بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

حکايتي "بامزه" يا "جالب"

وقتي رئيس جمهور"شخصا" به سفر مي رود

چهارشنبه 23 اسفند 1385 [2007.03.14]

مريم کاشاني
m.kashani@roozonline.com

در حاليکه علي لاريجاني، دبير شوراي‌ عالي‌ امنيت‌ ملي‌ تصريح‌ کرده که "هنوز از قطعيت‌ سفر رئيس‌ جمهور کشورمان‌ به‌ نيويورک‌ براي‌ حضور در جلسه‌ شوراي‌ امنيت‌ سازمان‌ ملل‌ متحد خبري‌ ندارم‌ و بايد صبر کنيم‌ ببينيم‌ چه‌ مي‌ شود"، به نوشته نشريه آفتاب "يک ديپلمات برجسته سابق وزارت خارجه تصميم محمود احمدي نژاد براي حضور در جلسه تصميم گيري شوراي امنيت براي تحريم ايران را تصميمي شخصي و موجب بازتاب‌هاي بسيار منفي بين المللي و باعث گره افکني در پرونده هسته‌اي ايران دانست."

‌اين "تصميم ناگهاني" که علي‌ لاريجاني، مسئول پرونده هسته اي ايران هم نمي تواند "درباره آن قضاوت" کند‌ "چون‌ هنوز اصل‌ و فرع‌ و نيز سازوکار عملي‌ آن‌ مشخص‌ نيست‌" از ديد سعيد رجايي خراساني، به "علاقه" محمود احمدي نژاد به "اظهار نظردر مسائل مختلف" تعبير شده، که بهتر است انجام نشود: "اگر احمدي‌نژاد قصد انجام يک اقدام سنجيده براي دفاع از حقوق ايران را دارد، بهتر است در تهران بماند و آخرين نقطه نظرات ايران را با کمک کارشناسان متخصص به دفتر نمايندگي کشور در سازمان ملل ابلاغ کند يا اينکه طي نامه‌اي اين مواضع را براي دبيرکل سازمان ملل تشريح" کند.

اين سفير سابق ايران در سازمان ملل متحد، با تاکيد بر اينکه "نماينده ايران در جلسات شوراي امنيت سازمان ملل هر کسي است که از طرف ايران در اين جلسه شرکت مي‌کند چه رئيس جمهور باشد و چه يک کارشناس جوان" همان سخني را تکرار مي کند که آن ديپلمات عاليرتبه به نشريه آفتاب گفته است "اندک آشنايي با حوزه بين الملل و ديپلماسي کافي است تا براي استفاده از حق هسته‌اي به راه‌هاي ديگري جز اين راه بينديشيم."

چرا که "اين اقدام اگر به دليل دفاع از حقوق هسته‌اي ايران اتخاذ شده است بايد گفت که نظام بين الملل، ‌هر کشور را به عنوان مجموعه‌اي از سياست‌هاي واحد در نظر مي‌گيرد و روي افراد حسابي باز نمي‌کند تا بتوان با استفاده از تکنيک‌هاي اقناعي جامعه جهاني را درباره يک تصميم متقاعد کرد. آقاي احمدي نژاد يا آقاي لاريجاني و يا نماينده ايران در سازمان ملل و يا نماينده ايران در سازمان انرژي اتمي در نگاه جهانيان يکي هستند. چرا که همگي بيانگر و نماينده سياست‌هايي هستند که در تهران [مرکز] اتخاذ مي‌شود".

اما آقاي احمدي نژاد، لابد به گفته علي لاريجاني "براي‌ اين‌ تصميم‌ خود دليلي‌ داشته‌ است" که سخنگوي دولتش، آن را"قالب شکني" خوانده و در وصفش گفته است: "هميشه يك ابتكار كه بعضي عرف‌ها را تغيير مي‌دهد مي‌تواند منشا آثار جديدي در كل روابط بين‌الملل باشد. آن‌هايي كه عادت كرده‌اند يك مسير معين و تعريف‌شده را حركت كنند قدرت خلاقيت و ابتكار براي تغيير را از دست مي‌دهند. احمدي‌نژاد در خيلي از عرصه‌ها مبتكر و تحولگراست و همين مساله منشا تاثيرات و تحولات و آثار مثبت به نفع كشور بوده است. او هميشه اقتدار ملت و كيان نظام و عظمت ملي ما را حفظ كرده است."

سخني که محمود محمدي، رئيس کميته روابط خارجي کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي با آن موافق نيست. او با تاکيد بر اينکه "حضور احمدي‌نژاد در شوراي امنيت متناسب با جايگاه و شان روساي جمهور نيست" مي گويد: "شرايط کنوني جهان به گونه‌اي است که سران کشورها در هر نقطه‌اي از کشورشان اعلام مواضع کنند به گوش جهانيان خواهد رسيد، بخصوص اينکه رئيس جمهوري کشورمان از هر نقطه‌اي از ايران هر موضعي در خصوص پرونده هسته‌اي اتخاذ کند، به سرعت در دنيا منعکس مي‌شود."

ضمن آنکه "حضور رئيس جمهور آن کشور در شوراي امنيت در اين شرايط از موضع ضعف خواهد بود و اگر چنين روش‌هاي غير معمولي، معمول شود، من اين روش‌ها را تاثير‌گذار در سرنوشت آن کشور نمي‌دانم."[محمدي]

و تازه "من واقعاً نمي‌دانم رئيس‌جمهور چه چيزهايي مي‌تواند بگويد که گفتن آن از عهده نماينده دايم ايران در سازمان ملل يا حداکثر وزير خارجه ايران بر نمي‌آيد؟! از اين رو، اين تصميم آقاي احمدي‌نژاد يا ناشي از بي‌اعتمادي مطلق به ديپلمات‌هاي جمهوري اسلامي است يا ناشي از رفتاري تبليغاتي براي اثبات اين شعار که در اين کشور فقط و فقط احمدي‌نژاد است که مي‌تواند حقوق هسته‌اي ايران را تضمين کند."[آفتاب]

به ويژه آنکه "آنچه مهم است حضور در شوراي امنيت نيست، بلکه اتخاذ و اعلام يک مواضع صريح و روش در جهت منافع و امنيت ملي ماست."[محمدي]

مواضعي که موجب "گسسته شدن اجماع در شوراي امنيت باشد تا اگر قطعنامه‌اي هم عليه ما صادر شد همانند قطعنامه 1737 اجماعي نباشد."[کاظم جلالي ـ مخبر کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس] و در عين حال "بدعتي ناگوار و موجب بروز وقايع ناگوار تر براي ايران"[صادق زيبا کلام] نباشد.

آن هم در شرايطي که "رئيس‌جمهور قبلاً تاکيد کرده بودند قطعنامه شوراي امنيت يک تکه کاغذ است و هيچ اهميتي ندارد". و سئوال اين جاست که "اگر قطعنامه‌هاي شوراي امنيت يک تکه کاغذ است چه ضرورتي به سفر عالي‌ترين مقام اجرايي ايران به نيويورک وجود دارد و اگر کاغذ‌پاره نيست، پس مواضع قبلي را چگونه مي‌توان توجيه کرد؟"

به هر حال، با اين سفر که هنوز نه به دار است و نه به بار: "فعلا كه پاسخي نداده‌اند و اظهارنظري نشده است" [سخنگوي دولت]، گوانگيا وانگ، سفير چين در سازمان ملل چنين برخورد کرده است: "هر عضوي حق دارد به شوراي امنيت بيايد... بامزه خواهد بود اگر او بيايد، بخصوص در رابطه با تصويب اين قطعنامه."

جمله اي که در ترجمه "کيهاني" اش بدين صورت درآمده است: "اين حضور و سخنراني به ويژه در رابطه با تصويب دومين قطعنامه ضدايراني جالب خواهد بود."

به هر حال به نوشته محمد علي ابطحي، مشاور رئيس جمهور سابق "حتما در شرايط فعلي که شوراي امنيت قصد تصويب قطعنامه دوم عليه ايران رادارد و با تصويب هر قطعنامه اي وضعيت ملت از نظر اقتصادي تيره و تار ميشود بايد از هر امکاني براي جلوگيري از قطعنامه هاي سريالي استفاده کرد. حداقل انتظار از سفر آقاي احمدي نژاد اين است که جلو تصويب قطعنامه جديد عليه ايران را بگيرد. اگر چنين شود سفر موفقي خواهد بود."

اما "جالب" يا "بامزه" اين است که يکي از مراجعان سايت آقاي ابطحي، اين نظر را جدي نگرفته است: "جناب اقاي ابطحي حتما مزاح ميفرمايند! مطمئن ايد که ميخواهد جلو آن را بگيرد ؟ که اگر چنين باشد چرا از اول قدم به دعوت از ان گشود؟! بگذاريد بپذيريم که مي خواهد! ايا او اگر همه جوانبش را هم هاله نور بگيرد باز هم قادر خواهد بود مسافرانش را از کابوس اين تصادم وحشتناک که در انتظار آنان است برهاند؟"

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام