|
|
|||
|
خطراتى كه سرنوشت ايران را تهديد مىكند «در حال حاضر اين شانس هم وجود دارد كه نیروهای واقعبین سکان سیاست خارجی را از دست احمدینژاد و خامنهای خارج بکنند.»
در حالى كه تنش فزايندهاى در مناسبات ميان ايالات متحدهى آمريكا و ايران به چشم مىخورد و پافشارى جمهورى اسلامى بر گسترش برنامهى هستهاى، كشور را هر روز بيشتر به طرف رودررويى با جامعهى جهانى سوق مىدهد، از طرف رهبران تهران، نرمشى در راستاى تغيير استراتژى ديده نمىشود. دويچهوله براى پرتوافكندن بر وضعيت كنونى و خطراتى كه مىتواند از آن ناشى شود، به سراغ محسن حيدريان، پژوهشگر علوم سياسى دانشگاه گوتهبورگ سوئد رفت. مطلبى كه در زير مىخوانيد ماحصل اين گفتگوست. دویچهوله: آقای حیدریان، پس از تصویب قطعنامهی سازمان ملل علیه ایران، نرمشی از طرف رهبران جمهوری اسلامی در رابطه با برنامهی اتمی بهچشم نمیخورد. به عقیده شما پافشاری ایران بر این موضع انعطافناپذیر تا چه حد عاقلانه است و با منافع ملی ایران سازگاری دارد؟ حیدریان: همانطور که میدانید، در ایران اصولا سخنگفتن دربارهی پرونده هستهای و نقد وضعیت بحران هستهای بهشدت سانسور میشود و هرگونه سخن خردگرایانه و منطبق با منافع ملی ایران بهشدت مورد مقابله قرار میگیرد، روزنامهها را می بندند یا آدمهایی را که در این زمینه بهشکلی انتقادی حرف میزنند، بهشدت مورد خشونتهای مختلف قرارمیدهند. به این دلیل است که آنچه در سطوح پنهانی تصمیمگیران سیاست خارجی کشور وجود دارد کمتر در مطبوعات و در افکار عمومی بروز میکند. با وجود این بهنظر من در بین نخبگان سیاست ایران یا هیات حاکمه ایران میشود از سه رویکرد در این زمینه سخن گفت. یک، رویکرد اعتمادسازیست که آقای خاتمی و اصلاحطلبان دنبالش بودند و کماکان هستند و در بیانیهی اخیر «جبهه مشارکت» میبینیم در رابطه با ایران، آمریکا و مسئلهی بحران هستهای. دوم، رویکردى بهنام تهدیدزدایی است که بخش بزرگی از محافظهکاران ایران به آن پیوستهاند، حتا آقای لاریجانی، رفسنجانی و دیگران هستند که بهرحال با دید نسبتا کمی واقعبینانهتری که از اوضاع جهان دارند متوجه هستند چه خطرات بزرگی سرنوشت ایران را تهدید میکند و مخالف سخنرانیهای آتشین و تحریکآمیز احمدینژاد هستند. این هم رویکرد دوم هست. رویکرد سوم که احمدینژاد و شخص آقای خامنهای دنبال میکنند، یک رویکرد بسیار خطرناک، به نام رویکرد انزواطلبی و تنشافزایی است که در واقع بازی با آتش جنگ و یک ماجراجویی خطرناک است و بخصوص، همانطور که شما اشاره کردید، در پرتو راهبرد جدیدی که دولت بوش در هفتههای اخیر پیش کشیده است، میتواند برای آینده ایران بسیار خطرناک باشد. دویچهوله: حالا با توجه به این تنش فزایندهای که در مناسبات میان ایران و آمریکا وجود دارد، شما این وخامت اوضاع را چگونه ارزیابی میکنید و آیا یک درگیری نظامی میان ایران و آمریکا را محتمل میدانید؟ حیدریان: به نظر من برای آمریکا و اسراییل یک ایرانی که مجهز به تکنولوژی هستهای باشد و سخنگویان و رهبران آن کسانی مثل احمدینژاد و خامنهای باشند که هر روز با انواع تحریکات و سخنانی که در مورد از بینبردن اسراییل ابراز میکنند، چالش با آمریکا میکنند، اوضاع جهان را ناديده مىگيرند و احمدى نژاد نفی فجایع نازیها میکند که اين كار او به شوخی تبدیل شده، با این ژستهای ماجراجویانه و خطرناک ، قابل تحمل نيست. کاملا این خطر وجود دارد که آمریکا و اسراییل دست به عملیات نظامی بزنند و تاسیسات هستهای ایران را موشکباران بکنند. این یک خطر بسیار جدیست که به نظر من از ماهها پیش وجود داشته، ولی امروز از حدت و شدت بمراتب بیشتری برخوردار شده است. برای اینکه بوش عملا اعلام کرده که دخالتهای ایران را در عراق نمیپذیرد. به این ترتیب است که من فکر میکنم این مسئله کاملا جدی است و خطر حمله نظامی به ایران وجود دارد. ضمن اینکه همزمان به نظر من بهترین موقعیت بود برای حل مسالمتآمیز بحران ایران و آمریکا، بخاطر وضعیتی که آمریکا در عراق با آن مواجه شده است. یعنی اگر ما سیاستمدارانی در ایران داشتیم که یک مقداری به منافع ملی ایران فکر میکردند و اوضاع جهان را تشخیص میدادند، بهترین شانس وجود داشت که ایران و آمریکا به شکل مسالمتآمیز پای میز مذاکره بنشینند و مسایلشان را حل بکنند. ولی چون تحریکات احمدینژاد مرتب دارد ادامه پیدا میکند، این خطر کاملا جدیست که ایران با یک فاجعهی جنگی، البته نه بهشکل عراق، ولی به شکل به هرحال بمباران تاسیسات هستهای که عواقباش واقعا نامعلوم است، روبهرو بشود. دویچهوله: به نظر میآید که آقای احمدینژاد این خطرات را نمیبینند. ایشان اخیرا اعلام کردهاند که فلسفهی وجودی غرب پایان یافته و مجازاتهای بینالمللی فقط فشار ناچیزی میتواند به ایران وارد کند. شما این موضعگیریهای ایشان را چگونه ارزیابی میکنید؟ حیدریان: به نظر من بعد از انتخابات شوراهای ایران و بخصوص بعد از سقوط قیمت نفت در جهان، ناتوانی دولت احمدینژاد در تحقق وعدههای انتخاباتیاش و سرخوردگی مردم از شعارهای پوپولیستی و تودهواری که احمدینژاد میداد و انتقادات بزرگی که در داخل ایران، حتا، در مجلس ایران علیه احمدینژاد مطرح هست، در واقع رویکرد احمدینژاد بیشتر این است که با سپربلا قراردادن خطر خارجی بتواند ناکامی خودش را در تحقق وعدههای انتخاباتیاش سرپوش بگذارد. یعنی اصل قضیه این است که دولت احمدینژاد به این شکل میخواهد جو کشور را نظامی بکند. برای اینکه در ایران همیشه سیاستهای تشنجافزایی و بستهکردن جامعه، روی دیگر سکهی نقض حقوق بشر و یک جامعهی بسته و استبدادی بوده و با همین زمینههاست که احمدینژاد به این شکل دارد بهشدت ادامه میدهد و به نظر من اتفاقا با شکافی که در نیروهای حکومت در ایران ایجاد شده و اینکه زمینههای تحقق وعدههای انتخاباتی او بهشدت کاهش پیدا کرده، همزمان با وجود خطر احتمال بروز جنگ با آمریکا، شانس بزرگی هم وجود دارد كه اگر نیروهای واقعبین، اصلاحطلب دست به ابتکار بزنند و خواهان مذاکره با آمریکا بشوند میتوانند سکان سیاست خارجی ایران را از دست احمدینژاد و خامنهای خارج بکنند. این نبردیست که باید دید در آینده به چه سمتی پیش خواهد رفت. دویچهوله: آقای حیدریان از اینکه فرصت اين گفتگو را در اختیار ما گذاشتید، از شما سپاسگزارم.
|
||||
|