|
به نام خدا
مروری بر عملکرد دکتر نوری در دانشگاه شهید چمران اهواز
دانشگاه شهید چمران وارث یکی از تجربه های گرانسنگ و تاریخی
کشور باستانی ایران است. تجربه ای که پس از انقلاب مدیرانی همچون آقایان
قائم مقامی، نجفی، کاظم پور، نادران، ضرغام، سیاری، بخشنده، صفایی مقدم و
نوری هدایت آنرا بر عهده داشته اند. گرچه تحلیل عملکرد هر کدام از این
مدیران در ظرف زمانی و مکانی خود درسهایی ارزشمند برای ما به دنبال دارد،
اما تحلیل آن از حوصله این مقال خارج است. فراز و فرودهای هر کدام از
روسای یاد شده و مسائل و مشکلات درونی و بیرونی آنان با نهادهای رسمی و غیر
رسمی در سطح شهرستان اهواز و استان خوزستان و کشور حاوی درس های مفیدی برای
دانشگاهیان و تحلیل گران آموزش عالی است.
از میان آنان مدیریتی که بیشتر جلب توجه کرده است و در حا
ل حاضر نیز سکاندار دانشگاه است برای بررسی انتخاب شده است. قصد ما آنست
تا با مروری بر عملکرد 16 ماهه دکتر نوری ،
این سوال را از خوانندگان فهیم دانشگاهی جویا شویم که آیا آنچه که می گذرد
زیبنده قامت سترگ ، وزین و رعنای دانشگاه شهید چمران است؟
در این مقاله ما در صدد هستیم تا با آسیب شناسی عملکرد دکتر
نوری و هیئت رئیسه منصوب او در دانشگاه شهید چمران تحلیلی جامعه شناختی و
سازمانی از وضعیت علمی، پژوهشی و آموزرشی و همچنین نقش آنان در هویت دهی،
انسجام بخشی و توانمند سازی مجموعه دانشگاهی (اساتید، دانشجویان و کارکنان
و نهادهای علمی دانشگاه) ارائه دهیم. برای دستیابی به تحلیلی جامع چند
سوال اساسی باید پاسخ داده شوند.
بر دانشگاه چه گذشت ؟
آنچه که طی 16 ماه بر دانشگاه گذشت چه نتایجی به دنبال داشت؟
علل آسیب های فوق در دانشگاه شهید چمران اهواز چه می باشد؟
چه باید کرد؟ استراتژی دانشگاهیان شهید چمران در سال 1386 چه باشد؟
در دنباله سوالات فوق بررسی شده اند.
بر دانشگاه چه گذشت ؟
اما قبل از هر تحلیل ابتدا نگاهی داشته باشیم بر آنچه که طی
مدت مسئولیت دکتر نوری و همکارانش بر دانشگاه شهید چمران گذشت.
· حکم
دکتر نوری به عنوان سرپرست دانشگاه از سوی وزیر علوم بدون هیچ گونه مشورتی
با دانشگاهیان دانشگاه شهید چمران صادر گردید. از قرار معلوم با بعضی از
روحانیون شهر که نسبت فامیلی با دکتر نوری داشته اند گفتگو شده بود. بعضی
از نماینده هایی که فاقد وجاهت علمی در دانشگاه بوده اما از بد حادثه کرسی
نمایندگی شهر اهواز را احراز کرده اند نیز ظاهرا در جریان قرار داشتند.
ظاهرا مشکل از آنجا ناشی شده که وزیر اصرار داشته است رئیس دانشگاه شهید
چمران باید مرتبه دانشیار به بالا داشته باشد. اما از بد حادثه اقایان هیچ
فرد مطیعی پیدا نکرده بودند و به توصیه روحانیون بیرون از دانشگاه اقای
نوری از خرمشهر برای تصدی مسئولیت دانشگاه پیشنهاد داده بودند.
· پست
های کلیدی دانشگاه میان آن دسته از اعضای هیات علمی که از نظر ضعف و وجاهت
علمی و اجتماعی شهره عام و خاص بودند، تقسیم گردید. لازم به توضیح است
پرونده های اخراج آنان به دلیل رکود علمی در سال های گذشته فقط به واسطه
رحمت و اغماض روسای قبلی به جریان نیفتاده بود .
· سرمستی
و غرور از فرصت تاریخی که ملت ایران در اختیار دولت جدید گذاشته بود
گریبانگیر هیئت رئیسه دانشگاه را گرفت و تصمیم گرفتنند به تبعیت از رئیس
جمهور خود، دست به خانه تکانی بزنند و روسای دانشکده ها را جابجا کنند.،
اما به دلیل آنکه کسی مایل نبود با آنها همکاری کند ناچار شدند برای
دانشجویان دوره های دکتری حکم بزنند، ( البته برای رفع بعضی از سوء تفاهم
های احتمالی و احتمالا استفاده ابزاری چند تن از پیشکسوتانی که قبلا خودشان
به انتصاب آنان به شدت معترض بودند در مسند ریاست دانشکده باقی گذاشتند).
مدیریت جدید با این اقدام دو هدف داشتند 1- تضعیف سنت های علمی دانشگاه که
خود هیچ بهره ای از آن نداشتند،
2- انتصاب افراد مساله دار، ضعیف و گوش به فرمان برای
اجرای فرامین آنان.
· به
دلیل آنکه مدیران جدید اصولا سررشته ای در اداره محیط علمی وزینی مانند
دانشگاه چمران را نداشتند، لذا به جای بیان طرح ها و برنامه های توسعه
دانشگاه اقداماتی نظیر استهزا و توهین به عملکرد مدیریت گذشته تا مدتی در
دستور کار آنان قرار داشت. در همین رابطه تلاش کردند تا با روی اوردن به
سیاست های چکشی و تفرقه انداز (مانند بازنشسته کردن اساتید پیشکسوت،لغو
رابطه استخدامی اعضای هیات علمی جوان و رتبه اول دانشگاه، ارسال بخشنامه
های و مصوبات مغرضانه، غیر دانشگاهی و غیر علمی از سوی معاونین، آموزشی،
اداری و دانشجویی بی تجربه، ایجاد اختلاف میان معتقدان بسیج به عنوان بک
نهاد مردمی، استفاده ابزاری از نام بسیج و جبهه ای که هیچکدام حتی بک روز
انرا هم ندیده بودند، بایکوت کردن انجمن های دانشجویی و علمی، وارد کردن
کارکنان و نیروهای اطلاعاتی و خبرچین از بیرون از دانشگاه به بدنه اداری و
کارشناسی دانشگاه، انتصاب اقوام و خویشان و دوستان خود در رده های
مدیریتی)، نظم ونسق علمی و شادابی محیط دانشگاه را به تشنج و بحران تبدیل
کند.
· ظهور
اعتراضات دانشجویی منجمله اعتراض جمعي از دانشجويان دانشكده مهندسي دانشگاه
شهيد چمران اهواز در اعتراض به برخي مسايل صنفي و فرهنگي.
· بعد
از بهمن ماه 1384 از آنجا که خود آنان نیز به بی کفایتی همدیگر پی برده
بودند و ادامه سیاست های تحمیلی و یکطرفه شان، خشم همه دانشگاهیان را در
آورده بود، لذا هر کدام سعی در تبرئه خود داشت و انگشت اتهام به سوی دیگری
دراز می کرد. از یکطرف دکتر نوری معتقد بود که دکتر شاکریان بسیار تندروی
می کند و از سویی دکتر شاکریان، نوری را به استفاده از بیت المال، فرصت
طلبی، فامیل بازی و ضعف مدیریتی متهم می کرد. اما از آنجا که انسان های
ضعیف دایما به دنبال ایجاد تنش برای سرپوش گذاشتن بر ضعف های خود هستند
ناگهان زمزمه اختلاف نظر بین هیئت رئیسه شدت گرفت.
· با
شروع نوروز سال 85 و علیرغم نامگذاری آن توسط مقام رهبری به نام "سال
پیامبر رحمت" بر شدت اختلاف نظر هیئت رئیسه و متهم کردن همدیگر به ضعف
مدیریتی و علمی افزوده شد.
· تعدادي
از كارشناسان تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي جهت بررسي مشكلات دانشجويان،
كاركنان و اساتيد در ارديبهشت ماه 85 در دانشگاه شهيد چمران اهواز با هدف
بررسي محاسن، معايب و تخلفات دانشگاه در خصوص دانشجويان، كاركنان و اساتيد
، مستقر شدند. اما ظاهراً نتوانستند کاری از پیش ببرند.
· اوج
اختلاف نظر با شروع کودتای جناح دکتر شاکریان آغاز گردید. ایشان در نامه ای
که به امضای شش تن از روسای منسوب به وی به امضا رسیده بود قصد داشت در
غباب دکتر نوری (که در حال رفتن به حج عمره بود) قصد حذف ایشان را داشت.
اما این نقشه سریع بر ملا شد و دکتر نوری ماندن در پست سرپرستی دانشگاه را
به رفتن به خانه خدا ترجیح داد.
· دکتر
نوری در اقدامی غیر مترقبه دو تن از معاونین خود را از کار برکنار کرد.
معاونینی که به گفته نوری بیشترین تاثیر در ایجاد تشنج های دانشگاهی
داشتند. دکتر نوری با خشم فراوان آنان را به ایجاد بحران، ضعف
علمی،کارشکنی، تفرقه افکنی، بدبینی به مجموعه دانشگاهی به دلیل التهابات
روحی و عقلی متهم ساخت. عزل این دو معاون ناکارآمد تا اندازه ای در تخفیف
خشم جامعه دانشگاهی از دکتر نوری موثر بود اما این سرآغاز داستان و ستم
جدیدی شد برای هر دو گروه متخاصم.
· نبرد
جدیدی بین دو قطب آغاز گردید. در این میان نیز گروهی از اعضای بسیج دانشگاه
از دکتر نوری و گره اقلیت دیگر (فقط شش تن روسای منسوب آنان ) از طیف دکتر
شاکریان حمایت می کردند.
· نزاع
دو گروه به نماز جمعه استان نیز رسید و اعلامیه های آشکار گروه منسوب به
بسیج در میان نمازگذاران و پیش چشم همه توزیع گردید. اعلامیه های غیر
قانونی که اگر توسط کسان دیگر توزیع می گردید جرم زندانی شدنش کمتر از دو
سال و 100 ضربه شلاق نبود. اما نتیجه اصلی توزیع این اعلامیه ها فقط و فقط
تضعیف حیثیت علمی و حرفه ای دانشگاهیان در سطح شهر اهواز بود. در آنروز
نماز جمعه متاسفانه برادران بسیجی طوری طرح موضوع کردند که گویی دانشگاهیان
در مقابل دولت احمدی نژاد صف آرایی کرده اند و مانع کارکردن او می شوند. با
طرح شعارهای عوامفریبانه در اعلامیه مذکور تصویری بسیار منفی از دانشگاه در
ذهن مردم نقش بست. اما دکتر شاکریان و رضادوست را چه باک، که هدف وسیله را
توجیه می کرد.
· اوج
درگیری های دانشگاه به حدی بود که نقل تمام محافل و مجالس عام و خاص
دانشگاه، شهر، استان و کشور شده بود. تا حدی که مقام وزرات تحمل این وضع را
نکرده و مجبور به اعزام هیاتی برای رسیدگی به اوضاع نابسامان دانشگاه
شدند.
· سرانجام
دکتر نوری به پشتوانه نسبت فامیلی با دو تن از روحانیون اهواز توانست بعد
از گذشت 10 ماه حکم ریاست خود را از وزیر علوم درفت کند تا تجربه تلخ دیگری
از مقاومت های دانشگاه در مقابل رای دولت مرکز در تاریخ وزین دانشگاه شهید
چمران نوشته شود. تجربه ای که یکبار دیگر در دوره مدیریت پرافتخار دکتر
نادران تکرار شده بود اما این دفعه با سمت و سوی دیگری.
· حکم
ریاست ایشان که رسید تقریبا دانشگاهیان نفس راحتی کشیدند زیرا بین بد (نوری
و تیمش به همراه بخش از بسیجی ها) و بدتر (شاکریان و شش نفر همراه) ، اولی
انتخاب شده بود.
· اما
گویی این همه تلاطم ها هیچ تاثیری بر نوری و تیم بعدی او نداشت. دوباره
تعویض ها، دخالت در کار شورای دانشگاه و تصویب رشته های بدون کار
کارشناسی، تکرار کار های غیر قانونی (مانند حذف بورسیه دانشجوی دکتریی که
حاضر به گرفتن رساله با دکتر نوری نشده است)، اظهار نظرهای غیر حرفه ای (
عدم نیاز به دانش و نظریه های دانشمندان غربی ) و البته کمی هم مظلوم نمایی
مذهبی !!!
· بعد
از آن هم تا پایان اسفند 85، همچنان روزمرگی امور آموزشی، پژوهشی، دانشجویی
در دانشگاه ادامه داشت...
آنچه که طی 16 ماه بر دانشگاه گذشت چه نتایجی به دنبال داشت؟
رکود بسیاری از فعالیت های عمرانی دانشگاه ( دانشکده علوم
ریاضی و کامپِیوتر، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، سالن ورزشی، استخر
سرپوشیده، بخش تکمیلی دانشکده های اقتصاد، علوم تربیتی، علوم، دامپزشکی،
تکمیل نقشه جامع دانشگاهی و فضای سبز دانشگاه، ...)
افت محسوس فعالیت های علمی و صنفی دانشچویان - تعطیلی
تشکلهای سیاسی مثل انجمنهای اسلامی، از زمان آغاز به کار نوری شروع شد به
گونهای که هماکنون امکان فعالیت دانشجویان بسیار محدودتر شده است.
ناتوانی در جذب منابع مالی و از دست رفتن بیش از سه میلیارد
تومان اعتبارات جاری دانشگاه به دلیل ضعف معاون اداری –مالی وقت (آقای دکتر
شاکریان) که در آن دوره مشغول پاک کردن پرونده تاریک و مساله دار علمی خود
در حوزه تخلفات اداری-آموزشی و کارگزینی دانشگاه و انتقام گیری از
دانشگاهیان بود. اما در مدت ریاست دکتر نوری به دلیل عدم اشراف ایشان
بهترین فرصت های تاریخی برای توسعه دانشگاه آنهم در دوره ای که وضعیت مالی
کشور به دلیل افزایش قیمت نفت در اوج بود به راحتی از دست رفتند.
کم رنگ شدن ارتباط علمی؛ آموزشی و پژوهشی مدیریت با اساتید
و گروههای آموزشی
. وجود
سیاست گذاری های متناقض در بین معاونین و مدیران زیر مجموعه در ارتباط با
امور آموزشی، پژوهشی و دانشجویی. بر همین اساس شاهد بودیم که با وجود اینکه
مدیریت دوران آقای دکتر صفایی مقدم برای هر طرح و برنامه تازه ای ساعت های
مطالعه و کار کارشناسی انجام مید اد، اما درمدت مدیریت دکتر نوری و تیم
همراه شاهد طرح ها و مصوبات خلق الساعه بودیم که فاقد پشتوانه و کار
کارشناسی بودند. مانند بازنشسته کردن اساتید، حضور ناظر تحصیلات تکمیلی در
جلسات تخصصی گروههای آموزشی به هنگام تصویب پروپوزال های دانشجویان دوره
دکتری (این مصوبه یعنی دخالت غیر قانونی در اختیارات گروههای اموزشی که د
رحال حاضر تنها واحدی است که مدیر آن با انتخاب اعضی گروه مب می باشد. )
تضعیف شورای دانشگاه به عنوان عالی ترین مرجع سیاست گذاری و
تحمیلی بودن مصوبات آنان بدون کار کارشناسی
رشد ناموزون و ناهماهنگ رشته ها و گروههای آموزشی در سطح
دانشگاه
هیئت رئیسه دانشگاه در طول این مدت در بخش پژوهشی در بسیاری
از زمینه های بویژه عزل و نصب های مدیران پژوهشی صلاحیت را فدای مصلحت کرده
است و نسنجيده ترین و و شتاب زده ترین رفتارهای پژوهشی از خود به نمايش
گذاشتند. اینها باعث شد تا همه کارها از طرح گرنتانه
Grant))
گرفته تا هفته پژوهش و نشریات علمی و چاپ و تالیف کتاب و
چاپخانه در بستري از آشفتگي و درهم ريختگي به پيش برود.
پر رنگ کردن روحیه تملق و چاپلوسی برای بدست آوردن پست های
علمی دانشگاهی و اداری
برخورد قهر آمیز دکتر نوری و تیم همراه با هر گونه انتقاد
و اظهار نظر برای بهبود کیفیت دانشگاه
ناتوانایی مدیریت کنونی در جذب هیات علمی مورد نیاز گروههای
اموزشی. لازم به توضیح است در اعتراض بعضی از همکاران دانشگاه به سیاست
قبلی ایشان در بازنشسته کردن اساتید ، او گفته بود با سه سوت می تواند 100
هیات علمی بسیجی را در دانشگاه شهید چمران جذب نماید. طی مدت زمان مدیریت
ایشان نه تنها جذب دانشگاه به صورت روال طبیعی کاهش داشته است بلکه از آن
100 نفر مورد نظر ایشان حتی یک نفر هم جذب نشده است!!!
رواج امور غیر قانونی مانند نقل و انتقال و مهمان شدن
دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی و مراکز غیر انتفاعی به سفارش بعضی از
روحانیون و نمایندگان مجلس به اصطلاح اصول گرای دانشگاهی
تزریق نیروهای اداری غیر دانشگاهی به بدنه کارشناسی دانشگاه
(مدیر امور فرهنگی و مدیر روابط عمومی ...) و تضعیف روحیه و رضایت شغلی
کارکنان تلاشگر و صدیق
علل آسیب های فوق در دانشگاه شهید چمران اهواز چه می باشد؟
آنچه که در دانشگاه شهید جمران بوقوع پیوسته می تواند ناشی
از وجود فرهنگ خاصی در کشور، استان و شهر اهواز باشد که در گذر زمان شکل
گرفته است. در فرهنگ شکل گرفته مسائل زیر به وضوح تاثیر خود را بر رفتار
های فردی و گروهی و سازمانی در دانشگاه شهید جمران بر جای نهاده است.
عدم نهادینه شدن اهمیت و جایگاه و مفهوم دانشگاه در جامعه ، استان و شهر
اهواز.
در واقع، بر اساس دیدگاههای جامعه شناسان کارگردی، هر نهادی
دارای کارکردی است و اگر اهمیت و جایگاه ان کارکرد برای جامعه روشن گردد
اصولا جامعه تلاش می کند تا حداکثر بهره برداری را از آن نهاد بدست بیاورد.
با عنایت به آسیب های فوق الذکر، یعنی عدم شایسته سالاری، عدم خردورزی،
روزمرگی و استبداد رای نشان می دهد که هنوز برای جامعه، استان خوزستان و
شهروندان اهوازی دانشگاه جایگاه و اهمیت خود را بدست نیاورده است. آگر این
جایگاه برای آنان شانی داشت قطعا در مقابله با آنچه که اتفاق افتاده سکوت
نکرده و مراتب اعتراض مدنی خود را با استفاده از روش های متعارف اعلام می
گردند.
وجود رگه هایی تاریخی از خوی استبدادگری و دولت سالاری بر نظام سیاسی و
حکومتی جامعه.
آنچه که طی یکسال و نیم فوق در دانشگاه شهید چمران رخ داد
و مراتب حمایت و پشتیبانی که از سوی نهادهای دولتی و حکومت وقت صورت پذیرفت
به خوبی گویای آنست که هنوز روحیه تاریخی استبداد در لایه های مدیریتی
جامعه وجود دارد. به بیانی ما نیاز به یک خانه تکانی اساسی در روش های
اداره جامعه و نقش دولت در اداره جامعه داریم.
وجود نیروهای خارج از دانشگاه که مایل به حذف رقیب مدرن و توانمندی به اسم
دانشگاه از مسیر خود هستند.
تجربه دانشگاه شهید چمران از دوره مدیریت آقایان قائم
مقامی، نجفی، کاظم پور، نادران، ضرغام، سیاری، بخشنده، صفایی مقدم و نوری و
مسائل و مشکلاتی که با نهادهای رسمی و غیر رسمی در سطح شهرستان اهواز و
استان خوزستان و کشور داشته است نشان می دهد که اراده ای در استان برای
تضعیف دانشگاه و یا تبدیل دانشگاه به نهادی مطیع و فرمانبردار وجود داشته
است. هر گاه این نیروها خود را در موضع ضعف دیده اند در دانشگاه بحران
آفریده اند. بقای آنها در بحران سازی است. لذا ما طی سال های گذشته از این
افراد و گروههای به ظاهر دلسوز اما در باطن کینه توز صدمه های فراوانی دیده
ایم.
ضعف دولت مرکزی، مدیریت کلان کشوری و آموزش عالی
:
ما معتقد هستیم بخش عمده ای از آسیب های فوق ناشی از ضعف
ساختاری و مدیریت کلان کشوری و آموزش عالی است. در این خصوص «شهریار مشیری»
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با انتقاد شدید از عملکرد محمد مهدی
زاهدی، وی را ضعیفترین وزیر علوم پس از انقلاب دانسته و کارنامه وزیر علوم
در سال 85 را به 6 دلیل «مردود» ارزیابی کرد. منجمله وزیر آموزش عالی در
انتخاب روسای دانشگاهها به گونه ای عمل کرده است که در بسیاری از موارد
پشتوانه علمی نداشته و بر اساس گرایشات سیاسی انجام شده است. به گونهای که
آنها عمدتاً از بین کسانی انتخاب شدهاند که گرایشات سیاسی آنان با دولت
نهم یکسان بوده است، در صورتی که انتخاب چنین مقامهایی همواره باید با
پشتوانه علمی همراه باشد.
استفاده ابزاری و سیاسی از دانشگاه توسط دولت های وقت:
به دلیل عدم اعتقاد مجموعه مدیریتی انقلاب و دولت به سه رکن
اساسی
دانشگاه یعنی استقلال ساختاری و اداری؛
استقلال علمی و آزادی بیان ، نگاه به دانشگاه بیشتر جنبه
ابزاری و حمایت از سیاست دولت های وقت بوده است.
این روحیه
طی سال های اخیر در دانشگاه شهید چمران بیشتر شده است. وجهه دانشگاه را تا
اندازه ای پایین آوردند که آنرا به محیطی برای نمایندگی بعضی از گروههای
سیاسی خاص در بیرون از دانشگاه در آورند. گروهی که نه تنها اعتقادی به
دانشگاه ندارد بلکه به دلیل ناتوانی در مقابله با خردورزی دانشگاهیان طی
سال های گذشته سعی کرده است تا مشروعیت دانشگاه را در انظار جامعه به محیطی
که هدف آن اشاعه فسق و فجور
است کاهش
دهد. هیئت رئیسه و شورای دانشگاه به عنوان ارکان اصلی تصمیم گیری
تبدیل به سخنگو و نمايندگي يك جریان سیاسی و مذهبی در شهر اهواز تبدیل شده
اند.
آسیب پذیر بودن سرمایه اجتماعی دانشگاه:
در دوران مدیریت دکتر نوری ما شاهد تضعیف فزاینده سرمایه
اجتماعی درونی و بیرونی دانشگاه شهید چمران در سطح شهر, استان، کشور و بین
المللی بودیم. سرمایه اجتماعی که می تواند تلفیقی از سرمايه انساني
(اساتید، دانشجویان و کارکنان) و سرمايه فيزيكي و مادي (ساختمان ها و
تاسیسات ...) و نوع روابط و تعاملاتي كه بين اين سرمايه ها در جامعه وجود
دارد ، به شدت در دانشگاه شهید چمران آسیب دیده است. در واقع همانگونه که
دکتر مصطفی معین وزیر اسبق وزارت علوم در آن سال ها بیان داشته است بدون
شکل گیری این سرمایه امکان جهش علمی و پژوهشی بوجود نخواهد آمد. این سرمایه
اجتماعی از مجموعه هنجارها و ارزشهاي موجود در سيستم هاي فكري، علمي،
اجتماعي، اقتصادي و سياسي جامعه برمي آيدو اين هنجارها و ارزشها نيز حاصل
تأثير نهادهاي اجتماعي و اقتصادي، نوع نظام سياسي و روابط انساني است كه
ويژگي هاي اعتماد متقابل ، تعامل اجتماعي متقابل گروههاي اجتماعي، احساس
هويت جمعي و گروهي، احساس وجود تصويري مشترك از آينده و كار گروهي از نقاط
كانوني آن به شمار مي روند.
ضعف مدیریتی و شخصیتی دکتر نوری
:
تقریبا
تمام پیش بینی های اساتید باتجربه دانشگاهی در قبال عدم کفایت دکتر نوری به
وقوع پیوست وسیاست گذاری علمی دانشگاه شهید چمران بعد از جنگ تحمیلی دومین
و سهمگین ترین آسیب های پس از انقلاب را تجربه کرد. بسیاری از تجارب توسعه
آموزش عالی نشان داده است که تخریب زیر ساخت های علمی به راحتی امکانپذیر
است اما اصلاح آن کار بسیار دشواری است. این همان خطری بود که اندیشمندان
جامعه را در زمان انتخابات مردم از آن برحذ داشته بودند. بحرانی که با روی
کارآمدن دکتر احمدی نژاد در کشور شروع کرد بیش از همه دود آن به چشم
دانشگاهیان شهید چمران رفت. زیرا در قیاس با دیگر دانشگاههای بزرگ و مادر
کشور، ضعیف ترین رئیس دانشگاه نصیب ما گردید. در رفتار دکتر نوری چند خصیصه
مشاهده نمی شود: اول ، "صداقت"، دوم "صميميت" چون حتى بهترين اهداف را با
درگيرى و خشونت نمى توانيم عملى كنيم سوم "صراحت"، يعنى بدون پرده پوشى و
در لفافه صحبت كردن، با صراحت و شفافيت با دانشگاهیان مسائل را بيان كردن،
چهارم: "صبوري" يعنى فرد مسئول "سنگ زيرين آسيا" باشد، پنجم " شجاعت در
تصمیم گیری"، ششم " تقدم منافع گروه و دانشگاه به منافع شخصی" و در آخر
"صلابت"، يعنى پايدارى و ايستادگى د رمقابل مسائل و مشکلات. متاسفانه
بسیاری از دلسوزان عواقب عدم کفایت و کارآمدی دکتر نوری و تیم همراه را به
کرات تذکر داده اند اما نگرانی آنجاست که هنوز بسیاری از آقایان به عمق
فاجعه ای علمی که در این مدت کوتاه در دانشگاه بوجود آمده پی نبردهاند...
چه باید کرد؟ استراتژی دانشگاهیان شهید چمران در سال 1386 چه باشد ؟
اما سال جدید (1386) در پیش روی ما است. سوال اساسی آنست که
چه باید کرد؟ از یک سو ما نمی توانیم دست روی دست گذاشته و شاهد روزمرگی
حاکم بر دانشگاه و یا اتمام دوره مدیریت ایشان باشیم. از سویی شیاطینی در
گوشه و کنار دانشگاه مترصد آن هستند تا از آب گل آلود بهره برداری کنند.
لذا باید این جلوی این افراد که در پوشش بسیجی و طرح شعارهای عوامفریبانه
مذهبی هر از چند گاهی خود را آفتابی می کنند ایستاد. زیرا جامعه دانشگاهی
شهید چمران سال گذشته عملکرد این افراد سودجو را برای مدت کوتاهی تجربه
کرده ااست. بنابراین، جامعه دانشگاهیان شهید چمران وظیفه ای دشوار دارند
زیرا باید همزمان با چندین مساله و تهدید یعنی مقابله با خوی استبدادی و
ضعف مدیریتی دکتر نوری و تیم همراه و فرصت طلبانی که در گوشه و کنار
دانشگاه در کمین نشسته اند، مبارزه کنند.
اما در مقابل آسیب های موجود دو سناریو قابل بررسی است که
هرکدام دارای مزایا و معایبی هستند.
· عدم
همکاری کامل دانشگاهیان با دکتر نوری و تیم همراه : در پیش گرفتن این
نافرمانی مدنی در محیط دانشگاه موجب تحت فشار قرار دادن آنها برای تعقل
ورزی است. اما همین مساله ممکن است باعث شود تا فرصت های تاریخی توسعه
دانشگاه نادیده گرفته شود. در حالیکه دانشگاههای دیگر از این فرصت بهره
برداری می کنند ما دچار انفعال می شویم و جبران خسارتهای متعاقب آن دشوار
است.
همکاری در چارچوب قوانین و مقررات دانشگاه : در این سناریو
دانشگاهیان برای بهره گیری از فرصت های توسعه ای دانشگاه در چارچوب مقررات
با ایشان همکاری داشته باشند اما در جای لازم دیدگاههای علمی، موجه و مرتبط
خود را بیان کنند. از خود رایی ایشان و تیم همراه جلوگیری به عمل آورند و
سعی شود تا محیط جلسات و شوراهای علمی دانشگاه تابع نظرات یک سویه نشود و
تصمیمات بنا به مصالح واقعی دانشگاه اخذ شوند.
در پایان از کلیه همکاران بویژه پیش کسوتان دانشگاه که بعضا از چهره های
ملی و ذخایر علمی کشور به شمار می آیند می خواهیم با ترجیح منافع و مصالح
دانشگاه، سکوت خود را بشکنند و نقش فعالی در توقف حرکت ها تخریب کننده
مدیریت دانشگاه به عهده گیرند.
"کمیته راهبردی اعضای هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز"
فروردین
|