بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

جنگ طلبي روی ديگر سکه خشونت ورزی

عيسي سحرخيز
پنجشنبه 24 اسفند 1385 [2007.03.15]

باز آخرين روزهاي اسفند ماه و روزهاي پاياني سال فرا رسيد تا به بهانه ي سالگرد ترور ناجوانمردانه برادرعزيزمان سعيد حجاريان گردهم آئيم و برنامه هاي ضد انساني اقتدارگرايان و خشونت طلبان را محکوم سازيم. آناني که دريغشان مي آيد ملت ايران در چنين روزهايي، درآستانه ي نوروز، سر راحت بر بالين نهند و شبشان را فارغ بال به روز رسانند و غم عزيز دربندي را نداشته باشند و نگران آزادي و امنيت خود و خويشان و دوستانشان نباشند.

در چنين ايامي هرسال، متاسفانه روزي فعالان سياسي و دانشجويي بايد در بند باشند و روزي دگر، روزنامه نگاران و اهالي مطبوعات و امروز فعالان جنبش زنان و کنشگران سازمان هاي غيردولتي. جا دارد که يادي کنيم از دستگير شدگان اخير جنبش زنان، به ويژه فعالان آن، خانم ها صدر و عباسقلي زاده که گويا قرار است دختران خردسالشان عيد را در کنار مادر نباشند و حسرت به دل بمانند، و باز داستان بازداشت باشد و حبس، و خشونت ورزي و شکنجه ي سرخ و سفيد.

گويا اقتدارگرايان قرار نيست از برخوردهاي خشن گذشته خود با فعالان جنبش دانشجويي، مطبوعاتي و سياسي، درس بگيرند و بياموزند که پرنده ي آزادي را نمي توان در قفس کرد و مغز مرغ عشق را نمي توان با گلوله سربي پريشان ساخت، چون اين پرنده ققنوسي ست که هر بار از درون خاکستر خويش جوانتر و شادابتر سر برون خواهد آورد و آواز آزادي و مردمسالاري، و صلح و دوستي سرخواهد داد.

دو سال پيش در چنين روزهايي و در چنين مکاني اين نکته را متذکر شده بودم که "ما کشوري نيستيم که بخواهيم مسائل خود را با جنگ و خشونت حل کنيم. ملت ايران از راه مردمسالاري و حقوق بشر، انسان دوستي و آشتي ملي، و تنش زدايي و صلح، بهتر و راحت تر مي تواند مسائل خود را در داخل، و با جهانيان حل کند. ما نيازي به دولت پليسي و حزب پادگاني نداريم. ما نمي پذيريم که در يک انتخابات فرمايشي و غيرآزاد، نظاميان شخصي پوش و طرفداران جنگ و خشونت، شکنجه و ترور را بر اين سرزمين حاکم کنند و در افق حيات ما همواره جنگ و خشونت جلوه گر باشد."

افسوس و صد دريغ که دلسردي بخشي از ملت از سياست ورزي و گريزشان از انتخابات، اکنون آنچه را که از آن بيم و هراس داشتيم بر سرمان آورده است؛ و حتي بدتر ملت ايران را در آستانه ي تحريم و فقر و جنگ و خشونت قرار داده است. اگر ديروز عمده نگراني مان خشونت ورزي اقتدارگرايان عليه آزاديخواهان، روزنامه نگاران، فعالان دانشجوئي، رهبران اتحاديه ها، سنديکاهاي کارگري و کارمندي و سازمان هاي غيردولتي بود، و بيم از اعمال شکنجه سرخ و سفيد عليه آنان در بازداشتگاه هاي آشکار و نهان داشتيم، اکنون عنان ملت در اختيار کساني قرار گرفته است که هيچ ابايي ندارند که بگويند ترمز و فرمان ماشين سياست را کنده اند، و با چشماني بسته از توهم و مست از باده ي قدرت، با سرعت کشور را به سمت سراشيبي سقوط و ورطه ي جنگ مي برند.

همانگونه که مي دانيد ضرب الاجل دوماهه شوراي امنيت سازمان ملل در مورد قطعنامه ۱۷۳۷ پايان يافته است و گروه موسوم به 5 به علاوه 1 اين روزها جلساتي را برگزار مي کنند تا در مورد ميزان و دامنه ي تحريم هاي جديد تجاري، تسليحاتي و مسافرتي به مشورت و رايزني بپردازند. از ديگر سو، جريان جنگ طلب آمريکا با همکاري جنگ افروزان اسرائيل در پي ايجاد اجماعي بين المللي عليه ايران است تا برنامه هاي نظامي غيرانساني خود را به بهانه ي تمرد ايران از اجراي قطعنامه 1737 شوراي امنيت، پيگيري برنامه ي نصب و بهره برداري از سانتريفيوژهاي جديد با هدف توليد صنعتي اورانيوم غني شده و عدم همکاري کامل با آژانس بين المللي انرژي اتمي، به مورد اجرا درآورند.

متاسفانه طنز "ماشين مشتي ممدلي نه بوق داره و نه صندلي" که به هر حال با نوعي عقل و تدبيرهم همراه بود، چون دست کم "ترمز و فرمان" داشت، اکنون به يک تراژدي و سياستي ماجراجويانه و نابخردانه تبديل شده است. اين سياست که پيش از اين در امور داخلي و برخورد با اصلاح طلبان و دگرانديشان بکار گرفته مي شد و صداي طراحان و مغزمتفکر آن جريان از تريبون روزنامه کيهان و رسانه هاي تندرو شنيده مي شد، متاسفانه اکنون مبناي سياست خارجي ايران شده است و خود را در شعار آقاي احمدي نژاد جلوه گر ساخته است که " راندن ماشين بي فرمان و ترمز" را افتخار خود مي داند و فارغ از خواسته ملت ايران، مي رود که زمينه ساز اعمال مجازات هاي نظامي و مالي و تحريم‌هاي اقتصادي گسترده‌تر شوراي امنيت شود و چشم انداز فقر و جنگ را در برابر مردم صلح دوست ايران قرار دهد.

در حالي که حاکميت در شرايط سانسور و خودسانسوري گسترده ادعا مي کند در ايران همه طرفدار چنين برنامه جنگ افروزانه اي هستند، ما صلح‌طلبان کشور بايد با تکيه به باورهاي انساني و نگران از تشديد تنش و بروز جنگ و خونريزي، به وظيفه ي ملي و اسلامي خود عمل کنيم و صداي صلح خواهانه خويش را هرچه بلندتر به گوش جهانيان برسانيم. ما بايد پژواک اين خواسته ي اصيل ملت باشيم که بر حقوقي مهمتر و حياتي تر تاکيد دارد و آن چيزي نيست جز حق برخورداري از"مردمسالاري و حقوق بشر"، "امنيت و آزادي" و " عدالت و توسعه ي پايدار" و اجتناب از "فقر و بدبختي" و "جنگ و صلح مسلحانه".

ما در چنين روزي بايد برخلاف خشونت طلبان و جنگ افروزان داخلي و خارجي که اکنون خود را در چهره ي بخشي از حاکميت تندرو ايران و آمريکا به نمايش گذارده اند، فرياد صلح خواهي خويش را با صدايي رسا به گوش همه برسانيم و تا جائي که توان داريم مانع افروخته شدن جنگي خانمانسوز در ايران و منطقه شويم، که همه به خوبي مي دانند پيامدي جز جنگ و خونريزي، وحشت و مرگ و ويراني و نابودي زيرساخت هاي اقتصادي و نظامي کشورو يا تحميل فقر و فلاکت به ملت ايران نخواهد داشت.

نبايد اجازه دهيم که روي ديگر سکه ي خشونت طلبي داخلي به صورت جنگ افروزي منطقه اي جلوه گر شود. اگرچه اکنون دستمان از حکومت، حتي حاکميتي دوگانه، کوتاه است، و گويا داريم تاوان خطاي دو سال پيش مان را مي دهيم، اما در اين جايگاه نيز نبايد به آتش افروزان اجازه دهيم تا با اتخاذ سياست هاي نابخردانه و خانمان برانداز، بار ديگر مرز و بوم کشورمان را صحنه ي تاخت و تاز بيگانگان سازند.

هرچه باشد ما فرزندان و پيروان حافظيم که گفت:
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است با دوستان مروت، با دشمنان مدارا

* سخنراني ارائه شده در نشست "صلح براي صلح"

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام