البرز زاهدی
پرده اول :
ملوانان انگلیسی آزاد می شوند و رییس جمهور اظهار تاسف می کند که چرا باید عده ای از سر فقر به ارتش بریتانیا بپیوندند تا قربانی آتش جنگ بشوند . دنیا از شنیدن خبر شگفت زده می شود . در داخل هستند کسانی که از این آزادی نا راضی اند . به قول دوستی شاید آنان که خواهان تبلور " شوکت " و قدرت " دولت اسلامی بودند و تبلور " رافت " و " بخشش " دولت اسلامی را مبارک نمی دانستند . رسانه های دولتی آزاد کردن این اسرا را نه نشان از ضعف که نشان دهنده بزرگ منشی دولت جمهوری اسلامی می دانند . صدای شنوندگان دائمی رادیو در تاکسی پخش می شود : ما به مردم انگلستان با دادن این هدیه نشان دادیم که قدرت همیشه نباید برای ویرانی به کار رود . خوشحال می شوم . گویی قدرتمند شده ایم . آقایان که این طور می گویند . همه خوش حالند . ما خوشحالیم ، چرا که بعد از مدتها دیده ایم می شود بحرانی را آن چنان بزرگ نکرد که هر شب از ترس چه و چه با شنیدن اخبار به خود بلرزیم . پس هنوز تدبیری وجود دارد . بلر هم خوشحال است . در اواخر دوره نخست وزیری اش با آزادی تفنگداران محبوبیتی فزاینده کسب کرده است . رسانه های غربی که اینچنین می گویند . ملوانان انگلیسی آزاد می شوند و رییس جمهور اظهار تاسف می کند که چرا باید عده ای از سر فقر به ارتش بریتانیا بپیوندند تا قربانی آتش جنگ بشوند . احتمالا دل رییس جمهور برای دختر کوچک ملوان زن انگلیسی سوخته است که باید دوری مادرش را تحمل کند . فکر می کنم رییس جمهور مهربانی داریم .
پرده دوم :
چند تن از فعالان زن هنگام جمع آوری امضا برای کمپین یک میلیون امضایی اصلاح قوانین تبعیض آمیز بازداشت شدند . هنوز تعطیلات نوروزی کاملا به پایان نرسیده است . هنوز مدت زیادی از آزادی تعدادی دیگر از آنها نگذشته است . در اینترنت به لطف فیلتر شکن می شود هنوز صداهایی را شنید . صدای خسته خانواده این فعالان را که جواب درستی از مسوولین امر نشنیده اند . صدای وکیل را ، همان بانوی صلح ، که می گوید به خاطر هوو نخواستن امنیت ملی بر هم نمی خورد . من فکر می کنم مسئله این نیست . فکر می کنم آنان نیز وارد قلمروی سرزمینی عده ای شده اند . سرزمین مرد سالاری . سرزمین استبداد سنتی . یکی از فعالان با خانه تماس گرفته است . او شکایتی از حال خویش نکرده است . از بندی که آخر دنیاست شکایت کرده است . از وضعیت زنانی که روزی هزار بار آرزوی مردن می کنند شکایت کرده است . من باز فکر می کنم این فعالان از جنس ما نیستند که پا پس بکشند . این زنان بیدی نیستند که با این باد ها بلرزند . فعالین زنانی که امروز در زندانند و تنها جرمشان تلاش برای انسانی زندگی کردن است هم فرزند دارند و هم شوهر . احتمالا زنانی که در اعماق سلولهای اوین به جرم انواع بزهکاریهای اجتماعی می پوسند و روزی هزار بار آرزوی مرگ می کنند هم قربانیان همین فقر هستند .
ملوانان انگلیسی آزاد می شوند و رییس جمهور اظهار تاسف می کند که چرا باید عده ای از سر فقر به ارتش بریتانیا بپیوندند تا قربانی آتش جنگ بشوند . احتمالا دل رییس جمهور برای دختر کوچک ملوان زن انگلیسی سوخته است که باید دوری مادرش را تحمل کند. فکر می کنم رییس جمهور مهربانی داریم .
پرده سوم :
ما باید اسوده باشیم .همه چیز خوب پیش می رود . تلویزیون چنین می گوید . آنها چنین می گویند . بحرانی نیست . مشکلی نیست . آنها می گویند اگر بگذاریم دولت کار خودش را می کند و بقیه مشکلات را هم سر و سامانی خواهد داد .نباید نگران بود . آنها صلاح ما را می دانند . بهتر از ما هم می دانند. هم صلاح ما هم صلاح خواهران ما . هم صلاح معلمان ما . هم صلاح کارگران ما . آنها بهتر می دانند . ما باید به فکر وحدت ملی و انسجام اسلامی باشیم . همین و بس . آنها خیلی مهربان هستند . آنها رافت دارند . آنها عزت دارند و قدرت و ما باید فکر کنیم کی از آنها هستیم . ما مجبوریم که چنین فکر کنیم .