربيها سپرديم.
اين استاد دانشگاه تهران افزوده: من خودم در غرب تحصيل كردهام و ميديدم كه وقتي بحث اين گونه معاهدات را مطرح ميكنند، در حقيقت هدف نهايي آنها چيست. به وضوح اعلام ميكردند كه هدف از اين معاهدات، شكستن ساختار حكومت كشورهاست.
عسگرخاني با بيان اينكه سياستهاي كوتاه آمدن ايران طي سالهاي گذشته در مقابل دولتهاي غربي فقط به نفع غربيها تمام شده است، اظهار داشت: در مجلس پنجم نامههايي به نمايندگان نوشتم و به آنها درخصوص ماهيت واقعي CTBT توضيح دادم. همان زمان فردي با نام «محمود مهديسلطاني» كه سابق بر اين ديپلمات مطرحي در وزارت امور خارجه بود، با من تماس گرفت و گفت كه او هم در وزارت امور خارجه در حال معرفي ماهيت واقعي اين پيماننامههاست. با هم پيوند همكاري بستيم و ايشان درون وزارت خارجه و من بيرون و در دانشگاهها در خصوص CTBT افشاگري كرديم. ايشان تلاشهاي بسياري انجام داد و با نام مستعار در مطبوعات مقالههاي بسيار موثري منتشر كرد. براي من جاي تعجب است كه چرا ايشان بعد از اين اقدامات كه به نفع مصالح كشور بود، مجبور به خانهنشيني شد، در حالي كه يكي از متخصصترين افراد در امور خلع سلاح در وزارت خارجه است و پايهگذار ادبيات خلع سلاح با رويكرد ضد استعماري در اين وزارتخانه بوده است.
وي با اشاره به تحقيقات خود درخصوص گروهي موسوم به « باند نيويورك » در وزارت امور خارجه خاطرنشان كرد: بعد از 3 سال اول دوران آقاي خاتمي، مركز پژوهشهاي مجلس به ارزيابي وزارتخانهها پرداخت و قرعه پروژه بررسي وزارت امور خارجه به من افتاد. من به لحاظ ارتباط نزديكي كه با پرسنل وزارت امور خارجه داشتم و افراد زيادي از آنها زماني دانشجويانم بودند، تحقيقات زيادي از پرسنل وزارت خارجه كردم و متوجه شدم تعدادي از ديپلماتهاي اين وزارتخانه كه در نيويورك تحصيل كرده بودند و در همانجا كار ميكردند، محدودهاي انحصاري براي خود ايجاد كرده بودند كه منافعشان به هم گره خورده بود؛ به طوري كه تمام ماموريتها به كشورهاي اروپايي، ژنو، نيويورك و ... انحصاري شده بود و بين اين افراد ميچرخيد.
عسگرخاني افزود: من از انجام اين تحقيق قصد توهين نداشتم، اما اين مسئلهاي بود كه بخش عمدهاي از پرسنل وزارت خارجه را رنج ميداد. جالب اين كه در بحث هستهاي هم اين گروه در تصميمگيريها و اجراي ديپلماسي حضور داشتند و ضربههاي بدي از جمله تمديد نامحدود NPT، امضاي CTBT، روشن كردن دستگاههاي لرزهنگار در ايران بدون اجازه مجلس و كنوانسيون رامسر داشتند كه از نتايج همين كنوانسيون، اين است كه قطعنامه 1737 درخصوص تجهيزات موشكي ايران هم اظهار نظر كرده است.
وي با بيان اين كه نتايج اين تحقيق از سوي مقامات مربوطه سرپوش گذاشته شد، اظهار داشت: بعد از ظهر يك پنجشنب، درست در حالي كه به شدت از اين مسئله ناراحت بودم، از خبرگزاري ايسنا با من تماس گرفتند و من حقايق باند نيويورك را براي اولين بار مطرح كردم. صبح شنبه اين مسئله در تمام روزنامهها منتشر شد و كار به جايي رسيد كه آقاي خرازي ديدارش با سفير بلژيك را به زمان ديگري موكول كرد تا به اين مسئله رسيدگي كند. به خاطر همين تحقيق، سمت استادي در دانشكده وزارت امور خارجه از من گرفته شد و برخوردهاي بدي با من صورت گرفت.
عسگرخاني ادامه داد: با آمدن آقاي احمدينژاد تعدادي از افراد اين باند از وزارت خارجه كنارهگيري كردند يا مرخصيهاي بدون حقوق گرفتند تا بتوانند دوباره در دولتهاي بعدي بازگردند اما هنوز محوريت اين گروه در وزارت خارجه احساس ميشود.
وي با بيان اين كه اثبات خيانت يك فرد مسئله بسيار سنگيني است، افزود: من به هيچ وجه قصد اتهام زدن كسي به خيانت را ندارم اما ادعاي خود را در اين خصوص كه در اين افراد جهل و بيسوادي وجود داشته است، درست ميدانم و معتقدم كه آنها تئوريسين بودند؛ در حالي كه حقوق بينالمللي كنترل تسليحات را نميدانستند.