|
|
|||
|
بازهم سختگیری نسبت به دانشجویان! محمدرضا کثرانی چرا و به چه علتی اینهمه سختگیری نسبت به دانشجویان اعمال میشود ؟ جواب به این سُوال میتواند به چند علت باشد. 1- اینکه دانشجویان قشر روشنفکر و تاثیر گذار بر سطوح مختلف اقشار مردم میباشند. 2- اینکه دانشجویان قدرت تاثیر گذاری در فعالیتهای اجتماعی دارند. 3- آگاهترین قشر موجود در جامعه هستند که به علوم و فنون روز گار خود آگاهند. 4- قوه بالقوئ ای هستند که میتوانند به بالفعل تبدیل شوند. شاید در ذهن خواننده گرامی اینها همگی پارامترها و امتیازات مثبت باشند که این قشر از اقشار جامعه دارا هستند باید گفت بلی اینها همه امتیازات مثبتی است که دانشجویان دارند اما برای کسانیکه متحجر و واپسگرا هستند و قدرتی را در جامعه ای در دست دارند اینها همگی خصایص بدی هستند که میتواند خواب شیرین سوداگران قدرت را برهم بزند و اساسا حکومتهای تامگرا و شخص پرست که اساسا با مشارکت و آگاهی مردم یا بخشی از آنان در هراسند با خصایص بیگانه و صاحبان این خصوصیتها باید به مجازاتهای سنگین برسند این چیزی است که مربو ط به امروز نیست و ریشه در گذشته دارد در افکار اینگونه انسانها که همچنان در جمود و سختگیری بی شائبه خود گیر هستند اساسا هیچ روشنگری معنی ندارد در حالیکه دانشجو خواهان زندگی بهتر و بدور از تبعیض است در حالیکه ارکان حکومتهای استبدادی بر تبعیض و جهل استوار است که میباید در اینگونه سیستمها انسانها در هيئت رباطها در خدمت سیستم قرار گیرند نه سیستم در خدمت آسایش و رفاه انسانها و در حالیکه متفکرین این شیوه حکومتی انسانها را به خاطر انسان بودنشان دارای ارزش نمیداند و تعریف انسان یک تعریف در خدمت سیستم بودن است لذا آگاهی باعث دردسر شده و آگاهان نیز عناصری ناهنجار تلقی شده و باید تادیب شوند . این شیوه برخورد با آگاهان که گرد مرده را به جامعه میپاشاند و انسانها را تبدیل به مردگانی متحرک میکند باعث پس رفت جامعه میشود و دانشجویانی را میطلبد مطیع که مدیران بی کفایت ولی در خدمت سیستم در فردای جامعه باشند . اصولا خنیاگران قدرت که نقطه پایانی برای خود قایل نیستند به فکر تربیت مدیرانی که امروز در نقش دانشجو و یا دانش آموز هستند نیستند و قوه ادراکی و آزادی خواهی و برابری طلبی آنان را در هم شکسته و به ویران کردن ماهیت و حقوق انسانی آنان میکنند . لذا در این بینش دانشجویان و افراد اکتیو جامعه در خط مستقیم حملات حکومتهای توتالیتر قرار میگیرد و با عربده کشیهای مستانه قدرت قدرت طلبان مواجه میشوند که اگر کمی مقاومت کنند احکام و جزای سنگینی در برابرشان قد علم میکند . دانشجویان اگر بتوانند در برابر خواستهای صنفی و سیاسی اشان اعتراض کنند و نسبت به موضوعات مطروحه در جامعه نیز قد علم کنند فردا جامعه دیگر پذیرای افکار موهوم و وامانده متحجرین نخواهد بود و اساسا زندگی این افکار در ذهن و عین به مرگ میرسد . واین چیزی است که صاحبان این افکار را به واکنش وامیدارد . و چون نمیتوانند افکارخود را به روز کنند با افکار روز آمد به جنگ برمیخیزند و این چیزی است که همواره در تاریخ جنگ بین روشنگری و تحجر را در بر دارد . و با این روش انسانهای آزادیخواه باید گوشه نشین و یا محروم از تحصیل گردند و یا به زندانها طویل المدت محکوم و گاه بخاطر انديشه پاکشان به مسلخ بروند و این همه در تاریخ ایران نمونه های فراوان داشته . در کشورهای پیشرفته جهان دانشجویان که جز ُاقشار پیشرو هستند میتوانند بی درد سر به خواستهای صنفی و سیاسی اشان برسند و نسبت به عملکرد حاکمانشان ابراز انزجار یا حمایت کنند و هیچکس حق تعرض نسبت به آنان را به خود نمیدهد . امادر حکومتهای چون ایران و چین کوچکترین اعتراضی به حادثه 18 تیر 1378 و میدان ( تی آنان من) منجر میشود و یا به 16 آذر 1332 و 1 بهمن 40 منتهی میگردد و بی محابا حریم حرمت علم و ادب و دانشجو و دانشگاه زیر پا گذاشته میشود . چون در این کشورها اصولا معنی انسان و حریم علم مقدس نیست بلکه حریم شخص بخصوصی مظهر تمام تقدسات است خواه امپراطور باشد خواه شاه و یا ...... به هر حال اگر آنان اندک عشقی به سرزمینی که در آن میزیند داشته باشند به خود فکر نمیکنند و خود را مرکز جهان و کاَینات نمیدانند و برای دیگران حداقل حقوق را قایل میشوند و به دانشجویان ارزش مینهند و اقشار جامعه را به چشم فرمانبرداران اوامر خویش نمیبینند . |
||||
|