|
نقدی بر سخنان رهبری
علی صابری
به جای نقد، اگر جرم نباشد؛ نشریه دانشجویی آینده
مقام رهبري جمهوري اسلامي در سخنراني خود در حرم امام رضا مطالب مختلفي را بيان کردند که عموما با واقعبت و حقيقت فاصله اي بسيار داشت. بسياري از اين سخنان سخناني کلي بود و به دليل همين کلي گويي ها قضاوت در مورد صحت آنها کاري دشوار و سخت مي گردد. طرح مسائلي کلي مانند عملکرد قدرتمند کشور در عرصه سياست خارجي و اقتصاد و اداره کشور، انزواي آمريکا و محبوبيت رييس جمهور در کشورهاي آفريقايي و آمريکاي لاتين و … بدون آنکه براي اين ادعاها دليل و برهاني آورده شود در اين سخنراني بارها تکرار شد که سعي خواهم کرد به بررسي اين ادعا ها بپردازم.
اما پيش از آغاز بحث چند نکته را ضروري مي دانم که بيان نمايم.
۱- آقاي خامنه اي انساني است مانند همه انسان ها و فاقد وجهه قدسي، لذا نقد و بررسي سخنان و عملکرد ايشان نه تنها بي اشکال که لازم و ضروري مي باشد آنچنان که مولا علي بر اين عقيده بود و بنيانگذار جمهوري اسلامي نيز بر اين عقيده بود که ” اگر من پايم را کج گذاشتم، شما بايد بگوييد.”
۲- در حکومت امير المومنين، خوارج – بزرگترين مخالفين آن حضرت- حق فعاليت در مسجد به عنوان مهمترين مرکز سياسي آن زمان را داشتند و در مخالفت با آن حضرت سخن مي گفتند. بدون کوچکترين مشابهت سازي، به دليل آنکه جمهوري اسلامي ادعاي حکومت علوي دارد در نتيجه بايد رفتار علوي داشته باشد (هرچند که در عمل ديديم برخلاف اين عدالت و رفتار علوي در حوزه دانشگاه رفتار نمود و برخي دانشجويان را با عنوان سه ستاره از ادامه تحصيل بازداشت.) لذا همان گونه که در حکومت اميرالمومنين امکان نقد و مخالفت با ايشان وجود داشت بايد در جمهوري اسلامي نيز اين امکان موجود باشد. چرا که نه آقاي خامنه اي برتر و معصوم تر از امام مي باشد و نه مخالفان بدتر از خوارج.(لا اقل از منظر خودمان)
۳- متاسفانه در سال هاي اخير به دليل اهمال و کم کاري اعضاي مجلس خبرگان و يا هر دليل ديگري هيچ گاه نقدي بر عملکرد ايشان صورت نگرفته است و هيچ گاه سخنان و عملکرد ايشان در بوته نقد قرار نگرفته است. لذا نقد و برررسي عملکرد و سخنان ايشان چندان مورد توجه قرار نگرفته و بعضا دست نيافتني گرديده است. در اندک مورادي هم که نقدي بر عملکرد ايشان صورت گرفته، عموما منتقدين متهم به عامل بيگانه و منافق بودن متهم شده اند که بهترين نمونه اين برخورد را مي توان در برخورد با فقيه عاليقدر آيه الله منتظري مشاهده نمود.
۴- در دانشگاه چندي پيش نشريه اي مدعي شده بود که نقد رهبري بايد به گونه باشد که مورد سوء استفاده بگانگان قرار نگيرد، هر چه قدر منتظر شدم تا ايشان اين گونه نقد نوشتن را به صورت عملي آموزش دهند و شاهد اين گونه نقدها باشم، اتفاقي صورت نگرفت. و متوجه نشدم منظور نگارندگان از آن متن چه بوده است. البته عقيده ام بر اين است که اساسا هر سخني ولو بهترين سخنان مي تواند مورد سوء استفاده ديگران قرار بگيرد.
۵- اين سخن رهبري که امسال سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي مي باشد هر چند خود جاي بحث و بررسي بسيار دارد اما مانع از اين نمي شود که عملکرد و سخنان رهبري و يا ساير مسئولين کشوري قابل نقد و بررسي نگردد و بالعکس به دليل حساسيت موجود در کشور و مسئله هسته اي اين نقد بايد بيشتر و قدرتمند تر گردد.
رهبري در مورد حقوق بشر سخن از تعارض و دوگانگي برخورد کشورهاي غربي و علي الخصوص آمريکا با مسئله حقوق بشر در قبل و بعد از انقلاب گفت. ايشان در ضمن سخنان خود مدعي شدند که در رژيم شاهنشاهي در مورد حقوق بشر به ايران تذکر داده نمي شده است و پس از انقلاب و در راستاي مبارزه با انقلاب از آن استفاده شده است.
“آن ايران متحد درجه يک آمريکا در اين منطقه بود، زمامدارانش هم متحد آمريکا بودند، هيچ اعتراضي هم به نقض حقوق بشر و دموکراسي بر آن حکومت طاغوتي وارد نبود. امروز ايران يک کشور آزاد است. با اين مردمسالاري واضح که مردم سالاري ما در دنيا کم نظير است.”
در اين مقال قصد بحث اينکه “آيا در ايران حقوق بشر نقض مي شود يا نه، و اينکه آيا غربي ها از حقوق بشر استفاده ابزاري مي نمايند يا نه؟” را ندارم بلکه روي سخنم بيشتر معطوف به آن بخش از سخنان آقاي خامنه اي مي باشد که بحث تاريخي نموده اند و ايراد به رژيم شاه در مورد حقوق بشر را رد نموده اند مي باشد.
همچنين اين نکته را خاطر نشان مي کنم که هيچ کس نمي تواند منکر جنايات رژيم شاهنشاهي در برخورد با مخالفين خود گردد. چرا که کارنامه اين رژيم در ايجاد خفقان و شکنجه زندانيان موجود مي باشد و زندان هاي مختلف کشور بيانگر اين جنايات مي باشد. اما آيا جمهوري اسلامي رفتاري مناسب در برخورد با مخالفين داشته است؟ آيا رهبري کشور مي تواند منکر شکنجه همسر سعيد امامي و برخي نزديکان به او در زمان رهبري خود باشد؟ زماني که با برخي از نزديکان نظام اين گونه برخورد مي شود و آنها متهم به موارد مختلف مي شود آنگاه تکليف مخالفين و معاندين روشن است.
براستي هيچ گاه براي رهبري اين سوال پيش نيامده است که آن عده از مخالفين که اعتراف کرده اند و فيلم اعتراف آنها از تلويزيون هم پخش شده است چرا پس از آزادي دوباره به همان راه قبلي برگشته و حتي تندتر هم شده اند؟ آيا واقعا آنها باختيار خود و تنها با چند نکته ارشادي هدايت شده اند و از گذشته خود پشيمان شده اند و يا اينکه …؟ براستي رهبري از حمله به کوي دانشگاه، بيت برخي مراجع علي الخصوص آيه الله منتظري و منزل بسياري از فعالين سياسي کشور بي اطلاع است؟ براستي رهبري خبر از بازداشت ياشار قاجار، عابد توانچه و کيوان انصاري ندارد؟ اتهام هاي دوران شاه لااقل براي خود مسئولين آن زمان قابل توجيه بود اما اتهام دکتر کيوان انصاري مبني بر داشتن ايميل محرمانه براي چه کسي قابل توجيه است؟
براستي آيا آقاي خامنه اي وضعيت دانشجويان سه ستاره را نشنيده اند که اين چنين محکم صحبت مي کنند؟ آيا محروميت از تحصيل نقض حقي از حقوق انساني نمي باشد؟ آقاي خامنه اي چرا هيچ گاه نسبت به اين دغدغه دانشجويان صحبتي نکرده اند؟ مگر نه آنکه ايشان رهبري کشور را برعهده دارد.
آيا رهبري عکس هاي ارديبهشت ماه سال گذشته و ضرب و شتم زنان در ميدان هفت تير را نديده است؟ مگر آنها چه مي خواستند؟ مگر نه اين است که حق برگزاري تجمع بدون حمل اسلحه در قانون اساسي آمده است؟ آيا رهبري خبر بازداشت طولاني مدت موسوي خوئيني را نشنيده است و از آن اطلاع ندارد؟
براستي يکبار هم براي ايشان اين سوال پيش نيامده است که درگيري هاي سيستان و بلوچستان چه دليلي دارد؟ و چرا همواره اين بخش از خاک کشورمان همواره شاهد درگيري هاي خونين است؟ آيا همه اين درگيري ها کار عده اي فريب خورده و عامل بيگانه است؟ يا اينکه دليلي غير از اين دارد؟ مثلا محدوديت هاي مذهبي؟
اما بخش ديگر سخنان ايشان در مورد عدم برخورد با شاه در مورد نقض حقوق بشر، به ايشان پيشنهاد مي کنم به کتاب تاريخ دوره دبيرستان و يا سوم راهنمايي رجوع نمايند تا با حقيقتي برخلاف گفتار خود روبرو شوند؟
جهت اطلاع برخي دوستان، يکي از وعده هاي انتخاباتي جيمي کارتر مراعات مسائل مربوط به حقوق بشر در سياست خارجي آن کشور بوده است و اشکالات موجود در فروش هواپيماهاي آواکس به شاه (تابستان ۱۳۵۶) نيز نتيجه فعاليت هواداران حقوق بشر در وزارت خارجه آمريکا بود و البته فضاي آزاد سال هاي ۵۶ و ۵۷ نيز نتيجه همين تغيير بود.
آقاي خامنه اي اگر اندکي به حافظه تاريخي خود بدون غرض ورزي ها و … رجوع نمايند به ياد خواهند آورد که جريان سپاسي که متاسفانه برخي مسئولين فعلي نظام هم در آن سخن از سپاس شاه و درود شاه گفتند واکنش حکومت آن زمان به فشارهاي گروه هاي حقوق بشري جهان بود. شاه براي اينکه نشان دهد که در کشور مخالفينش آزادي دارند برنامه اي را طراحي نمود که در آن زندانيان سياسي از فريب خوردگي و غفلت خود سخن بگويند و از انقلاب سفيد شاه، رژيم شاه و … تعريف نمايند و شاه را تحسين نمايند. برنامه اي که به همت دو مارکسيست- مسلمان به هم خورد و به نتيجه نرسيد. اگر احتمالا تاکنون از اين اتفاق کسی اطلاعي نداشت اما
مطمئنا در برنامه هاي ۲۲ بهمن امسال دفاع خسروگلسرخي در بيدادگاه شاه را ديده اند.
در مورد اينکه آيا کشور ما، کشوري آزاد است و دموکراسي در آن در اوج مي باشد به ايشان پيشنهاد مي کنم نگاهي به انتخابات مجالس چهارم و هفتم بياندازند. انتخاباتي که در هر دوي آنها بسياري از نمايندگان دوره قبل مجلس رد صلاحيت شده اند. حال آيا بازهم مي توان گفت که دموکراسي ما کامل است و انتخاباتي آزاد داريم؟ البته در يکي از دو ابر قدرت سابق جهان نيز شاهد اين گونه دموکراسي بوده ايم که قبل از اينکه مردم کسي را انتخاب نمايند ديگران براي آنها انتخاب نموده اند و بعد هم مدعاي آزادي شده اند و ليبرال دموکراسي را استهزا نموده اند.
“یک بخش از جنگ روانی دشمن، دامن زدن به اختلافات است. در داخل کشور ما اختلافات قومی، اختلافات مذهبی-شیعه و سنی- اختلافات جناحی، اختلافات صنفی و رقابت های صنفی را ترویج و تبلیغ می کنند”
بخش ديگر صحبت هاي رهبري در مورد اینکه ترویج اختلافات و اعتراضات صنفی، قومی، مذهبی و جناحی بخشی از برنامه آمریکا می باشد قابل پذیرش می باشد اما این مسئله که همه این گونه برنامه های اعتراضی سفارش داده شده از سوی خارج کشور باشد چندان پذیرفته شده نمی باشد. براستی اعتراض های کارگران حقوق دریافت نکرده و یا معلمان مصداق برنامه از خارج کشور می باشد. برنامه های اعتراضی زنان نسیت به حقوق خودشان و تقاضای حقشان را آیا می توان مصداقی برای این سخن رهبری نامید؟ و یا اگر در مرزهای کشور وضعیت اقتصادی مردم مناسب بود و دولت نسبت آن مناطق توجهی حداقلی داشت آیا امروز شاهد این گونه اختلافات بودیم ؟ به اعتقاد من درگیری های موجود در سیستان بیشتر از آنکه برنامه ای تعریف شده از خارج کشور باشد نتیجه برنامه ریزی غلط برای آن منطقه و نیز عدم مدیریت مناسب آن استان می باشد. فقر شدید و امکانات پایین و البته دامن زدن به برخی اختلافات مذهبی و عدم احترام به اعتقادات مردم آن منطقه موجب بسیاری از این اعتراضات می گردد.
آقای خامنه ای در بخشی دیگر از سخنان خود “امروز هر کس که مردم را ناامید کند و به خود، به مسئولین و به آینده بی اعتماد کند به دشمن کمک کرده. امروز هر کس که به اختلافات داخلی دامن بزند - هر نوع اختلافاتی- به دشمن ملت ایران کمک کرده. کسانی که قلم دارند، بیان دارند، تریبون دارند، باید مراقب باشند، نباید بگذارند دشمن از آنها استفاده کنند.”
این سخن رهبری البته وجهه دیگری هم باید داشته باشد و آن امید بیش از حد دادن به ملت می باشد. نمی توان و نباید به مردم وعده ها و امیدهای دور و غیر قابل دسترسی داد و البته مردم را بیش از حد نسبت به مسائل امیدوار نمود. کسانی که تریبون دارند وظیفه مهمتر از امیدوار و ناامید کردن ملت دارند و آن هم آگاه کردن مردم می باشد. مردم باید بدانند که کشورشان به کجا می رود و به چه سمتی حرکت می کند. نباید به مردم اعلام نمود که تحریم ها اثری ندارند و آنگاه مردم ببینند که در کشور قیمت کالاهای خارجی افزایش چشمگیری داشته باشد و بازرگانان برای واردات مجبور باشند قیمت کالاهای وارداتی را به صورت نقد بپردازند و امکان LC در بازرگانی خارجی از بین رفته باشد.
“تحریم نمی تواندبه ما ضربه بزند. مگر تاحالا تحریم نکرده اند؟ ما در حال تحریم به انرژی هسته ایم رسیده ایم: ما در حال تحریم به پیشرفت های علمی رسیده ایم: ما در حال تحریم به این سازندگی های وسیع رسیده ایم. تحریم در شرایطی حتی ممکن است به نفع ما تمام شود.”
اگر واقعا بر این عقیده ایم که تحریم در شرایطی می تواند به نفع کشور ما تمام شود. پیشنهاد می کنم که آن شرایط را آماده کنیم و دور کشور دیوار بتونی کشیده شود و خودمان پیش از آنکه دیگران ما را تحریم نمایند آنها را تحریم نماییم . تا هم پیش دستی کنیم و هم به موفقیت های بیشتری برسیم.
بخش ديگر صحبت هاي رهبري در مورد دولت و حمايت از عملکرد اين دولت مي باشد. رهبري بدون بيان موفقيت ها و پيروزي هاي اين دولت، به صورت کلي و بدون هيچ دليل خاصي عملکرد دولت نهم را موفقيت آميز خواند.
به راستي پيروزي ها و موفقيت هاي دولت نهم در عرصه هاي مختلف چه بوده است؟ در عرصه سياست خارجي به چه پيشرفت و موفقيتي دست يافته ايم؟ آيا دولت توانسته در اين عرصه اندکي از فشارهاي بين المللي عليه کشور را کاهش دهد؟ آيا سطح روابط کشورمان با کشورهاي جهان افزايش چشمگيري داشته؟ سفرهاي خارجي احمدي نژاد به چه کشورهايي بوده است؟ آيا کشورهاي تاثير گذار جهاني ميزبان او بوده اند يا معدود کشورهاي کمونيست آمريکاي لاتين؟ براستي تا چه حد مي توان به کشورهايي مانند ونزوئلا و يا کوبا اتکا نمود؟
در سال ۱۳۸۵ در مجموع ۱۳ قطعنامه و بيانيه عليه کشور صادر شده است. آيا صدور اين تعداد بيانيه و قطعنامه موفقيت مي باشد؟ در بحران هسته اي کشور طي سال هاي گذشته همواره خواسته طرف هاي مقابل تعليق غني سازي اورانيوم بوده است ولي در قطعنامه ۱۳۳۷ شواري امنيت، خواست هاي جهاني از اين مسئله هم فراتر رفته بود و برنامه تسليحاتي و دفاعي کشور هم در ليست تحريم ها قرار گرفته است؟
از سوي ديگر سياست نفي هولوکاست که عملي ابتکاري و روبه جلو خوانده مي شد و همواره از سوي برخي مسئولين تکرار مي شد و کنفرانسي هم درباره آن از طرف وزارت خارجه برگزار شد چه نتيجه اي را به همراه داشت؟ آيا خود فلسطيني ها هم از اين گونه صحبت ها دفاع کردند و آنها را تکرار نمودند؟ حال آنکه اين گونه مسائل بشتر از سوي نئونازي ها و نژادپرست هاي قرن بيست و يکم مورد توجه قرار گرفت. آيا سياست نفي هولوکاست و از بين رفتن رژيم اسراييل از نقشه خاورميانه به نتيجه دلخواه رسيده است و يا اينکه تبديل به ابزاري گرديده است تا اسراييلي ها از آن براي مظلوم نمايي خود و البته خصلت تهاجمي در حاکمان ايران استفاده نمايد؟
رابطه با کشورهاي چين و روسيه و اتکا به آنها براي مانع شدن از صدور قطعنامه عليه کشور به چه نتيجه اي رسيده؟ آيا اين کشورها با وجود امتيازات فراواني که از سوي ايران به آنها پرداخته شده با کشور ما صادقانه رفتار نموده اند و آيا گامي در جهت منافع ما برداشته اند؟ نيروگاه هسته اي بوشهر بالاخره چه زماني از سوي روس ها تکميل مي شود؟ مگر اجراي يک پروژه چقدر زمان مي برد؟ بد نيست آقايان نگاهي به قراردادهاي مشابه در کشورهاي ديگر بپردازند تا ببينند آيا در معامله با روس ها سود برده ايم و يا اينکه ترکمنچاي ديگري امضا شده است؟
در بحران هسته اي به کجا رسيده ايم؟ آيا صدور دو قطعنامه در سال گذشته و البته قطعنامه سوم در آغازين روزهاي سال جاري نيز موفقيت محسوب مي شود؟ آيا براستي مطابق گفته دبير سوراي عالي امنيت ملي ما به دنبال تصاحب در غلتان از دست داده بوديم؟ آيا تفکري که بحران هسته اي کشور را اداره مي کنند موفق عمل نموده اند و توانسته اند در غلتان را حفظ کنند و يا اينکه به خاطر حفظ يک در غلتان، درهاي غلتان زيادي را از دست داده اند؟ آيا دولت نهم و تيم سياست خارجي کشور توانسته است مانع از ايجاد اجماع جهاني عليه ايران گردد؟ آيا کشورهاي اروپايي امروز بيشتر از گذشته به آمريکا نزديک نشده اند؟ کشورهايي که در سال هاي قبل اگرچه برطبق منافع ما هم موضع گيري نمي کردند اما هم پيمان آمريکا در مقابل ايران هم نبودند، امروز هم رفتاري مشابه سال هاي قبل دارند؟ احمدي نژاد به چند کشور اروپايي سفر کرده است و يا با چند مقام ارشد اروپايي ديدار داشته است؟
فراموش نکنيم که در دوران رييس جمهور گذشته، طرح پيشنهادي ايران، گفتگوي تمدن ها مورد پذيرش جهاني قرار گرفت. فراموش نکنيم که رييس جمهور وقت آمريکا و نخست وزير وقت انگليس پاي صحبت هاي رييس جمهوري ايران در سازمان ملل نشستند. حال اين ها را مقايسه کنيد با رفتار با طرح نفي هولوکاست و هاله نور در سازمان ملل.
مهمترين اتفاق سال گذشته در کشور همسايه ما، عراق، محاکمه صدام ديکتاتور اين کشور بود. دستگاه ديپلماسي کشورما چقدر در اين محاکمه حضور داشت؟ مگر نه اين است که بنابه گفته مسئولين کشور يکي از دلايل عقب ماندگي کشور، جنگ هشت ساله بوده است پس چرا ايران در محاکمه عامل عقب ماندگي خود حضور نداشت؟ آقاي خامنه اي آيا اين هم برگ موفقيت ديگري در عرصه سياست خارجي کشور مي باشد؟ چگونه است که صدام به خاطر حمله به کرد ها و کويت محاکمه مي شود اما جنايت اصلي او فراموش مي شود؟ آقاي خامنه اي مطمئنا روزهاي جنگ را فرموش نکرده اند ولي براستي چگونه به راحتي از اين حق مسلم مردم ايران گذشتند؟ هنوز عوارض جنگ از بين نرفته، هنوز جانبازان شيميايي و خانواده شهدا هستند. براستي کودکي که در سردشت به خاطر بمباران شيميايي صدام از نعمت زندگي محروم شد چه گناهي داشت؟ آيا او محق نبود که در دادگاه عامل مرگش (يا شهادتش)،مرگ او هم عنوان مي شد؟ گويا همين قدر که در روز عيد فطر ديکتاتور سابق عراق اعدام شود براي ما کافي است و حتي عده اي آن را به عنوان عيدي ملت ايران معرفي نمودند.
نکته ديگر در سخنراني رهبري، مقايسه استقبال مردم آمريکاي لاتين از احمدي نژاد و بوش بود. براستي آيا عدم استقبال از بوش و استقبال پرشور از احمدي نژاد توسط عده اي کمونيست و مارکسيست موفقيت تلقي مي گردد؟ نمي دانم چگونه است که در داخل کشور نيروها و افرادي با گرايش هاي مارکسيستي به عنوان دشمن نظام تلقي مي گردند اما در عرصه بين المللي افرادي با همان گرايش ها دوست و متحد استراتژيک.
چگونه رهبري اين افراد را در داخل کشور عامل و جيره خوار امپرياليسم معرفي مي کند در حاليکه در خارج از مرزهاي ايران آنها تبديل به مبارزين عليه امپرياليسم مي شوند که با آنها صندوق مشترک مبارزه با امپرياليسم تشکيل داده مي شود؟
نفرت از بوش و به صورت کل امپرياليسم و البته حمايت از ساير مبارزين با امپرياليسم قسمتي از خصلت هاي هواداران اين مکتب فکري شده است و نمي توان آن را موفقيت براي خود دانست. پس بهتر است به جاي آنکه با عکس يادگاري با کاسترو و چاوز و سوزاندن پرچم آمريکا افتخار کنيم به کارنامه کاري خود رجوع کنيم و البته به ديانت خود.
در حوزه داخلي هم بد نيست رهبري مشخص کند منظور ايشان از موفقيت چه بوده است هرچند که ايشان خود قول سخنراني مجزا در اين زمينه را داده اند.
حوزه اقتصاد آيا دچار موفقيت چشمگير شده است؟ آيا افزايش برداشت از حساب ذخيره ارزي موفقيت مي باشد؟ آيا افزايش مصارف و درآمدهاي دولت به حدود دو برابر متوسط برنامه سوم و البته کاهش نرخ رشد اقتصادي موفقيت مي باشد؟ افزايش نرخ تورم آيا موفقيت مي باشد؟ آيا قيمت گوجه فرنگي، مرغ، سيب زميني موفقيت مي باشد؟ آيا تخم مرغ دانه اي صد تومان موفقيت مي باشد؟ آيا سقوط ارزش سهام بورس اوراق بهادار تهران موفقيت محسوب مي شود؟ آيا دخالت دولت در شرکت هاي خصوصي موفقيت است؟ و جالبتر آنکه ابلاغيه اصل ۴۴ قانون اساسي مبني بر خصوصي سازي هم صادر مي شود. آيا ايجاد اختلال در اقتصاد موفقيت تلقي مي گردد و يا حدودا صفر شدن سرمايه گذاري خارجي در حوزه نفت؟ آيا کوپني کردن مجدد اقتصاد موفقيت تلقي ميگردد؟ کساني که آمده بودند که قيمت ها را تثبيت کنند و البته پول نفت را سر سفره هاي مردم بياورند چه موفقيتي را در اقتصاد کشور ايجاد کرده اند؟ آيا کشف دو کشتي قاچاق بنزين در جنوب کشور در عرض کمتر از يک هفته موفقيت مي باشد و يا ضعف و شکست در اقتصاد؟ کدام وعده اقتصادي محقق شده است؟ حتي کوپني شدن بنزين هم محقق نشد؟ رهبري سخن از کدام موفقيت در عرصه اقتصاد مي زند؟ تفاوت ميان موفقيت ها و شکست ها چقدر بوده است؟ آيا وابستگي به نفت در بودجه کشور کاهش يافته است و يا اينکه نرخ واردات کشور کاهش يافته است؟ آيا تبديل تراز ارزي مثبت به منفي موفقيت مي باشد؟ آيا عدول از برنامه توسعه چهارم موفقيت مي باشد؟ طبق برنامه چهارم توسعه هر سال بايد نرخ رشد اقتصادي کشور ۸ در صد باشد اما در سال ۱۳۸۵، اين نرخ مقداري برابر ۵ درصد داشت حال آنکه مقدار متوسط اين نرخ طبق سال هاي برنامه سوم برابر ۵.۴ درصد بوده و البته مقدار درآمدهاي کشور هم به طور متوسط نصف مقدار سال ۱۳۸۵، آيا اين نرخ رشد اقتصادي موفقيت تلقي ميگردد؟ آيا تغيير ساعت هاي کشور عملي کارشناسي شده و عامل موفقيت براي اقتصاد کشور بوده است و يا اينکه زيان هاي آن بيشتر از موفقيت هاي آن مي باشد؟ براستي رتبه ريسک اقتصادي ايران امروز چه عددي مي باشد؟ قرار گرفتن در دهه انتهايي ليستي متشکل از ۱۶۵ کشور و همرده شدن با کشورهايي مانند چاد آيا موفقيت مي باشد؟
در حوزه داخلي چه موفقيت هايي داشته ايم؟ در عرصه فرهنگ چه رويداد مهمي رخداده است؟ به جز محدوديت ها و سانسور؟ بد نيست آقاي خامنه اي نگاهي به عرصه کتاب داشته باشند؟ صداي اعتراض ناشران فعال کشور را ببيند ؟ حذف یارانه کتاب در عین افزایش یارانه بنزین چه معنی و مفهومی می تواند داشته باشد؟ مگر نه این است که عرصه فرهنگ عرصه ای بسیار مهم و حیاتی می باشد. اینکه امروز مهمترین مدافعین آقای احمدی نژاد در زمان انتخابات به یکی از مهمترین منتقدان آن تبدیل شده اند، موفقیت می باشد؟ آیا دخالت مجلس در برخی حوزه های اجرایی مانند تغییر ساعت بانک ها، موفقیت می باشد؟
هر چند نباید در این میان منکر برخی پیشرفت ها و موفقیت های علمی شد اما بحث مهمتر آن است که وزنه موفقیت ها بیشتر بوده است و یا وزنه تلخکامی ها و شکست ها؟ آیا نمی توانستیم به این موفقیت ها با هزینه ای به مراتب پایین تر و کمتر رسید و کشور را در آستانه بحران قرار نداد؟
|