|
|
|||
|
نگاه و رفتار غيرحقوقى هيات نظارت بر مطبوعات گفتگو با وحيد پوراستاد «روزنامهنگاران ايرانى در خط مقدم اصلاحات و در خط مقدم نشان دادن دقيق واقعيتهاى جامعه به مردم هستند.»
گزارش ساليانه ”گزارشگران بدون مرز“ پيرامون وضعيت آزادى مطبوعات در ۹۶ كشور جهان منتشر شد. آنچه در اين مرور به ايران مربوط مى شود، دستگيرى ۳۸ روزنامه نگار و تعطيلى ۱۹ نشريه است. وحيد پوراستاد، نويسنده ، روزنامه نگار ، حقوقدان و عضو شوراى سردبيرى اعتماد ملى كه قبلا در نشريات توقيف شدهاى چون ياس نو و شرق نيز قلم مىزده، در گفتگو با دويچه وله، از شرايط كار مطبوعات گفت. سال پيش اتفاقهايى براى خانواده مطبوعاتى ايران افتاد كه مرزهاى جديدى را تعيين كرد. مثل حساسيت به تصاوير، كاركاتور، مطالب طنز و احساسات قومى. شما با اين قبيل حساسيتها چه اندازه دست خود را در كار بسته تر از قبل مى بينيد؟ وحيد پوراستاد: بايد بگويم اين نكات تنها مال امسال و سال قبل نيست بلكه چندين سال است كه روزنامهنگاران ايرانى با اين موارد روبرو هستند. حتى اگر منصفانه بخواهيم قضاوت كنيم، اين موارد در يكى دوسال گذشته، كمتر هم شدهاند، چون شايد حاكميت نگاهى جديدتر حاكميت نسبت به مطبوعات پيدا كرده است. بطور كلى ما در پنج شش سال گذشته فشار بسيار سنگينى را تحمل كردهايم. اغلب موارد هم نگاه غيرحقوقى بر اين رفتارها حاكم بوده است. البته يكى دو سال اخير اين فاز تغيير كرده و قوه قضاييه متوجه شده هزينه اين فشارها، بسيار بيشتر از سودى بوده كه میخواستند ببرند. بنابراين ما در دادگاههاى اخير كه در رابطه با مطبوعات برگزار میشود، آراى به نسبت كمترى در مقايسه با هفت هشت سال پيش داريم. البته موارد كوچكى بوده كه اگر به آنها هم نگاه كاملا حقوقى میشد، نشرياتى مثل آفتاب، مثل اخبار كه مدير مسئول شان آقاى سحرخيز بودند، اينها هم توقيف نمى شدند. با اين توضيحات چگونه توجيه پذير است بسته شدن نشرياتى چون نامه و شرق؟ وحيد پوراستاد: به نكته مهم و خوبى اشاره كرديد. اگر من میگويم فضا يكمقدار به نسبت دو سال پيش عوض شده به اين معنا نيست كه محدوديتها خيلى عوض شده باشد، بلكه تغيير فازهايى داده شده كه ديگر قوه قضاييه اين كار را نمىكند و هيات نظارت كه هياتى غيرحقوقى و ادارى است، اين را انجام میدهد. اگر دقت كرده باشيد شرق و نامه را قوه قضاييه توقيف نكرد. برخى معتقدند كه اگر تا ديروز توقيف مطبوعات به اسم قوه قضاييه نوشته مىشد، الان كه هيات نظارت اين كار را انجام میدهد، اين به اسم كل نظام هست. چون در هيات نظارت نماينده كليه اركان و سه قوه حضور دارند. اگر دقت كرده باشيد، توقيفهاى گستردهاى الان در مطبوعات نيست. خوب! روزنامههاى گستردهاى هم هم باقى نمانده... وحيد پوراستاد: دقيقا.... به نظر شما حساسيت عمومى نسبت به روزنامهنگاران و اين شغل از كجا ناشى میشود؟ الان ما شاهد هستيم كه نسبت به ارتباطها و سفرهاى روزنامه نگاران ترديد مىكنند. حتى به نظر میرسد كه روزنامه نگار بطور بالقوه جاسوس يا برانداز محسوب میشود.... وحيد پوراستاد: هفت هشت ده سال گذشته نشان داد كه روزنامهنگاران ايرانى در خط مقدم اصلاحات و در خط مقدم نشان دادن دقيق واقعيتهاى جامعه به مردم هستند. اين براى حاكميت شايد خيلى خوشايند نباشد. همين موارد هست كه به بهانههاى مختلف براى همكاران ما مشكل ايجاد میكنند. ما موارد متعددى داريم كه دوستان ما بخاطر كار مطبوعاتى و يادداشتهايشان در روزنامهها بازداشت شدهاند اما در بازجويىها يا دادگاههايشان مواردى غير از اينها را مطرح مىكنند. به اين وسيله میتوانند روزنامهنگار را در مضيقه و گوشه نگاهدارند و هر بلايى ميخواهند سرشان بياورند. شما خودتان هم يكبار نزديكى دفتر اعتماد ملى، با چاقو مورد تهديد واقع شديد. اين تهديد ها از كجا هدايت مى شوند. چه اقدامى میتوان كرد در قبال اين رفتارها؟ وحيد پوراستاد: والله ما هرگز انتظار نداشتهايم چنين اعمالى بررسى قانونى شوند. ما احساس میكنيم كه پيگيري به نتيجه نميرسد و كارى نكرديم. من نميدانم كه ته چنين ماجراهايى به كجا وصل است و انتظارى هم نداريم كه در صورت پيگيرى جوابى بگيريم. آدم در سايتهاى اينترنتى كه نگاه میكند مى بيند بسيارى روزنامهنگارها به وبلاگ نويسى هم روى آوردهاند. به نظر شما وبلاگ نويسي در جامعهاى مثل ايران كه استفاده از اينترنت فراگير نشده و اغلب افراد هم برای كسب خبر از آن استفاده نمىكنند، جايگزين خوبى است؟ وحيد پوراستاد: اين سوال شما میتواند درست باشد، اما مگر چقدر روزنامههاى ما تاثير دارند كه بگوييم وبلاگ نويسى تاثير ندارد. روزنامه هاى ما هم اگر منصفانه قضاوت كنيد، به دليل خيلى محدوديتها و فشارها نتوانستهاند برد زيادى ميان مردم عادى داشته باشند و وبلاگ نويسى هم از اين امر مستثنى نيست. وبلاگ نويسى هم مخاطب خودش را دارد و روزنامه محاطب خود را دارد. بى تاثير نبودهاند اما چندان تاثير هم نگذاشتهاند. البته روزنامه نگاران ما كسانى هستند كه اگر از در بيرونشان بيندازند، از پنجره دوباره مىآيند. بچه هاى ما در شرق و ديگر نشريات توقيف شده در جاهاى ديگر مشغول شدهاند. البته آن تيم ديگر وجود ندارد. تعدادى شان هم بيكار هستند. شما گفتيد اگر روزنامه نگاران ما را از در بيرون كنند، از پنجره برمىگردند و در ضمن تاكيد كرديد كه مردم ما خيلى هم روزنامه خوان نيستند. با اين همه آيا تعطيلات نشرياتى مثل شرق و نامه جيران ناپذير است؟ وحيد پوراستاد: قطعا! شرق روزنامهاى بود با تيمى كاملا حرفهاى و تاثير گذارى خوبى داشت و خلاء اين روزنامه در جامعه محسوس است. اما اين را هم گفتيد كه همكارانتان جاى ديگر مشغول مىشوند، پس خسران كار كجاست؟ وحيد پوراستاد: تعداد زيادى از آنها در روزنامه هاى ديگر هستند اما ضرر اصلى اينست كه آن انسجام و آن تيم سابق ديگر نيست و تاثير گذارى از طريق شرق ديگر نيست. به عقيده شما در غيبت نشريات آگاه كننده و سنگين و حرفهاى مثل شرق، چه اندازه نشريات به اصظلاح زرد مى توانند جا باز كنند. خطر اينگونه نشريات اصلا چيست؟ وحيد پوراستاد: فكر میكنم حاكميت بدش نيايد كه اين نشريات بيشتر شوند چون وقتى بيلان مىدهند كه ما اين همه نشريه داريم، منظور همينها هستند. البته من منكر نشريات زرد نيستم در همه جوامع نشريات زرد هست و چنين نشرياتی در فضاى مطبوعاتى و اجتماعى هر كشورى لازم است. اتفاقا اين گونه نشريات بيشتر از همه نشريات جدى ما تخلفات مطبوعاتی دارند اما به آنها توجهى نمىشود چون گزندى به جايى نمىزنند بنابراين گزند حاكميت بر نشرياتى مثل شرق، نامه، جامعه، سلام، صبح امروز، طوس، خرداد، آفتاب امروز و اينها مىرسد و اينها توقيف میشوند و نكته جالب توجه اين كه اكثر مدير مسئولان اين نشريات از مسئولان نظام جمهورىاسلامى ايران بودند. به مسئله هيات نظارت بر مطبوعات اشاره كرديد. انجمن صنفى روزنامه نگاران نهاد مدافع روزنامهنگاران در مقابل اين هيات است. نقشى كه انجمن صنفى تا بحال ايفا كرده در پيگيرى مشكلات روزنامهنگاران بيكارشده، بازداشت شده يا متهم شده، آيا مفيد بوده يا در حد اعتراض مانده است؟ وحيد پوراستاد: سئوال خوبى كرديد. انجمن روزنامه نگاران سابقه زيادى ندارد و تنها ده سال از عمرش مىگذرد. اما ما همه مشكلاتمان را بردوش حاكميت نبايد بگذاريم. ما روزنامه نگاران هنوز نتوانستهايم همديگر را در همين نهاد مهم بپذيريم. دور هم جمع شويم و كارهاى جدى انجام دهيم. برخلاف اتحاديه ها و انجمن هايى كه در اروپا وجود دارد و كارهاي بزرگ انجام میدهند. در انجمن صنفى بخشى را من قبول مىكنم كه مشكلاتى وجود دارد كه قابل درك است اما بخش ديگر مربوط به خود روزنامه نگاران است كه بايد بتوانند همديكر را قبول كنند و كارى گروهى و صنفى و سنديكايى بكنند. خوب چه بايد كرد؟ وحيد پوراستاد: جواباش سخت است براى اين كه در آن هشت سالى كه آقاى خاتمى بود و انجمن صنفى تازه شكل گرفته بود و ما میتوانستيم خيلی كارها بكنيم، دوستان كارى نكردند چه برسد به اين كه اين يكى دو سال اخير كه محدوديتها بيشتر شده و نمونه بارز آن اين كه هم اكنون انتخابات انجمن را وزارت كار ابطال كرده و به دنبال منحل كردن اين انجمن است. به نظرمن همه روزنامه نگاران بايد در چارچوب انجمن، تصميم هاى جدى براىدفاع از حقوق خود بگيرند و هيچكس نبايد فردى كار كند.
|
||||
|