|
مهمترين فرصت سوخته
احمد شیرزاد
سال 85 در حالي شروع شد كه دولت نهم خود را در اوج مي ديد و
تمام شرايط را براي اعمال سياستها و حركتي جهش گونه در مديريت كشور براي
خود مهيا ميدانست. بالاترين درآمد نفت در تمام تاريخ كشور، هماهنگي بي بديل
با ساير قواي كشور، همسويي با تمام نهادهاي غيروابسته به دولت و سكوت و
انزواي نسبي نيروهاي رقيب موقعيتي كم نظير براي دولت آقاي احمدي نژاد ايجاد
كرده بود. اما شايد مهمتر از همه امكانات فوق، كه هر كدام به تنهايي
ميتواند عامل توفيق يك دولت باشد، بتوان به موقعيت سفيد و بدون خدشه اي
اشاره كرد كه دولت احمدي نژاد در سطح اجتماعي و در فضاي افكار عمومي كشور
از آن بهره مند بود. دولت نهم خود را ميراث دار و ادامه دهنده هيچ يك از
جريانهاي سياسي و جناحهاي مطرح كشور معرفي نكرد.
البته جناح اصولگرا اگر هيچ كاري براي پيروزي احمدي نژاد نكرده باشد حداقل
تمام راهها را براي پيروزي وي هموار كرد به طوري كه در آخرين روزهاي
باقيمانده به مرحله اول انتخابات خرداد 84 به گونه اي ناگهاني و سريع تمام
نامها در محافل اصولگرا به كنار رفت و فقط يك نام باقي ماند. و اين شايد
همان رويدادي بود كه حدادعادل چند روز قبل از انتخابات و در شرايطي كه فضاي
ظاهري حاكي از تشتت و درهم ريختگي جناح اصولگرا بود، از آن به اين شكل ياد
ميكرد كه «به زودي اخبار خوشي از اردوگاه اصولگرايان خواهيم شنيد»!
اما با تمام اوصاف، ياران احمدي نژاد نه در تبليغات قبل از انتخابات و نه
حتي پس از پيروزي در آن، حاضر نشدند بار گذشته ها و سوابق جناح راست را بر
دوش كشند. آنها تلاش كردند خود را به عنوان دولتي مردمي كه از هر نوع
وابستگي حزبي و جناحي مبراست معرفي كنند. به اين ترتيب دولت نهم قبل و بعد
از انتخابات ضمن بهره مندي نسبي از تمام مزاياي تعلق به جناح اصولگرا تلاش
كرد خود را به صورت پديده اي بديع و تازه در مديريت كشور جلوه گر سازد؛
دولتمرداني با پرونده هاي سفيد كه به تمام پيشينيان از هر دو جناح منتقد
هستند و با پرهيز از خط و خط بازي فقط و فقط به خدمت مي انديشند.
اما شگفت اينجاست كه دولتمردان نهم به واسطه شتاب كم نظيري كه در تمامي
عرصه ها از خود نشان دادند، توانستند طي دوران بسيار كوتاهي پوشه اي خالي
كه حاوي هيچ برگي از سوابق پيشين گروه هاي سياسي فعال كشور، چه در وجه مثبت
و چه در بعد منفي نبود را تبديل به پرونده اي قطور كنند كه شامل انبوهي از
صفحات قابل بازبيني است. اكنون سال 85 به انتهاي خود رسيده و قدم در سال
جديد ميگذاريم. اگر سال گذشته در چنين روزهايي دولت «قابل قضاوت» نبود
امسال كمتر كسي است كه نتواند روي عملكرد و روشهاي دولت نهم قضاوت صريحي
داشته باشد. سال پيش در اين موقع دولتي چندماهه بر سر كار بود كه به سهولت
ميتوانست تمام مشكلات را به برنامه هاي دولت قبل گره زند و به مردم نويد
دهد كه از اين پس با برنامه ريزي هاي جديد و مديريت متفاوت كشوري قدرتمند،
عزتمند و مرفه تر از پيش خواهند داشت. طبيعتا افكار عمومي نيز در ماههاي
نخست كار دولت جديد بيش از آنچه بخواهند جنبه انتقادي داشته باشند در حالتي
توام با كنجكاوي و صبر و انتظار به سر مي بردند.
هرچند همان سال پيش نيز بسياري از صاحبنظران سياسي و اقتصادي نسبت به
روندهاي در پيش گرفته شده توسط دولت نهم هشدار ميدادند، اما متاسفانه در
كشور ما به دليل فقدان ساز و كار نقد متقابل و جدي گرفتن برنامه ها، قضاوت
افكار عمومي بيش از آنكه متوجه روشها و برنامه هاي ارائه شده باشد به نتايج
عملي و مشاهده شده عملكردها معطوف است. امسال و در حال حاضر دولت عمري بيش
از يك ونيم سال دارد و ديگر صنعت «نوپا» برازنده آن نيست.
امروز ميتوان به خوبي در مورد هشدارهايي كه سال گذشته مطرح ميشد و امروز
آثار نتايج آنها كم و بيش در معرض رويت است قضاوت كرد. بنابراين به طور
طبيعي دولت فعلي دوران «مهلت» را طي كرده و در دوران «قضاوت» قرار گرفته
است.
اما نكته اينجاست كه اين روند در مورد دولت آقاي احمدي نژاد بسيار سريعتر
از آنچه انتظار ميرفت سپري شد. به بيان ديگر، اين دولت به واسطه برخي
شتابزدگي ها و نيز ناديده گرفتن نظرات و عقايد ديگران حتي در داخل طيف
دوستان اصولگراي خود به سرعت كارنامه اي «قضاوت پذير» را براي خود رقم زد.
نگاهي گذرا به حجم وسيع انتقادها در مجلس و محافل سياسي و اجرايي كشور،
مطالب متنوعي كه در روزنامه ها و حتي رسانه رسمي كشور در ارتباط با عملكرد
دولت مطرح ميشود و بالاخره جريان گسترده اي از چالشهاي غيرقابل اجتناب
اجتماعي كه در سطح افكار عمومي در ارتباط با عملكرد دولت وجود دارد، نشان
ميدهد كه دولت نهم چه بخواهد و چه نخواهد ديگر نميتواند در جايگاه مدعي
العموم نسبت به عملكرد پيشينيان خود بنشيند. اين كار چندان ديرپا نيست و در
اندك زماني بعد از نشستن بر كرسي مسووليت دوران آن سپري ميشود و به ناگزير
شخص يا گروه موردنظر در جايگاه «مورد قضاوت قرار گرفتن» و «مورد بازخواست و
انتقاد واقع شدن» خواهد نشست.
در يك جمعبندي مختصر ميتوان ادعا كرد دولت نهم در كنار ثروت سرشار نفت كه
در اندك زماني به گونه اي سوال برانگيز در جامعه توزيع شد، و نيز در كنار
فرصت سياسي درخشاني كه در منطقه براي ايران رقم خورده بود و به سادگي جاي
خود را به فشار، تهديد و انزوا داد و در كنار موقعيت استثنايي همگرايي
داخلي جناح اصولگرا كه به دليل برخي لجاجتها و خودمحوري ها به تشتت و درهم
ريختگي درون جناحي تبديل شد، موقعيتي بسيار ويژه و تكرارناشدني را نيز از
دست داد و آن كارنامه سفيدي بود كه نزد افكار عمومي مردم كوچه و بازار داشت.
كارنامه اي كه جاي خود را به سياهه اي بلند از اشكالات، انتقادها و پرسشها
داده است.
|