بازگشت به صفحه اول

از گويا

 
 

پيام سخنان رهبری جمهوری اسلامی

روزبه ميرابراهيمی

درست در لحظاتی که برخی در اين سوی دنيا سعی دارند هر گونه اتهام را از برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی بزدايند از درون ايران صدايی به گوش رسيد که می توان « بنزينی بر آتش» ناميد

www.shabnameha.net

«صاحبان قلم و بيان، تريبون و جايگاه مراقب باشند خواسته يا ناخواسته مقاصد دشمن را دنبال نکنند چرا که امروز هرکسی مردم را به «مسئولان و نظام و آينده» بی اعتماد کند و به اختلافات دامن بزند، به دشمن کمک کرده است.....
همه فعاليتهای ما قانونی بوده است اما اگر بخواهند با هياهو و جنجال از شورای امنيت استفاده ابزاری کنند و حق مسلم ملت ايران را ناديده بگيرند وبی قانونی کنند ما هم می توانيم بی قانونی کنيم و خواهيم کرد....». ( ايلنا ۱ فروردين ۱۳۸۶)

بخش هايی که در مطلع اين نوشته آورده شده بخشی از سخنان رهبری جمهوری اسلامی ايران در اولين روز سال نو شمسی است که به جد می توان آن را هديه ای برای دولت های غربی پيگير برنامه های هسته ای ايران دانست.
اين سخنان درست در لحظاتی از سوی بالاترين مقام جمهوری اسلامی اظهار و مهمترين تلکس های خبری دنيا و تيتر روزنامه های غربی شد که پنج عضو دائم شورای امنيت در دومين گام جدی خود در شورای امنيت (بالاترين نهاد تصميم گيرنده در سازمان ملل) در حال مهيا کردن مقدمات تصويب قطعنامه جديدی حاوی تحريم های جدی تر عليه ايران هستند.
درست در لحظاتی که برخی در اين سوی دنيا سعی دارند هر گونه اتهام را از برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی بزدايند از درون ايران صدايی به گوش رسيد که می توان « بنزينی بر آتش» ناميد. اين سخنان حتی اگر از سوی مهمترين مقام نظام اعلام شده باشد و نشانه قاطعيت هم باشد در بدترين زمان ممکن ابراز شده است. غرب و آمريکا در طول اين سال ها همواره سعی کرده است تا به دنيا بقبولاند که جمهوری اسلامی قابل اعتماد نيست. آنها همواره سعی دارند اين نکته را برای جهانيان به اثبات برسانند که «ايران تهديدی برای امنيت جهانی» است.
و در اين بازی طولانی نيز هر از چندگاهی برگی رو می شود و اتهامی بر اتهامات می افزايد. در اين بين محمود احمدی نژاد از زمان منصوب شدن بر کرسی رياست دولت با به چالش کشيدن غرب سمبه حاميان بر خورد با ايران را پر زور تر کرده است و با انگشت گذاشتن بر موضوعات بی ربط بيش از پيش کيان کشور را در خطر تهديد قرار داده است. متاسفانه مقامات عالی نيز بجای حرکت در مسيری منطبق بر عقلانيت و دور کردن حاشيه ها و تهديدها با تشخيصی شخصی تاوان گرانی را بر دوش نسل های آينده قرار می دهند. براستی در اين وانفسا چه کسانی به نسل های آينده خيانت می کنند؟ آنان که با دامن زدن بر تنش ها ، کشور را به آستانه جنگی نابرابر می برند؟! يا آنان که با هشدار و هشدار، تنها امر به معروف می کنند؟ حتی اگر برپايه آموزه های دينی مان هم تکيه داشته باشيم از حاکمان بايد بازخواست کرد. هيچ انسانی در دنيای امروز دور از اشتباه نيست اما بايد بدانند دود اشتباه آنان که بر کرسی حکومت نشسته اند تنها به چشم خودشان نمی رود و ملتی بايد تاوان آن اشتباه را بدهند.
اين يک روی اين پيام بود، اما سخنان اولين روز سال ۸۶ برای نيروهای داخل کشور نيز پيامی صريح داشت. «سکوت»؟! اين پيام بطور صريح و بی پرده هر گونه انتقاد از سوی هر کسی يا از هر چيزی را همسويی با «دشمنی» می داند که هميشه هست! دامنه اين تفسير را بنگريد. همه موضوعات و همه اقشار را در بر می گيريد.
آيا واقعا انسجام ملی اينگونه حاصل می شود؟ آيا واقعا آستانه به خطر افتادن امنيت کشور تا اين حد پايين آمده است؟ چه عواملی اين فرجام را ببار آورده است؟
آيا بهتر نيست بجای پاک کردن صورت مساله، راه درست درمانش را بيابيم؟ باور کنيم همه حقيقت نزد ما نيست و تدبير و عقلانيت نيز آن چيزی نيست که می پنداريم و در حال عمل به آن هستيم....

۲۲ مارس ۲۰۰۷ ( ۳ فروردين ۱۳۸۶)

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام