بازگشت به صفحه اول

از روشنگرى

 
 

بدتر از افيون

انگار کاری و اعتنايی به وعده ها و طرح ها و برنامه های دولت های جمهوری اسلامی ندارد و همچنان بی وقفه در حال شيوع و آلودن جامعه است. دولت های "سازندگی" و اصلاحات" و "عدالت خواه" هيچ کدام نتوانستند از پس آن برآيند که هيچ, عملا با سياست های مخرب خود زمينه های گسترشش را فراهم ساختند....
روشنگری:به مثابه معضلی که حداقل يک چهارم کل جامعه ايران را درگير خود کرده است, انگار کاری و اعتنايی به وعده ها و طرح ها و برنامه های دولت های جمهوری اسلامی ندارد و همچنان بی وقفه در حال شيوع و آلودن جامعه است. دولت های "سازندگی" و اصلاحات" و "عدالت خواه" هيچ کدام نتوانستند از پس آن برآيند که هيچ, عملا با سياست های مخرب خود زمينه های گسترشش را فراهم ساختند. هر چند در تمام اين سالها هفته ای و ماهی نبوده است که از گوشه ای آژير خطر به صدا درنيامده باشد و گزارش های دردناکی در باره اش در رسانه ها انتشار نيافته باشد. مساله اعتياد آخرين بار و در يکی دو روز اخير به دنبال اعلام طرح تازه ای که "بسيج‭ ‬وزارت‭ ‬بهداشت‭ ‬و‭ ‬بهزيستي‭ ‬‭ ‬براي‭ ‬درمان‭ ‬معتادان‭ ‬پرخطر" توصيف شده, تحت عنوان "شيوع‭ ‬اعتياد‭ ‬در‭ ‬مدارس‭ ‬و‭ ‬دانشگاه ها" بر سر تيترهای خبری ظاهر شده است. طرح مورد اشاره قرار است از ماه آينده به اجرا درآيد ولی با توجه به بی ثمری انواع طرح های "ضربتی" و غير ضربتی که تاکنون اجرا شده است جايی برای حصول نتايج موثر از طرح جديد وجود ندارد.

پيش بينی ناکامی "بسيج جديد" علاوه بر تجربه تاکنونی, بر دو عنصر مهم هم تکيه دارد که اولا عبارتند از جايگاه مبارزه با اعتياد در متن نظام اولويت های اجرايی و کاربردی و برنامه ای و ثانيا؛ فقدان برنامه جامعی که خشکاندن ريشه های رويکرد به اعتياد بخشی نظامند از آن باشد.

در مورد اول, بايد به تاکيد گفت که مبارزه با اعتياد در جدول اولويت های رژيم اگر اصولا جايگاهی داشته باشد, آن جايگاه حاشيه ای و کم اهميت و قطعا ته جدول است. اصلا مهم نيست که مقامات مربوطه در مقام حرف و در همايش ها و سمينارها, بويژه در دوره های جذب بودجه به نام مبارزه با اعتياد در باره خطرات اعتياد و گسترش آن در جامعه و عواقب آلودگی بيشتر به آن چه می گويند, چرا که رژيم عملا سرمايه های عظيمی را در زمينه فناوری هسته ای و خريد تسليحات و جنگ افزارهای نظامی خرج می کند و تلاش می کند که کل جامعه را بر همين محور در رويارويی با فشارهای خارجی کانونی کند. و شعار اصلی اش را هم "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" قرار داده است. رژيمی که چنين اولويتی را در برابر خود می گذارد و به آن تا حدی بها می دهد که موجوديت کل کشور را به خازر موجوديت خودش به مخاطره می اندازد, معلوم است که برای مبارزه با اعتياد نمی تواند اولويت قائل شود. و طرح هايش اگر از نوع هجوم دوره ای به معتادان و بگير و بنند و اعدام و انباشتن زندان ها از معتادان فراتر رود, حداکثر خواهد توانست برای دوره ای کوتاه روند رشد شتابان آلودگی به اعتياد و حرکت اعتياد به مواد افيونی به سمت سنين پائين تر را کند سازد.

حقيقت اين است که غول اعتياد با توجه به ابعاد وحشتناکی که در جامعه ايران يافته است, حتی اگر به اولويت نخست هم تبديل شود, و واقعا همه انرژی اجتماعی برای مقابله با آن به طرز صحيحی هم بسيج گردد, باز هم کاهش موثر آن به سادگی مقدور نخواهد شد, چه رسد به اين که جايگاهی حاشيه ای و ته جدولی هم داشته باشد. علت آن است که مبارزه با اعتياد فقط در متن برنامه جامعی که خشکاندن ريشه های رويکرد به اعتياد را هدف قرار دهد, می تواند با آهنگ اميدبخشی کاهش يابد.

يک نمونه ساده و آشکار, ارتباط اعتياد با فقر و بيکاری است. معتادی که به شيوه "بسيج" و يا "ضربتی" ترک اعتياد می کند, به آغوش کدام جامعه بازمی گردد؟ جز اين است که او به همان جامعه اسير بن بستی بازمی گردد که در فرار از دردهايش به اعتياد پناه برده بود؟ برای معتاد ترک اعتياد داده کدام اشتغال تامين است, جايی که بيش از 15 درصد دانشگاهيان کشور بيکارند؟ به اعتراف رئيس سازمان بهزيستى: "نبود حمايت هاى اجتماعى و مقاومت جامعه در برابر پذيرش معتادانى كه اعتياد خود را ترك كرده اند، باعث مى شود حدود 90 درصد آنها دوباره به دامان اعتياد بازگردند."
اما اگر اشتغال يک حلقه کليدی برای موفقيت آميز بودن مبارزه با اعتياد است, مقابله با موانع اشتغال هم قطعا بايد حلقه ای اساسی در يک طرح عمومی راهبردی تلقی گردد. يک فقره از معنای رفع موانع اشتغال, بی ترديد مهار قاچاق کالاها است که خود عامل گسترش بيکاری و رشد فساد و شبکه های مافيايی شده است.
اين است بخشی از اعترافات رئيس ستاد مرکزى مبارزه با قاچاق کالا و ارز، در همايش تخصصى دبيران کميسيون هاى ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز در روز گذشته:

- به بهانه هاى مختلف و با بيان اينکه مبارزه با قاچاق به صلاح نيست، جلوى کار ستاد مبارزه با قاچاق کالا را مى گيرند

- قاضى در پرونده هاى قاچاقچيان مورد تهديد قرار مى گيرد که اين امر سبب مى شود، برخى اوقات قاضى از دادن حکم لازم منصرف شود.

-در پرونده هاى مهم و کلان طرف هايى وارد اين تخلف مى شوند که از امکانات مالى و نفوذ اجتماعى و بعضاً عوامل سياسى استفاده مى کنند و در اين راستا مى توانند مسير پرونده را به نفع خودشان هدايت کنند، به اين دليل خيلى از پرونده هايى که مفتوح شده، هنوز به نتيجه نرسيده است.... در حال حاضر 18 پرونده مسکوت مانده است.

- درباره پرونده 300 ميليارد تومانى که يکى از قاچاقچيان به دادگسترى اعلام وصول شده است: من اعلام نگرانى مى کنم نسبت به نتيجه پرونده 300 ميليارد تومانی و پرونده 80 ميليارد تومانى... اکنون تلاش هايى در حال انجام است که در ديوان عدالت ادارى مسير پرونده 80 ميليارد تومانى منحرف شود..

- روز گذشته جلسه يى در کميسيون امنيت ملى مجلس برگزار شد. يکى از نمايندگان معتقد بود که اگر قاچاق نبود، گرانى بيداد مى کرد.

رابطه ها اگر چه برای ساده شدن موضوع خطی و سرراست مطرح شده, اما بسيار روشن است: برای مبارزه با اعتياد بايد به فکر تامين شغل معتادن بود تا پس از سم زدايی و گذراندن دوره ترک اعتياد بتوان آنان را به زندگی شايسته برگرداند, برای تامين اشتغال و مقابله با بيکاری, حداقل در يک فقره بايد جلوی سيل کالاهای قاچاق را که عامل نابودی توليدات داخلی و ورشکستگی واحدهای توليدی و بيکاری انبوه شده است را گرفت و.. سرنوشت مبارزه با قاچاقچيان کالا هم آن است که از سوی رييس ستاد مبارزه با قاچاق کالا اعتراف شده است: 18 پرونده را خوابانده اند, دو پرونده در جريان است که آنها هم در اثر نفوذ قاچاقچيان در حال منحرف شدن است.

آيا در وضعی که باندهای قاچاق چنين ريشه های محکمی در نظام اسلامی دارند و فعال مايشا هستند و بيکاری در جامعه روز به روز گسترش می يابد و نماينده مجلس رسما مدافع قاچاق است و دستگاه قضايی آشيانه آنها و "عوامل سياسی" شان, می توان اميدی به ثمر بخشی مبارزه با اعتياد داشت؟ ريشه اصلی گسترش قاچاق, افزايش فقر, بيکاری, اعتياد, سوتغذيه, حاشيه نشينی, و بی خانمانی همين رژيم فاسد و مافيايی جمهوری اسلامی است. در اين رژيم از جناح "سازندگی" و "اصلاحات" تا جناح فعلی "عدالت خواه" همه و همه فقط لاف زده اند و در عمل جامعه ايران را به قهقرا برده اند. نظام جمهوری اسلامی برای ملت ايران از هر افيونی بدتر است و تا زمانی که اين نظام موجوديت دارد, جامعه ايران روی آسايش و رفاه و شادی و سربلندی را نخواهد ديد.

  

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام