آرش بهمني
دکتر احمد شيرزاد نماينده مردم اصفهان در مجلس ششم و از اعضاي شوراي مرکزي حزب مشارکت ايران اسلامي، اکنون در پژوهشکده فيزيک مشغول کار است. او از جمله افراد خوش بين نسبت به ائتلاف اصلاح طلبان است. با وي در مورد آرايش سياسي نيروها در ايران سخن گفته ايم.
آقاي شيرزاد، فکر مي کنيد بعد از انتخابات شوراها، آرايش سياسي نيروهاي اصلاح طلب چه تغييري کرده است؟
آنچه در جناح اصلاح طلب بود، تغييري نکرده؛ نه حزب جديدي تشکيل شده و نه انشعابي رخ داده است. تنها رويداد مهم، ائتلاف مجدد اصلاح طلبان بود. البته ائتلاف سابقه هم داشته است: مثلا در انتخابات رياست جمهوري اول و دوم آقاي خاتمي و همچنين در مجلس ششم و تا حد زيادي در شوراهاي اول. فقط در سه دوره اخير بود که ائتلاف ميان اصلاح طلبان خدشه دار شدو البته ما ثمرات اين عدم ائتلاف را هم ديديم.
يعني شما امکان ريزش مجدد نيروها در ائتلاف جديد را منتفي مي دانيد؟
ريزش به چه معنا؟
مثل جدا شدن دانشجويان از نيروهاي دوم خردادي يا بعضي افراد ديگر.
خوشبختانه ما در انتخابات اخير مخالفت زيادي در داخل کشور نداشتيم. ما در انتخابات قبلي، بخصوص رياست جمهوري، يک موج شديد تحريم را شاهد بوديم که در انتخابات اخير بسيار ملايم تر بود؛ بجز چند گروه اپوزيسيون خارج از کشور که در داخل هم هيچ پايگاهي ندارند، ما در داخل کشور موج تحريم نداشتيم. بعضي از گروه ها کم و بيش همراهي و بقيه هم سکوت کردند. گروه هاي اجتماعي، مثل دانشجويان هم فعال تر از گذشته بودند. لذا با توجه به همه اين مسايل بعيد است ما شاهد خروج از جبهه، به دليل کند حرکت کردن و امثالهم باشيم.
يعني ائتلاف گروه هايي مثل مشارکت و سازمان مجاهدين با اعتماد ملي، با توجه به اختلافات آنها، پايدار مي ماند؟
اگر يک اتحاد پايدار و محکم باشد که معني جبهه مي دهد. البته جبهه دوم خرداد هم وجود دارد که جلساتش از ديرباز استمرار داشته و الان هم هست و کار جبهه اي مي کند. منتها شکل عمده ظهور اين جبهه در زمان انتخابات است که حرکت هايي از نوع دادن بيانيه و اطلاعيه مشترک انجام مي دهند.
اختلافات بين مشارکت با سازمان محاهدين و اعتماد ملي در مورد جبهه دموکراسي خواهي چطور؟
در مورد سازمان مجاهدين که اختلافات ما کوچک و قابل حل است. اما درمورد حزب اعتماد ملي که بعد از انتخابات رياست جمهوري شکل گرفت، بايد بگويم در دوره هاي قبلي، شخصيت هايي مانند آقاي کروبي هميشه در صحنه و بيشتر در قالب مجمع روحانيون بودند. اين حزب در اين انتخابات متولد شد. در واقع مي توان گفت بخشي از اختلافاتي که در زمان انتخابات رياست جمهوري و همچنين قبل از آن وجود داشت، منجر به تشکيل اين حزب شد. اما در انتخابات اخير، به هر حال مديريت نسبتا خوب افراد سياسي در جبهه اصلاحات باعث شد اين شکاف گسترده نشود و در نتيجه به جاي اينکه اين مسئله منجر به ايجاد فاصله بين اصلاح طلبان شود، در واقع به عنوان نوعي فرصت به کار گرفته شد؛ يعني زماني براي تشکل بيشتر اصلاح طلبان. بعد از اين هم، حتي اگر حزب جديدي تشکيل شود، يک علامت بد نيست. حتي شايد بتوانيم اين مساله را به عنوان امکاني براي جلب نيروهاي جديد قلمداد کنيم. به هر حال به نظر من در وضع کلي جبهه اصلاح طلب، مي توان حرکت هاي هماهنگ و خوبي را طراحي کرد.
يعني عدم حضور اعتمادملي در ائتلاف مي توانست باعث ايجاد مشکل بشود؟
طبيعي است، اما من فکر مي کنم اعتماد ملي به نوعي به اين ناز و کرشمه نياز داشت. به هر حال حزب اعتماد ملي به زمان بيشتري براي جاافتادن نياز دارد تا بتواند پتانسيل خود را ارزيابي و تجربه و سازمان دهي خوبي پيدا کند. به نظر من اگر بخواهيم خوش بينانه تحليل کنيم دوستان حزب اعتماد ملي نياز داشتند يک بار پتانسيل مستقل خود را ارزيابي کنند و شايد اين کار را انجام داده باشند. اعتماد ملي عملا هم با جمع اصلاح طلبان حرکت و هم تلاش کرد پتانسيل مستقل خود را ارزيابي کند.
يعني ائتلاف تا مجلس هشتم پايدار مي ماند؟
من فقط اميدوار هستم. در جمع هم که حساب کنيد جاهايي که اصلاح طلبان با هم حرکت کرده اند احتمال موفقيتشان بيشتر بوده است.
وضعيت در اردوگاه اصول گرايان چطور است؟
اصول گرايان يک هسته سنتي دارند که در انتخابات رياست جمهوري گذشته يک جناح نوپا توانست آن را کنار بزند و حاشيه نشين کند؛ که اين به نظر من مقداري ناشي از فقدان ساز وکارهاي دموکراتيک در اين جبهه است. در برآورد من اين جبهه به لحاظ بلوغ سياسي حدود 15 سال تر عقب تر از اصلاح طلبان است. به همين دليل مقداري زورمداري و حل و فصل اختلافات از طريق اعمال قدرت در آن به چشم مي خورد. البته افراد با درايتي در آن جناح هستند ولي اينکه يک دفعه يک گروه نوظهور بتواند در متن قرار گيرد نشانگر نوعي رشدنايافتگي سياسي است که اميدداريم اين جناح بتواند آن را هر چه زودتر ترميم کند. اين گروه نوظهور مثل تب تند که زود به عقب مي نشيند در انتخابات اخير وا داد. اگر جناح اصول گرا بتواند خودمحوري ها و قدرت نمايي هاي فردي را از بين ببرد احتمالا خواهد توانست در انتخابات بعدي خود را بازسازي کند و شايد طبيعي ترين رقابت سياسي در ايران بين دو جناح اصلاح طلب و اصول گرا باشد.