بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

حنيف يزداني: فشار حکومت از اين بيشتر نخواهد شد

محسن فانيmohsenfani451.jpg

انتخابات سراسري دفتر تحكيم وحدت، روز 18 اسفند ماه در محل سازمان ادوار تحكيم وحدت برگزار شد و اعضاي شوراي مركزي آن انتخاب شدند.تحکيم در دور جديد نيز براي خود استراتژي مشخصي را تعريف كرده است: بازگشت دوباره به دانشگاه و فضاي اجتماعي. در اين ارتباط با حنيف يزداني، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت گفت و گويي انجام داده و به بررسي چالش ها و اهداف تحکيم وحدت پرداخته ايم.

تجربه يکسال عضويت در شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
اولين چيزي كه بايد بگويم اين است كه اين دوران، دوران سختي بود و هست. سال گذشته هم سال ويژه اي بود.در واقع سال گذشته، نقطه عطف فعاليت هاي دانشجويي بود. دانشجويان از سالهاي 78 به بعد مسيري را طي كردند كه طي آن با زياد شدن فشار ها بر جنبش دانشجويي، نوع عملكرد اصلاح طلبان و مسئولان دانشگاه، ميزان استقلال دانشجويان از احزاب بيشتر و بيشتر شد. در واقع دانشجويان در مسيري قرار گرفته بودند كه آگاه و ناآگاه، بيشتر از آنكه به دنبال برآورده كردن منافع خود يا گروههاي ديگر باشند به دنبال يافتن حق و حقيقت بودند. در واقع دانشجويان از سالهاي قبل قدم در راه" حق محوري" گذاشتند. به اين ترتيب دانشجويان بيشتر از آنكه در دعواهاي جناحي وارد شوند، به دنبال چاره و راه حل براي مشكلات جامعه مي گشتند. با انتخاب آقاي احمدي نژاد و تغيير مسولين، به ويژه در دانشگاهها، در يك سال و نيم گذشته اين تجربه زيست مستقل و حق مدارانه دانشجويان تا حد بسيار زيادي افزايش يافت و عملا به محك تجربه سپرده شد.

مسلم است كه اين زيست جديد بايد در بستر مناسبي شكل بگيرد و اذهان و افكار دانشجويان با آن مانوس شود. از سوي ديگر بايد امكانات متناسب با اين نوع زيست مستقل و حق مدار هم آماده و تهيه شود.اين همه در حالي است كه همانطور كه مي دانيد حد"پيك فشار" از سوي نهادهاي امنيتي و همچنين مسئولان دانشگاهها بيشتر از سالهاي گذشته شده است.

اما عملكرد مناسب دانشجويان در سال گذشته نشان مي دهد كه فشار حاكميت از اين بيشتر نخواهد شد، و به نظر من از اين به بعد كاهش هم پيدا خواهد كرد. بنابراين اين مساله براي من هم که در اين دوران فعاليت مي كنم بسيار جالب توجه است.

نقاط قوت و ضعف مجموعه دفتر تحکيم وحدت را در چه چيزهايي مي دانيد؟
دفتر تحكيم وحدت مجموعه وسيعي است، به همين دليل قابليت هاي عمده يي دارد كه بسياري از آنها بالقوه باقي مانده اند.

البته اين گستردگي از امتيازهاي مجموعه تحكيم است و كمتر تشكلي داراي آن است.
نقاط ضعف دفتر تحكيم وحدت و همچنين انجمنهاي اسلامي را مي توان به نقاط ضعف بيروني و دروني تقسيم بندي كرد.مشخص است كه فشار زايد الوصف نهاد هاي متعدد امنيتي در خارج از دانشگاهها و كميته هاي انضباطي و نهادها و تشكلهاي شبه نظامي و حراست و... در درون دانشگاه، بر فعاليت انجمنها تاثير بازدارنده دارد. موج تبليغات بر عليه انجمن هاي اسلامي كه تلاش مي كند آنرا جايي پر هزينه معرفي كند، تهديد مستقيم و غير مستقيم دانشجويان انجمني، عدم اعطاي مجوز براي فعاليتهاي قانوني و حتي تشكيلاتي انجمنها و تعطيل كردن انجمنها همه نشان دهنده اعمال محدوديت عليه انجمنهاي اسلامي است.اما عوامل دروني نيز مانع از بهره وري بيشتر فعاليتهاي انجمنهاي اسلامي و دفتر تحكيم شده است.عدم مطالعه منسجم بين دانشجويان خود ضعف عمده به حساب مي آيد. در حال حاضر دانشجويان بيشتر از آنكه كتاب خوان باشند اطلاعات خود را از طريق اخبار و سايت ها كسب مي كنند. اين باعث مي شود سطح اطلاعات دانشجويان بالا رود ولي عمق فكري در بر نخواهد داشت.

اما مهمتر از عامل بالا، در بين سالهاي 78 تا 84 كه دانشجويان سعي در عوض كردن نوع نگاه خود به قدرت سياسي، حاكميت، جامعه مدني، نقش جنبش دانشجويي در جامعه مدني و... داشتند تا اكنون كه روش حق محورانه را در پيش گرفته اند نوعي سردرگمي و اغتشاش فكري و عملي هم به وجود آمده است.اين اغتشاش فكري باعث مي شد كه دانشجويان گاه ندانند كه براي رسيدن به خواسته هاي خود يعني دموكراسي، آزادي، عدالت و استقلال چگونه بايد اقدام كنند.در واقع دانشجويان از يك فلسفه هادي كه رابط بين آرمان و عمل است، بي بهره بوده اند. نبود اين فلسفه هادي و اغتشاش فكري باعث مي شود كه دانشجويان در طرح شعارها و انجام عملكردهاي خود مرتكب كوتاهي هايي نيزشوند.

به اين ترتيب طبيعي است كه بسياري از شعارهاي دانشجويان براي توده دانشجويي جذابيت خاصي نداشته باشد. براي مثال تا چند سال پيش بسياري از اعضاي انجمنهاي اسلامي دخالت در مسائل صنفي و روزمره دانشجويي را خارج از وظايف خود مي دانستند؛يا حتي فعالين دانشجويي نزديك شدن به خرده جنبشها و يا بيان دردهاي اجتماعي را در حد خود نمي ديدند. در واقع انديشه اي در بين فعالين دانشجويي وجود داشت كه آنها را در فعاليت هاي سياسي محدود مي كرد. البته بايد ذكر كرد كه اين ضعف را فضاي سياسي كه متاثر از آتمسفر اصلاح طلبي بود تشديد مي كرد. در واقع دانشجويان و انجمن هاي اسلامي شعار هاي بزرگ و راديكالي مي دادند اما با محدود كردن خود به فعاليتهاي صرفاسياسي، خود را از داشتن پايگاه دانشجويي و اجتماعي محروم كردند.البته روش حق محورانه، بينش صحيحي به دست مي دهد كه در آن بيان هر حقي، تكليف و وظيفه دانشجويان است. به اين ترتيب بيان كردن حقوق اجتماعي، حقوق صنفي، فرهنگي همانند بيان حقوق سياسي داراي ارزش خواهد شد.
مسلما پس مانده هاي تفكر سياست محور قبلي هنوز دست و پا گير است و از دامنه فعاليتهاي تحكيم و انجمن هاي اسلامي مي كاهد. در هر حال به نظرم اين مهمترين ضعف دروني انجمن هاي اسلامي است.

در قطعنامه نشست سال گذشته دفتر تحکيم وحدت که شما هم در آن انتخاب شديد بر چند موضوع تاکيد شده بود از جمله: بازگشت تحکيم و انجمن هاي اسلامي به دانشگاه ها، ارتباط هر چه بيشتر با جنبش ها و خرده جنبش هاي اجتماعي... چقدر در يکسال گذشته انجمن هاي اسلامي به صورت عام و دفتر تحکيم وحدت به صورت خاص توانستند به اين اهداف دسترسي يابند؟
اين دوشعار بيان كننده نوع نياز دفتر تحكيم وحدت و انجمن هاي اسلامي است كه در امتداد روند حق طلبانه و مستقل دانشجويان طرح مي شود. شعار بازگشت به دانشگاه و نزديكي به جنبشهاي اجتماعي راهكاري براي پر كردن خلا ناشي از ترك زيست گذشته انجمن اسلامي و دفتر تحكيم وحدت است. در سالهاي گذشته تفكري در بين دانشجويان وجود داشت كه سعي مي كرد مسائل صنفي را از مسائل سياسي و اجتماعي جدا كند. اين تفكر از سوي مسولان وقت دانشگاهها منتشر مي شد و دانشجويان وابسته به تفكر رسمي حاكميت هم به آن دامن مي زدند. بسياري هم مي گفتند كه فعالين انجمنها براي استفاده حزبي و سياسي وارد مسائل صنفي مي شوند. در مجموع آنها، فضايي را مهيا مي كردند كه اعضاي انجمنها نتوانند نسبت به مسائل صنفي اعتراض كنند. در حالي كه بر اساس تفكر حق محور هر كسي بايد نسبت به تضييع حقوق، در هر كجا، حساس باشد. اما مسلما اين حق خواهي نبايد براي امتياز گرفتن از حاكميت و يا مسولان دانشگاه باشد. نگاه ابزاري نسبت به حقوق صنفي كاملا مردود است، بلكه بايد به مسائل صنفي به عنوان هدف و وظيفه نگريسته شود.

سال جاري بيشترين تعداد اعتراض ها و اعتصابات صنفي دانشجويي در دانشگاهها را داشته ايم. اين اتفاقات به دليل سو مديريت و عدم امكانات رفاهي و آموزشي متناسب با تعداد دانشجويان به وجود آمده است.به نظر مي رسد دانشجويان و فعالين دانشجويي نيز از لحاظ رواني و فكري به اين آمادگي دست يافته اند كه در ارتباط با زيست روزمره خود، حق و حقوق صنفي شان را مطالبه كنند. در اين ميان انجمنهاي اسلامي و اعضاي انجمنها نقش بسزايي داشته اند. به طور مثال تحصن صنفي در دانشگاههاي رجايي، شهركرد، علامه طباطبايي، علوم پزشكي شهركرد، تربيت معلم سبزوار و... حتي در بسيار دانشگاهها موارد اتهامي به دانشجويان انجمني در كميته انظباطي، مسائل صنفي بوده است. اما دفتر تحكيم وحدت نيز در باره مسائل دانشگاهي در سال گذشته فعاليت قابل دفاعي دارد. انتخابي شدن رياست دانشگاهها توسط دانشگاهيان خواسته برجسته اي از خواسته هاي دفتر تحكيم بوده است.

دفاع از حقوق دانشجويان ستاره دار در چارچوب شعار بازگشت به دانشگاه صورت گرفت. اعتراض به تجاوز به حقوق اساتيد نيز از ديگر نمونه هاي عمل در چارچوب بازگشت به دانشگاه است.البته دفتر تحكيم در چند بيانيه نسبت به مسائل دروني دانشگاهها از جمله مسائل صنفي، بودجه، ميزان خودكشي ها، امكانات رفاهي و آموزشي دانشگاهها و... هم واكنش نشان داد. در مجموع بايد گفت تحكيم و انجمنها در باره مسائل دانشگاهي نسبت به سالهاي قبل از آن، فعاليت گسترده تري داشته اند، اما انتظار بر آن است با توجه به مشكلات موجود در دانشگاهها بر ميزان آن بيفزايند. براي مثال انجمنها بايد شعار انتخابي شدن رئيس دانشگاهها و عمل بر اساس منشور آزادي آكادميك را در صدر كار خود قرار دهند.انجمن هاي اسلامي بايد برنامه اي به صورت مدون براي فعاليت هاي صنفي خود داشته باشند. براي مثال تريبون آزاد مي تواند بسيار مثمر ثمر باشد و يا استفاده از نشريه هاي صنفي و برگزاري جلسات سخنراني در باره مسائل صنفي از جمله نقش دانشجويان دختر در دانشگاهها، رابطه دانشجويان دختر و پسر در دانشگاه و نوع نگرش مسولان، رابطه امكانات دانشگاهي و بهره وري علمي، آسيب شناسي خوابگاههاي دانشجويي و...

درباره شعار نزديكي به خرده جنبش هاي اجتماعي نيز بايد گفت كه تحكيم در سال گذشته گامهايي هر چند كوچك بر داشت. البته بايد متذكر شد كه جنبشهاي اجتماعي ايران بخصوص جنبشهاي كاملا صنفي و NGO ها به دلايل مختلف بسيار نحيف هستند و كوچكترين فشار سياسي مي تواند اكثر آنها را نابود كند. به همين دليل كنشگران سياسي درنوع رابطه با آنها بايد نهايت دقت را به خرج دهند.هر چند پس مانده هاي نگاه سياست محور در ميان دانشجويان مانع از وارد شدن كامل جنبش دانشجويي به درون جامعه مي شود وليكن دفتر تحكيم با چند جنبش اجتماعي موجود كم و بيش در رابطه بوده است. مسلما مشاهده در كنار مطالعه، راههاي كسب اطلاعات است. يكي ديگر از ضعف هاي عمده دانشجويان اين است كه چندان به مسائل اجتماعي اطراف خود توجه ندارد. فقر، دختران فراري، زنان سرپرست خانواده، اعتياد، بزهكاري، بي كاري و... از آسيب هاي اجتماعي جامعه ايران هستند. دانشجويان بايد در باره اين مسائل از خود واكنش نشان بدهند. در واقع دانشجويان بايد ابتدا مشاهده كنند، سپس با ايجاد دغدغه در بين دانشگاهيان، در حد توان خود براي حل مشكلات وارد عمل شوند. يكي از عوامل موفقيت دانشجويان در سالهاي دور نزديكي آنها به زيست روزمره مردم بوده است. براي مثال دانشجويان در كنار غلامرضا تختي براي مردم زلزله زده كمك جمع مي كنند و يا با اعتراض و تحصن مانع از بالا رفتن بهاي بليط اتوبوس واحد مي شوند. مسلم است اين مسائل باعث ايجاد سرمايه اجتماعي براي دانشجويان مي شود.اما متاسفانه دانشجويان به طور عام و انجمن هاي اسلامي به طور خاص چندان به فكر مسائل اجتماعي نيستند. به شوخي به يكي از دوستان مي گفتم واقعا گراني ارزش يك مصاحبه را ندارد؟ تحكيم در سال گذشته با بخشهايي از جنبش هاي اجتماعي از جمله زنان، كارگران، قوميت ها ارتباط برقرار كرد كه حتي به برگزاري برنامه مشترك نيز منجر شد. درباره مسائل فرهنگي از جمله سد سيوند نيز اقداماتي صورت گرفت، اما اين كارها با ايده آلي كه تبديل شدن به بيان و خواسته هاي مردم است فاصله زيادي دارد.

ديده باني جامعه مدني يعني چه؟ تحكيم تاكنون چه چيزي را ديده باني مي كرد؟ بر اين پايه سياست گذشته تحكيم درست بود يا نادرست؟
ديده باني جامعه مدني به معني انذار دادن به نيروهاي سياسي - اجتماعي است. تا آنها به جاي عمل بر مبناي مدار قدرت، بر مبناي آزادي عمل كنند.همانطور كه مشخص است عمل مي تواند بر اساس قدرت و يا آزادي انجام شود.عملي مبتني بر آزادي است كه به دموكراسي منجر مي شود. نكته قابل توجه آن است كه از عمل مبتني بر قدرت نيز تنها استبداد خلق مي شود و نه دموكراسي. در عمل مبنتي بر قدرت، تخريب است كه خود نمايي مي كند. نتيجه اين نوع عمل حتما قهر و خشونت و تمركز قدرت در يد يك گروه يا يك فرد است. دراين عمل، قدرت مدار مي كوشد با استفاده از زور راه را براي رشد خود و ديگران ببندد. در اين حالت است كه قدرت مداري يكي سبب ايجاد كمبود امكانات براي ديگران مي شود. قدرت مدارها همواره نسبت به تمامي مفاهيم از جمله آزادي نگاهي ابزاري دارند. حال جامعه مدني كه جامعه اي است متشكل از افراد و گروههايي كه به حقوق خويش و ديگران آگاهي دارند، بايد از عمل بر مبناي قدرت جلوگيري كند و همه كنشگران را به عمل كردن بر مبناي آزادي و حقوق دعوت كند. بر اين اساس دفتر تحكيم وحدت به نقد همزمان اپوزيسيون و پوزيسيون دست زده است. و در اين راه نيز تبعيضي روا نداشته است. براي مثال همان قدر كه به اپوزيسيون قدرت مدار خارج از كشور نقد وارد است به حاكميت نيز انتقاد وارد است و يا در انتقاد تحكيم و انجمنها به اصلاح طلبان نيز مي توان اين مسئله را مشاهده كرد.

از دو سال قبل به اين سو پس از دوران خاتمي، دفتر تحكيم از حد آن مجموعه اي كه ابتكار عمل كنش سياسي در اختيار او بود به مجموعه اي که تنها در پي واكنش سياسي بوده، تبديل شده است. چرا؟
من البته انتقاد شما را وارد نمي دانم. مشخص است كه كنش، نشان دهنده عمل مبتني بر آزادي، استقلال و رشد و تكامل است و واكنشها از روي ناچاري و اجبار و يا ميل به سلطه پذيري و يا سلطه گري رخ مي دهد.چرا كه كنش هنگامي مي تواند شكل بگيرد كه هدف مشخص باشد و وسيله معلوم و اين انتخابها برخاسته از نياز واقعي انسان بر اساس ميل رشد يابندگي انجام شده باشد. اما اگر هدف فرد و يا جمعي در بيرون از دايره حقوقش باشد، او ديگر به خودش مستقل نيست بلكه به بيرون وابسته است. به همين دليل نيز واكنش در برابر بيرون از خود شده است. مسلم است كه انسانها به خاطر نسبي بودن نتوانند آنچنان كه بايد بر اساس آزادي خود عمل كنند و در بسياري از مواقع تحت تاثير شرايط و يا فلسفه هادي غلط به جاي كنش، واكنش شوند. بر اين اساس به نظر من انجمنها و تحكيم تا حدي انتقادات خود به روش عمل اصلاح طلبان از جمله آقاي خاتمي را دير شروع كردند. اما شخصا از موارد واكنش دانشجويان تحكيمي موارد زيادي به خاطرم نمي رسد.اما جواب اين سئوال بر عهده شماست كه در انتخابات رياست جمهوري گذشته كه همه افراد و روشنفكران و احزاب بر اساس واكنش به آقاي احمدي نژاد، در پناه آقاي رفسنجاني سنگر گرفتند، واكنش است و يا تحريم انتخابات و انتخاب كردن روش حق محورانه و عمل بر مبناي آزادي؟ در جامعه امروز ايران بيش از دانشجويان، اپوزيسيون است كه به مدت طولاني، واكنش حاكميت شده است. اينكه بسياري از نيرو هاي قديمي اپوزيسيون سياست را به بازي با امكانها تعريف مي كنند و بي مهابا مي گويند سياست يعني همين، واكنش شدن است يا بر اساس حق محوري عمل كردن؟ اصلا تعريف سياست به بازي با امكانها و قدرت ورزي، يعني اعتراف به واكنش شدن. اصلاح طلبان که هر 9 روز يك بحران داشتند، ‌به گفته خود تماما واكنش شدند به طوري كه آقاي خاتمي گفت كه تنها تداركات چي است، اما شما كه سئوال را مي پرسيد، اينك جواب دهيد اطلاح طلبان واكنش بودند و يا دانشجويان كه تصميم گرفتند با تكيه بر نيروي مبتني بر آزادي و استقلال كه از مردم سرچشمه مي گيرد عمل كنند؟استقلال يعني عمل در پرتو حقوق. حقوق نيز مفهوم ناشناخته اي نيست. مسلم است كه حق ها با يكديگر مباينت ندارند بلكه در امتداد يكديگرند. حق ها فرا زماني و فرامكاني هستند. حق ها براي همه هستند و هيچ گونه تبعيضي بين آنها روا نيست. حال كنش هنگامي شكل مي گيرد كه فرد مستقل باشد، يعني به حقوق عمل كند. حال دانشجويان به كدام غير حق عمل كرده اند؟ ساير نيروها چه كرده اند؟ همين اپوزيسيون بين حق ها مباينت ايجاد نكرده است؟ بارها با افتراق انداختن بين آزادي و امنيت، آزادي و رفاه و... جنبش مردمي را از بين نبرده است؟

با اين حساب به نظر شما علت رکودي که در دانشگاه ها ديده مي شود، چيست؟
ركود در دانشگاهها دلايل زيادي دارد. جو سرخوردگي ناشي از شكست دوران اصلاحات يخي را در دانشگاهها ايجاد كرد كه رفته رفته مي رود كتا آب شود. اما مهمترين دليل براي ايجاد فضاي ركود در دانشگاهها همان ضعف فلسفه هادي است.

در واقع مردم ايران و گروه هاي دموكراسي خواه نيز از داشتن فلسفه هادي كه رابط بين اين آرمانها و اجرايي شدن آنها باشد ناتوان شده اند.البته مردم ايران هرگاه بيان حقي را يافته اند كه توانسته است در راه آرمانهايشان گام بردارد، حركت خود را پويا كرده اند. مردم ايران مي دانند كه عمل براي رسيدن به حقوق بايد تنها مبتني بر حقوق باشد. به همين خاطر نيز دادخواهي براي سيدن به حقوق شان تنها از سوي كساني پذيرفته است كه به پايمال كردن حق ديگران نپرداخته باشند و در زيست خود عمل به حقوق را سرلوحه خود كرده باشند. حال دانشجويان نيز تنها زماني به سخن فعالين دانشجويي دل خواهند سپرد كه آنها با در پيش گرفتن حق مداري، فلسفه هادي روشن و شفافي را ارائه دهند.

فکر مي کنيد براي برون رفت از اين فضاي رکود و رخوت چه بايد کرد؟
خواسته هاي عموم دانشجويان مسئله ناشناخته اي نيست. بايد عمل متناسب با آن شكل بگيرد.مسلم است هنگامي كه فعالين دانشجويي و انجمن هاي اسلامي صادقانه و بر اساس وظيفه حق خواهي خود به بررسي مشكلات صنفي دانشگاه و مسائل اجتماعي بپردازند، جو ركود در دانشگاهها را از بين خواهند برد.

آيا به نظر شما در شرايط فعلي اولويت اول فعالان دانشجويي چپ و فعالان انجمن هاي اسلامي و دفتر تحکيم وحدت بايد بر اتحاد باشد يا بر پر رنگ تر کردن مرزبندي ها با يکديگر؟
فکر مي کنم اتحاد هنگامي مي تواند منتج به نتيجه در خور و در راستاي دموكراسي شود كه شفافيت بر نوع پيوند ها و اختلافها حاكم باشد. بهترين راه كار اينك شفافيت و گفتگو است.

البته بايد دانست كه گفتگو يعنى در بينشها تأمل كردن و در تفاوتها انديشيدن. گفتگو يعنى فهميدن فاصله‏ها و اگر اينطور نباشد، براى چيزي جز احساسات جا نمى‏ماند. اگر بخواهيم خود را گول بزنيم و به دنبال اشتراكات بگرديم، دردها تنها بيشتر مى‏شود. نبايد اشتباهاتي را كه ساير نيروها در سالهاي گذشته كرده اند، تكرار كنيم. جبهه براي رسيدن به دموكراسي و آزادي هنگامي ايجاد مي شود كه آرمانها، استراتژي ها و تاكتيك ها و فلسفه هادي بر مبناي آزادي باشد.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام