بازگشت به صفحه اول

از خبرنامه اميرکبير

 
 

رهايي پلي تكنيك را ترك كرد

نشریه دانشجویی سحر

از روزي كه مديريت رهايي در دوره دولت نهم به پلي تكنيك تحميل شد ، اعتراضات دانشجويي متعاقبا گريبانگير او شد و رهايي كه در دوران گذشته نيز اقبال خود را در پلي تكنيك آزموده بود ودر سال ۷۵ مديريت دانشگاه را به عهده داشت و با اعتراضات دانشجويان از اين سمت خلع گرديده بود ، نيك مي دانست كه در پلي تكنيك رنگ آرامش را نخواهد ديد . ازهمان روزهاي اول شعارهايي همچون رئيس انتصابي نمي خوايم نمي خوايم…. رهايي استعفا استعفا…. شب خواب را از چشمان اين به اصطلاح مدير دانشگاه ربوده بود .

برخوردهاي كوچك و بزرگ رهايي با فعالان دانشجويي هر روز به كينه دانشجويان نسبت به اومي افزود تا آنجا كه كانون انديشه دانشجويان مسلمان!! براي توهين به شخصيت دانشجويان از او مجوز برگزاري تريبون گرفت . اين حركت نابخردانه خشم دانشجويان را بيش از پيش بر انگيخت و باعث به وجود آمدن جريانات خرداد شد .
حوادث خرداد ۸۵ روبروي دفتر رياست دانشگاه و برخورد شديد هزاران دانشجو با او كه به صورت علني انزجار خود را از رهايي نشان دادند كابوسي شد براي دكتر رهايي و باعث شد كه از آن روز به بعد رهايي در رفت و آمد خود در صحن دانشگاه نيز احتياط هايي را لحاظ كند .

دكتر هيچگاه خشم آزادي خواهاني را كه از دل و جان براي آزادي انديشه تلاش مي كردند فراموش نخواهد كرد . اما او فرستاده شده بود تا با هر ابزاري اين قلب تپنده را از حركت باز ايستاند . رهايي كه با سياست سركوب پيش آمده بود با تغييراتي در سيستم حراست و انتظامات و تعليم كاركنان انتظامات توسط نيروهاي رده بالاي نظامي ( كه البته اودر اين اعمال فقط مجري دستورات بود ) گام هاي خود را در ايجاد پادگان پلي تكنيك يكي يكي بر مي داشت . اما اين آخر ماجرا نبود ، دانشجويان فهيم پلي تكنيك كه بر عقيده خود محكم ايستاده بودند با اين سركوب ها از پاي ننشستند و حركات ادامه داشت ….

رهايي كه براي انجام ماموريت خود از هيچ اقدامي كوتاهي نميكرد در عملي ناشيانه ساختمان انجمن اسلامي دانشجويان پلي تكنيك را كه پايگاهي براي فعاليت هاي دانشجويي بود به صورت وحشيانه و شبانه به دور از چشمان دانشجويان ويران كرد تا به خيال خود مقداري از اعتراضات دانشجويي بكاهد كه آينده به او نشان داد زهي خيال باطل…

اين مدير انتصابي كه خود را زير فشار دانشجويان حس مي كرد ، براي بقاي خويش از هيچ حمله اي به دانشجويان دريغ نكرد تا آنجا كه دانشجوياني كه در نشريات خود افتضاحات او را بازگو مي كردند از دانشگاه بيرون راند و براي اولين بار نام ممنوع الورود در پلي تكنيك شنيده شد .

عباس حكيم زاده كه در نشريه واژه نو در چندين شماره در مطلبي با عنوان گزارش عملكرد رهايي به توضيح وشرح كارنامه تخلفات رهايي در مدت مديريت وي پرداخت و در آن تعداد احضاريه ها ، تعليق ها و… را در دوران مديريت او بر شمرد به تعليق و ممنوع الورودي از دانشگاه محكوم شد .

تغيير سيستم آموزشي و زمان كلاس ها به صورتي كه هيچ زماني وجود نداشته باشد كه تمامي دانشجويان فارغ از كلاس درس باشند حربه بعدي مديريت بود كه در قالب توسعه علمي سر باز كرد . اين عمل كه همراه افزايش اخراج هاي آموزشي و كم كردن غيبت هاي مجاز دانشجويان انجام گرفت طرحي بود كه جمعيت معترضان را در برنامه هاي مختلف دانشجويي كم كند و حس آزادي خواهي دانشجويان پلي تكنيك را كم رنگ نشان دهد . ولي رهايي در روز ۱۹آذر با سيلي ازدانشجويان مواجهه شد كه حتي جرات نگاه كردن به آنها را هم نداشت و حتي قدم در صحن دانشگاه نگذاشت .

۲۰ آذر روز سختي براي رهايي بود ، او كه تصور مي كرد با ورود احمدي نژاد به پلي تكنيك و نيروهاي اختصاص داده شده به اين روز ميتواند خود را مدير دست به سينه و شاگرد نمونه دولت نهم نشان دهد از همان دقايق اول آرزوهاي خود را بر باد رفته ديد . با ورود رهايي به سالن تربيت بدني براي سخنراني ناگهان صداي صد ها دانشجوي معترض كه فرياد مي زدند رهايي استعفا استعفا .. او را واداشت كه با كمال شرمندگي و سري فرو افتاده رو به منتصِب خود كند و شايد زير لب زمزمه مي كرد كه اين دانشجويان با هيچ فشاري اين ذلت را نخواهند پذيرفت .

رهايي آمده بود تا انتقام ۱۰ سال پيش خود را بگيرد و همين دليلي بود تا احمدي نژاد او را به عنوان ابزاري كارآمد بر گزيند . ولي گويا روزهاي آخر سال ۸۵ رهايي به اين نتيجه رسيده بود كه ديگر تاب و توان تحمل ندارد و نمي تواند از ميان خيل پلي تكنيكيان با آرامش خاطر بگذرد …

دانشجويان كه عزم خود را جزم كرده بودند تا رهايي را از پلي تكنيك بيرون كنند در مدتي كه تعطيلات خود را مي گذراندند ترس را در دل مديريت دانشگاه طنين افكن كرده بودند .

خرداد ماه نزديك بود و رهايي به هيچ عنوان دوست نداشت كه دوباره هدف تيرهاي اعتراض دانشجويان قرار بگيرد . به علاوه رهايي مي دانست كه اين انجمن و اعضا آن از حقوق خود و دانشجويان نخواهند گذشت و انتخابات خود را در ارديبهشت ماه با حمايت دانشجويان برگزار خواهند نمود. اين افكار آن چنان ترسرا در دل دكترغالب كرده بود كه با شروع سال ۸۶ رهايي ديگر قدم در پلي تكنيك نگذاشت.

دفتر رياست دانشگاه كه داخل دانشگاه بود و اعتراضات متعدد دانشجويان پلي تكنيك را به نظاره نشسته بود ناگهان به بيرون دانشگاه منتقل شد ….
دكتر رهايي اين روزها در طبقه هفتم ساختمان بير منگام در اتاق خود مي نشيند و فقط از پشت پنجره اتاقش پلي تكنيك را نظاره مي كند . ساختمان بير منگام كه ازداخل دانشگاه هيچ گونه ورودي ندارد ، هر روز صبح قدم هاي لرزان دكتر را كه از خيابان رشت و به دور از چشم دانشجويان پلي تكنيك به سوي اتاق خود مي رود ، احساس مي كند .

دكتر رهايي ، مديريت دانشگاه صنعتي اميركبير ( پلي تكنيك تهران ) حتي اتاق خود را از پلي تكنيك بيرون برده است ، او ديگر به بسيج هم براي حمايت از خود اطمينان ندارد و تمامي دوستان خود را در دانشگاه تنها رها كرده و به گوشه اي پناه برده است به اين گمان كه ديگر كسي روبروي در اتاقش فرياد نمي زند رهايي اسعفا ………

اما دانشجويان آزاده و غيور پلي تكنيك همواره بر احيا حقوق به حق خود پا فشاري مي كنند و به دكتر پيشنهاد مي كنند كه همان راه خروج را ادامه دهند و با احترام به آراي دانشجويان از اين مديريت بگذرند زيرا كه پلي تكنيك هيچ گاه به خروج ظاهري رهايي رضايت نخواهد داد و مطمئنا آبستن افتخارات ديگري است .

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام